مرگ هر درخت، مرگ بخشی از زندگی ما است
- شناسه خبر: 64495
- تاریخ و زمان ارسال: 20 مرداد 1404 ساعت 07:17
- بازدید :

گفتوگو ـ پروین شهسواری: آفتاب هنوز از پشت گردنههای قزوین سرک نکشیده بود که «آقای جواد توکلی» جنگلبانی برآمده از زادبوم الموت با قدمهایی محکم و چهرهای آکنده از امید، خود را در میان ردیف ستبر بلوط جنگل حسینآباد طارم یافت. او که سالها است صدای نجواهای خاموش درختان را میشنود و نبض زندگی را در تاروپود ریشهها مینگرد، امروز بهعنوان «جنگلبان نمونه ملی» برگزیده شده تا پیام روشن خود را از اعماق دیار مینودری قزوین به گوش همه برساند که «مرگ هر درخت، مرگ زندگی است».
در این گفتوگو همراه با مردی پا به رکاب حیات، خواهیم رفت به دل رازهایی که برگبهبرگ از سینه زمین بیرون میآیند، از نبرد بیوقفه با آفت و خشکسالی تا لبخند سبزِ جوانههای بهاری او نه فقط نگهبان درختان که حافظ شرافت سرزمین و میراث آب و خاک است؛ مردی که نفس میکشد تا جنگل زنده بماند و از هر شاخهای، قصهای از امید و زندگی را روایت کند.
آقای توکلی از روزهای آغازین جوانیاش آموخته که هر درخت، نه تنها یک تنه چوب و برگ، بلکه دفترچهای است پر از خاطرههای آب، خاک، باد و آفتاب؛ دفترچهای که اگر در آن خطی کمرنگ شود، قصهی حیات ما هم کمرنگ خواهد شد. حفاظت از جنگل برای او صرفا جنگ با تبر و آتش و آفت نیست، بلکه گرامی داشتن پیمان با طبیعت و پاسداری از سند زندگی آینده است.
توکلی میگوید: «عشق به طبیعت یعنی لبخند سبز جوانهای که در گلوی زمین میشکفد، حتی وقتی بادی سرد میوزد یا سوز زمستانی استخوانها را میلرزاند.» او معتقد است قلب انسان، همچون طبیعت، تشنه لطف و مهر است. هر بار که کودکی قد میکشد و در کنار یک کاج نوپا میایستد، آموخته که مسئولیتی سنگین اما شیرین بر دوش دارد. نگهداری از «خانهی دوم» خویش. خانهای که دیوارهایش از شاخه و شاخسار، و سقفش از آسمان آبی و ابرهای بارانی ساخته شده است.
به مناسبت نهم مردادماه روز جهانی جنگلبان، با او به جنگلی سفر میکنیم که هر درخت، سپری است در برابر فرسایش خاک و خیزش سیل؛ هر برگ، پیامآور مهرورزی ما است با زمین. در این گفتوگو، از عشق ساده و ریشهداری خواهیم شنید که در دل یک جنگلبان، چنان استوار مانده که میتواند تندباد بیتوجهی ما را هم آرام کند و نهال امید را بر دلهای خشک بکارد.
n لطفا خودتان را معرفی کنید و از سابقه کاریتان بگویید.
بنده کارشناس یگان حفاظت منابع طبیعی شهرستان قزوین هستم و از تیرماه ۱۳۹۷ فعالیتم را به عنوان سرباز امریه در اداره منابع طبیعی شهرستان قزوین آغاز کردم و بعد از پایان خدمت، به عنوان نیروی شرکتی در همان اداره مشغول به کار شدم. رشته تحصیلیام کارشناسی ارشد سازههای چوبی است و از ابتدای ورود به این عرصه با علاقه و جدیت مسیرم را ادامه دادم.
n چه چیزی باعث شد به این شغل علاقهمند شوید؟
از دوران کودکی، وقتی در زادگاه پدریام در روستای خشکچال (بخش الموت شرقی) با طبیعت بکر و زیبای منطقه زندگی میکردم، علاقه به منابع طبیعی در من شکل گرفت. آن مناظر و ارتباط نزدیک با طبیعت باعث شد عاشق این شغل شوم و حالا با تمام وجود در این مسیر فعالیت میکنم.
n آیا در خانوادهتان کسی در این زمینه فعال بوده است ؟
خیر، کسی به صورت مستقیم در این حوزه نبوده است؛ اما خانوادهام همیشه حامی من بودند. انتخاب این مسیر کاملا از روی علاقه شخصی و پشتکار خودم بوده است .
n یک روز کاری شما چطور میگذرد؟
ساعت کاری ما در یگان حفاظت منابع طبیعی است، اما در واقعیت، ما ۲۴ ساعته در آمادهباش هستیم. بهخصوص در فصل تابستان که خطر آتشسوزی به شدت بالا میرود. تماسهای مردمی از طریق سامانههای ۱۵۰۴ و ۱۳۹ برای ما خیلی مهم است و باعث میشود همیشه گوش به زنگ باشیم تا بتوانیم در سریعترین زمان ممکن وارد عمل بشویم و از طبیعت حفاظت کنیم.
n مهمترین مسئولیت یک جنگلبان در منطقه قزوین چیست؟
مهمترین وظیفه ما، حفاظت از مراتع استان است؛ از پایش و گشتزنی تا جلوگیری از تصرف و تخریب، مبارزه با آتشسوزی، قاچاق چوب و ورود دام غیرمجاز. بسته به فصل، نوع ماموریتها متفاوت است بهار ـ بیشتر درگیر دام غیرمجاز هستیم،تابستان ـ اولویت با اطفای حریق، پاییز ـ زمان کاشت نهال و مقابله با تصرف زمین و در زمستان ـ جلوگیری از قطع غیرمجاز درختان.
n فعالیتهای ترویجی هم دارید؟
بله، هر سال چندین بار در مدارس برای دانشآموزها کلاس برگزار میکنیم و به زبان خودشان از اهمیت حفظ طبیعت و منابع طبیعی میگوییم. همچنین آموزش مقابله با آتشسوزی برای روستاییان هم هر ساله انجام میشود که تاثیر زیادی در پیشگیری از حوادث دارد.
n به عنوان یک جنگلبان، بزرگترین چالش در منطقه چه مواردی هستند؟
آتشسوزیها، بهویژه در فصل تابستان، یکی از مهمترین چالشهای ماست. همچنین تصرف غیرقانونی اراضی ملی، کمبود نیرو و تجهیزات، و در سالهای اخیر، خشکسالی شدید، فشار زیادی به عرصههای طبیعی وارد کردهاند و کار ما را دشوارتر نمودهاند.
n آیا تاکنون شرایط خطرناکی را تجربه کردهاید؟
بله، در پاییز سال ۱۴۰۳، برای برخورد با یک دامدار که بهصورت غیرقانونی در مرتع چادر زده بود، به محل اعزام شدم. در حال مستندسازی و عکسبرداری برای ارسال به مراجع قانونی بودم که پس از چند ساعت، آن فرد چند نفر دیگر را خبر کرد و اقدام به ضربوشتم من کرد. خوشبختانه اهالی روستا به کمک آمدند و از بدتر شدن شرایط جلوگیری شد.
n برخورد با متخلفان چگونه انجام میشود؟
اولویت ما همیشه با تذکر و پیشگیری است. اگر فردی برای بار اول مرتکب تخلفی شود، تلاش میکنیم با صحبت و آگاهیبخشی موضوع را حل کنیم. اما در صورت تکرار، موضوع را از طریق دستگاه قضایی پیگیری میکنیم. قانون پشتیبان ماست و در این مسیر طبق قانون عمل میکنیم.
n همکاری مردم محلی چگونه است؟
خوشبختانه همکاری مردم با جنگلبانان بسیار خوب است. مردم، ما را دوست دارند؛ به ما احترام میگذارند و این برای من بسیار ارزشمند است. واقعیت این است که بیش از ۹۵ درصد گزارشهای ما توسط خود مردم داده میشود. آنها دلسوز طبیعت اطرافشان هستند و من به عنوان یک سرباز کوچک طبیعت، دستانشان را میبوسم.
باید یادآور شوم که حفاظت از جنگلها وظیفهای همگانی است. مردم باید مأموران منابع طبیعی و محیط زیست را در مقابل خود نبینند، بلکه خود را در کنار آنها و در برابر طبیعت مسئول بدانند. تنها در این صورت است که میتوانیم این میراث ارزشمند را سالم به آیندگان برسانیم.
n حمایت نهادهای مردمی یا NGOها چطور است؟
در حال حاضر این مشارکت محدود است، اما ظرفیت رشد بالایی دارد. لازم است سازمانهای مردمی و NGOها بیش از پیش وارد میدان شوند و در کنار ما قرار بگیرند.
n برای جلب مشارکت بیشتر چه برنامهای دارید؟
یکی از اقدامات من، پیگیری صدور کارت «همیار طبیعت» برای علاقهمندان است. بارها پیش آمده که افراد پس از شنیدن توضیحات من، حس مسئولیت بیشتری نسبت به طبیعت پیدا کردهاند. مدارکشان را جمعآوری و روند دریافت کارت را پیگیری میکنم. همچنین از آنها میخواهم در صورت مشاهده هرگونه تخلف، از طریق سامانههای ۱۵۰۴ و ۱۳۹ اطلاعرسانی کنند.
فرهنگسازی برای حفاظت از منابع طبیعی، وظیفه همه ماست؛ از کارشناسان منابع طبیعی گرفته تا مردم عادی. مرگ هر درخت، مرگ بخشی از زندگی ماست. به همین خاطر، چه در جلسات و دیدارها، چه در کوچه و بازار، و حتی در فضای مجازی، همواره در حال ترویج این فرهنگ هستم.
n مهمترین تهدیدهای زیستمحیطی در قزوین چه مواردی هستند؟
در استان قزوین با تهدیدات متعددی مواجه هستیم، اما دو مورد بسیار مهم و مداوم، یکی آفت گیاهی «دارواش» است و دیگری «پروانه دمقهوهای». دارواش نوعی انگل نیمهانگل است که به درختان زالزالک حمله میکند و با مکیدن شیرهی آنها باعث ضعف، توقف رشد و حتی مرگ درختان میشود. خوشبختانه اداره منابع طبیعی هر ساله با استفاده از پیمانکاران و مبارزه مکانیکی برای کنترل آن اقدام میکند.
پروانه دمقهوهای نیز یکی از آفات خطرناک جنگلهای بلوط در منطقه طارم سفلی است که در فصل رشد برگها به شدت فعال میشود و به دلیل قدرت تولیدمثل بالا، خسارات زیادی وارد میکند. مقابله با آن نیز با حمایت و نظارت منابع طبیعی در حال انجام است.
n آیا تغییرات اقلیمی در این تهدیدات محیط زیستی تأثیرگذار بوده است؟
قطعا. کاهش بارندگی و خشکسالی در سالهای اخیر تاثیر جدی بر منابع طبیعی گذاشته. کمبود آب، کاهش رطوبت خاک و در نتیجه، افزایش چشمگیر تعداد آتشسوزیها را در پی داشته است. از طرف دیگر، خشکسالی موجب کمبود علوفه برای دامها شده که درگیری با دامداران را افزایش داده و حساسیت حفاظت از اراضی ملی را بیشتر کرده است.
n از گونههای خاص مناطق طبیعی قزوین بگویید؟
جنگلهای بلوط در منطقه طارم از مهمترین زیستگاهها هستند. در کنار آنها، گونههایی مثل بنه (پسته وحشی) هم وجود دارد. مراتع استان نیز تنوع گیاهی بالایی دارند؛ مثلا گیاه دارویی «سیابان» که پس از ذوب برفها از زیر بوتههای گون رشد میکند، یکی از گونههای خاص منطقه ماست.
n به عنوان فردی که عاشقانه درخدمت طبیعت و محیطزیست است اگر امکانات و اعتبار داشتید، چه میکردید؟
اولین اقدامم، افزایش تعداد نیروهای یگان حفاظت بود. واقعا با این حجم وسیع از مسئولیتها، تعداد نیروها پاسخگو نیست. مثلا در بخش ما، که علاوه بر ماموریتهای حفاظتی، پشتیبانی منطقه را هم به عهده دارد، تنها سه نیروی فعال حضور دارند. این کمبود، فشار کاری زیادی ایجاد میکند و توان پاسخگویی در بحرانها را پایین میآورد.
n جنگلبان نمونه چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
یک جنگلبان نمونه، پیش از هر چیز باید عاشق طبیعت باشد. این عشق پایهی همهچیز است. در کنار آن، مسئولیتپذیری، آگاهی از اصول ایمنی، توان جسمی، مهارت در حل مساله، آشنایی با قوانین مرتبط و دانش تخصصی از جمله موارد مهمی هستند که طی سالها و با حضور در کارگاههای آموزشی بهدست میآیند.
n از خاطرات خوب و تلخ سالهای جنگلبانی بگویید؟
در یکی از آتشسوزیهای تابستان، شاهد صحنهای بودم که همیشه در ذهنم ماند. صدای ترسناک جانورانی که از دل آتش فرار میکردند هنوز در گوشم هست؛ آن لحظه واقعا فهمیدم «خانه سوختن» یعنی چه. این تجربه تلخ یکی از دلایلی شد که عشقم به حفاظت از طبیعت را عمیقتر کرد.
اما خاطرات خوب هم کم نیست. یکی از زیباترینها برای من، اولین بار بعد از مهار یک حریق در روستای سنگان طارم سفلی بود که شروع به نهالکاری کردیم. حالا بعد از چند سال، همان نهالها با لطف خدا رشد خوبی داشتند و دیدنشان به ما امید دوباره داد.
n پیامی برای نسل جدید؟
تنها خواهشم این است که نسل جدید، همیار ما در حفاظت از طبیعت باشند. جنگلبان بدون همراهی مردم، قدرت چندانی ندارد. ما قدرت خود را از دوستداران طبیعت میگیریم و امیدواریم نسل امروز، بیش از گذشته در کنار ما باشد تا آیندگان هم از این میراث بهرهمند شوند.
از رسانه وزین ولایت نیز تشکر میکنم که با یک جنگلبان همصحبت شد تا صدای ما شنیده شود و مردم ما را بیشتر بشناسند.










