روابطی که پیش از تولد در نطفه خفه میشوند
- شناسه خبر: 71379
- تاریخ و زمان ارسال: 25 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

صبا احمدی
آدمیزاد به حکم آدم بودن نیاز دارد به مراودات و برقراری ارتباطات، بسیاری از ما نه برای وقتگذرانی که به خاطر حفظ نشاط و برای پویایی شغلی و اجتماعی موظفیم آدمهای مختلف را ملاقات و با آنها ارتباط برقرار کنیم، اما برای بسیاری افراد این ارتباطات معنای دیگری دارد. رابطه کاری و اجتماعی و حتی دوستانه میتواند طوری مغتنم باشد که بخواهند آب را گلآلود کنند تا بلکه از آن ماهی بگیرند!
۱
با یکی از همکاران تماس میگیرم، احوالپرسی میکنم و کارم را میگویم و همکار جنس مخالف بلافاصله سر شوخی و خنده را باز میکند، شوخیها اگرچه بیادبانه نیست، اما به نظرم جایشان در چنین مکالمه جدی کاری نیست!
فکر میکنم من که هیچ شوخی نکردم، دوباره دنبال علت در خودم میگردم؛ نکند لحنم خوب نبوده! شاید صدایم آن سوی خط شاد و خندان به نظر رسیده! کمی جدی میشوم دوباره موضوع را برمیگردانم سر بحث اصلی و بدون هیچ احساس شادی و انرژی که نشان از اشتیاقم بدهد، دوباره درخواستم را مطرح میکنم، اما فایده ندارد! همکار آقا آن سوی خط از این تماس خوشش آمده، خندههایش قطع و شوخیهایش تمام نمیشود.
به هر جدیتی هست سعی میکنم جوابم را در مورد کاری که برایش تماس گرفتهام بگیرم، تلفن را که قطع میکنم، فکر میکنم دفعه بعد باید بین همکاران خانم برای همکاری پرس و جو کنم! و این در بهرهمندی از تواناییها محدودم میکند!
چرا بعضی آدمها رفتار درست در هر موقعیت را نمیدانند؟
۲
در یک جلسه کاری آقایی بیمقدمه بحث را به سمت حواشی روابط دونفر دیگر میبرد، سعی میکنم اهمیتی ندهم و خودم را به نشنیدن بزنم، دوباره با شوخی و خنده این بار مستقیمتر با من حرف میزند و اشاره میکند به رابطه آن دو نفر، در چشمانش با سکوت نگاه میکنم و بعد رویم را برمیگردانم به این امید که متوجه رفتار نامربوطش بشود، خم به ابرو نمیآورد و با شوخی و خنده بحثش را با آدم دیگری در همان جلسه ادامه میدهد. اتاق را ترک میکنم تا صحبتش تمام شود و بعد برگردم.
سطح بحث از یک جلسه کاری به سبزی پاک کردن دو آدم امی میرسد و مطمئنم بازدهی بالایی را شاهد نخواهیم بود.
۳
یک جمع دوستانه است، با چند دوست و دوستانشان که برای بار اول است میبینمشان دور هم نشستهایم. بهانه تولد دوست مشترک همه است. همه چیز خوب پیش میرود، دوستم همه را به هم معرفی میکند و کمی بعد یکی از آقایان شروع میکند با اسم یکی از دخترها شوخی میکند، فکر میکنم چقدر زشت و زننده! وقتی برای اولین بار کسی را میبینم که چنین رفتاری میکند! سعی میکنم بدون اینکه متولد متوجه شود و شادیش مخدوش شود، از جمع فاصله معناداری بگیرم.
شوخیها طوری ادامه پیدا میکند که باورم نمیشود با چنین آدمهایی یک جا نشستهام! بهانه میآورم و کمی زودتر جمع را ترک میکنم.
ارتباطی که میشد فارغ از جنسیت، یک گفتوگوی ساده باشد، با جهان همدیگر آشنا شد و برای متولد جشن خوبی ساخت و در نهایت با احساس رضایت از برقراری یک معاشرت انسانی تمام شود، باعث میشود دفعه بعد که به مراسمی دعوت میشوم بخواهم درباره بقیه میهمانها بیشتر سوال بپرسم و سختگیری کنم و این یعنی کم شدن مراوداتم.
۴
در یک جمع زنانه شرکت میکنم که میزبان گفته قرار است دورهمی چند خانم هنرمند باشد، با اشتیاق در میهمانی حاضر میشوم اما سطح بحثها برایم غیرقابل درک است، گفتن از ازدواج قبلی و فعلی و مصائبش از زبان یک نفر که تمام میشود بلاقاصله رو میکند به من از زندگی خصوصی و روابطم میپرسد؛ «تا حالا ازدواج نکردی؟ دوست پسر که داری حتما؟ مگه میشه نداشته باشی؟ بنظر من بهتره…»
نه تنها حریم خصوصیت را زیر پا میگذارند، بلکه بدون اینکه خواسته باشی درباره زندگی شخصیات راهکار میدهند و نصیحتت میکنند!
به خیالم آمده بودم در جمعی از هنرمندان تا از تاریخ و هنر بدانم اما تنها چیزی که به چشم نمیخورد هنر و روحیه هنری است!
*
چرا بسیاری افراد حد و مرزها را زیر پا میگذارند؟ روابط کاری را دچار حاشیه میکنند و حتی روابط غیر کاری را بدون در نظر گرفتن حریم افراد تغییر میدهند!
چرا هر موقعیت را نمیشناسیم و متناسب با آن رفتار نمیکنیم؟
کجا باید چنین مسائلی آموزش داده شود؟ خانواده؟ مدرسه؟ دانشگاه؟ کدام یک برای فقدان چنین آموزشهایی مقصرند؟







