شهردار بعدی قزوین؛ بیش از هر چیز نیازمند اجماع
- شناسه خبر: 87249
- تاریخ و زمان ارسال: 31 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

نگار موحد
تغییر در مدیریت شهرداری قزوین را نباید صرفاً پایان دوره فعالیت یک شهردار یا آغاز مسئولیت مدیری دیگر دانست. آنچه در ماههای گذشته در شورای اسلامی شهر قزوین رخ داد، نشان داد مسئله اصلی مدیریت شهری، تنها انتخاب یک فرد نیست؛ بلکه کیفیت رابطه میان شورا، شهرداری و سایر نهادهای تصمیمگیر است.
اکنون که پرونده حقوقی و اداری شهردار پیشین به پایان رسیده، شورای شهر در برابر یکی از مهمترین تصمیمهای دوره ششم قرار دارد؛ تصمیمی که آثار آن میتواند تا سالهای آینده بر روند توسعه شهر سایه بیفکند.
در ادبیات «حکمرانی شهری»، موفقیت یک شهردار بیش از آنکه به ویژگیهای فردی او وابسته باشد، به میزان سرمایه سیاسی و نهادی او بستگی دارد. سرمایه سیاسی به معنای وابستگی جناحی نیست؛ بلکه میزان اعتماد، همراهی و حمایت نهادی است که مدیر شهری برای پیشبرد برنامههای خود در اختیار دارد. حتی توانمندترین مدیر نیز اگر ناچار باشد بخش عمدهای از انرژی خود را صرف حل اختلافهای درونسازمانی یا پاسخ به حاشیههای سیاسی کند، فرصت کافی برای پرداختن به مسائل اصلی شهر نخواهد داشت.
رخدادهای ماههای گذشته در قزوین نمونهای روشن از همین واقعیت بود. اختلاف بر سر تفسیر قانون، موضعگیریهای متفاوت اعضای شورا، لغو جلسات رسمی، باقی ماندن دهها لایحه شهرداری و طولانی شدن فرآیند تعیین تکلیف مدیریت شهری، نشان داد که نخستین قربانی اختلافات سیاسی، کارآمدی مدیریت شهری است.
شهروندان شاید درگیر جزئیات حقوقی این پرونده نباشند، اما آثار آن را در تأخیر اجرای پروژهها، کند شدن تصمیمگیریها و توقف برخی برنامههای شهری احساس میکنند.
به همین دلیل، مهمترین معیار انتخاب شهردار آینده نباید صرفاً سوابق اجرایی یا رزومه مدیریتی باشد. قزوین امروز به مدیری نیاز دارد که علاوه بر شناخت مسائل شهری، توانایی ایجاد اجماع، مدیریت تعارض، گفتوگو با اعضای شورا و تعامل مؤثر با دولت و سایر دستگاههای اجرایی را داشته باشد. شهرداری در دنیای امروز یک نهاد صرفاً اجرایی نیست؛ بلکه نهادی است که موفقیت آن به شبکهای از همکاریهای بینبخشی وابسته است.
از سوی دیگر، شورای اسلامی شهر نیز در این مقطع با آزمونی مهم روبهرو است. شورا تنها وظیفه انتخاب شهردار را بر عهده ندارد؛ بلکه باید شرایطی فراهم کند که شهردار منتخب بتواند با ثبات و آرامش برنامههای خود را اجرا کند.
تجربه بسیاری از شهرهای کشور نشان داده است که تغییرات پیدرپی مدیران شهری، اختلافهای مستمر میان شورا و شهرداری و ورود ملاحظات سیاسی به تصمیمهای اجرایی، هزینههای سنگینی بر توسعه شهری تحمیل میکند. پروژههای نیمهتمام، کاهش انگیزه سرمایهگذاران، بیثباتی در بدنه مدیریتی و کاهش اعتماد عمومی، تنها بخشی از پیامدهای چنین وضعیتی است.
قزوین نیز امروز با کمبود چالش روبهرو نیست. توسعه حملونقل عمومی، ساماندهی ترافیک، بازآفرینی بافتهای فرسوده، مدیریت منابع مالی شهرداری، جذب سرمایهگذاری، توسعه فضاهای عمومی و ارتقای خدمات شهری، هر یک نیازمند تصمیمهایی بلندمدت و مدیریتی باثبات هستند. هیچیک از این اهداف با تغییرات مکرر مدیریتی یا ادامه اختلافهای فرسایشی محقق نخواهد شد.
از همینرو، شاید مهمترین ویژگی شهردار آینده، توانایی «ساختن پل» میان دیدگاههای مختلف باشد. مدیری که بتواند اختلاف نظرها را به گفتوگو تبدیل کند، از ظرفیت همه اعضای شورا استفاده کند و به جای ورود به حاشیهها، تمرکز خود را بر حل مسائل شهر بگذارد. این ویژگی، امروز کمتر از تخصصهای فنی و عمرانی اهمیت ندارد؛ زیرا مدیریت شهری بیش از هر زمان دیگری به مهارت تعامل و اقناع نیازمند است.
البته مسئولیت این مسیر تنها بر عهده شهردار آینده نیست. شورا نیز باید پس از انتخاب شهردار، از فضای رقابت و اختلاف عبور کند و به سمت نظارتی حرفهای، منسجم و مبتنی بر قانون حرکت کند. نظارت مؤثر، با تقابل دائمی تفاوت دارد. همانگونه که حمایت بیقید و شرط از شهردار مطلوب نیست، تبدیل هر اختلاف کارشناسی به یک مناقشه سیاسی نیز به سود شهر نخواهد بود. مدیریت شهری زمانی موفق خواهد بود که میان نظارت شورا و اختیارات اجرایی شهردار، تعادل برقرار شود.
افکار عمومی نیز امروز بیش از هر چیز، خواهان بازگشت آرامش به مدیریت شهری است. شهروندان انتظار ندارند همه اعضای شورا همنظر باشند؛ اما انتظار دارند اختلافها مانع خدمترسانی نشود. مردم عملکرد مدیریت شهری را با کیفیت آسفالت خیابانها، وضعیت حملونقل عمومی، پاکیزگی شهر، توسعه فضاهای سبز، پیشرفت پروژههای عمرانی و سرعت پاسخگویی به مطالبات خود میسنجند، نه با تعداد بیانیهها و موضعگیریهای سیاسی.
اکنون شورای اسلامی شهر قزوین در نقطهای تعیینکننده ایستاده است. انتخاب شهردار آینده، تنها انتخاب یک مدیر برای اداره شهرداری نیست؛ بلکه انتخاب شیوهای از حکمرانی شهری است. اگر این انتخاب بر پایه شایستگی، اجماع نسبی، ثبات مدیریتی و منافع عمومی انجام شود، میتواند نقطه آغاز فصل تازهای در مدیریت شهری قزوین باشد؛ فصلی که در آن انرژی مدیران صرف توسعه شهر شود، نه مدیریت اختلافها. اما اگر تجربه ماههای گذشته تکرار شود، هزینه آن را نه شورا و نه شهردار، بلکه شهر و شهروندانی خواهند پرداخت که انتظار دارند مدیریت شهری، بیش از هر چیز، به حل مسائل آنان بیندیشد.


