روایت سفر اقتصادی استاندار قزوین به اولیانوفسک
- شناسه خبر: 91696
- تاریخ و زمان ارسال: 23 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
چندی پس از پایان جنگ، در شرایطی که مدیریت استانها همچنان با مسائل و پیامدهای دوره پساجنگ مواجه بود؛ محمد نوذری استاندار قزوین، یکی از مسیرهای توسعه اقتصادی استان را بیرون از مرزها دنبال کرد. مقصد، روسیه بود؛ بازاری بزرگ که در سالهای اخیر، همزمان با گسترش مناسبات تهران و مسکو، بیش از گذشته در محاسبات تجاری ایران قرار گرفته است.
سفر پنجروزه هیأت اقتصادی و تجاری قزوین از مسکو و گفتوگو با سفیر جمهوری اسلامی ایران آغاز شد و در اولیانوفسک با مذاکرات رسمی، نشست فعالان بخش خصوصی، بازدید از واحدهای صنعتی و تولیدی، بررسی زیرساختهای لجستیکی و مذاکره درباره تهاتر کالا ادامه یافت.
آنچه این مأموریت را از یک سفر صرفاً تشریفاتی متمایز میکرد، تلاش برای رساندن مذاکرات از سطح کلیات دیپلماتیک به موضوعات ملموس تجارت بود. چه کالایی میتوان فروخت؟ چه کالایی باید خرید؟ مسیر حمل کدام است؟ هزینه و زمان انتقال چگونه کاهش مییابد؟ و چه سازوکاری قرار است توافقها را پس از بازگشت هیأت پیگیری کند؟
مسکو؛ نقطه آغاز یک مسیر اقتصادی
نخستین ایستگاه سفر، مسکو بود؛ جایی که نوذری با کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه، درباره ظرفیتهای اقتصادی، تجاری، ترانزیتی و گردشگری قزوین و امکان اتصال آنها به بازار روسیه گفتوگو کرد.
تقویت ارتباط مستقیم بخش خصوصی، بهرهگیری از کریدور شمال ـ جنوب، تأمین برخی نهادههای مورد نیاز تولید از روسیه و توسعه همکاریهای گردشگری از محورهای این دیدار بود. نوذری همچنین ظرفیتهای صنعتی و کشاورزی قزوین را مطرح کرد؛ استانی با تنوع قابل توجه تولید که محصولاتی همچون کشمش، قارچ و گلهای زینتی میتواند بخشی از سبد همکاری آن با طرف روسی باشد؛ این گفتوگو در واقع مقدمه ؛ حرکت به سمت اولیانوفسک و تلاش برای ایجاد یک رابطه اقتصادی منطقهبهمنطقه و بخش اصلی مأموریت بود.
اولیانوفسک؛ دیپلماسی استانی روی میز اقتصاد
ورود هیأت قزوین به اولیانوفسک با استقبال الکسی روسکیخ، استاندار این منطقه، همراه شد. در نشست رسمی دو استاندار، طیفی از موضوعات، از تجارت و سرمایهگذاری مشترک تا لجستیک، صنعت، کشاورزی، فناوری، دانشگاه و گردشگری بررسی شد.
روسکیخ ظرفیتهای دو منطقه را مکمل یکدیگر دانست و خواستار تدوین برنامه عملیاتی برای پروژههای مشترک شد. نوذری نیز موقعیت قزوین در کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، زیرساختهای صنعتی و دانشگاهی و تولید بیش از سه هزار محصول صنعتی را بهعنوان بخشی از مزیتهای استان معرفی کرد.
اما شاید مهمترین بخش مذاکرات، توافق بر سر ایجاد سازوکار پیگیری بود. با پیشنهاد استاندار قزوین، تشکیل کارگروه اجرایی مشترک با حضور نمایندگان دو استان در دستور کار قرار گرفت تا توافقهای صنعتی، کشاورزی، تجاری، لجستیکی، دانشگاهی، فرهنگی و گردشگری پس از پایان سفر متوقف نماند.
در ادامه نیز پیشنویس یادداشت تفاهم همکاری قزوین و اولیانوفسک به امضای نوذری و روسکیخ رسید؛ سندی که چارچوب اولیه روابط دو منطقه را ترسیم کرد، هرچند ارزش اقتصادی آن در نهایت به میزان اجرایی شدن مفادش وابسته خواهد بود.
از تفاهمنامه تا کف کارخانه
بخش قابل توجهی از سفر به بازدیدهای میدانی اختصاص داشت؛ جایی که ظرفیتهای دو طرف نه در قالب سخنرانی، بلکه در خطوط تولید بررسی شد.
در کارخانه UAZ، یکی از مجموعههای صنعتی شناختهشده اولیانوفسک، خطوط تولید و ظرفیتهای صنعتی مورد بررسی قرار گرفت و امکان همکاری در زمینه سرمایهگذاری و انتقال فناوری مطرح شد.
در کارخانه ماشینسازی اولیانوفسک نیز که در زمینه ماشینآلات CNC و تجهیزات کنترل عددی فعالیت دارد، موضوعاتی مانند تولید مشترک، انتقال دانش فنی، سرمایهگذاری و توسعه مبادلات تجاری بررسی شد.
بازدید از هلدینگ صنعتی DACCORD VOLGA، فعال در حوزه تجهیزات برق و محصولات ساختمانی، فرصت دیگری برای بررسی ارتباط شرکتهای خصوصی دو منطقه فراهم کرد.
در سوی دیگر این زنجیره، هیأت قزوین به سراغ صنایع غذایی رفت. در کارخانه آرد «سیمبیرسک موکا» از سیلوها، خطوط انتقال و فرآیند تولید بازدید شد و مذاکرات تخصصی درباره ظرفیت تأمین و همکاری در حوزه غلات و صنایع غذایی شکل گرفت.
این تنوع بازدیدها نشان میداد که هیأت قزوین سبد همکاری با اولیانوفسک را به یک صنعت یا محصول محدود نکرده و از ماشینسازی و برق تا غلات و روغن را مورد بررسی قرار داده است.
تهاتر؛ تجارت در شرایط محدودیتهای مالی
در شرکت «زولوتوی کولوس»، ظرفیت تأمین گندم، جو، یولاف و آفتابگردان بررسی و مذاکرات از کلیات همکاری فراتر رفت؛ نوع و میزان کالا، استاندارد و آنالیز محصولات، قیمت، تفاوت ارزش کالاهای مبادلهشده و مسیرهای ریلی و دریایی حملونقل روی میز قرار گرفت.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که محدودیتهای بانکی و نقلوانتقال پول در تجارت خارجی ایران در نظر گرفته شود. در چنین شرایطی، تهاتر میتواند بخشی از موانع مبادلات را کاهش دهد، البته مشروط به آنکه دو طرف بتوانند برای ارزشگذاری کالا، استانداردها، حملونقل و تسویه اختلاف ارزش مبادلات به سازوکار مشخصی برسند.
در مذاکره با شرکت Rafadezoil نیز ظرفیت تأمین روغن آفتابگردان تصفیهشده و تصفیهنشده بررسی شد و طرف روسی آمادگی خود را برای صادرات مستمر و در حجم بالا به ایران اعلام کرد. هیأت قزوینی نیز بر ارتباط مستقیم بخش خصوصی و کاهش واسطهها تأکید داشت.
ولگا؛ حلقهای که تجارت بدون آن کامل نمیشود
تجارت فقط خریدار و فروشنده نیست؛ کالا باید با زمان و هزینه قابل قبول به مقصد برسد. از همین رو بازدید از ترمینال باری بندر رودخانهای اولیانوفسک در حاشیه ولگا، یکی از بخشهای مهم سفر بود.
هیأت قزوین ظرفیت بندر، گمرک، شرکت کشتیرانی، فرآیند تخلیه و بارگیری و اتصال آن به شبکه حملونقل روسیه را بررسی کرد. کاهش هزینه و زمان حمل و تسهیل تشریفات گمرکی از محورهای مذاکرات بود.
این مسئله بهویژه در صورت عملیاتی شدن تجارت غلات و روغن اهمیت دارد؛ زیرا مزیت قیمت خرید، بدون دسترسی به یک مسیر حمل اقتصادی و پایدار، ممکن است در هزینه لجستیک از بین برود.
شوروم؛ ویترینی برای رسیدن تولیدکننده به بازار
در نشست مشترک با مرکز حمایت از کارآفرینی اولیانوفسک، نمایندگان ۱۵ شرکت روسی توانمندیها و محصولات خود را معرفی کردند و در مقابل، ظرفیتهای قزوین در صنایع غذایی، کشاورزی، کاشی و سرامیک، فلزات، ماشینآلات و مواد اولیه ارائه شد.
خروجی قابل توجه این نشست، توافق برای ایجاد شوروم مشترک ایران و اولیانوفسک بود؛ فضایی که در صورت راهاندازی میتواند به ویترینی دائمی برای معرفی محصولات دو طرف تبدیل شود و ارتباط بنگاههای اقتصادی را از سفرهای مقطعی فراتر ببرد.
پایان سفر؛ آغاز آزمون اجرا
در نشستهای پایانی، جهت مذاکرات روشنتر شد. تجارت محصولات صنعتی و غذایی، سرمایهگذاری متقابل، گردشگری و لجستیک چهار محور اصلی ادامه همکاریها تعیین شدند و تشکیل دو کارگروه مشترک و تقسیم کار میان استانداریها و اتاقهای بازرگانی مورد تأکید قرار گرفت.
قرار بر این شد که اتاقهای بازرگانی، پیگیری امور تجاری و ارتباط بنگاهها را برعهده بگیرند و استانداریهای دو طرف نیز موانع دولتی و اداری را دنبال کنند. همچنین برنامهریزی برای عملیاتی شدن نخستین محمولههای صادراتی در همان ماه در دستور کار قرار گرفت.
از این منظر، مهمترین دستاورد سفر شاید نه تعداد کارخانههای بازدیدشده و نه حتی امضای تفاهمنامه، بلکه تلاش برای تعریف مرحله بعد از سفر باشد.
سفر روسیه برای نوذری در دورهای انجام شد که قزوین، مانند دیگر استانها، از فضای پساجنگ عبور میکرد. انتخاب توسعه بازار خارجی در چنین مقطعی نشان میدهد مدیریت استان تلاش دارد در کنار مسائل جاری، مسیرهای جدیدی برای تولید و تجارت نیز باز کند.
با این حال، فاصله میان «مذاکره» و «تجارت» همچنان مهمترین چالش پیش روی این مأموریت است. تفاهمنامه زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که به قرارداد تبدیل شود؛ شوروم زمانی اهمیت دارد که محصول ایرانی در آن عرضه و معامله شود؛ مذاکره درباره تهاتر هنگامی نتیجه داده که کالا جابهجا شود و بررسی بندر ولگا زمانی معنا پیدا میکند که مسیر حمل واقعاً مورد استفاده قرار گیرد.
به همین دلیل، شاید دقیقترین ارزیابی از این سفر نه امروز، بلکه چند ماه دیگر امکانپذیر باشد؛ زمانی که بتوان پرسید چه تعداد قرارداد منعقد شد؟ حجم مبادلات چه میزان افزایش یافت؟ چند شرکت قزوینی وارد بازار روسیه شدند و چه میزان کالا میان دو منطقه جابهجا شد؟
سفر پنجروزه تمام شده است، اما بخش تعیینکننده آن تازه آغاز میشود؛ آزمون تبدیل دیپلماسی استانی به عدد، قرارداد، محموله و سهم واقعی قزوین از بازار روسیه.






