شهرداری که دوبار به رأی گذاشته شد
- شناسه خبر: 92339
- تاریخ و زمان ارسال: 1 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

حاشیهنگاری از جلسهای که محمد علمی ابتدا با ۶ رأی شهردار قزوین شد و چند دقیقه بعد، سه رأی رقیب هم به سبد او اضافه شد.
آرزو سلخوری
جلسه انتخاب شصتوپنجمین شهردار قزوین، برخلاف دورههای قبل با گزینههای کمتر و حاشیههای بیشتری برگزار شد، در نهایت یک شهردار با دو رأی متفاوت از صندوق بیرون آمد و نام «سیدمحمد علمی» به عنوان شهردار قزوین با ۹ رأی در جراید ثبت شد.
صحن شورای اسلامی شهر قزوین از ابتدای جلسه پرشورتر از نشستهای معمول بود، خبرنگاران آمده بودند و جلسه علنی بود؛ قرار بود بعد از دو هفته گمانهزنی، نام کسی از همین صحن برای شهرداری قزوین بیرون بیاید. رفتوآمدها بیشتر بود و چشمها بیش از دستورهای معمول شورا به بخشی دوخته شده بود که هنوز شروع نشده بود: ارائه برنامه گزینههای شهرداری
پیش از پرداختن به موضوع شهردار، نمایشگر صحن روشن شد؛ کلیپی از سخنان رهبر شهید پخش شد؛ سخنانی درباره مرگ، فرصت کوتاه زندگی و کارهایی که نباید به فردا سپرده شوند. مضمون حرف روشن بود: آدمی نمیداند چه اندازه فرصت دارد و نباید کاری را که امروز میتواند انجام دهد به آینده موکول کند. صحبت از این بود که برای دنیا چنان کار کنید که گویی سالها فرصت دارید و برای آخرت چنان که شاید فردایی در کار نباشد، گویا کلیپ حساب شده و برای دو عضو شورا که کاندیدای شهرداری بودند انتخاب شده بود.
پس از آن، شورا طبق روال معمول دو مغایرت را بررسی کرد که یکی از آنها مربوط به افزایش قیمت اتوبوس شهرکهای اقماری بود، در حالی که خبرنگاران در انتظار گزینههای شهرداری بودند اما اعضای شورا در خصوص افزایش قیمت بلیتهای شهرکهای اقماری تصمیم میگرفتند…
بالاخره نوبت به دستور اصلی رسید؛ انتخاب شهردار.
از ۷۰ نفر تا چهار صندلی
طی هفته گذشته در فضای مجازی نکاتی مطرح میشد که شورای شهر قزوین شتاب زده و در اقدامی غیرمعمول دو عضو شورای شهر را به عنوان کاندیدا در نظر گرفتند در حالی که افراد زیادی هستند که شایستگی قرار گرفتن در این جایگاه را دارند. همین امر فرجا… فصیحیرامندی رییس شورای شهر را واداشت که در این خصوص توضیحاتی ارائه دهد که اصلاً این چهار نفر چگونه به صحن رسیدهاند.
در روزهای گذشته انتقادهایی درباره سرعت انتخاب شهردار نیز مطرح شده بود و رئیس شورا میخواست روشن کند که از نگاه شورا، ماجرا آنقدرها هم سریع پیش نرفته است. فصیحی گفت: از همان زمانی که سرپرست شهرداری انتخاب شد، بررسی گزینههای شهرداری نیز آغاز شده؛ اعضا در مجموع حدود ۷۰ اسم پیشنهاد کردهاند که نزدیک به ۳۰ اسم تکراری بوده است!
۷۰ اسم با ۳۰ اسم تکراری! جملهای که خیلی برایم قابل درک نیست؛ اینطور به نظر میرسد که ۴۰ نفر به عنوان گزینه اصلی بودند و نمیدانم چطور میشود ۳۰ اسم تکراری را در لیست بگنجانند و به عنوان آمار گزینههای شهرداری مطرح کنند!
فصیحی تصریح کرد: بعد از پالایش لیست در نهایت چیزی حدود ۳۷ تا ۳۸ نفر بررسی شدهاند، در خصوص این افراد در جلسه غیرعلنی رأی گرفته شده و هر فردی که دستکم سه رأی کسب کرد به مرحله بعد رسیده است. بعد هم تماسها و مذاکرات شروع شده؛ بعضی تلفنی، بعضی حضوری.
از توضیحات فصیحی اینطور برمیآمد که دامنه جستوجو هم کم نبوده؛ از چهرههای شناختهشده قزوین تا افرادی در سطح معاون وزیر. اما هرچه دایره اولیه بزرگ بود، در انتهای مسیر فقط چهار نفر حاضر شدند برای شهرداری قزوین برنامه بدهند.
یعنی برای رسیدن به چهار گزینه نهایی، حدود ۷۰ نام روی میز آمده بود؛ تعدادی تکراری از آب درآمده بودند، عدهای در غربال رأی اعضا مانده بودند و تعدادی هم وقتی پای پذیرش مسئولیت به میان آمده، نپذیرفته بودند. خروجی این رفتوبرگشت چهار اسم بود: مازیار علوی، مهدی مهدیخانی، قاسم اللهیاری و سیدمحمد علمی. اصل رسیدن چهار گزینه نهایی از میان حدود ۷۰ نام نیز در گزارش منتشر شده از جلسه آمده است.
فصیحی قواعد ارائه را هم گفت؛ اینکه ترتیبها با قرعه تعیین شده، هر گزینه ۱۵ دقیقه فرصت دارد و قرار نیست اعضای شورا از آنها سؤال بپرسند. زمان محدود بود و بنا بر این گذاشته شده بود که نامزدها حرفشان را بزنند و شورا بشنود.
البته ۱۵ دقیقه در ادامه، برای همه دقیقاً همان ۱۵ دقیقه باقی نماند.
علوی؛ بیشتر حرف، کمتر اسلاید
قرعه اول به نام مازیار علوی افتاده بود.
علوی برخلاف سه گزینه دیگر تنها وارد این فرآیند نشده بود و ابوالفضل رحمانی را همراه خود آورده بود. مدیرعامل شرکت احداث کنارگذر شمالی کرج، پروژه مورد اشاره نیز بزرگراه شمالی کرج/آزادراه شهید سلیمانی و سازه شاخص آن پل B1 یا پل بیلقان است که در جنگ رمضان مورد حمله ترامپ قرار گرفته بود، مردی از خطه قزوین که به گمان برخی از افراد حاضر او میتوانست گزینه خوبی برای شهرداری باشد.
در همان ابتدای کار علوی درخواست کرد چون نفر اول است و به تعبیر خودش مهمان شورا محسوب میشود، چند دقیقه بیشتر فرصت داشته باشد.
ارائه او با آنچه بعدتر از سه گزینه دیگر دیده شد تفاوت داشت. خبری از پاورپوینت و فهرست مرتب پروژهها نبود. بیشتر ایستاد و حرف زد؛ از دین و اخلاق تا اختلافهایی که به اعتقادش اجازه نمیدهد ظرفیتهای شهر کنار یکدیگر قرار بگیرند.
«قزوین؛ شهر اخلاق» عنوانی بود که برای نگاه خود انتخاب کرده بود.
در بخشی از صحبتهایش از این هم گلایه کرد که برای حضور و همراهی از افراد مختلف دعوت کرده اما آن همراهیای که انتظار داشته شکل نگرفته است. از اینکه برخی نیروهای شهر حاضر نیستند کنار یکدیگر بنشینند و از تفرقهای که باید جای خود را به همگرایی بدهد، اینکه برخی او را همراهی نکردند چون با برخی از مدیران شهری اختلاف نظر دارند، گفت.
حرفهایش در جاهایی بیشتر از آنکه شبیه ارائه یک برنامه اجرایی برای شهرداری باشد، به طرح یک مسئله درباره مناسبات آدمها در شهر نزدیک میشد، از خانواده و اجداد خرمشاهیاش میگفت که اهل دین و عمل هستند و از جای خالی دین در شهر!
خودش هم به نوعی همین تفاوت را صورتبندی کرد: شهردار قرار نیست برای خودش برنامه تازهای ارائه کند؛ برنامه پنجساله شهرداری را شورا تصویب کرده و وظیفه شهردار اجرای همان برنامه است و به قول خودش آمده بود کتی که شورا آماده کرده است را بر تن کند.
پس به جای اینکه ۱۵ دقیقه را با وعده ساخت این پروژه و افتتاح آن طرح پُر کند، بیشتر درباره چارچوبی حرف زد که به اعتقاد او باید بر مدیریت شهر حاکم باشد.
حتی جایی از حرفهایش به خبرنگاران رسید و خواست بخشی از صحبتهایش منتشر نشود؛ درخواستی که در یک جلسه علنی و مقابل خبرنگارانی که برای ثبت همین حرفها آمده بودند، خودش از حاشیههای ارائه اول شد.
مازیار علوی صحن شورا را ترک کرد بدون اینکه بگوید برای شهر چه میخواهد، گویا آمده بود تا حرفهای مانده بر دلش را بگوید و خودش هم میدانست که این صندلی را تصاحب نمیکند.
مهدیخانی؛ از رزومه تا برنامهای که روی کاغذ هم آمده بود
نوبت دوم به مهدی مهدیخانی رسید.
او ارائه را از معرفی خودش شروع کرد؛ سوابق علمی، مقالات پر استنادش، تحصیلات و تجربههایی که در مدیریت شهری و شورا داشت. بعد سراغ برنامه رفت و اینجا تفاوت ظاهری ارائه دوم با ارائه اول کاملاً پیدا بود.
اگر علوی بیشتر با کلمات آمده بود، مهدیخانی با اسلاید و برنامه مدون آمده بود. برنامهاش را نه فقط روی نمایشگر، که روی کاغذ هم آورده و در قالب کتابچه در اختیار اعضا قرار داده بود نسخه چاپی که به اذعان برخی اعضای شورا ولخرجی است. نسخه الکترونیکی را هم در کانالهای خود در ایتا و بله گذاشته بود.
خانه دادههای شهری، مدیریت هوشمند، تکمیل پروژههای نیمهتمام، ایجاد دفتر مدیریت پروژه، پارکینگ، مدیریت روانآبها، تقویت حملونقل عمومی، نوسازی ناوگان و پیگیری مترو هشتگرد ـ قزوین از میان موضوعاتی بود که مطرح کرد. بخش مهمی از برنامه نیز با افق زمانی مشخص و تا سال ۱۴۰۷ تعریف شده بود.
در فاصله دو ارائه، تفاوت دو شیوه مواجهه با یک سوال مشترک قابل دیدن بود: علوی میگفت نقشه اصلی از قبل در برنامه پنجساله شورا وجود دارد و مسئله، شیوه مدیریت و جمع کردن آدمهاست؛ مهدیخانی همان نقشه را به ریزموضوع، پروژه و برنامه اجرایی شکسته بود.
اما درست بعد از ارائه او، بحث از «برنامه نامزدها» به «حق اعضا برای پرسیدن سوال» کشیده شد.
سوال داریم؛ سوال نپرسیم
علی فرمانی عضو شورای شهر میخواست سوال بپرسد، اما رئیس شورا در ابتدا گفته بود که بنای سوال از کسی ندارند؛ فرمانی پرسید چرا اجازه سؤال داده نمیشود و این تصمیم با چه کسی هماهنگ شده است؟
فصیحیرامندی توضیح داد با پنج نفر از اعضا مشورت کرده و نظر بر این بوده که همان فرصت ارائه کفایت میکند. فرمانی اما سوال داشت. حقشناس هم وارد بحث شد و فاطمه اشدری نیز با پرسیدن سؤال موافق بود.
در نهایت برای اینکه اعضای شورا از نامزدهای شهرداری سوال بپرسند یا نپرسند، رأیگیری شد.
مشکل اینجا بود که گزینه اول آمده، حرفهایش را زده و رفته بود و هیچکس از او سؤالی نپرسیده بود. اگر پرسش از گزینه دوم آغاز میشد، شرایط برای چهار نفر یکسان نبود.
اکثریت موافقت نکردند.
به این ترتیب سوالهایی که برخی اعضا میگفتند دارند، پرسیده نشد و شورا سراغ گزینه سوم رفت.
اللهیاری؛ برنامهای پس از یک گلایه
قاسم اللهیاری به عنوان سومین گزینه تصدی شهرداری، هنوز وارد جزئیات برنامه نشده بود که یک گلایه را روی میز گذاشت.گفت با وجود اینکه شرایطش احراز شده، روز قبل تماسی دریافت کرده و شنیده که عده ای نمیخواهند او برنامههایش را ارائه دهد در مقابل فرد دیگری که صلاحیتش احراز نشده است برای ارائه برنامه بیاید. آنچه درباره این تماس گفته شد روایت خود اللهیاری بود، اما او از همان ماجرا برای رسیدن به بحثی بزرگتر استفاده کرد؛ اینکه در قزوین هنوز در کنار هم قرار گرفتن و پذیرفتن یکدیگر مسئله است.
بعد برنامهاش را با عنوان «قزوین؛ شهر پیشرفت، زندگی و امید» ارائه کرد. تکمیل پروژههای نیمهتمام پیش از تعریف پروژههای بزرگ تازه، کاهش ترافیک، افزایش اتوبوسهای فعال و کاهش زمان انتظار، توسعه پارکینگ، مراکز تفریحی خانوادگی، گردشگری، بازآفرینی شهری، سرمایهگذاری و هوشمندسازی از محورهای برنامه بود.
حتی پای سریال و رسانه را هم وسط کشید؛ از «پایتخت» و «قصههای مجید» مثال زد تا بگوید تصویر چگونه میتواند یک شهر یا منطقه را وارد ذهن مخاطب کند و قزوین نیز میتواند از چنین ظرفیتی برای معرفی خود استفاده کند.
ارائه اللهیاری از این جهت دو لایه داشت؛ یک لایه درباره شهر و پروژههایش بود و یک لایه درباره خودِ فرآیندی که او را به جایگاه ارائه برنامه رسانده بود. او با گلایه از دشواری حضور در رقابت شروع کرد، برنامه داد و کمتر کسی در آن لحظه میدانست درست پیش از رأیگیری، خودش از همان رقابت کنار خواهد رفت.
علمی؛ اول گزارش کار، بعد برنامه
نفر آخر سیدمحمد علمی بود؛ سرپرست شهرداری قزوین.
او هم تنها آمده بود.
وقتی پشت میکروفن قرار گرفت، صدایش بلند و رسا بود و ارائه را بدون مکثهای طولانی جلو برد. تفاوتش با سه نفر قبلی هم از همان ابتدا مشخص بود؛ علمی فقط گزینه آینده شهرداری نبود، نزدیک به دو ماه بود که به عنوان سرپرست، اداره شهرداری را در دست داشت. انتصاب او به عنوان سرپرست شهرداری قزوین نیز در اواخر تیرماه انجام شده بود.
بنابراین بخشی از وقتش را به جای اینکه بگوید «چه خواهم کرد»، صرف این کرد که بگوید «در این دو ماه چه کردهام.»
از اتوبوسها، هفته فرهنگی قزوین، آسفالت، لوایح شورا و پروندههای مرتبط با کمیسیون ماده پنج گفت و بعد وارد برنامه آینده شد؛ سرمایهگذاری و درآمد پایدار، تکمیل پروژههای نیمهتمام، حملونقل و BRT، پارکینگ، بازآفرینی شهری، ساماندهی ورودیها، محیط زیست و انرژی خورشیدی، استفاده مجدد از آب، محلات کمبرخوردار، هوشمندسازی، گردشگری و تابآوری شهری.
سه کتاب از آثاری که تدوین کرده بود نیز همراه داشت.
ارائه علمی از نظر زمان هم متفاوت تمام شد؛ حدود هشت دقیقه زودتر از زمانی که دیگران عملاً برای ارائه استفاده کرده بودند، حرفهایش را جمع کرد.
اگر علوی از «چگونگی مدیریت» گفته بود، مهدیخانی و اللهیاری از برنامههای پیشنهادی خود، علمی یک امتیاز روایی متفاوت داشت: دو ماه حضور در همان جایگاهی که حالا برای تثبیت شدن در آن رأی میخواست. ارائهاش هم بر همین پایه دو قسمت داشت؛ گزارش آنچه در سرپرستی انجام شده و برنامه آنچه بعد از شهردار شدن قرار است ادامه پیدا کند.
حرفهایش که تمام شد، جلسه را ترک کرد.
و از قضا، مهمترین بخش جلسه بعد از رفتن او اتفاق افتاد.
یک انصراف، درست پیش از صندوق
فصیحیرامندی آغاز فرآیند رأیگیری را اعلام کرد.
از چهار گزینه، علوی و علمی که عضو شورا نبودند دیگر در صحن حضور نداشتند. مهدیخانی و اللهیاری اما خودشان عضو شورا بودند و پشت میزهایشان نشسته بودند.
هنوز رأیگیری رسماً شروع نشده بود که میکروفن اللهیاری روشن شد.
تشکر کرد که فرصت ارائه برنامه داشته و بعد اعلام کرد از نامزدی شهرداری انصراف میدهد.
فصیحی انصراف را پذیرفت و نظر اعضا را پرسید. واکنشها محدود بود و ماجرا در فاصله کوتاهی تمام شد. اللهیاری که دقایقی قبل برای اداره شهر برنامه داده بود، حالا خودش نامش را از رقابت بیرون کشیده بود.
برگهها توزیع شد.
این بار دیگر نوبت پاورپوینت و توضیح نبود؛ فقط اسمها باید نوشته میشد.
مهری سادات تقوی رأیها را خواند.
۶ رأی سیدمحمد علمی.
۳ رأی مهدی مهدیخانی.
اما علوی هیچ سهمی در صندوق رای نداشت، گویا فقط آمده بود گلایه برخی را به گوش اعضای شورا برساند.
خبرنگاران همان کاری را کردند که در چنین لحظهای باید انجام دهند: نتیجه اعلامشده را منتشر کردند.
«محمد علمی با ۶ رأی شهردار قزوین شد.»
خبر رفت.
اما رأیگیری تمام نشده بود.
سه رأی دیگر برای علمی
مهدیخانی که سه رأی گرفته بود، پیشنهاد کرد اگر اعضا موافق باشند دوباره رأیگیری شود؛ سه رأیی که به او داده شده نیز به علمی داده شود تا شهردار با رأی بیشتری انتخاب شود.
فرمانی واکنش نشان داد. مضمون حرفش این بود که چنین پیشنهادی میتواند به معنای قرار دادن دیگران در موقعیت رأی دادن به علمی تلقی شود.
مهدیخانی توضیح داد قصد اجبار ندارد؛ از «شأن شورا» گفت و اینکه بهتر است شهردار با اکثریت بیشتری انتخاب شود.
پس شورا یک بار دیگر رأی گرفت؛ این بار نه برای انتخاب شهردار، بلکه برای اینکه آیا دوباره برای انتخاب شهردار رأی بگیرد یا نه.
موافقت شد.
اینجا دیگر صدای خبرنگاران بلند شد.
«خبر را منتشر کردیم؛ حالا چه کار کنیم؟»
حقشناس پاسخ داد که شورا با رسانه کاری ندارد و باید شأن شورا را در نظر گرفت.
برگهها دوباره آمد.
نامها دوباره نوشته شد.
رأیها دوباره شمرده شد.
این بار نتیجه کوتاهتر از هر توضیحی بود:
۹ رأی برای سیدمحمد علمی.
صلوات فرستاده شد و از سمت خبرنگاران هم اعتراض شنیده میشد؛ این بار به اصل اتفاقی که افتاده بود. نتیجهای که چند دقیقه پیش رسماً اعلام و مخابره شده بود، حالا عدد دیگری داشت. منابع منتشرشده نیز رأی نخست ۶ به ۳ و رأی بعدی ۹ رأی برای علمی را ثبت کردهاند.
جلسهای که با کلیپی درباره کوتاهی فرصت و عقب نینداختن کارها شروع شده بود، بالاخره شهردارش را شناخت؛ البته برای اطمینان، دو بار.
محمد علمی در هیچکدام از دو شمارش در صحن نبود. بار اول با ۶ رأی شهردار شد و بار دوم با ۹ رأی.
سه رأی مهدیخانی هم سرانجام به سبد علمی رفت و خبرنگارانی که چند دقیقه قبل خبر درستِ همان لحظه را منتشر کرده بودند، دوباره سراغ تلفنهایشان رفتند تا یک عدد را عوض کنند.
در پایان، نه اسم شهردار عوض شده بود و نه صندلی مورد رقابت؛ فقط حاصل حساب ساده جلسه تغییر کرده بود:
۶+۳؛ ۹ رأی برای شهردار قزوین.










