قیقاج برنج گِران در سفرههای ارزان!
- شناسه خبر: 93205
- تاریخ و زمان ارسال: 13 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
حواسمان با همه مشغلهها گم نشده و میدانیم قزوین این روزها آرامآرام آخرین خوشههای برنج را از آغوش شالیزارها جدا میکند و از نزدیک به ۳۸۰۰ هکتار زمین زیر کشت، قریب به ۲۰ هزار تن شلتوک به بار نشسته است. باورکنید ۱۴ هزار تن برنج سفید، عدد کوچکی نیست و پشت همین آمارها دستهای پینهبسته بیش از چهار هزار شالیکار به چشم میخورد که آفتاب الکن در پایان فصلی سوزان از پیشانیشان پریده است. به دقیقه اکنون در الموت برنج بخشی از نان و نفس خانوادههایی است که با خاک زندگی میکنند تا شاید چُرت آرزوهایشان در موسم برداشت پاره نشود. اما درست از همینجا یک پرسش کمی تا قسمتی قدیمی سر بلند میکند: اگر برنج در همین استان تولید میشود چرا قیمت آن بر فراز بازار چنان میتازد که بسیاری از خانوادهها ناچارند آن را از سفرهشان حذف کنند و مغلوب هیکل قیقاج گرانی شوند؟ چگونه فاصله میان شالیزار و سفره در سالهای هاشورخورده اینهمه عمیق شده است؟
اینجا کشاورزان با عرق جبین کشت میکنند و بر طبلهای دریده میکوبند و مصرفکنندگان با دستهای خالی به ویترین قیمتها خیره میشوند و مفتون و مدفون تازیانه تورم عقب میکشند. پس این حلقه مفقوده کجاست؟ چه کسی باید مراقب باشد محصولی که از دل همین خاک برمیآید، در پیچوخم واسطهگری و بازار گم نشود؟ مسئولان بارها از حمایت از تولید، تنظیم بازار و نظارت بر قیمتها گفتهاند!
اما شعار وقتی به سفره نمیرسد چیزی جز پژواکی خاموش در راهروهای ادارات نیست.
نظارت اگر فقط در مصاحبهها زنده باشد، نمیتواند جلوی پرواز حیرتآور قیمتها را بگیرد. اینگونه میشود که مردم نتیجه نظارت را در برنجی میسنجند که بتوانند با خیال آسوده به خانه ببرند، نه در تعداد جلسات و بخشنامههای مهوع و مشوش. صد البته کشاورز نیز باید ثمره رنج خود را با قیمت عادلانه ببیند، بیآنکه مصرفکننده قربانی فاصلههای سوداگرانه شود. میان این دو حلقه اما مسئولیت دستگاههایی است که قرار است، بازار را رصد کنند و اجازه ندهند فاصله میان تولید تا مصرف، به زنجیرهای از گرانی بدل شود و برنج پیچ پانصد هزار تومان را رد کند. قزوین برنج تولید میکند اما آیا قزوینیها میتوانند با آسودگی برنج بخورند و به سق زدن لواش و بربری دل نبندند؟ این تناقض تلخ بیش از هر آمار و گزارشی نیازمند پاسخ است. شالیزارها محصول دادهاند و حالا نوبت مسئولانی است که شوربختانه شعار به کسب و کارشان بدل شده است. وقت آن رسیده که حاصل این همه تعب و رنج، پیش از آنکه به انبارها و جیب واسطهها برسد راهش را به سفره کوچک مردم پیدا کند. اگر نظارت هست، پس این فاصله نجومی میان شالیزار و سفره از کجا آمده است؟ شاید پاسخ درست همینجا باشد. جایی که برنج از شالیزار برداشت میشود اما عدالت هنوز در بازار آن برداشت نشده است.

