غریو یک لُر در شهر فرشتگان!
- شناسه خبر: 85501
- تاریخ و زمان ارسال: 2 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
امید مافی
1ـ اوج هزار خاطره خونین در ناکجای خاطر ما درد میکرد که لُر غیور غرید و بیقاب و بینقاب، ساقهای شیاطین سرخ را به غل و زنجیر کشید. پسر کارتنخواب میدان آزادی که با سوپر سیوهایش تیره ابرهای خشک خزانآلود را از تموز ما پاک کرد تا لختی بیاعتنا به گرانی نان و ارزانی جام دم بگیریم و با مرور سکانسهای شب نوشین بال درآوریم.
2ـ فوتبال مرهم زخمهای ناسورمان شد، وقتی بیرو قفل محکمی به آشیانه ایران زد و با سرانگشتان چسبناک خود، شوالیههای بروکسل را به مسلخ فرستاد. برای مردی که با خندههای ریز و رویاهای تیز ملتی مغموم را به سرخوشانه موقت جهان بدل کرد، یک پرده تهی از رنگ و ریا کافی بود تا هزاران کیلومتر آنسوتر شهر فرشتگان به عشقش کلاه از سربردارد و این سوتر ما سیگارهایمان را با شعله پنجههایش روشن کنیم. انگار معجزه حجازی و عابدزاده از دهها قبل به بیرانوند رسیده بود که مرگ از دهانش پایین نرفت و یکسر شور و شوق وشادی و شبنم شد.
3ـ ما چقدر خوششانس بودیم که زیر گُرده اندوه به تماشای پرواز مردی نشستیم که تصویر روزهای عسرت و حسرتش را روی آرنج راستش خالکوبی کرده بود. راستی که برای پیاده شدن از قطار زنگ زده سرنوشت و کمی بازیگوشی چقدر به قامت بلند عقابی که متهورانه خوشبختی را از زیر سنگ بیرون کشید نیاز داشتیم. خوشباشی گوارای وجود فرزند فلک الافلاک! ما با تو هنوز در جام جهانی هزار و یک آرزوی کال داریم.
4ـ قصه اما هنوز تمام نشده است. ما برای آنکه بخواهیم در کاهدان جام جهانی دنبال سوزن نگردیم، بازهم به پروازها و شیرجههای بیرو نیاز داریم. تیم ملی در مسیر صعود گریز و گزیری جز عبور از رود نیل ندارد. در چنین شرایطی آسمانخراش قلعه ایران باید همچنان نقش اول را ایفا کند و پشت دست فورداردهای متبختر را داغ بگذارد تا دیگر مردان تیم ملی با طیب خاطر در زمین مصر چادر بزنند و به وقت مقتضی کارد را در استخوان سرخهای آفریقا فرو کنند. در این میان بیرو میتواند همچنان نجات دهندهای بیبدیل باشد تا ترکشها ترکَش کنند و در جسم محمد صلاح و دیگر کهنهسواران مصر آرام بگیرند.
5ـ قاصد روزان ابری
داروگ
کی میرسد باران؟



