قزوین خاستگاه من است
- شناسه خبر: 48216
- تاریخ و زمان ارسال: 7 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
کاپیتان در فراخی جهان به شکوفههای پیش از موعدی میاندیشد که هنوز پاییزان به آخر نرسیده، خبر از حضور عجیب بهاران میدهند. توپچی جدید هیرنفین که از بیتیمی خلاص شده، آماده است تا حریفان تا بندندان مسلح را در نبرد مرگ و زندگی شرمسار به رختکن بفرستد و دوباره ویترینها را به خود اختصاص دهد.
با علیرضا جهانبخش شاه کلید تیم ملی در روزهای مبادا از رسیدن به منزل مقصود سخن گفتیم و حرفهای کماندوی بافراستی را شنیدیم که با شنیدن نام قزوین، دلش برای روزهای کودکی و نوجوانیاش در این کهن شهر غنج رفت. گپ و گفت ولایت با پرچمدار یوزها در روزهایی که بوی صعود به جام جهان نما بیش از این استشمام میشود، پیشروی شماست.
* چرا دیر به اردوی تیم ملی پیوستی؟
ـ درگیری با بازیهای باشگاهی و ترافیک برنامهها اجازه نداد در تهران به تیم ملحق شوم و به ناچار با یک پرواز طولانی و خستهکننده خودم را به وینتانته رساندم و به تیم ملی ملحق شدم. آقای قلعهنویی در جریان زیر و بم سفر بود و نهایت همکاری را داشت تا بتوانم با طیب خاطر در خدمت تیم ملی باشم.
* برای دریافت ویزای آمریکای شمالی آمادهاید؟
ـ بله. شما دیدید که در لائوس اهداف تاکتیکی قابل تحققی از سوی کادر فنی ترسیم شد و با تمرکز روی نقاط ضعف کرهایهای چغر توانستیم سه امتیاز آن جدال حساس را بگیریم و به مرزهای جام جهانی برسیم. من فکر میکنم ما زودتر از وقت مقرر روادید آمریکای شمالی را از فیفا دریافت خواهیم کرد.
* برخی منتقدان از نمایشهای اخیر تیم ملی انتقاد کردهاند. از سازمان دفاعی تا خط آتش!
ـ این حق منتقدان است که از پنجره واقعیت به اتفاقات بنگرند و تلنگر بزنند، اما این را هم نباید فراموش کرد که مهمترین هدف این تیم راهیابی به بزرگترین جشنواره قرن است. اتفاقی که در آستانه تحقق آن هستیم. در پهنه فوتبال به نمایش زیبا هیچ امتیازی نمیدهند و برای رسیدن به جام جهانی فقط به جمع امتیازات نگاه میکنند. ما تیم هماهنگ و قدرتمندی هستیم و حتما در ادامه راه بیش از این به هارمونی خواهیم رسید.
* همه برای ایران خط و نشان میکشند. از قرقیزها با شمشیرهای آخته تا ازبکها و قطریها و اماراتیها؟
ـ بد به دلتان راه ندهید. خط و نشان جزیی از فوتبال است و این رجزخوانیها برای ما طبیعی است. ما سعی میکنیم به دور از کری در آوردگاه زودتر از رقیبان، شمشیرها را بکشیم و مجال خودنمایی را به مدعیان ندهیم. این تیم ملی با اتکا بر ظرفیت خود و به امید خدا مشکلی در افق پیشرو نخواهد داشت.
* افزایش سهمیه آسیا در جام جهانی پیشرو را چطور ارزیابی میکنی علیرضا؟
ـ با فرمت جدید، همه تیمها شانس رسیدن به جام جهانی را دارند و قطعا همه تیمها نسبت به مسابقات گذشته، به دنبال عرضه نمایشهای قابل قبولتری هستند تا هر طور شده رنگ جام جهانی را ببینند. امروز فوتبال تبدیل به یک صنعت شده و دیگر مختص تعدادی از کشورها نیست. من فکر میکنم افزایش سهمیهها و حضور تیمهای جدید گرمای دوچندان را به ارمغان خواهد آورد و تب فوتبال را در سرزمینهایی که سالها پشت دیوار جام جهانی بودند، بالا خواهد برد.
* انتظارش را داشتی در دیدار هیرنفین با گواهد ایلگز به میدان بروی؟
ـ من فقط سه جلسه با تیم تمرین کرده بودم و اصلا توقع بازی کردن نداشتم، اما آقای فن پرسی مرا از روی نیمکت بلند و راهی زمین کرد. شکر خدا او از بازی چند دقیقهای من کاملا راضی بود. امیدوارم بتوانم در باشگاه جدیدم ثمربخش باشم.
* مثل اینکه دوست داشتی در هلند بمانی. اینطور نیست؟
ـ بیتعارف هلند خانه دوم من است و در این سرزمین خوش آب و هوا و بسیار آرام راحتم. من سن زیادی نداشتم که به هلند آمدم و پیراهن نایمخن را پوشیدم. بعدها در آلکمار و روتردام هم روزهای خوبی را سپری کردم و همواره رابطه خوبی با تماشاگران داشتم. خوشحالم که به گفته سرمربی، با حضورم پازل فرایزیها را تکمیل کردهام و در خدمت این تیم ریشه دارم. تصورم این است یک فصل شکوهمند را در شهر هیرنفین بگذرانم و با اتکا به تجربه و آمادگی خواستههای کادر فنی را برآورده کنم. مابقیاش با خداست و او در همه حال مرا تنها نگذاشته است و همیشه وجودش را در زندگیام حس کردهام.
* چراغهای رابطه با عالیجناب رابین فنپرسی روشن است؟
ـ با نظر مستقیم او به هیرنفین آمدم و ششدانگ قبولم دارد. فنپرسی یک مربی ۴۱ ساله نوگرا و برخاسته از مکتب فاینورد است. آدمی مثل او که روزی در یونایتد همه را میخکوب میکرده، قطعا در این منصب موفق خواهد شد. همین چند روز پیش فنپرسی مصاحبه کرده و گفته خوشحالم علیرضا اینجاست و به ما کمک کند. فکر میکنم با التفات به اعتقاد فنپرسی به شیوه بازیام، امسال بیشترین راندمان را داشته باشم و دوباره در دیدها قرار گیرم.
* تو در این سالها شمایلی از ارادهای پولادین را به منصه ظهور گذاشتی. خودت چقدر به اراده علی جهان باور داری؟
ـ برای انجام هر کار بزرگی باید زحمت کشید، خون دل خورد و از بسیاری لذات چشم پوشید. من تا امروز تمام قد در خدمت فوتبال بودم و اعتقاد داشتم برای موفقیت روزافزون باید صدم را بگذارم. خوشبختانه مسیر خوبی را طی کردم و آن بالا یک نفر بیشترین توجه را به من کرد. تردید نکنید برای پیشروی در فوتبال آنهم در این سطح باید استوک فولادی پا کنی، اراده آهنین داشته باشی و کسری از ثانیه درگیر حاشیه نشوی.
* درباره قزوین هم بپرسیم. شهری که بذر رویاهای کودکانه علیرضا جهانبخش در کوچههای آن افشانده شد.
ـ بله من در این شهر باستانی قد کشیدم، به مدرسه رفتم و در زمینهای فوتبالش بازی کردم. گرچه اصالتا قزوینی نیستم، اما خانوادهام سالهاست در قزوین زندگی میکنند و از نهایت آسایش و آرامش برخوردارند. هر وقت که فرصتی بشود سری به خاستگاهم میزنم و خاطرات شیرین نونهالی و نوجوانی را با دوستانم مرور میکنم.
* مصاحبه را پینگپنگی جلو میبریم. یکی دو کلمه از ما و کمی احساس از تو. موافقی؟
ـ سخت نباشد. قرار نبود در دستانداز بیفتم (میخندد)
* جیرنده؟
ـ محل تولدم. خانه پدری، خطه سرسبز و بانشاط
* آنفیلد؟
ـ با ابهتترین استادیوم دنیا. لذت نود دقیقه بازی در آنفیلد همیشه با من هست.
* تفرج؟
ـ سفر، چشم دوختن به زیباییهای طبیعت. تنه ریف و بارسلون و البته شمال ایران.
* فیلم؟
ـ جولیتای ارواح. فیلمهای فدریکو فلینی.
* جهان منهای فوتبال؟
ـ قابل تصور نیست. حرفش را هم نزنید.
* ابر اسطوره؟
ـ کریستین رونالدو
* بهترین شغل در غیاب فوتبال؟
ـ مکانیکی خودرو.
* خاطره؟
ـ یاد بازی نفسگیر با آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۴ افتادم. آلبی سلسته در مشتمان بود. هزار حیف.
* صدا؟
ـ انریکه ایگلسیاس و صدای زخمیاش.
* تصویر؟
ـ تصویر تمام قد کریستین رونالدو در تیوی. او یک انسان واقعی است.
* ناکامی؟
ـ از دست رفتن جام قهرمانی اردیویسه. داغم را دوباره تازه کردید.
* مرگ؟
ـ همه ما رفتنی هستیم.
* و علیرضا جهانبخش؟
ـ عاشق وطن، دوستدار صلح









