«روز خبرنگار فقط روز ما نیست…»
- شناسه خبر: 64343
- تاریخ و زمان ارسال: 18 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
آرزو سلخوری ـ خبرنگار روزنامه ولایت
هر سال، هفدهم مرداد که میرسد، یادمان میآید خبرنگار بودن یعنی ایستادن میان مردم و قدرت؛ یعنی نوشتن در لحظههایی که گفتن، خطر دارد و سکوت، گناه.
روز خبرنگار را تبریک میگویند، عکسهای دستهجمعی گرفته میشود، گاهی لوحی، گلی، یا پیامی هم میرسد. اما واقعیت این است که هیچ روزنامهای، هیچ گزارش و یادداشتی، تنها با یک «خبرنگار» منتشر نمیشود.
برای اینکه نسخهای از روزنامه به دست مخاطب برسد، زنجیرهای پنهان از تلاش شکل میگیرد؛ آنها که در هیچ جشن و تریبونی نیستند، اما نبودشان یک شماره را از نفس میاندازد.
مثلاً ویراستاری که ساعتها با دقت و وسواس، نه فقط غلطها، که لحن و وزن جملهها را وارسی میکند، بیآنکه نامش هیچجا ثبت شود. تایپیستی که نیمهشب، وقتی ما به خانه رسیدهایم، هنوز با کلمات ما درگیر است تا خطی نیفتد و اشتباهی نماند.
صفحهآرایی که چشمانش دیگر تار میبیند، اما ترکیببندی آخر را رها نمیکند، چون میداند هیچ گزارشی اگر خوب دیده نشود، خوانده هم نمیشود.
در آنسوی ماجرا، چاپخانهداری هست که در سکوت سحرگاهی، چرخهای سنگین دستگاهها را به راه میاندازد، با صدای پر از گرد و دود.
بعد، موزعی که بینام و بینشان، بار روزنامه را میگیرد، راه میافتد در کوچههای شهر، از ادارهای به دکهای، از مغازهای به خانهای. حتی وقتی باران ببارد یا گرمای هوا رمقی باقی نگذارد.
شاید خندهدار باشد، اما همه این زحمتها، گاهی پشت یک نام پنهان میشود: خبرنگار.
ما دیده میشویم، ما جایزه میگیریم، ما پشت تریبون میرویم و آنها اغلب فقط منتظرند شماره بعدی هم، بیدردسر منتشر شود؛ گاهی شرم میکنم از اینکه تنها من، نماینده این همه تلاش شناخته شدهام.
راستش، اگر من صدایی دارم، اگر قلمم دیده میشود، نتیجه حلقهای است که من فقط یک تکه از زنجیرهاش هستم. اگر روزنامه هنوز زنده است، اگر هنوز مخاطبی داریم که چشم به تیترها بدوزد، این زندگی نتیجه نبض پنهان کسانی است که نامشان هیچوقت بر پیشانی صفحه اول نمینشیند.
روز خبرنگار را فقط به خبرنگاران تبریک نگوییم. به آنها هم تبریک بگوییم؛ به کسانی که در سایه ماندند تا خبر به روشنی برسد، به آنان که روزنامهنگار نیستند، اما روزنامه، بیآنها هیچ است.
روز خبرنگار را باید به همه همکارانی هم تبریک گفت که بیهیاهو، ستونهای این خانه رسانهای را سر پا نگه داشتهاند: از صفحهبندان کوشایمان معصومه رضاییسراج و مریم خانزاده، تا تایپیستهای دقیق و صبور الهام علیبخشی و فاطمه افشار؛ از ویراستاران خوشذوق انسیه بخارایی و راضیه هاشمی، تا نمایندگان پرتلاش شهرستانها: سعید تربتیپور در البرز، محمد فلاح در آبیک و زیباشهر، نبیالله بیگدلی در تاکستان، حسین علمشاهی در آوج، و رضا قهرمانی و ولیا… حسینزاده در بویینزهرا. همچنین همکاران پشتصحنه: در بخش اداری رحیم محمدپور، عطیه حسنیها، محمدحسن زاجکانی؛ در آگهی آفرین جعفری؛ و در مالی زهرا زارعی، آزاده خواجهوند و طیبه گلپور. اگر «ولایت» هنوز زنده است، بهبرکت همین نامهاییست که اغلب بر پیشانی صفحه اول نمینشینند، اما بیآنها روزنامه، روزنامه نمیشود.




