دانشگاه در دو قطبی
- شناسه خبر: 85586
- تاریخ و زمان ارسال: 6 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

نظام آموزش عالی ایران گرفتار دوگانهای تلخ است: از یک سو، استادان حقالتدریس با دستمزدی پایینتر از یک کارگر ساده، ۵۰ درصد بار آموزشی را بر دوش میکشند و از سوی دیگر، شبکهای از انحصار در بدنه هیات علمی شکل گرفته که راه را بر ورود نخبگان جدید میبندد.
آرش صالحی ـ سالهاست که نظام آموزش عالی ایران با معضلی ساختاری دست و پنجه نرم میکند. از یکسو، جمعیت رو به رشدی از استادان حقالتدریس با حقوقی ناچیز و آیندهای مبهم بار اصلی آموزش را بر دوش میکشند. آمارها نشان میدهد که حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد بار آموزشی دانشگاهها بر دوش این گروه است، در حالی که آنها از کمترین حقوق و مزایا برخوردارند و حتی دستمزد ساعتی برخی از آنها از حداقل حقوق یک کارگر بدون تخصص نیز کمتر است. از سوی دیگر، فضایی از رانت و باندبازی در میان هیات علمیهای تماموقت شکل گرفته که به گفته بسیاری از کارشناسان به «مافیایی» تبدیل شده که دسترسی به جایگاههای علمی را به انحصار خود درآورده است. این گزارش با تکیه بر نظرات کارشناسان، مسئولان و تحلیلهای دانشگاهی به واکاوی این دوگانه تلخ و تأثیر آن بر کیفیت علم و پژوهش در کشور میپردازد.
بخش اول: استادان حقالتدریس؛ استثمارشدگان نظام آموزش عالی
در سالهای اخیر، حضور و استفاده از استادان حقالتدریس در دانشگاههای کشور رشد چشمگیری داشته است. با این حال، این گروه با مشکلات متعدد و عمیقی دست و پنجه نرم میکنند که ناشی از فقدان قوانین حمایتی و نگاه پارهوقت به این شغل است.
معیشت و دستمزد؛ تلخترین بخش ماجرا
اصلیترین و دردناکترین مشکل اساتید حقالتدریس مسائل معیشتی است. سعید عزیزی، مدرس رشته فیزیک در گفتوگو با خبرنگار ولایت به صراحت از «استثمار» اساتید حقالتدریس سخن میگوید و به مشکلاتی مانند نحوه پرداخت حقوق به صورت ترمی و پایان ترم اشاره میکند که امکان هرگونه سرمایهگذاری را از آنها سلب میکند.
او همچنین به موضوع بیمه اشاره دارد و میگوید که حق بیمه بر اساس ساعت کار و به صورت بسیار ناچیز محاسبه میشود و اساتید حقالتدریس از این حیث نیز در مضیقه هستند.
رئیس انجمن صنفی اساتید حقالتدریس استان اصفهان نیز با تأکید بر اینکه دستمزد ساعتی این اساتید از سال ۱۳۸۲ تاکنون با وجود تورمهای دو رقمی تغییر چندانی نکرده، میگوید که این مبلغ به طور میانگین حدود ۲۰ هزار تومان است که به مراتب از حداقل دستمزد یک کارگر بدون تخصص هم کمتر است. او همچنین به نبود قانون صریح برای حمایت بیمهای اشاره میکند و میگوید: به دلیل پارهوقت محسوب شدن، اساتید حقالتدریس به سختی میتوانند از مزایای بیمه تامین اجتماعی بهرهمند شوند و برای بازنشستگی باید «عمر نوح» داشته باشند.
یک استاد حقالتدریس با ۱۴ سال سابقه نیز در گفتوگو با خبرنگار ولایت از حقوق ناچیز خود میگوید و اذعان میکند که از گفتن مبلغ آن به دیگران خجالت میکشد و تأکید میکند که حتی این حقوق اندک نیز به صورت منظم و سر وقت پرداخت نمیشود.
او یکی دیگر از مشکلات را تبعیض در برخورد مسئولان دانشگاه میداند و میگوید که برخی از مدیران گروهها، تقسیم دروس را بر اساس روابط شخصی و سلیقه انجام میدهند و ممکن است یک استاد با سابقه طولانی، به یکباره تمام واحدهای خود را از دست بدهد.
کلهپاچه مالیاتی از مورچهای به نام حقالتدریس
یکی از استادان حقالتدریس دانشگاههای قزوین در گفتوگو با خبرنگار ولایت ضمن انتقاد جدی از دستمزد ناچیز این قبیل اساتید گفت که در حال حاضر درآمد استادان حقالتدریس در قزوین ساعتی 22 هزار تومان است که در حد حقوق یک کارگر ساده و بیسواد هم نیست. جالب اینکه از این مبلغ 10 درصد هم مالیات کم میشود و در نهایت ساعتی 19 هزار و 800 تومان دست استاد را میگیرد.
محمد کریمی تصریح کرد: جالب اینکه طبق قانون از افراد با درآمد زیر ماهی 2 میلیون تومان نباید مالیات اخذ شود و سقف درآمد یک استاد حقالتدریس در طول یک ترم 3 تا 4 میلیون میشود که اگر بر 4.5 ماه طول ترم تقسیم کنید، کمتر از ماهی یک میلیون تومان به جیب استاد میرود.
وی با بیان اینکه دولت در 8 سال اخیر با تصویب چنین دستمزدهایی برای استادان، شخصیت آنها را تحقیر کرده، افزود: نکته جالب اینجاست که در استان قزوین حقوق استاد حقالتدریسی را یک سال بعد از اتمام ترم و با حضور، پیگیری و اعتراض میدهند که این هم نمونهای دیگر از مستهلک کردن نیروی فکری استادان دانشگاه در امور بیهوده است.
کریمی با انتقاد از رویکرد دانشگاههای غیردولتی و غیرانتفاعی در اختصاص بخش ناچیزی از درآمدهای خود به حقوق اساتید ادامه داد: این قبیل دانشگاهها در حالی به یک استاد فعال در طول ترم یک تا 2 میلیون تومان پول میدهند که خودشان از هر دانشجو همین هزینه را میگیرند. با این حال چون نگاه به دانشگاه مانند یک بنگاه اقتصادی است، مدیر دانشگاه غیردولتی تلاش میکند هر چه پول است در جیب دانشگاه بماند تا اینکه در راه ارتقای معیشت استاد هزینه شود.
اساتید حقالتدریس بیمه نیستند
دیگر استاد حقالتدریس در مراکز آموزش عالی استان در گفتوگو با خبرنگار ولایت با اشاره به اینکه دانشجویان هم از این قضایا خبردار شده و برای استادان پشت چشم نازک میکنند، گفت: با وجود اینکه نسل جدید دانشجویان دهه 70 و 80 چند برابر دانشجویان دهه 60 از استادان خود توقع دارند، اما خبر ندارند که استادان آنها بیمه نیستند و امنیت شغلی و در نهایت امنیت فکری ندارند.
فاطمه رهبر اضافه کرد که اگر استاد حقالتدریسی مریض و نتواند سر جلسه کلاس حاضر شود، هیچ جلسه درسی برای او محاسبه نشده و در نهایت حقوق و دستمزدی هم به او تعلق نمیگیرد که این وضعیت فرقی با وضعیت یک کارگر ساختمانی آزاد و بدون بیمه ندارد.
کیفیت آموزش و پژوهش؛ قربانی اصلی
مشکلات معیشتی نهتنها بر زندگی شخصی اساتید بلکه بر کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاهها نیز سایه افکنده است. یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد که دانشیار پایه ۱۹ است، در گفتوگویی انتقادی به خبرنگار ولایت گفت که برخی از اساتید حقالتدریس جوان، فاقد تجربه و مهارت تدریس هستند و صرفا به خاطر پرستیژ اجتماعی وارد این حرفه شدهاند.
او همچنین به این نکته اشاره میکند که اساتید حقالتدریس به دلیل مشکلات مالی مجبور به تدریس دروس متعدد و متنوع در دانشگاههای گوناگون هستند و این امر باعث افت شدید کیفیت آموزشی میشود، در حالی که یک عضو هیات علمی تماموقت تنها به چند درس مشخص میپردازد.
علیرضا رهایی، معاون سابق آموزش و تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی نیز در گفتوگو با خبرنگار ولایت عنوان کرد که استفاده مقطعی از اساتید حقالتدریس، فرصت مشورت، طرح سوال علمی و تعریف پروژههای تحقیقاتی را از دانشجویان سلب میکند و به همین دلیل دانشگاه آزاد به دنبال جایگزینی آنها با اعضای هیات علمی تماموقت است.
محمدعلی سبحانالهی، رئیس اسبق دانشگاه خوارزمی نیز در گفتوگو با خبرنگار ولایت با صراحت بیشتری اعلام میکند که دیگر «حقالتدریس باید از سیستم آموزش عالی جمع شود» و این نظام به عزت اساتید لطمه زده و باعث شده که آموزش عالی از لحاظ پژوهش و کیفیت آسیبهای جدی ببیند.
بخش دوم: مافیای هیات علمی؛ انحصاری بر جایگاههای قدرت
در سوی دیگر این ماجرا انتقادات تندی نسبت به فضای حاکم بر بدنه هیات علمیهای تماموقت وجود دارد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که یک «مافیا» یا جریان انحصارگر در میان اعضای هیات علمی شکل گرفته که مانع از ورود نیروهای جدید و مستعد به این بدنه میشود.
تأثیر بر مهاجرت نخبگان و آینده دانشگاه
این انحصارطلبی، پیامدهای سنگینی برای آینده علمی کشور داشته است. به گفته برخی کارشناسان، رویای تبدیل شدن به عضو هیات علمی برای بسیاری از نخبگان به یک «رویای دستنیافتنی» تبدیل شده است و این امر یکی از عوامل اصلی مهاجرت آنها به خارج از کشور است.
علی شیخپور، دانشآموخته طراحی صنعتی و استاد حقالتدریس اسبق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیز در گفتوگو با خبرنگار ولایت به برخورد با دانشجویان بورسیه در برخی دولتها اشاره میکند و معتقد است که این اقدامات با هدف جلوگیری از تغییر ترکیب هیات علمی و حفظ وضع موجود انجام شده است.
محمدعلی زلفیگل، وزیر سابق علوم، تحقیقات و فناوری نیز پیشتر در گفتوگو با رسانهها و در پاسخ به درخواست اساتید حقالتدریس برای تبدیل وضعیت اعلام کرده بود که وزارت علوم «ظرفیت استخدام» این افراد را ندارد و مسیر ورود به هیات علمی، صرفاً از طریق فراخوان و طی فرایندهای خاص امکانپذیر است.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که بسیاری از اساتید حقالتدریس که سالها سابقه تدریس و پژوهش دارند، نمیتوانند از این مسیر وارد بدنه اصلی دانشگاه شوند و این موضوع، به نوعی، انحصار موجود را تثبیت میکند.
نتیجهگیری
وضعیت موجود نشان میدهد که نظام آموزش عالی کشور با یک دوگانگی عمیق روبروست. از یک سو، استادان حقالتدریسی که به عنوان ارزانقیمتترین و پرکارترین نیروهای آموزشی شناخته میشوند، نه از امنیت شغلی برخوردارند و نه از معیشت مناسبی. از سوی دیگر، فضای بسته و رانتخیز حاکم بر برخی از هیات علمیها، به همراه فرآیندهای گزینشی سلیقهای، مانع از شکلگیری یک محیط علمی پویا و رقابتی میشود. تا زمانی که این نابرابریها و انحصارها شکسته نشود و شفافیت جایگزین آن نگردد، نمیتوان انتظار داشت که دانشگاه بهعنوان موتور محرکه توسعه علمی و اجتماعی کشور عمل کند. این مسئله، نیازمند ارادهای جدی از سوی متولیان امر برای اصلاح ساختارها، افزایش شفافیت، بهبود وضعیت معیشتی اساتید و فراهم کردن بسترهای عادلانه برای ورود نخبگان به بدنه هیات علمی دانشگاهها است.









