«صدای من را بشنوید»
- شناسه خبر: 63656
- تاریخ و زمان ارسال: 7 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

کمک به بازگشت کودکان به تحصیل
نفیسه کلهر
مقدمه
فریبا رضایی بیش از ۱۸ سال است که وکیل پایه یک دادگستری و عضو شورای مرکزی جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان است.
او همچنین مدیر عامل مرکز توسعه حقوق شهروندی شهرداری قزوین و دانشجوی دکترای حقوق عمومی است که به گفته خودش علم مطالعه حکمرانی مطلوب و قانون اساسی به شمار میرود.
او همچنین در زمینه بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل به مدرسه و کلاس درس فعالیتهای جدی داشته و اخیرا نیز با اجرای طرحی به نام «صدای من را بشنوید» در استان قزوین در صدد بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل به مدرسه است.
در این مصاحبه با او درباره فعالیتهایش و لزوم تحصیل کودکان صحبت کردهام.
¡ چه چیزی باعث شد وارد حوزه حمایت از کودکان بازمانده از تحصیل شوید؟
موضوع از چهار سال پیش شروع شد که من به طور اتفاقی در جریان کمک برای بازگرداندن چند کودک اتباع به چرخه تحصیل قرار گرفتم و در خلال اقدامات آموزشی و پیگیریهایی که برای ثبتنام این بچهها انجام شد با موانع تحصیل مواجه شدم و فهمیدم که خیلی از کودکان ما با مسائل پیچیدهای برای تحصیل مواجه هستند که کمکهای قانونی میتوانست تا حد زیادی این مسیر ناهموار را برایشان هموار کند.
بعد از آن با شرکت در یک طرح کشوری با عنوان «شناسایی، جذب و نگاهداشت کودکان بازمانده از تحصیل» که اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی مسئول اجرای آن در استان بود، بهتر توانستم مشکلات را درک کنم و خلاءها را بشناسم.
¡ بازگشت کودکان به تحصیل چه اهمیتی دارد؟ و به نظر شما لزوم داشتن تحصیلات پایه چیست؟
بازگشت کودکان بازمانده از تحصیل، صرفا یک اقدام حمایتی فردی نیست؛ بلکه یک ضرورت اجتماعی و حقوقی است. کودک، وقتی به مدرسه بازمیگردد، در واقع به مسیر طبیعی رشد، یادگیری و مشارکت اجتماعی برگشته است.
تحصیلات، نه فقط برای آموختن خواندن و نوشتن، بلکه برای ساختن هویت، اعتماد بهنفس، مهارتهای ارتباطی و درک جایگاه خود در جامعه ضروری است.
کودکی که از تحصیل محروم بماند، بهمرور از نظام اجتماعی طرد میشود و در معرض انواع آسیبها قرار میگیرد؛ از جمله کار کودک، ازدواج زودهنگام، خشونت خانگی یا بزهکاری.
¡ از نظر حقوقی لزوم تحصیل کودکان چطور ارزیابی میشود؟
از نگاه حقوقی، برخورداری از آموزش، حق بنیادین هر کودک است که در قوانین داخلی، بهویژه قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، و نیز اسناد بینالمللی مثل کنوانسیون حقوق کودک به رسمیت شناخته شده است. اگر کودکی از این حق محروم شود، به این معناست که فرصتهای برابر زندگی از او سلب شده؛ و این تنها خسارت فردی نیست، بلکه جامعه در آینده هزینه آن را در قالب فقر پایدار، چرخه آسیبهای اجتماعی و شکاف طبقاتی پرداخت خواهد کرد.
بنابراین بازگرداندن هر کودک به تحصیل، نوعی سرمایهگذاری هوشمندانه برای توسعه پایدار و آیندهای بهتر برای فرزندان ایران است.
¡ در حال حاضر اصلیترین دلایل بازماندن کودکان از تحصیل در قزوین چیست؟
عوامل بازماندگی متعدد، پیچیده و چندلایه هستند، اغلب چند عامل همزمان موجب بازماندگی طفل از تحصیل میشوند.
اما به طور کلی اگر بخواهم برخی از بیشترین موارد را نام ببرم، فقر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، معلولیت، ازدواج زود هنگام، مهاجرت، نداشتن شناسنامه، کبر سن و بسیاری موارد دیگر سالانه بسیاری از کودکان را از امکان تحصیل محروم میکند.
از طرفی قوانین دست و پاگیر آموزش و پرورش، همچنین عدم اجرای دقیق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و قوانین حمایت از حقوق معلولان توسط نهادهای مربوطه و بسیاری عوامل دیگر نیز در بازماندگی کودکان از تحصیل نقش دارند.
¡ چه گروههایی بیشتر در معرض بازماندن از تحصیل هستند؟
طبق بررسیهای میدانی به عمل آمده، در استان قزوین بیشترین آمار بچههای بازمانده از تحصیل متعلق به دهکهای پایین جامعه به خصوص در روستاها و مناطق محروم است و به طور ویژه کودکان معلول در مناطق کم برخوردار روستانشین، وضعیت آموزشی و توانبخشی نگران کنندهتری دارند.
¡ از اقداماتی که تاکنون برای شناسایی و بازگرداندن این کودکان به مدرسه انجام دادهاید، بگویید.
اخیرا طرحی با عنوان «صدای من را بشنوید» در قزوین کلید خورده، در این طرح با خانواده کودکان بازمانده از تحصیل ارتباط گرفتیم و برای تکتک بچهها گزارش وضعیت تهیه کردهایم.
با اینکه بیشتر از ۲ ماه از آغاز این طرح نمیگذرد اما ۳۵۰ کودک شناسایی و برایشان پرونده تشکیل شده است که پیگیر وضعیت بازگشتشان به مدرسه هستیم.
¡ درباره طرح «صدای من را بشنوید» توضیح دهید. اعضای این طرح چه کسانی هستند؟ زیر نظر کدام دستگاه؟
در ابتدا این طرح یک طرح مردمی و مستقل بود که برای شنیده شدن صدای کودکانی که صدایشان شنیده نمیشد، فعالیتش را آغاز کرده و اعضای فعال آن جمعی از وکلای دادگستری، پزشکان و معلمان هستند. اما در حال حاضر با توجه به استقبال جدی نهادهای متولی استان طرح در حال آمادهسازی به صورت اجرای چند جانبه و بین بخشی است.
¡ کار با خانوادهها در این مسیر چطور پیش میرود؟ با چه مقاومتهایی روبرو شدید؟
بسته به شرایط و دلایل متفاوت بوده است. بسیاری از خانوادهها به علت شرایط زندگی یا وضعیت خاص کودکشان درخواست مساعدت مالی داشتند تا بتوانند فرزندانشان را ثبتنام کنند. برخی دیگر به دلایل متفاوت مقاومت میکردند و حاضر به ثبتنام نبودند.
¡ دلایل خانوادهها برای ممانعت از تحصیل فرزندان چه بود؟ کار کودک یا ازدواج دختران از جمله این دلایل بود؟
موضوع ازدواج، بیشتر در ترکتحصیلهای گروه سنی ۱۳ تا ۱۸ مطرح هست و عامل اصلی ترک تحصیل در گروه سنی ۶ تا ۱۱ سال که ما به آن میپردازیم محسوب نمیشود. مواردی هم بود که به دلیل کار کودک مانع از تحصیل او میشدند، اما به طور کلی دلایل اصلی ترک تحصیل کودکان فقر مالی فرهنگی و مشکلات ساختاری و قانونی بود.
¡ آیا با مدارس یا نهادهای دولتی همکاری دارید؟ این همکاریها چقدر موثر بوده؟
در حال حاضر ارتباط موثری با نهادهای متولی از جمله آموزش و پرورش، دفتر امور فرهنگی اجتماعی استانداری و معاونت پیشگیری از جرم قوه قضاییه برای نظاممند کردن فعالیتها شکل گرفته است. جلسات اندیشهورزی در استانداری و آموزش و پرورش برگزار شده و به زودی طرح در قالب چهار کارگروه جذب و شناسایی، پشتیبانی مالی، سلامت و بهداشت و آموزش با حضور همه دستگاههای مسئول فعالیت خود را ادامه خواهد داد.
معاونت پیشگیری از جرم قوه قضاییه هم همراهی و حمایت کامل از اجرای طرح داشته است.
¡ داستان یا خاطرهای هست که برایتان خیلی تاثیرگذار بوده باشد؟
متاسفانه در مناطق کم برخوردارتر شاهد بودم بعضی کودکان تنها به دلیل بیش فعالی از حضور در مدارس معمولی محروم شده بودند.
یا کودکانی با معلولیتهای محدود بودند که از ورودشان به مدارس عادی جلوگیری شده بود و از طرفی یا مدرسه استثنایی در منطقه سکونتشان نبود یا والدین به خاطر نگرانی از برچسب خوردن فرزندشان، حاضر به ثبتنام کودک در مدرسه استثنایی نبودند. بازگرداندن این بچهها به تحصیل با آگاه کردن خانواده از حقوقش و مسئولان مدرسه از وظایفشان کار سختی نبود، مداخله سادهای که اگر انجام نمیشد آن کودکان برای همیشه مجبور به ترک تحصیل میشدند.
و موارد متعدد دیگری هم بود که تنها با تماس تلفنی و توضیح شرایط قانونی حاکم بر تحصیل و روشن کردن تکلیف قانونی والدین بر ثبت نام فرزندان و البته تذکر تبعات قضایی ممانعت از تحصیل کودکان، امروز در مراحل ثبت نام هستند و این کودکان هم همراه با بقیه دانشآموزان روز اول مهر پشت نیمکتهای مدارس خواهند نشست.
اما مساله تلخی که در مراجعات با آن مواجه بودیم این بود که کودکان از ممانعت خانواده راضی و خوشحال بودند.
¾شما عملکرد دولت یا نهادهای رسمی را در این زمینه چطور ارزیابی میکنید؟
مطابق قانون حمایت از اطفال، نهادهای متعددی موظف به اقدامات حمایتی از کودکان در شرایط مخاطرهآمیز هستند که برخی از این نهادها گویا اصلا قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و وظایف خود را مطالعه هم نکردهاند.
¾ برای کاهش آمار بازماندگان از تحصیل، چه سیاست یا برنامهای را ضروری میدانید؟
آنچه به ذهنم میرسد عزم و اراده جدی همه نهادهای مسئول بر رفع بازماندگی از تحصیل در مرحله اول است.
در مرحله دوم نظارت دقیق و سختگیرانه بر اجرای کامل قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، شاید نزدیکترین و بهترین راه برای کاهش بازماندگی باشد.
¾ و به عنوان سخن آخر اگر مطلبی دارید، بفرمایید.
همه ما به حکم آموزههای قانونی، شرعی و اخلاقی در برابر کودکان به عنوان خاموشترین قشر جامعه مسئولیت داریم و این مسئولیت در نهادهای قانونی و رسمی متولی کودک، به مراتب بیشتر است.
طرح «صدای من را بشنوید» که از همین نگرش نشأت گرفته، سیاست اجرایی خود را بصورت مستمر و بلندمدت ترسیم نموده است و ما امیدواریم بتوانیم کودکان بیشتری را با رفع موانع اقتصادی اجتماعی و ساختاری به چرخه آموزش بازگردانیم.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.









