مجردها؛ پرستاران بیحقوق خانواده
- شناسه خبر: 86274
- تاریخ و زمان ارسال: 17 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

گزارش: آرزو سلخوری
صدای زنگ تلفن نیمهشب، برای بسیاری از مردم خبر از اتفاقی غیرمنتظره میدهد؛ اما برای بعضی از زنان و مردان مجرد بالای ۳۰ یا ۴۰ سال، این زنگ آغاز یک مسئولیت تکراری است؛ تماس با اورژانس، رساندن پدر یا مادر به بیمارستان، تهیه دارو، ایستادن در صف داروخانه، امضای برگههای بستری، پرداخت هزینههای درمان و شبزندهداری کنار تخت بیماری که سالهاست تنها امیدش فرزند مجرد خانواده است.
در بسیاری از خانوادهها، تقسیم مسئولیت مراقبت از والدین سالمند یا بیمار، آنگونه که باید عادلانه نیست. گویی مجرد بودن، به معنای «همیشه در دسترس بودن» تلقی میشود. خواهرها و برادرهای متأهل، هر کدام به دلیل مشغله زندگی، فرزند، کار یا فاصله مکانی، سهم کمتری از این مسئولیت را بر عهده میگیرند و بار اصلی، ناگفته و نانوشته، بر دوش کسی میافتد که هنوز ازدواج نکرده است.
«تو که مجردی، وقت داری»
فاطمه ۵۴ سال دارد، هیچگاه ازدواج نکرده است. نه به این دلیل که نمیخواست، بلکه به گفته خودش، بیماری طولانیمدت مادر و پدر، زندگیاش را در مسیری دیگر قرار داد.
وی میگوید: مادرم حدود ۱۰ سال بیمار بود. از همان روزهای اول، تقریباً تمام مسئولیت مراقبت از او روی دوش من افتاد. هر بار حالش بد میشد، خودم با اورژانس تماس میگرفتم، خودم همراهش تا بیمارستان میرفتم، آزمایشها را انجام میدادم، دارو میخریدم و شب تا صبح کنار تختش میماندم.
فاطمه با تلخی ادامه میدهد: خواهرها و برادرهایم میگفتند تو که مجردی، کاری نداری، تو انجام بده. انگار مجرد بودن یعنی هیچ مسئولیت و زندگی شخصی دیگری نداری.
فاطمه بیان میکند: حقوق بازنشستگی مادر، پاسخگوی هزینههای درمان نبود و بسیاری از مخارج را با قرض گرفتن از دیگران انجام میدادم، گاهی هزینه داروها چند میلیون تومان میشد. اگر آزمایش یا تصویربرداری لازم بود، باز هم من باید جور میکردم. هیچکس نمیپرسید خودت از کجا میآوری یا چطور زندگی میکنی.
فاطمه تصریح میکند: سختترین بخش ماجرا، خستگی جسمی نبود؛ بلکه احساس تنهایی بود، گاهی چند شب در بیمارستان بیدار میماندم. انتظار داشتم یکی بیاید چند ساعت جایم را بگیرد؛ اما تلفن میکردند و فقط میپرسیدند حالش چطور است. آخرش هم میگفتند تو که آنجایی، خودت انجام بده.
مراقب همیشگی
کارشناسان حوزه سالمندی معتقدند با افزایش امید به زندگی و بالا رفتن جمعیت سالمندان، نقش مراقبان خانوادگی بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. در بسیاری از موارد، این مراقبت بدون دریافت دستمزد، آموزش یا حتی حمایت روانی انجام میشود.
با این حال، در برخی خانوادهها این مسئولیت به شکل نابرابر میان فرزندان تقسیم میشود و معمولاً فرزند مجرد، به دلیل تصور در دسترس بودن، بیش از دیگران درگیر مراقبت میشود.
۶ خواهر و برادر دارم، اما انگار فقط من فرزند مادرم هستم
محمد ۴۷ ساله است. او نیز هرگز ازدواج نکرده و اکنون مسئولیت مراقبت از مادرش را بر عهده دارد.
وی با صدایی خسته میگوید: همه کارهای خانه را خودم انجام میدهم. خرید، آشپزی، نظافت، بردن مادرم به دکتر، تهیه دارو؛ همه چیز با من است.
چند روز پیش، مادرش به دلیل سکته قلبی در بیمارستان بستری شد.
محمد میگوید: وقتی مادرم را به بیمارستان آوردم، به همه خواهرها و برادرها زنگ زدم. ۶ نفر هستند، اما نه تنها هیچکدام نیامدند، بلکه بعضیهایشان گفتند تو خوب مراقبت نکردی که مامان سکته کرده است!
وی مکثی میکند و ادامه میدهد: این حرف بیشتر از هر چیزی آزارم داد. مادرم به خاطر ناراحتی شدیدی که بعد از فروش زمینش توسط سه برادرم برایش پیش آمد، دچار شوک شد و بعد سکته کرد. اما تقصیر را گردن من انداختند.
محمد میگوید: وقتی همه مسئولیتها روی دوش یک نفر باشد، طبیعی است که خسته شود. اما کسی خستگی تو را نمیبیند؛ فقط انتظار دارند همیشه آماده باشی.
مسئولیتی که دیده نمیشود
مراقبت از والدین، یکی از ارزشمندترین جلوههای همبستگی خانوادگی است؛ اما این مسئولیت زمانی به یک آسیب اجتماعی تبدیل میشود که میان اعضای خانواده به شکل عادلانه تقسیم نشود.
در بسیاری از خانوادهها، تصور نادرستی وجود دارد که فرزند مجرد، چون همسر و فرزند ندارد، باید بیشتر از دیگران وقت و انرژی خود را صرف مراقبت از والدین کند. این نگاه، گاهی به فرسودگی جسمی و روانی مراقب منجر میشود و احساس بیعدالتی را در او افزایش میدهد.
فرزند مجرد معمولاً تنها همراه بیمار است
الهام، پرستار یکی از بیمارستانهای قزوین، میگوید: این صحنه برای کادر درمان ناآشنا نیست. در بسیاری از پروندهها، وقتی با همراه بیمار صحبت میکنیم، متوجه میشویم تنها کسی که از ابتدا تا انتهای بستری کنار پدر یا مادر مانده، فرزند مجرد خانواده است. او کارهای پذیرش، تهیه دارو، آزمایش، ترخیص و حتی پرداخت هزینهها را انجام میدهد؛ در حالی که دیگر اعضای خانواده فقط تلفنی پیگیر هستند یا گاهی اصلاً حضور پیدا نمیکنند.
وی ادامه میدهد: بارها دیدهام همراه بیمار از شدت خستگی روی صندلی بخش خوابش برده است. وقتی از او میپرسم کسی نیست چند ساعت جای تو را بگیرد، جواب میدهد خواهرها و برادرها هر کدام زندگی خودشان را دارند و چون من مجردم، همه انتظار دارند همیشه کنار پدر یا مادر باشم.
این پرستار معتقد است فرسودگی مراقبان خانوادگی کمتر از خود بیماران دیده میشود و میگوید: همه نگران حال بیمار هستند، اما کمتر کسی میپرسد حال کسی که ماهها یا سالها بار مراقبت را به تنهایی به دوش کشیده چگونه است. این افراد هم به حمایت روحی، استراحت و همراهی خانواده نیاز دارند.
مجرد بودن، برای برخی خانوادهها به معنای «همیشه در دسترس بودن» تعبیر میشود؛ برداشتی که میتواند سالها زندگی، فرصتهای شخصی و آرامش روانی یک انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
مراقبت از پدر و مادر، بیشک از ارزشمندترین جلوههای مسئولیتپذیری و مهرورزی است، اما این مسئولیت زمانی معنا پیدا میکند که میان همه فرزندان تقسیم شود. شرایط تأهل، داشتن فرزند یا مشغله کاری، نباید بهانهای برای واگذار کردن تمام بار مراقبت به یک نفر باشد؛ زیرا فرسودگی جسمی و روانی مراقب، در نهایت کیفیت مراقبت از سالمند را نیز کاهش میدهد.
شاید زمان آن رسیده باشد که خانوادهها درباره تقسیم مسئولیت گفتوگو کنند و سهم هر یک از فرزندان را بپذیرند. پدر و مادر، متعلق به همه اعضای خانواده هستند و مراقبت از آنان نیز باید مسئولیتی مشترک باشد؛ مسئولیتی که بر پایه همدلی و عدالت تقسیم شود، نه بر اساس مجرد یا متأهل بودن فرزندان.
مراقبت، مسئولیت همه فرزندان است
قانون و اخلاق، مراقبت از والدین را مسئولیتی مشترک میان فرزندان میدانند. تفاوتی ندارد که فرزند مجرد باشد یا متأهل؛ زن باشد یا مرد. تقسیم مسئولیت، مشارکت در هزینهها، حضور در بیمارستان، همراهی در مراجعههای پزشکی و حمایت عاطفی، همگی میتوانند بخشی از این وظیفه مشترک باشند.
شاید وقت آن رسیده باشد که خانوادهها، پیش از آنکه یک نفر زیر بار مراقبت فرسوده شود، مسئولیتها را دوباره میان خود تقسیم کنند. مراقبت از پدر و مادر، نشانه عشق و وفاداری است، اما این عشق زمانی معنا پیدا میکند که همه اعضای خانواده سهم خود را بپذیرند.
شاید بزرگترین مطالبه این زنان و مردان، نه قدردانی، بلکه عدالت باشد؛ اینکه در روزهای سخت، تنها نمانند و بار مراقبت از عزیزترین افراد زندگیشان، تنها بر شانههای آنها سنگینی نکند.








