وقتی سیگار، ریشه حیات جامعه را هدف میگیرد
- شناسه خبر: 86454
- تاریخ و زمان ارسال: 21 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

وقتی با کسانی که سالهاست با این پدیده در زندگی کنار آمدهاند همصحبت شوید، هزار و یک بهانه و توجیه دارند که مثلا فلان اتفاق افتاد و باعث شد که ما سیگاری شویم اما خودشان هم میدانند که این فقط یک توجیه برای کارشان است و در نهایت هم آن را میپذیرند اما وقتی بپرسید که چرا به دنبال ترک آن نیستید، میگویند: «یک عمر سیگار کشیدهایم و دیگر نمیتوانیم آن را ترک کنیم و یا اینکه ترک سیگار اراده میخواهد که ما نداریم». خلاصه اینکه به هر شکل ممکن آن را ماستمالی کرده و از زیر پاسخ دادن به سوال در میروند.
اگر چه مصرف دخانیات یک پدیده نا خوشایند برای همه سنین است اما رواج این کار در بین نوجوانان، واقعا مشکلآفرین خواهد بود، اتفاقی که از قضا، باب شده و نوجوانان پسر و دختر زیادی هستند که در دورهمیهایشان، سیگار حرف اول را میزند و مشروباتالکلی حرف دوم. متاسفانه باید گفت که منشا تمام این اتفاقات نیز کانون خانواده است که فضایی را فراهم میسازد تا نوجوانان و جوانان به این سمت و سو کشیده شوند، وقتی در خانوادهای، پدری سیگاری و یا قلیانی باشد، خواسته یا ناخواسته، یک یا چند عضو از فرزندان خانواده، قدم در این راه خواهند گذاشت و بدا به حال خانوادههایی که فرزندانشان از نوجوانی با این پدیده آشنا میشوند …
سیگار کشیدن برای تفریح..!؟
مدتها بود که آن دو را کنار هم میدیدم در حالی که یک چرخدستی را هول میدادند و از میان سطلهای زباله به دنبال مواد بازیافتی میگشتند، هرگاه از مقابل مغازه عبور میکردند یکی از آنها وارد میشد و دو نخ سیگار میگرفت، دفعات اول گفتم شاید برای کسی میخرند، اما یک بار که داخل مغازه یکی از آنها سیگار را روشن کرد با تعجب نگاه کردم.
پرسیدم: چند سالت است؟
گفت: « ۱۲ سال دارم»
پرسیدم: دوستت چند سال دارد؟
گفت: «دوستم نیست، برادرم است!»
پرسیدم: او چند سال دارد؟
گفت: «۱۰ سال!»
پرسیدم: چرا در این سن کم شما سیگار میکشید؟
گفت: «چیکار کنیم عمو؟! همه میکشند ما هم میکشیم»
گفتم: همه که سیگار نمیکشند فقط افراد بزرگسال هستند، تازه برای افراد بزرگسال هم ضرر دارد، شما چرا باید در این سن و سال سیگار بکشید و یا دخانیات مصرف کنید؟
با تعجب جواب داد: «چه عیبی دارد مگر؟ حتما باید بزرگسال باشی؟ مگر افراد کوچک نمیتوانند سیگار بکشند؟»
مانده بودم به او چه جوابی بدهم، نه خوب و بدش را میدانست، نه میتوانست خوب و بدی که به او میگوییم را درک کند، فقط یاد گرفته بود که سیگار را بخرد و روشن کند و دود کند، شاید به قول امروزیها حتی کشیدن آن را هم بلد نبود اما دلش میخواست آن را دود کند .
با خودم گفتم شاید به خاطر وجود دوستهای ناباب است که اینگونه و در این سن و سال سیگار میکشد، ممکن است بعدها این کار را کنار بگذارد، ولی این اتفاق مدام تکرار میشد او هرگاه که از جلوی مغازه رد میشد میایستاد دو نخ سیگار میخرید هر دو آن را روشن میکردند و با هم میرفتند.
اوایل گمان میکردم همین دو نفر هستند ولی مدتی که گذشت دیدم تعداد آنها ۵ یا ۶ نفر است که با چرخدستی در شهر به دنبال بازیافت هستند و از قضای اتفاق، تمام آنها سیگار میکشیدند، نهایت سن و سال آنها هم بین ۱۰ تا ۱۴ سال بود، اما همه آنها سیگار میخریدند و دخانیات استعمال میکردند.
روزی از یکی از آنها پرسیدم: خانوادههایتان خبر دارند شما سیگار میکشید؟
یکی از آنها گفت: «پدر من میداند!!»
پرسیدم: پدرت با اینکه میداند تو سیگار میکشی ولی با تو کاری ندارد؟
گفت: «نه! هرگاه که پدرم سیگار میکشد من از سیگارهای او برمیدارم و میکشم! او گاهی به این کار من میخندد اما میداند که من بیرون هم سیگار میخرم، ما از صبح تا غروب بیرون هستیم، حوصلهمان سر میرود، باید با چیزی خودمان را مشغول کنیم! حالا سیگار یکی از راههایش است»
به او گفتم: خب میتوانید سرگرمیهای دیگری داشته باشید میتوانید با گوشی بازی کنید، میتوانید در پارک بازی کنید، میتوانید فوتبال بازی کنید، چرا باید سیگار بکشید؟
جواب داد: «ما وقتی برای بازی با گوشی نداریم، کل روز را در خیابان هستیم و به دنبال ضایعات میچرخیم، دیگر فرصتی برای بازی با گوشی نداریم، شب هم که به خانه میرسیم آنقدر خستهایم که نمیدانیم کی خوابمان برده است، به خاطر همین سیگار کشیدن را برای خودمان نوعی سرگرمی و تفریح میدانیم و هر جا که برسیم و پول در دستمان باشد سیگار میخریم و میکشیم.»
گفتم: سیگار کشیدن عواقب خوبی ندارد بعدها ممکن است به مواد دیگر هم اعتیاد پیدا کنید، واقعاً سیگار کشیدن مناسب سن شما نیست.
او لبخندی زد و گفت: «ما به هیچ چیز معتاد نمیشویم این سیگار را هم برای سرگرمی میکشیم»
سپس در حالی که دوستش او را صدا میزد از مغازه بیرون رفت. در طول روزهای دیگر بارها دوستان دیگرش را هم میدیدم که وارد مغازه میشدند، سیگار میخریدند، آن را همان جا روشن کرده و به مسیر خود ادامه دادند و من همچنان مانده بودم که چطور باید یک خانواده نسبت به فرزندش این همه بیاعتنا باشد؟ چطور پسری میتواند از سن ۱۰ سالگی شروع به کشیدن سیگار کند، این پسر در سن ۳۰ سالگی به کجا خواهد رسید؟
به غیر از آنها، چند دختر کم سن و سال را دیده بودم که بدون هیچ ترسی، بارها از مغازه سیگار میخریدند و میکشیدند، ظاهرا مصرف دخانیات، دیگر پسر و دختر ندارد و اگر همین گونه پیش برویم در آینده نه چندان دور، دختران و زنان، در این مورد از مردان پیشی خواهند گرفت.
کانون ناسالم خانواده، آتش زیر خاکستر بروز اعتیادها
سوالات بسیاری در ذهنم مانده بود که برای هیچ کدام پاسخی نداشتم اما همچنان از استعمال دخانیات توسط این کودکان و نوجوانان حیرت زده بودم! مگر میشود در این سن و سال سیگار کشید. بدا به حال پدر و مادری که فرزند خردسال یا نوجوانشان جلوی چشمشان سیگار بکشد و آنها فقط به این کار بخندند، مشخص است که آینده این افراد به کجا خواهد رسید. همه چیز از خانواده شروع میشود، وقتی کانون خانوادهای سالم، عاطفی و گرم باشد، هیچگاه چنین اتفاقاتی رخ نخواهد داد اما یک جرقه کوچک از درون خانواده میتواند آتشی بزرگ برپا کند که بعدها دامن خانوادههای دیگر را نیز خواهد گرفت. اطرافیان هم نمیتوانند چیزی بگویند که در نهایت به جستوجو در زندگی دیگران متهم میشوند، پس تنها کسانی که میتوانند مانع از بروز چنین معضلاتی شوند، فقط و فقط والدین هستند. در کنار آنها وجود قوانین مشخص در زمینه سیگار و دخانیات میتواند راهگشای پیشگیری باشد وگرنه در آینده نه چندان دور با معضلات بیشتری مواجه خواهیم شد.







