فامیلگریزی نسل جدید؟!
- شناسه خبر: 47748
- تاریخ و زمان ارسال: 30 آبان 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
در دنیای امروز، روابط خانوادگی به شدت تغییر کردهاند. نسل جدید دیگر به روابط گسترده خانوادگی مانند گذشته، توجه زیادی ندارد و بسیاری از نوجوانان ترجیح میدهند از اعضای خانوادههای بزرگتر خود فاصله بگیرند. این تغییرات در نگاه نسل جدید به روابط خانوادگی، نشان از تحولات اجتماعی و فرهنگی است که به شدت در دنیای امروز تاثیرگذار بودهاند. در این گزارش، با چند نوجوان از خانوادههای مختلف در مورد دلایل فامیلگریزی و تغییرات در این روابط صحبت کردهایم. همچنین نگاهی به گذشتههایی خواهیم انداخت که در آنها روابط خانوادگی بسیار گرمتر و صمیمیتر از امروز بودند.
فرشته: «دخالتهای زیاد خانواده پدری»
فرشته، نوجوان ۱۷ سالهای است که به گفته خودش به دلیل دخالتهای زیاد اعضای خانواده پدریاش از آنها فاصله گرفته است. او در این باره میگوید: از بچگی همیشه احساس میکردم که خانواده بابام خیلی در کارهای من دخالت میکنند. اگر کوچکترین تصمیمی میگرفتم، همیشه نظرات مختلف و گاهی اوقات زورکی از طرف خانواده میآمد. برای همین ترجیح میدهم کمتر به دیدار خانواده پدریم بروم.
وی ادامه می دهد: به قول معروف ما از خانواده پدری فقط با پدرمان رفت و آمد داریم؛ پدرم برعکس خانوادهاش است او فکری روشن دارد و ما را تحت فشا قرار نمیدهد در حالی که من باید برای رنگ مو و مدل ناخنهایم که شخصی است، به عمههایم جواب دهم!
فرشته بیان میکند: خانواده مادریام هم مثل همیشه از من حمایت میکنند آنها نه تنها به من گیر نمیدهند بلکه همراهی هم میکنند، اما خانواده پدری برای من بیشتر به شکل اجباری در میآید. البته من تنها نیستم در بسیاری از دوستانم اینطور است.
وی خاطرنشان میکند: برخی میگویند خون از پدر است و خانواده پدری عزیزتر اما مادر چه؟ چه کسی 9 ماه ما را با خود حمل کرد؟!
محسن: «حوصله ندارم»
محسن، ۱۹ ساله، دانشجوی رشته مهندسی مکانیک معتقد است که دلایل فامیلگریزی در نسل جوان به نوعی، به کمبود وقت و اولویتهای دیگر بازمیگردد.
وی میگوید: آخرین باری که خانوادهام یعنی فامیل را دیدم، چند سال پیش بود. من حوصله اینکه بخواهم وقت خودم را صرف دیدن فامیل کنم را ندارم. به نظرم روابط خانوادگی باید خودش پیش بیاید و وقتی از خانواده خواسته نمیشود، حس میکنم هیچ ضرورتی برای ملاقات نیست.
این پسر بیان میکند: زندگی خودم پر از دغدغه است، و فامیل دیگر برای من اولویت ندارد. برای چه، زمانی که میتوانم در کنار دوستانم خوش بگذرانم یا به کارهای شخصی بگذرانم، باید در جمعی قرار بگیرم که به اجبار و به واسطه رابطه خونی اسم فامیل را بر آن گذاشتهاند.
محسن همچنین اضافه میکند: اما اگر واقعبین باشیم مشکلات زمانبندی و فشارهای زندگی مدرن است که بسیاری از افراد را از دیدارهای خانوادگی دور میکند. امروز دیگر هیچ چیزی مثل گذشته نیست. وقتی که ما درگیر تکنولوژی، شبکههای اجتماعی و فشارهای روزمره هستیم، دیگر جایی برای روابط سنتی و دیدارهای خانوادگی باقی نمیماند.
هستی: «عاشق خانواده پدری، متنفر از خانواده مادری»
هستی، ۱۶ ساله، نگاهی متفاوت به روابط خانوادگی دارد. او علاقهاش به خانواده پدریاش را اینگونه توضیح میدهد: من عاشق خانواده پدریام هستم، همیشه با آنها راحتتر بودهام. آنها خیلی حمایتگر و مهربانند. اما خانواده مادریام همیشه باعث میشود که احساس بیاحترامی کنم.
وی تاکید میکند: خیلی وقتها دیدهام که حتی در مهمانیها هیچکدام از آنها به من اهمیت نمیدهند و بیشتر درگیر حرفهای بیفایده هستند. به همین دلیل، برای من دیدار با خانواده مادری همیشه یک تجربه ناخوشایند است.
هستی به وضوح میگوید روابط خانوادگی باید بر پایه احترام متقابل و ارتباطی سالم بنا شود. اما او در تجربههایش از خانواده مادریاش بیشتر احساس بیاحترامی و نادیده گرفتن کرده است.
وی یادآور میشود: مادربرزگم چون فکر میکند مادرم را بزرگ کرده است میتواند به راحتی به من بگوید چه کنم، چه بپوشم، کی بیرون بروم و با چه کسی دوست شوم! اما فراموش میکند که من دختر او نیستم و خودم مادر دارم! این سختگیریهای او، زندگی خوبی برای مادرم رقم نزده و حالا نوبت ماست که با حرفهایش به چاه برویم!
هستی خاطرنشان میکند: خانواده مادریام بیشتر مواقع مشغول شایعات و غیبتهای بیپایان هستند و این نوع روابط برای من جذابیت ندارد پس فامیل برای همیشه حذف میشود و خودم با انتخاب دوستانم دایره اطرافم را شکل میدهم.
فائزه: «دیدگاههی متفاوت» (حمایت همیشگی خانواده پدری و مادری)
فائزه، ۱۸ ساله، دیدگاه متفاوتی دارد و معتقد است که خانواده پدری و مادری همیشه او را حمایت کردهاند. او میگوید: خانواده پدری و خانواده مادری همیشه در کنار من بودهاند. آنها همیشه با محبت و دلسوزی به من نگاه کردهاند.
وی تاکید میکند: من عاشق رفت و آمد هستم، هر وقت مشکلی برای یکی از ماها ایجاد شود همه فامیل کنار هم قرار میگیرند و مهمانیهای خانوادگی همیشه برای من لذتبخش است اما دوستانم اغلب اینطور نیستند و گاهی به آنها میگویم میخواهم به مهمانی بروم؛ برایشان عجیب است که شما چقدر با فامیل رفت و آمد دارد.
فائزه یادآور میشود: محبت خالصانه را جز فامیل کجا میشود پیدا کرد؟ دوستان همیشه قابل اعتماد نیستند و در گذر زمان ناپدید میشوند اما فامیل تا آخرین لحظه عمرمان از ما حمایت میکنند؛ در دوران پیری کدام یک از این دوستان برای ما میمانند؟
***
اگر چه اغلب نوجوانان به سمت فامیل گریزی قدم برداشتند اما فائزه و امثال او نشان میدهند که فامیلگریزی به هیچوجه موضوعی عمومی نیست و میتواند به تجربیات فردی و روابط پیچیده داخل هر خانواده بستگی داشته باشد.
روابط خانوادگی به شدت میتواند تحت تأثیر الگوهای رفتاری مختلف قرار گیرد و حتی تفاوتهای جزئی در تربیتها و تجربیات، دیدگاههای مختلفی را در نسلهای مختلف ایجاد کند.
گذشتههای دور
مصطفی: «گرمی و صمیمیت در گذشته»
مصطفی، ۵۰ ساله، به یاد گذشتههای خود میگوید: در زمانهای گذشته، تمام خانوادهها در کنار هم بودند. دیدارها همیشه پر از گرمی و صمیمیت بود. هیچکس در دنیای خود غرق نمیشد. تمام اعضای خانواده، از بچهها تا بزرگترها، در کنار هم خوشحال بودند. اما امروز با توجه به مشغلههای زندگی، چنین صمیمیتهایی دیگر در خانوادهها کمتر دیده میشود.
وی تاکید میکند: در گذشتهها، خانوادهها برای همدیگر اهمیت بیشتری قائل بودند و ارتباطات قویتری بین نسلهای مختلف برقرار بود. به عقیده او، این امر تا حد زیادی به تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جوامع امروزی بستگی دارد که باعث شده افراد بیشتر به سمت فردگرایی پیش بروند و از هم فاصله بگیرند.
فاطمه خانم: «گذشتههای گرم خانواده»
فاطمه خانم، مادربزرگ ۷۵ ساله، به یاد میآورد که خانوادههای گذشته چطور به هم نزدیک و صمیمی بودند و میگوید: زمان ما هیچچیز مانند امروز نبود. خانهها پر از بچه بود و هر کسی نقشی داشت. مهمانیها همیشه با حضور تمام اعضای خانواده گرم و صمیمی برگزار میشد. امروز کمتر کسی برای دیدن خانواده به خانه میآید و این باعث شده که بسیاری از روابط به سردی گراییده است.
فاطمه خانم در ادامه میگوید: زندگی مدرن و افزایش مشغلههای کاری، به خصوص برای نسل جوان، باعث شده که بسیاری از افراد از یکدیگر فاصله بگیرند. او معتقد است که در گذشته زندگی به سبک سادهتری میچرخید و مردم بیشتر به ارتباطات خانوادگی اهمیت میدادند.
***
به نظر میرسد که در حال حاضر روابط خانوادگی در حال تغییر است و فامیلگریزی یکی از پدیدههایی است که نسل جدید با آن مواجه است. این تغییرات میتواند ناشی از دنیای پر مشغله و پر از دغدغههای امروزی باشد. از سوی دیگر، هنوز هم افرادی هستند که یاد و خاطره روابط صمیمانه گذشته در ذهنشان باقی مانده است. این تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیاز به توجه و تحلیل بیشتری دارند تا بتوان به راهکارهایی برای بهبود روابط خانوادگی و اجتماعی در این دوران دست یافت.








