معناشناسی ارتباطات انسانی در مراسم تشییع «آقای شهید ایران»
- شناسه خبر: 88191
- تاریخ و زمان ارسال: 12 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
دکتر آرش شایستهنیا ـ پژوهشگر ارتباطات انسانی
مراسم تشییع «آقای شهید ایران» در مشهد را باید یکی از گستردهترین، پیچیدهترین و در عین حال برجستهترین صحنههای «ارتباطات انسانی» در «تاریخ اجتماعی ایران» دانست؛ صحنههایی که در آن تمامی عناصر ارتباطی در سطحی چندلایه، همزمان و درهمتنیده فعال گردیدند تا تجربهای مشترک از سوگواری، هویت، هیجان ، معنا و کنش جمعی را پدید آوردند. این مراسم نه صرفا یک «تجمع سیاسی» یا «مذهبی»، بلکه یک «رویداد ارتباطی» است که در آن تنها، فضاها، نمادها، صداها، هیجانها، روایتها و حافظه تاریخی در شبکهای واحد عمل کردند و معناهای اجتماعی ـ فرهنگی را باز تولید نمودند که باید از چند منظر آنها را مورد توجه قرار داد.
از منظر جامعهشناسی «آیین»ها، چنین رویدادی را باید به مانند یک «آیین ارتباطی» فهم کرد؛ آیینی که در آن کنشهای انسانی حامل معناهای نمادینی هستند که از طریق تکرار، همزمانی، سازماندهی فضایی و حضور جمعی، هویت مشترک را تقویت میکنند.
با نگاه جامعهشناسی «سوگ» نیز چنین لحظهای نه صرفا یک واقعه احساسی، بلکه یک «فرآیند اجتماعی» است؛ فرآیندی که در آن، جامعه با استفاده از ساز وکارهای نمادین، کلامی و بدنی، «فقدان » را معنا میکند تا آن را در ساختار ذهنی و تاریخی خود جای دهد و در نهایت از منظر روانشناسی «احساس» نیز این مراسم، نقطه تمرکز هیجانهای پراکنده فردی است؛ هیجانهایی که در فضایی مقدس، با حافظه تاریخی و معنوی شدت مییابند و در قالبی هماهنگ و جمعی بروز پیدا میکنند.
در این میان، ارتباطات «کلامی» و «غیرکلامی» دو محور اصلی شکلدهنده تجربه سوگاند؛ دو محوری که در تعامل با یکدیگر، ساختار احساسی و معنایی مراسم را میسازند: «ارتباطات کلامی»، زبان معنا و هدایتاند و «ارتباطات غیرکلامی»؛ زبان بدن، سکوت، نماد و هیجان. این دو؛ در کنار هم، شبکهای پیچیده از پیامها را تولید میکنند که نه تنها احساسات جمعی را بیان مینماید، بلکه آنها را سازماندهی و تثبیت میسازد و آنگاه که جریان این رویداد عظیم تاریخی در شهری مقدس که خود دارای لایههای پرمعنا و تاریخی است؛ شکل میگیرد و هر کنش جمعی در آن به شکلی چند برابر تولید معنا مینماید؛ تحلیل صحنههای آن میتواند ضمن کمک به درک عمیقتر از «ساختار روانی جامعه»، «الگوهای ارتباطی مردم» و «نحوه شکلگیری پیوندهای اجتماعی در برههها و لحظات حساس»، اهمیت علمی بررسی ارتباطات انسانی در این مراسم را برجسته تر میسازد.
***
«ارتباطات کلامی» در مراسم تشییع آقای شهید ایران در مشهد مقدس، یکی از مهمترین سازوکارهای شکلدهنده معنا، هیجان و انسجام جمعی است. گفتارها، صداها و نواها، شعارها و پیامهای شفاهی، نه تنها ابزار انتقال اطلاعات، بلکه ابزار تولید احساس مشترک و هویت جمعی هستند.
در این آیین، کلام نقش «هدایتکننده هیجان» و «سازنده معنا» را بر عهده دارد و شعارهای جمعی مهمترین شکل «ارتباط کلامی» در آن مراسم میشود که با تحلیل آن شعارهای شعورمند که مردم عزادار همزمان و هماهنگ با هم تکرار میکنند؛ کارکردهای دوگانه آن به دست میآید: از یکسو احساسات و هیجانها را تخلیه میکنند و از سوی دیگر، جمعیت را در یک ضرباهنگ واحد قرار میدهد که این هماهنگی، موجب «انسجام روانی» میگردد. به بیان سادهتر، افراد به خوبی احساس مینمایند که بخشی از یک «تن جمعی» هستند که این نوع گفتار هماهنگ با توجه به آموزهها و نظریههای علم «روانشناسی اجتماعی»، یکی از ابزارهای اصلی شکلگیری همزمانی هیجانی است.
نوحهها و خوانشهای آیینی در این مراسم نیز به عنوان یکی دیگر از عناصر «ارتباط کلامی» نقش مهم و تعیینکنندهای را در انتقال پیامهای «عاطفی» دارد تا آن جا که این آواها، نواها و نوحهها با زبان احساسی، سوگواری را از سطح «فردی» به سطح «جمعی» انتقال داده تا با کلماتی آشنا و تکرارشونده، حافظه تاریخی شیعی را متبلور نماید .
سخنرانیهای کوتاه و پیامهای رسمی این مراسم نقش«تنظیمکننده هیجان» را داشته است تا آن جا که هریک از آن سخنرانیها، با برجسته سازی معناهای سیاسی، تاریخی و یا هویتی مسیر احساسات جمعی را هدایت میکند.
از منظری دیگر؛ گفتوگوهای میان مردم نیز بخش دیگری از ارتباطات کلامی در این مراسم معنوی است. مردمی که در کنار پیکر پاک آقای شهید ایران هر کدام با بیان خاطرهای؛ باورها، غمها و احساسهای خود، «همزبانی» را با «همدلی» پیوند میزنند.
روی دیگر ارتباطات انسانی در این مراسم تشییع، «ارتباطات غیرکلامی» است. بر اساس نظریههای علم ارتباطات، «ارتباط غیرکلامی»، بیش از کلام بر «ذهن» و بر «دل» اثر میگذارد که در مراسم تشییع پیکر آقای شهید ایران نیز ستون اصلی شکلگیری «هیجان جمعی»، «انسجام روانی» و « معنای آیینی» همین نوع ارتباطات است.
در چنین رویداد سترگی، تنها، نگاهها، حرکتها، فاصلهها، اشیا و حتی فضا، همگی به رسانههای انتقال پیام تبدیل میشوند؛ پیامهایی بدون کلام، اما بسیار اثرگذار. از منظر جامعهشناسی «سوگ»، ارتباطات غیرکلامی «بدن جمعی» را فعال میکند؛ یعنی بدنها، حرکات، سکوتها و اشکها تبدیل به زبان مشترک سوگ میشوند. روانشناسی «احساس» نیز، این ارتباطات را حامل هیجانهای خام و بیواسطهای میداند که پیش از آنکه در قالب کلام قرار گیرند، در قالب تن، بدن و رفتار ظهور و بروز مییابند؛ چرا که از منظر دانش «روان شناسی»؛ زبان بدن جمعیت مانند اشکها، مشتهای گرهکرده، دستهای برسینه، خمشدن سرها و یا نگاههای ماتم زده همگی حامل پیامهای پرمعنایی هستند.
بررسی این مراسم تاریخی به خوبی بیانگر آن است که در هم تنیدگی و تراکم جمعیت میلیونی، مهمترین پیام غیرکلامی این مراسم است. تنها و بدنهای نزدیک، حرکتهای موجی جمعیت و حضور چند ده میلیونی آن، نوعی«تن واحد» را ایجاد کرده است؛ تنی که نشاندهنده و بیانگر همدلی، همسرنوشتی و شدت سوگواری است که این فشردگی، میتواند پیام قدرت، انسجام و اهمیت « لحظه» را به مخاطبان خود منتقل نماید .
حرکتهای آیینی مانند راهرفتنهای آرام، توقفهای جمعی، بالا بردن دستها، تکان دادن پرچمها و بیراقها و همراهی همنفسی با پیکر، نقش مهمی در ایجاد این ضرباهنگ مشترک دارند. این ضرباهنگ، جمعیت را در یک «لحظه واحد» قرار میدهد و «سوگواری» را از سطح «فردی» به سطح «جمعی» ارتقا میبخشد.
چهرهها و نگاهها هم؛ هریک حامل پیامهای «عاطفی»اند. نگاههای خیره، اشکهای گونهها، چهرههای اندوهگین و سکوتهای طولانی، غم مشترک را بدون کلام منتقل میکردند. در روانشناسی «هیجان»، «چهره انسان» یکی از قویترین ابزارهای انتقال «احساس» است و در چنین مراسمی، همگامی آن با سکوتهای جمعی به عنوان عمیقترین شکلهای ارتباط غیرکلامی نقش کلیدی دارد چرا که در آیینهای سوگواری، «سکوت»، پیام احترام، اندوه و عظمت لحظه را منتقل میکند.
در این مراسم، اشیا و نمادهایی مانند لباسهای سیاه، پرچمهای سرخ و بیرقهای سیاه، عکسهای رهبر شهید و تمام نشانههای مذهبی، پیامهای نمادین را منتقل میکنند تا این سوگواری در چارچوب معنایی بزرگتری قرار گیرد.





