ضربآهنگ بازنشستگی در گوش تاریخ!
- شناسه خبر: 86363
- تاریخ و زمان ارسال: 20 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
امید مافی
داشتیم به ساقهایش نگاه میکردیم و رج به رج حظ میبردیم که ارغوانهای محتضر در دالاس پرپر شدند و ناوبرها سقوط کردند تا بیهیچ مقدمه و موخرهای پایان عصری که با آتش بازی کریستیانو رونالدو همراه بود را نظاره کنیم. تا مات و مبهوت با نگاهی مورب به اشکهای تمام نشدنی مردی خیره شویم که با مناعت خود صدها بیمار لاعلاج را به آغوش خانوادههایشان برگردانده است.
آنجا زیر نور ماه، ناکامی در کمین ال بیچو بود و افسانه هرگز باور نداشت زیر تازیانه لاروخا به خط پایان برسد و شیب تند خاکریز را سلانه سلانه پایین بیاید. در شبی که دریانوردان حرفی برای گفتن نداشتند و روبرتو مارتینس پلن کارسازی رو نکرد این کریستیانوی مغموم بود که پس از آخرین سوت آنتونی تیلور، کودک سر به هوای درونش را ناخواسته محبوس کرد و خسته و شکسته مسیر کارزار تا رختکن را پشت سر گذاشت. ابرانسانی با ۲۵۳ بازی ملی و ۱۵۳ گل زده که با رویای تسخیر جام جهانی به آوردگاه آمده بود اما دست خالی به خانه برگشت تا گودی زیر گونهاش پر از پرز غروب و چشمخانهاش مالامال از آب شور شود. تا پاییز را به تابستان حزنانگیزش سنجاق کند و با تنی لت و پار سوار زورق پرتغالیها به زادگاهش مادیرا برگردد و در کوچههای نمور، دربدر دنبال خاطرات اُخراییاش بگردد.
پسرک تیزهوش باغبان خستهجان شهرداری که روزگاری در حسرت خرید پیتزای پپرونی سرور و سرود را از یاد برده بود، در حالی با جامه ملی وداع کرد که کودکان بسیاری به لطف کرامت قلبش در جایجای پرتغال گرسنه سر به بالین نمیگذاشتند. دعای طفلان معصوم اما مستجاب نشد تا CR7 آوای بیلفاف خداحافظی را در شب گرم ینگه دنیا بشنود و در ازدحام کف و هورا گم و گور شود. نفرین بر فوتبال اگر معنایش جدایی است و اینگونه در شیب یک لبخند و پیچ یک نگاه اسطورهای را جان به لب میکند.
مسلم است که دنیای بدون رونالدو دنیای جذابی نخواهد بود و امثال یامال یارای گام گذاشتن در سنگلاخی که او در سالهای ماضی پیمود را ندارند. با این همه گریزی نیست جز آنکه برای گلادیاتور شماره ۷ که غمگنانه از دسترس سکوها دور شد هورا بکشیم و به احترام کهنه سربازی که اینک خسته از جنگی طولانی به پیله تنهایی خود قدم میگذارد، کلاه از سر برداریم.


