کشتهسازی به نفع کیست؟
- شناسه خبر: 76501
- تاریخ و زمان ارسال: 5 بهمن 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
عقلانیترین اقدام برای مقصریابی بعد از بروز هر فاجعه، این است که ببینیم چه کسانی از آن جنایت سود میبرند.
نه اینکه همه فجایع به دلیل منفعتطلبی افرادی خاص باشد؛ زیرا اتفاق میافتد که بیتجربگی یا ندانمکاری باعث حوادثی بشود. اما اتفاقات بدون انگیزه، مورد بحث تحلیلهای سیاسی نمیباشد.
در فاجعه اغتشاشات اخیر مثل یک تحلیلگر بیطرف و منصف بررسی کنیم که چه کسانی از خون و خرابی سود میبرند و آن سود را لااقل در مظان اتهام قرار بدهیم.
آن که سلاح دارد؛ ثروت هم دارد؛ رسانه هم دارد؛ میتواند در یک کشور اتفاقاتی را رقم بزند که افکار عمومی فقط تماشاچی باشد.
اقدامی که ترامپ در ونزوئلا کرد بیسابقه بوده است. با توجه به مصونیت سیاسی رهبران همه کشورها؛ رئیس جمهور آمریکا چند هلیکوپتر و دو سه تا موشک فرستاد و رئیس جمهور یک کشور مستقل را از رختخوابش بیرون کشید و به اسارت برد.
افکار عمومی چه کرد؟ هیچ، فقط نگاه. رسانهها چه نوشتند؟ محاکم بینالمللی چه گفتند؟ اینکه احتمال تبانی در این قضیه وجود داشته باشد؛ از اهمیت این آدم دزدی بیسابقه کم نمیکند.
آمریکا سالهاست که افتخار رهبری رسانهای جنگ با تروریسم را یدک میکشد. در حالی که اسرائیل متحد استراتژیک آمریکا، اسماعیل هنیه و رهبران حماس و حزبالله را در کشور ثالث ترور و اعلان هم میکند و آب از آب هم تکان نمیخورد!
شهید سلیمانی بزرگترین بازدارنده تفکر تروریستی داعش، به چه متهم بود؟ به ترور! بله به این قهرمان ضد تروریسم به مدد رسانههای ثروت و قدرت، انگ تروریست زدند! و از قضای روزگار باز هم آمریکا در یک کشور ثالث، ایشان را به شهادت رسانید و ترامپ در کمال وقاحت اعلام کرد که دستور مستقیم ترور شهید سلیمانی را خودش داده است.
افکار عمومی نبضش دست رسانههاست. حتی سوال هم نمیکنند این چه معامله یک طرفهای است که کسی را ترور میکنی و به او انگ تروریست هم میزنی؟!
نه اینکه دنیا نفهمد؛ میفهمد. اما رسانه میتواند چنین مجموعه متناقضی را به خوردش بدهد و او هم سکوت کند.
£
منابع رسمی داخلی تعداد کشتهشدگان فاجعه اخیر را 3117 نفر اعلام کردند که 2427 نفر آن شهدای نیروی انتظامی یا بسیج بودند.
خوب معلوم است که افکار عمومی، حتی داخلی هم این را باور نمیکند. چرا؟ چون چنان زمینه رسانهای ما ضعیف و دشمن قوی است که حتی خودیها هم این را باور نمیکنند!
به مثابه حکایت ملانصرالدین که گفت: مرکز زمین همین جاست. اگر باور نداری گز کن؛ اگر این آمار را باور ندارید؛ بگویید کدام آمار مستند وجود دارد که حتی به میزان واقعیِ کشتهشدگان نزدیک باشد؟
بیبیسی به استناد شاهدان عینی! میگوید: دوازده هزار نفر و اینترنشنال میگوید: خودم شمردم بیست هزار نفر!! و تازگی هم میگویند: اینترنت ایران قطع است؛ نمیتوانیم استناد کنیم. اما منابع مطلع میگویند: چهل و دو هزار نفر!!
البته ما مقصریم که اجازه دادیم مرجعیت رسانه به خارج از کشور کوچ کند. ما مقصریم که اعتمادسازی نکردیم و بین صداقت و مصلحت، همیشه طرف مصلحت را گرفتیم و جبارانه گفتیم افکار عمومی غلط میکند غیر از اینی که ما میگوئیم باور کند!!
مایی که پیامبرمان تمام سرمایه دعوتش، امانتداری و راستگویی بود؛ و به همین دلیل مردم رسالتش را به پشتوانه راستگویی و امانتداریش باور کردند. به روزی افتادیم که اگر صلوه ظهر را بگوییم روز است؛ افکار عمومی با تردید باور میکند.
اما اکنون زمان مقصریابی نیست. مائیم و خدایمان و وجدانمان و عقلمان که این بیبیسی راستگو، چرا یک دفعه از شهادت بسیجی بیسلاح و نیروی انتظامی مثله شده سخن نمیگوید؟!
چرا آمار ترکیبی منابع رسمی داخلی را با تردید میپذیریم، اگر بپذیریم؛ اما آمار یک طرفه بیبیسی و اینترنشنال و صدای آمریکا را میپذیریم؟
بله افکار عمومی حق دارد. منابع رسمی داخلی منافعش در کم کردن تعداد کشتهشدگان است و تعداد زیاد شهدای حفظ امنیت. اما چرا منافع بنگاههای سخنپراکنی و امپراطوری رسانهای در خدمت ثروت و قدرت دنیا را نمیبینیم؟ فقط به این دلیل که داخل کشور نیستند و مثلا از قید قدرت حکومت ایران آزادند و مجبور نیستند به نفع حکومت ایران بنویسند؟ آنها هیچ منافعی در تضعیف و فروپاشی حکومت ایران یا انقیاد رهبران آن به اطاعت و تسلیم در مقابل قدرت و ثروت جهان ندارند؟
کشتهسازی فقط در صورتی آنها را به هدف میرساند که در بستر یک اعتراض مردمی واقع شود. نه اینکه علت آن را، اعتراض مردم بدانیم. بلکه باید به خود برگردیم که چرا نمیتوانیم مدبرانه صف اعتراض را از اغتشاش جدا کنیم؟
اکنون باز برمیگردیم به سوال اول: کشتهسازی به سود چه کسانی است و کجا باید به دنبال مجرم اصلی بگردیم؟
ادامه دارد ….
£





