در رثای «احمد توکلی»
- شناسه خبر: 63637
- تاریخ و زمان ارسال: 6 مرداد 1404 ساعت 07:24
- بازدید :
سیدعبدالعظیم موسوی
سالهای 1351 و 1352 بنا به دلایلی در شهر مذهبی و زیبای بهشهر تحصیل میکردم. کلاس دهم و یازدهم. این سالها جهش بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. هم به لحاظ سن و سال نوجوانی و هم به دلیل تغییر محیط زندگی و تحصیل و هم آشنایی با دوستانی که با مرحوم احمد (ایرج) توکلی مرتبط بودند.
آن زمان ایشان دانشجوی مهندسی شیمی بود در تهران و وابسته به خاندان بزرگ و مذهبی آیتا… شاهرودی بزرگ و خاندان نبوی که همگی از روحانیون طراز اول استان مازندران بودند. خانواده و دوستان ایرج صدایش میکردند. گرایش سیاسی به اسلام امام خمینی داشت و بنده از این طریق با مواضع امام خمینی ـ دکتر شریعتی ـ امام موسی صدر ـ سیدقطب ـ اقبال لاهوری و … آشنا شدم.
احمد توکلی که بعدا در همان سالهای قبل از انقلاب به واسطه وصلتی، فامیل سببی ما هم شده بود؛ برای دوستان و مرتبطین برنامهریزی مطالعاتی می کرد و جلسات سیاسی ـ مذهبی در مسجد محل میگذاشت. با تمام ضعف بدنی که بر اثر شکنجههای سبعانه ساواک تحمل کرده بود.
بعد از چند ماه آزادی، باز دستگیری بود و زندان و شکنجه. به گونهای که خانواده چندان امیدی به زنده ماندنش نداشتند. با انقلاب 57 آزاد شد و ابتدا در همان بهشهر مسئول کمیته انقلاب شد و بعد مدتی دادستان و سپس به عنوان نماینده مردم بهشهر به مجلس کوچ کرد.
مرحوم احمد توکلی از نظر اعتقادی به شدت به اسلام فقاهتی اعتقاد داشت. اساسا به جنگ مسلحانه نمیاندیشید و هرگز با مجاهدین خلق که آن روزها نماد اسلام سیاسی مبارز مسلح بودند؛ ارتباط نداشت مگر در زندان و به اجبار.
توکلی یکی از شش وزیر راست در دولت چپ مهندس موسوی بود. وزیر کار و سخنگوی دولت و اولین وزیری که لایحه قانون کار را تقدیم مجلس کرد. در آن فضای چپزده که متاسفانه هنوز هم بسیاری از قوانین و مواضع و تفکرات ما متاثر از همان فضاست. احمد توکلی پافشاری غیرقابل تصوری بر اصول اولیه فقه اسلام داشت و قانون کار پیشنهادی را هم با نظارت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نوشت. که صدالبته در دولت متاثر از فضای چپ آن روزها مورد قبول قرار نگرفت. بعدها قانون کاری نوشته شد که امروز در عمل میبینیم؛ نه به نفع کارگر است و نه کارفرما. قانونی که منافع بلندمدت کارگر را فدای منافع کوتاهمدت او میکند و با قراردادهای اجباری، تولید و کارآفرینی را فدای تسهیلات کوتاهمدت رفاهی کارگران میکند. زیرا نگاه کلی، رفاه و توزیع عادلانه بود و نه تولید. و این در فضای چپزده و شعارزده اول انقلاب البته عادی به نظر میرسید.
در مدتی که در قزوین فرماندار بودم چندین بار با ایشان ملاقات داشتم. ایشان فقه را مقدس میشمرد. سخنانش هنوز در گوش من زنده است. میگفت: «همهاش احکام ثانویه، احکام ثانویه… پس احکام اولیه کی قرار است اجرا شود؟» البته این سخنان را برخی علمای حوزه هم میگفتند. تا جایی که حضرت امام قریب به مضمون فرموده بودند که احکام ثانویه نیز مثل احکام اولیه قانون اسلام و به همان میزان محترم و مطاع است.
اما تفکر توکلی همواره منتظر بود که شرایط، آماده برای اجرای احکام اولیه بشود. زیرا به نظر او فقط احکام اولیه میتوانست سعادت مردم و جامعه اسلامی را تضمین کند.
احمد توکلی علیرغم تحصیلات ناتمام مهندسیاش تا انقلاب، به اقتصاد علاقمند شد و بعد از استعفا از وزارت، به انگلستان سفر کرد تا دکترای اقتصاد بخواند و بداند چگونه میتوان از دل اقتصاد فقه سنتی، علمی را بیرون کشید که هم قابل اجرا باشد و مشروع و هم نتیجهاش، توسعه باشد.
توکلی به شدت با طرحهای کوپنی کردن و نظارت دولت بر اقتصاد مخالف بود. میگفت: «ثابت ماندن قیمتها با کوپنی کردن اقتصاد، تصنعی و کمونیستی است». میگفت: «قیمت زمانی طبیعی است که سه ویژگی مهم داشته باشد. اولا هر زمان که متقاضی به بازار مراجعه میکند کالا وجود داشته باشد. ثانیا به هر میزانی که مطالبه میکند امکان خرید داشته باشد. ثالثا هیچ کالایی را برای خرید کالای مورد تقاضا تحمیل نکنند.»
توکلی و همفکرانش به اقتصاد بازار آزاد معتقد بودند. و جالب اینکه مسئولین اقتصادی زمان جنگ که اقتصاد را کوپنی کرده بودند؛ امروز به اقتصاد رقابت آزاد معتقدند. و بسیاری از لیبرالیستهای آن روز، امروز معتقد به کنترل شدید دولت بر اقتصادند.
o
اما توکلی پس از پایان تحصیل و بازگشت به وطن هیچوقت نتوانست آموختههایش را در یک مسئولیت اجرایی به تجربه بگذارد. نامزد ریاست جمهوری شد اما بیتوفیق. و از آنجایی که با هیچ رقیبی هم همفکر و همسلیقه نبود؛ در دولتهای مختلف در معرض مسئولیت اجرایی قرار نگرفت. فلذا روزنامهنگار شد. مدتی روزنامه فردا را منتشر کرد تا اینکه عطای روزنامه نگاری را هم به لقایش بخشید.
آخرین پرده از زندگی پرفراز و نشیب احمد توکلی مساله عدالتخواهیاش بود؛ نهاد دیدهبان شفافیت و عدالت که جوانان معتقد اصولگرای عدالتطلب را دور خودش جمع کرد که از اقصا بلاد، پروندههای اختلاس و سوءاستفاده مسئولین و مرتبطین قدرت را میآوردند و او هزینه اعتباریاش را میداد و طرف حق قرار میگرفت. و آن جوانها که حاکمیت باید به خاطر عدالتجویی حلوا حلوایشان میکرد؛ به بهانههایی به زندان میافتادند و توکلی در به در به دنبال آزادی آنان… .
مهم است که عدالت را به گونهای پیگیر شوی که به استحکام نظام منجر شود و نه به تضعیف آن. و این بسیار سخت بود.
عدالتطلب، تنها کسانی میتوانند باشند که خودشان آلوده دنیا نشده باشند. از هیچ رانتی استفاده نکرده باشند. مثل مردم زندگی کرده باشند و توکلی اینگونه بود. توکلی با نوع عدالتطلبی احمدینژادی هم مساله داشت و هرگز آبش با بهاریون در یک جوی نرفت. توکلی یک ویژگی مهم دیگر هم داشت و آن اینکه هرگز به دام منتظران دروغین امام زمان نیفتاد. که حل همه مشکلات را حواله به ظهور آقا میدهند و برای سرپا نگاه داشتن پیروان، هر روز از یک علامت ظهور رونمایی میکنند. جاده میسازند برای انتقال حضرت و سرمیز غذا، بشقابِ اضافه میگذاشتند و هرجا از علم کم میآوردند، ایمان بدون علم به تنگش میچسباندند.
احمد توکلی نمونه بارز یک نیروی مکتبی و معتقد به اسلام فقاهتی مبارزاتی بود که هرگز با تغییر رنگ قدرت، تغییر نیافت و هرگز برای به دست آوردن قدرت، خودش را به جایی نمالید.
به نظر من با آن خلوص و آن شکنجههای روحی و جسمی در دوران مبارزه که هرگز یک کلمه از آن نگفت و هرگز بهایی برای آن نخواست؛ امروز میتواند جایگاه «شهید» داشته باشد. خداوند در جوار امام حسین(ع) جاویدانش گرداند.
o
