حقی که از زن زایل شد
- شناسه خبر: 81435
- تاریخ و زمان ارسال: 7 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
الهام علیبخشی
در جمعی بودم که چند خانم بالای چهل سال که همگی در حیطه فعالیت خود شاخص و متبحر بودند حضور داشتند.
صحبتها رسید به جستجویشان دنبال کار و مانع بزرگی به نام «شرط سنی» کسانی که تخصص کافی دارند و دارای مهارت و تجربه لازمند و هر کدام در شغل خودشان جزو بهترینها هستند به خاطر مانعی به نام شرط سنی از مشاغل خوب محروم میشوند.
یکیشان گفت: ناراحت کنندهتر از دیدن شرط سنی در مصاحبهها برای من این است که ما همچنان در این سن دنبال کاریم! برای اینکه دخل و خرجمان یکی شود چندین جا کار میکنیم، یعنی مجبوریم کار کنیم چرا که اگر کارفرماها وجدان داشتند ما میتوانستیم یک جا کار کنیم و انرژی بیشتر و خلاقیت بالاتری برای یک کار صرف کنیم و راندمان بیشتری هم داشته باشیم.
دیگری هم تاکید کرد: واقعا من هم آرزو داشتم یک کار خوب داشتم و این همه فشار روانی را تحمل نمیکردم، یک روز سر کار بودم که برای شغل دومم مشکلی پیش آمد و من مجبور شدم چند تلفن برای هماهنگی کارهای شغل دیگرم بزنم و همکارم طوری رفتار کرد که به من بفهماند امروز حواسم زیاد به کار نیست.
من هم خیلی رک به اوگفتم چون حقوق اینجا کم است مجبورم دنبال کار دوم باشم تا چندرغاز دربیاورم و بتوانم مخارجم را بپردازم.
اصلا دقت نمیکردند که بیانصافی خودشان وقتی حداقل دستمزد را هم به زور میدهند باعث فشار کاری چند برابری روی ما میشود و باعث میشود تمرکزمان در کار کم باشد.
باور این صحبتهای زنانی توانمند و خلاق که جزو افراد مطرح و شاخص رشته خودشان بودند، برایم سخت بود، آنها گلایه داشتند از جامعهای که آنان را نمیدید، به زحماتشان وقعی نمینهید و برای تلاشهایشان ارزشی قائل نبود!
یکی دیگر که مجرد هم بود، گفت: به خاطر دید سطحی افراد جامعه که همیشه موفقیت یک نفر را یا با ازدواج یا با اموالش میسنجند، ما معمولا به حساب نمیآییم.
در حالی که اغلب آدمهای به ظاهر موفق جامعه مسیر متفاوت و رانتهای متفاوتی داشتند اما هیچکس ما را حمایت نکرد و دستاوردهایمان تماما نتیجه سالها تلاش خودمان است.
او از زمانی گفت که چشمانش را عمل کرده بود و باید تا دو هفته چشمش به صفحه مانیتور نمیافتاد اما به خاطر یک پروژه مهم بعد از یک هفته روزی چندین ساعت پای رایانهاش نشسته بود و همین باعث آسیب زیادی به چشمانش شده بود.
دختر دیگر گفت: از دید اجتماع ما ترشیدهایم تصویری که عموم جامعه از زن در ذهنشان دارند، مادر یا همسر بودن خوب است؛ کدبانوی تمام عیار! و اصلا فکر نمیکنند که این به قول خودشان جنس دوم شاید بخواهد مسیر متفاوتی را ادامه دهد.
متاسفانه اغلب مردان حتی تحصیلکرده زنان را دارای حقوق برابر با مردان نمیبینند.
بلکه بیش از هفتاد درصد مردهایی که هر روز با آنها در ارتباطیم زن را پایینتر میبینند تنها در ظاهر ادعا دارند که ما با هم در کار برابریم اما واقعا خودشان را بالاتر میبینند.
یکی از افراد حاضر در جمع تاکید کرد: برای کارفرما اگر زن باشی، کیفیت کار مهم نیست انگار باید بهترین کیفیت را ارائه کنی و باز کافی نیست.
در مجموعهای که من فعالیت میکنم، هر مدیری میآید دنبال آباد کردن اطرافیان خودش هست، سعی میکند تنها نفعی به اطرافیانش برساند و به فکر پیشرفت و رشد مجموعه نیست، به همینخاطر به دنبال داشتن افراد توانمند نیست و برای استخدام به همان اطرافیانش بیشتر امتیاز میدهد.
حتی ما جایی کار میکردیم که سه زن و یک مرد بودیم من شاهدم که زنها خیلی بیشتر از آن مرد زحمت میکشیدند ولی سر ماه حقوق آن مرد را میدادند اما حقوق ما زنان را نمیدادند! اعتراض که میکردیم میگفتند تو خانه پدرت هستی و فلانی هم شوهر دارد اما این آقا مستاجر است.
یکی از میان جمع گفت من در سالهای اخیر برخلاف گذشته یاد گرفتم به این رفتارها اعتراض کنم، اما نتیجه بدتر شد. فهمیدم اگر زن باشی و حقت را بخواهی انگهای بدی به تو میزنند، خیلی راحت میگویند تو چرا آنقدر زبانت دراز است؟!
ما بیشتر اوقات سکوت کردیم حالا که حقمان را میخواهیم توهین میکنند: به خاطر همین است شوهر نکردی چون زبانت دراز است. کی با این همه حاضر جوابی میخواد تو رو بگیره؟ یا خدا به داد اونی برسه که تو رو گرفته!
مدتی جمع ساکت شد و در نهایت یکی گفت: ولی خب نمیشه سکوت کرد، دیگر سکوت جایز نیست، این اعتراض حق ماست و اگر برای ما نتیجه ندهد برای نسلهای بعدی راه را هموارتر میکند.
*
با همه حرفهای تلخی که شنیده بودم اما خوشحال بودم که زنان سرزمینم با همه این توهینها و تحقیرها، آزارها و نادیده گرفتنها، اما با باور به تواناییهایشان، از حقشان کوتاه نمیآیند و عزمشان برای گرفتن حقوقی که سالها از آن محروم بودند جدیتر از گذشته شده است.


