سه رنگی به وسعت مام میهن!
- شناسه خبر: 93202
- تاریخ و زمان ارسال: 13 مهر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
همین که پاییز مهمان پاگرد جهان میشود، دانشگاهها دوباره بوی دفتر و رویا میگیرند و حیاطها پر میشوند از قدمهایی که آینده را جستوجو میکنند. امسال به رسم مألوف در بدایت خزان در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین پرچم وطن بالا رفت. سهرنگ محبوبی که سالهاست بر فراز خاطرات این سرزمین میرقصد و دلبری میکند.
راست و درست این است؛ سبز حکایت رویش است در موسم اطوار برگهای نارنجی، سپیدی روایت صلح و امید و سرخی حکایت تهور و تعلق. باور کنید این درفش تنها تکهای پارچه در باد نابلد نیست. این بخشی از حافظه جمعی ماست در خاکستر توفان. در دریا و باران لابد.
پرچمی که بذرها زیر سایه آن افشانده شدهاند و نام نامی وطن را در ملتقای تموز و خزان به خاطر سپردهاند.
حقیقت این است در گذر سالها، آلالههای بسیاری پای این درفش روییدهاند و لالههای سرخ بسیاری به زیبایی دردناک تاریخ این خاک مبدل شدهاند.خونهایی که مراتع خشک را آبیاری کردند تا بیرق بماند و مام میهن در باد گم نشود. امروز اما این پرچم بر فراز دانشگاههایی ایستاده است که ماموریتی جز ساختن آینده با سلاح دانش ندارند. جایی که قلم باید ادامه همان راهی باشد که روزگاری مشاطههای دل سپرده به میهن پیرایشاش کرده بودند. اینجا دانشجو باید بداند زیر سایه کدام خاطره و کدام حادثه نفس میکشد. وقتی محبوب سهرنگ بر فراز بامها رازهای گرم جهان را به ذهنها میکشاند، به ما یادآوری میکند که وطن، خسته و خاکآلود هنوز ایستاده است. باد هرچه میخواهد بتازد. بوران هر چه میخواهد اغواگری کند. این بیرق است که در مغاک خاموشی نخواهد ماند و قامتش کژ و مژ نمیشود.
سال تحصیلی تازه، آغاز فصل دیگری از کتاب دانشگاه است. دیوان وطن اما همچنان ورق میخورد و با تب شاهدان به طرز عجیبی میسوزد و در هر صفحهاش نامی از ایثار، وقار و دلدار نشسته است. این درفش باید آنقدر رفیع باشد که چشم هیچ مأیوس جان به لب رسیدهای به کوتاهی قامتش نیفتد. این پرچم باید در آفتاب ولرم پاییز بدرخشد، در باران خیس شود و در باد به یادمان بیاورد که این خانه هنوز خانه ماست و این قصه تا هنوز و همیشه ادامه خواهد داشت.




