روایت یک فرمانده که نامش بر پیشانی تاریخ نظامی ایران ماندگار شد
- شناسه خبر: 80359
- تاریخ و زمان ارسال: 23 فروردین 1405 ساعت 07:29
- بازدید :

محمدرضا رجاییپور
در حافظه جمعی ایرانیان برخی نامها نه فقط به عنوان فرماندهان یک دوران که به مثابه نشانههایی از مسئولیت، دقت، مهارت و از خود گذشتگی حک شدهاند. «سپهبد شهید علی صیاد شیرازی» یکی از همین نامهاست. فرماندهای که خط سیر زندگیاش تنها در قالب سال شمار نظامی نمیگنجد و بیشتر به روایتی از اراده؛ انضباط و نوعی نگاه عمیق به وظیفه و تعهد معنا مییابد. وظیفهای که او را از کلاسهای ریاضی و مهندسی به خطوط مقدم جبهه کشاند و از امنیت خانه به قلب پرمخاطرهترین عملیاتها برد. علی صیاد شیرازی در سالهایی که ارتش ایران همچنان از زخمهای ساختاری؛ سیاسی و امنیتی پیش از جنگ رنج میبرد؛ توانست با ترکیبی از دانش نظامی کلاسیک و هوش میدانی به یکی از چهرههای موثر ارتش تبدیل شود. چهرهای که نه تنها همرزمانش به توان و پاکدستی او اعتماد داشتند بلکه ناظران بیرونی نیز بارها بر دقت تصمیمگیری و انضباط شخصیاش تاکید کردهاند. ارزش و اهمیت یک فرمانده را بیش از هر چیز میتوان در شهادت دیگران درباره او جستوجو کرد. آنچه از نگاه همرزمان؛ همعصران و دیگر فرماندهان نظامی درباره صیاد شیرازی نقل شده، تصویری کمنظیر از توان عملیاتی و شخصیت اخلاقی او را در شکلی کاملا منصفانه و در عین حال شجاعانه ترسیم میکند. نقل شده است که رهبر انقلاب درباره او گفتهاند: شهادت؛ کمترین پاداش صیاد بود. جملهای که عمق نگاه به میزان فداکاری و اخلاقگرایی این فرمانده را بازتاب میدهد. و یا در جایی دیگر شهید مصطفی چمران که خود نماد تلفیق علم؛ معنویت و جنگاوری بود درباره او گفته بود: من پشت سر صیاد شیرازی نماز میخوانم. همین یک جمله فراتر از ستایش نظامی، به نوعی به احترام معرفتی و شخصیتی اشاره دارد.
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نیز توصیفی دارد که فراسوی ارزیابی نظامی ست: صیاد سلمان ارتش ما بود. چنین تعبیری در فرهنگ ایرانی اسلامی حامل معنای خدمت بیمنت، حکمت عملی و پاکی نیت است. سرتیپ آراسته از فرماندهان آگاه به کارنامه عملیاتی ارتش، او را سرشار از نبوغ نظامی میداند. نبوغی که نشانههایش در تحلیل عملیاتها به وضوح دیده میشود. این شهادتها هر یک از زاویهای به ابعاد گوناگون شخصیت صیاد شیرازی اشاره دارند. از اخلاق فردی تا انضباط حرفهای و از قدرت رهبری تا خصلتهای انسانی. صیاد شیرازی تنها یک فرمانده از پشت میز نبود. سبک فرماندهی او با حضور در خط مقدم تعریف میشد. آنچه در روایت بسیاری از همرزمانش به چشم میخورد تصویر یک فرمانده است که نه از جایگاه خود فاصله داشت و نه از خطر. او ترکیب کمیاب دانش آکادمیک نظامی و شمّ میدانی بود. ترکیبی که در میدان جنگ به ویژه در سالهای نخست دفاع نقش تعیینکنندهای داشت. او از معدود فرماندهانی بود که در تمام سطوح جنگ از طراحی نقشه تا اجرای عملیاتی حضور مستقیم داشت. نگاهش به میدان نبرد نگاه یک مهندس دقیق بود که سیستم را میشناسد. ضعفها را میبیند و راه حل پیدا میکند. اما همین نگاه مهندسی در میدان واقعی با جسارت و سرعت عمل گره میخورد. جسارتی که بارها مسیر عملیات را تغییر داد. اگر یک واقعه باشد که بتوان گفت صیاد شیرازی در آن به طور کامل تواناییهای خود را در آن آشکار کرد؛ آن عملیات مرصاد است. آخرین عملیات بزرگ جنگ و شاید نفسگیرترین لحظهای که ایران با آن مواجه شد. در روایتها آمده است که اگر هوشمندی، پیشبینی و اقدام سریع صیاد شیرازی نبود؛ نتیجه عملیات مرصاد میتوانست کاملا متفاوت باشد. او توانست با چیدمان دقیق نیروها، تحلیل مسیر نفوذ دشمن و استفاده هوشمندانه از زمین ورق را برگرداند و آنچه را که میتوانست به یک فاجعه امنیتی برای کشور تبدیل شود به یک پیروزی کامل بدل کند. مرصاد نه فقط یک عملیات بلکه آزمونی برای انعطاف ذهنی، توان تشخیص لحظه مناسب و سرعت عمل بود. و صیاد شیرازی از این آزمون سربلند بیرون آمد. زندگی او از آغاز تا پایان آمیزهای از تلاش حرفهای و باورهای شخصی بود. بر خلاف برخی فرماندهان که در نقطه اوج به دنبال مسئولیت های اداری میروند صیاد شیرازی حتی در مقام جانشین ستاد کل نیروهای مسلح نیز روحیه میدانی خود را از دست نداد. شهادت او اگر چه رویدادی تلخ و دردناک بود اما در ذهن بسیاری به نقطه پایانی بر مسیری تبدیل شد که از نخستین روزهای دفاع تا آخرین لحظات زندگیاش با فداکاری همراه بود. برای شماری از ناظران همین پیوند عمیق بین شخصیت اخلاقی و مسئولیت نظامیاش بود که او را در نگاهشان به شخصیتی ماندگار تبدیل کرد. میراث صیاد صرفا در نام خیابانها یا مراسم سالگرد خلاصه نمیشود. مهمترین میراث او در نگاه به وظیفه است. نگاهی که بر دقت، مسئولیتپذیری، انضباط، حضور همیشگی و تصمیمگیری مبتنی بر دانش استوار بود.
او از جمله فرماندهانی بود که نشان داد نظامی بودن تنها به معنای جنگیدن نیست. یعنی آموختن، تحلیل کردن، ساختن و در نهایت ایستادن در برابر لحظههای سخت. در تحلیل نقش او بیش از آنکه درگیر شعار شویم باید این نکته را دید که صیاد شیرازی با تمام وجود به مفهوم مسئولیت وفادار بود. و این وفاداری ست که او را از یک فرمانده صرف به یک چهره تاریخی تبدیل کرده است. یادش تا ابد گرامی و چراغ راهش برای همیشه روشن و پرفروغ باد … .




