قزوین؛ در آستانه ورود به عصر کارخانههای هوشمند
- شناسه خبر: 91758
- تاریخ و زمان ارسال: 24 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

گفتوگو ـ آرزو یارکه سلخوری
قزوین از ظرفیتهای دانشگاهی، نیروی انسانی متخصص و بدنه صنعتی قدرتمندی برخوردار است؛ ظرفیتی که به گفته «اباذر کریمی پنابندانی، متخصص هوش مصنوعی» میتواند این استان را به یکی از قطبهای هوش مصنوعی کشور تبدیل کند. او معتقد است نخستین گام در این مسیر، فاصله گرفتن از شعار و ورود هوش مصنوعی به مسائل واقعی صنعت، خدمات عمومی و مدیریت شهری است؛ جایی که «کارخانه هوشمند» میتواند یکی از ملموسترین نمونههای این تحول باشد.
هوش مصنوعی دیگر صرفا موضوعی متعلق به آزمایشگاهها و مراکز تحقیقاتی نیست؛ این فناوری بهتدریج در حال تغییر شیوه تولید، ارائه خدمات و تصمیمگیری در سازمانها و صنایع است. در استانی مانند قزوین که بخش قابلتوجهی از اقتصاد آن بر صنعت استوار است، ورود هوش مصنوعی به خطوط تولید میتواند از کاهش هزینه و ضایعات تا پیشبینی خرابی تجهیزات و بهبود کنترل کیفیت را دربرگیرد.
دکتر اباذر کریمی پنابندانی رئیس دپارتمان هوش مصنوعی دانشگاه تکنوفست، متخصص هوش مصنوعی و فعال این حوزه، در گفتوگو با «ولایت» از ظرفیتهای قزوین برای تبدیلشدن به یکی از قطبهای هوش مصنوعی کشور میگوید و تأکید دارد که این هدف زمانی محقق میشود که دانشگاه، صنعت، شرکتهای فناور و مدیریت استان حول پروژههای واقعی به یکدیگر متصل شوند.
او در این گفتوگو همچنین از سه پروژه اولویتدار برای استان، وضعیت آمادگی صنایع قزوین، اهمیت داده در توسعه هوش مصنوعی بومی و تاثیر محدودیت دسترسی به فناوریهای جهانی سخن گفته است.
o آقای دکتر، ابتدا خودتان را برای مخاطبان روزنامه ولایت معرفی کنید. از تحصیلات، مسیر علمی و حرفهایتان بگویید و اینکه چگونه وارد حوزه هوش مصنوعی شدید. در حال حاضر در چه حوزههایی فعالیت میکنید؟
فعالیت علمی و حرفهای خود را از مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات آغاز کردم و در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، تحصیلاتم را در حوزه هوش مصنوعی ادامه دادم. در سالهای گذشته تلاش کردهام؛ هوش مصنوعی را صرفا به عنوان یک موضوع دانشگاهی دنبال نکنم، بلکه آن را به صنعت، سازمانها و مسائل واقعی جامعه پیوند بزنم.
امروز بخش مهمی از فعالیت من بر توسعه راهکارهای هوش مصنوعی، هوشمندسازی سازمانها و صنایع، پردازش زبان و صوت فارسی، آموزش و توسعه سواد هوش مصنوعی و فعالیتهای علمی و پژوهشی متمرکز است. همچنین در مجموعهها و کارگروههای تخصصی این حوزه در سطح ملی و استانی فعالیت دارم و یکی از دغدغههای جدی من، شکلگیری یک زیستبوم واقعی هوش مصنوعی در قزوین است.
معتقدم موفقیت در هوش مصنوعی با تعداد همایشها و شعارها سنجیده نمیشود؛ باید ببینیم این فناوری چه مسالهای از مردم، صنعت و دولت حل کرده است.
o شما از تبدیل قزوین به «مهد هوش مصنوعی ایران» صحبت کردهاید، اگر بخواهیم این تعبیر را از سطح شعار خارج کنیم، قزوین امروز چه زیرساخت، نیروی انسانی و ظرفیت علمی و محصولی دارد که بتوان چنین عنوانی را برای آن مطرح کرد؟
من نمیگویم قزوین امروز، مهد هوش مصنوعی ایران است؛ میگویم ظرفیت تبدیلشدن به آن را دارد. تفاوت این دو بسیار مهم است.
قزوین سه مزیت را همزمان در اختیار دارد: دانشگاهها و نیروی انسانی مستعد، سابقه قابلتوجه در رباتیک و فناوری و از همه مهمتر، یک بدنه صنعتی قدرتمند که میتواند محل اجرای واقعی پروژههای هوش مصنوعی باشد.
اما برای تبدیل این ظرفیت به یک جایگاه ملی، هنوز حلقه مفقوده داریم؛ باید دانشگاه، صنعت، شرکتهای فناور و مدیریت استان حول پروژههای مشخص به یکدیگر متصل شوند. اگر بتوانیم بهجای برگزاری صرف رویدادها، چند مساله واقعی صنعت و شهر را با هوش مصنوعی حل کنیم و از دل آن، محصول قابل عرضه در سطح کشور بسازیم؛ آن زمان «قزوین؛ مهد هوش مصنوعی» دیگر یک شعار نخواهد بود، بلکه یک برند واقعی خواهد شد.
کارخانهای که خرابی را پیشبینی میکند
o قزوین یک استان صنعتی است. به نظر شما اولین جایی که هوش مصنوعی باید در صنعت استان وارد شود کجاست؟
اگر بخواهم فقط یک نقطه شروع برای صنعت قزوین انتخاب کنم، اولویت من بخشهایی است که هوش مصنوعی بتواند مستقیما هزینه تولید را کاهش دهد؛ بهویژه تعمیرات و نگهداری پیشبینانه و کنترل کیفیت.
در بسیاری از کارخانهها هنوز منتظر میمانیم دستگاه خراب شود و بعد برای تعمیر آن اقدام میکنیم؛ در حالی که هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههایی مانند لرزش، دما، صدا و مصرف انرژی، نشانههای خرابی را زودتر شناسایی کند. در کنترل کیفیت نیز بینایی ماشین میتواند عیوب محصول را با سرعت و دقت بالایی تشخیص دهد.
برای قانع کردن صنعت به هوش مصنوعی نباید از شعار شروع کنیم بلکه باید از جایی باشد که مدیر کارخانه بتواند کاهش توقف خط تولید، ضایعات و هزینه را در اعداد خودش ببیند.
o آیا کارخانهها و واحدهای صنعتی قزوین آمادگی استفاده از هوش مصنوعی را دارند یا هنوز مشکل اصلی ما داده، زیرساخت، هزینه و سواد دیجیتال مدیران و کارکنان است؟
آمادگی صنایع قزوین یکسان نیست؛ برخی واحدهای بزرگ، زیرساخت و داده مناسبی دارند و میتوانند همین امروز پروژههای هوش مصنوعی را آغاز کنند؛ اما بخش دیگری از صنایع هنوز حتی در مرحله تکمیل دیجیتالیشدن فرایندهای خود هستند.
به نظر من چالش اصلی فقط هزینه یا فناوری نیست؛ مساله مهمتر، داده و نگاه مدیریتی است. هوش مصنوعی بدون داده مناسب عملا کارایی لازم را ندارد و بدون مدیری که بداند دقیقاً چه مسئلهای را میخواهد با هوش مصنوعی حل کند، حتی بهترین فناوری هم به نتیجه نمیرسد.
بنابراین قبل از «هوشمندسازی»، باید آمادگی دیجیتال هر کارخانه را ارزیابی و سپس از یک مساله کوچک، اقتصادی و قابلاندازهگیری شروع کنیم.
سه پروژه برای یک سال تحول
o اگر استاندار قزوین از شما بخواهد فقط سه پروژه هوش مصنوعی برای استان تعریف کنید که ظرف یک سال نتیجه ملموس داشته باشد، چه پروژههایی را پیشنهاد میکنید؟
اگر فقط یک سال فرصت داشته باشیم، من سه پروژه کاملا اجرایی پیشنهاد میکنم.
اول، دستیار هوشمند خدمات استان؛ سامانهای که مردم بتوانند بهصورت متنی یا صوتی سوال کنند، خدمات دستگاههای مختلف را پیدا کنند، درخواست خود را ثبت و پیگیری کنند و کمتر میان ادارات سرگردان شوند.
دوم، اجرای آزمایشی «کارخانه هوشمند» در چند واحد صنعتی قزوین با تمرکز بر پیشبینی خرابی تجهیزات، کنترل کیفیت و کاهش مصرف انرژی؛ به شکلی که صرفهجویی اقتصادی آن دقیقا اندازهگیری شود.
سوم، ایجاد «سامانه هوشمند مدیریت شهری و ترافیک» برای تحلیل ترافیک، حوادث و دادههای شهری و کمک به تصمیمگیری بهتر مدیریت شهر.
اگر این سه پروژه در مقیاس محدود اما واقعی اجرا شوند، مردم، صنعت و مدیران استان میتوانند ظرف یک سال اثر هوش مصنوعی را لمس کنند.
o امروز تقریبا همه از «هوش مصنوعی ایرانی» صحبت میکنند. اما ایران واقعا در حال تولید فناوری هوش مصنوعی است یا هنوز بیشتر مصرفکننده مدلها و زیرساختهای خارجی هستیم؟
واقعیت این است که ایران نه صرفا مصرفکننده است و نه هنوز در لایههای اصلی هوش مصنوعی یک تولیدکننده بزرگ جهانی. ما نیروی انسانی توانمند، پژوهشگران خوب و شرکتهایی داریم که محصولات و راهکارهای بومی مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه میدهند؛ اما در بخش مهمی از زیرساختهای پایه، پردازندههای پیشرفته و مدلهای بنیادین همچنان به فناوری جهانی وابستهایم.
به نظر من «هوش مصنوعی ایرانی» الزاما به این معنا نیست که همهچیز را از صفر در داخل بسازیم. هنر ما باید این باشد که فناوری موجود را بومیسازی کنیم، آن را با زبان، داده و مسائل کشور تطبیق دهیم و در حوزههایی که مزیت داریم، خودمان صاحب محصول و فناوری شویم.
هدف درست، استقلال مطلق از جهان نیست؛ هدف، تبدیلشدن از مصرفکننده صرف به تولیدکننده ارزش و فناوری است.
o شما در صحبتهایتان بر اهمیت داده تاکید کردهاید. آیا ایران اساسا داده کافی، باکیفیت و استاندارد برای توسعه هوش مصنوعی بومی در اختیار دارد؟
ایران داده کم ندارد؛ مساله اصلی ما «داده قابل استفاده» است. در بانکها، صنایع، بیمارستانها، شهرداریها، دانشگاهها و دستگاههای دولتی حجم عظیمی از اطلاعات تولید میشود، اما بخش زیادی از این دادهها پراکنده، غیرساختیافته، جزیرهای یا فاقد استاندارد مشترک هستند.
هوش مصنوعی بدون داده باکیفیت، مثل موتور قدرتمندی است که سوخت مناسب ندارد. بنابراین یکی از مهمترین زیرساختهای هوش مصنوعی ایران، ایجاد نظام حکمرانی داده است؛ یعنی مشخص کنیم داده چگونه جمعآوری، استاندارد، نگهداری، بهروزرسانی و با رعایت امنیت و حریم خصوصی استفاده شود.
در رقابت آینده هوش مصنوعی، فقط داشتن الگوریتم مهم نیست؛ کشوری مزیت خواهد داشت که بتواند داده خود را بهتر به دانش و تصمیم تبدیل کند.
o محدودیت دسترسی به سرویسها و زیرساختهای جهانی چه اثری بر آینده هوش مصنوعی ایران دارد؟ آیا این محدودیتها ما را به سمت توسعه فناوری بومی میبرد یا فاصلهمان را با دنیا بیشتر میکند؟
این محدودیتها دو اثر همزمان دارند. از یک طرف میتوانند انگیزه توسعه برخی زیرساختها و محصولات بومی را افزایش دهند؛ اما نباید تصور کنیم محدودیت بهخودیخود باعث پیشرفت میشود. هوش مصنوعی امروز یک فناوری جهانی است و دسترسی به پردازندههای پیشرفته، مدلهای روز، سرویسهای ابری و همکاریهای علمی بینالمللی اهمیت زیادی دارد.
اگر محدودیت دسترسی طولانی شود، هزینه تحقیق و توسعه افزایش پیدا میکند و فاصله با مرز فناوری میتواند بیشتر شود. بنابراین راه درست، توسعه توان داخلی در کنار حفظ ارتباط علمی و فناورانه با جهان است. بومیسازی زمانی ارزشمند است که از سر توانمندی و مزیت رقابتی باشد، نه صرفا اجبار ناشی از محدودیت.
هوش مصنوعی برای قزوین میتواند از یک موضوع فناورانه به یک ابزار واقعی برای حل مسائل استان تبدیل شود؛ از خط تولید کارخانهها تا خدمات عمومی و مدیریت شهری. آنچه در این مسیر اهمیت دارد، نه تعداد رویدادها و شعارها، بلکه پروژههایی است که بتوان نتیجه آنها را در زندگی مردم و عملکرد صنعت اندازهگیری کرد.
اگر دانشگاه، صنعت، شرکتهای فناور و مدیریت استان بتوانند در کنار یکدیگر چند پروژه واقعی و قابلاندازهگیری را به سرانجام برسانند، شاید عنوان «قزوین؛ در آستانه ورود به عصر کارخانههای هوشمند» تنها یک تیتر روزنامهای نباشد و به بخشی از واقعیت صنعتی استان تبدیل شود.








