جعبه سیاهِ جمعه سیاه!
- شناسه خبر: 48449
- تاریخ و زمان ارسال: 11 آذر 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد؛ اینجا همه چیز درهم نیست و در شلوغی بهتآلود پاساژها و بازارها شما میتوانید سیاهه بلندبالایی از اقلام مورد نیاز خود را یکشبه در پاییز سوزناک خریداری کنید، اگر اسیر قیمتگذاریهای پوشالی و تخفیفات کترهای نشوید و یک تنه قافیه را نبازید.
اینجا در غلغله فریادها و قدمها به اسم بلک فرایدی اعتماد مشتری را به استهزا میگیرند و جنسهای بنجل را به هر جانکندنی که شده آب میکنند تا بر صفرهای حسابهایشان بیفزایند. بله همین جا از بام تا شام با تبلیغات گل درشت جامعه مسخ شده را به سمت و سوی مصرفگرایی افراطی سوق میدهند و این در حالی است که در بطنِ چارسوق، هیچ یک از شعارهای رنگارنگ محقق نمیگردد و تنها با تکیه بر ترفندهای رنگ و لعابدار جیب مردم را میزنند. ترفندهایی که بهخصوص در هفتهها و روزهای اخیر به بهانه در پیش بودن جمعه سیاه اوج گرفته و جماعتی برای رسیدن به خواستههای نخنمای خویش با دقت تمام بازاریایی کرده و با تخفیفهای فیک انبارهای خود را خالی میکنند.
پیامک پشت پیامک میفرستند، ایمیل میزنند، بیلبوردهای شهری را تسخیر میکنند و ویترینها را به بند میکشند. یک شواف به تمام عیار در روز روشن.تبلیغ تمام قد کالاهایی که قرار است با تخفیفهای شگفتانگیز عایدمان شوند. بازار مکارهای در همین روزهای سرد و یخزده اقتصادی.
اما به راستی آیا همهچیز همینقدر حیرتانگیز است و ما میتوانیم با کمترین قیمت و با تخفیف محیرالعقول محصولی که مدتهاست دلمان برایش غنج و خنج میزند را مال خود کنیم و روی ابرها رژه برویم؟
عاقلهزنی که دل به اغواگری بیوجدانها سپرده میگوید: دنبال یک گوشی اندروید بودم. داخل یک فروشگاه اینترنتی محصولات را بر اساس الگوهای مختلفی مثل بیشترین تخفیف دستهبندی کردم و با یک مورد عالی روبرو شدم؛ قیمت یک گوشی هوشمند با حدود ۵۰ درصد تخفیف، از ۴۰ میلیون تومان به ۲۰ میلیون رسیده بود و فروشگاه هم با ذکر این موضوع که تعداد کمی از آن باقی مانده، من را برای خرید فوری تهییج کرد. در حیص و بیص خرید بودم که به صرافت افتادم قیمت گوشی مورد نظرم را از یک سایت دیگر بررسی کنم و ملتفت شدم در سایتهای دیگر قیمت آن موبایل حدود ۲۱ میلیون تومان است؛ یعنی فقط برای یک میلیون کمتر، نزدیک بود کالایی را بدون آنالیز کیفیت و با فرض اینکه حدود ۲۰ میلیون تومان سود کردم خریداری کنم!
صاحب یک بوتیک که مغازه خود را غرق در تبلیغات بلک فرایدی کرده بیان میکند: به جهت کسادی بازار مجبور شدهایم، همه پوشاک را در تخفیفها لحاظ کنیم و از جمعه سیاه برای پیشگیری از ورشکستگی اقدام کنیم. این فروشنده که نخواست نامش فاش شود تصریح میکند: مردم رغبتی برای خرید کالاهای برند ندارند و به اجناس بیکیفیت به دلیل بهای پایینتر رضایت میدهند. او معتقد است که قدرت خرید مردم به صورت قابل ملاحظهای کاهش یافته، اما بالاخره باید اجاره فروشگاه و حقوق کارکنان دربیاید یانه؟
به نظر میرسد در هیاهوی ویرانگر کالاهای بیکیفیت دیگر بلک فرایدی یک رویداد آمریکایی نیست. در ایامی که اینفلوئنسرها و بلاگرها با وعدههای رنگارنگ تب خرید را به چهل درجه رسانده و جمعیتی انبوه را درگیر تبوتاب خریدهای گسترده و بهرهمندی از تخفیفها میکنند باید دید جعبه سیاهِ جمعه سیاه با چه رمزی گشوده و خوانده میشود و در شرایط صعب اقتصادی اساسا اوضاع از چه قرار است؟ طُرفه اینکه با نزدیک شدن به جمعه سیاه، پلیس فتا نسبت به افزایش کلاهبرداریهای اینترنتی هشدار داده است.
* واگویههای یک جامعهشناس
یک جامعهشناس در گفتوگو با ولایت اظهار میکند: باوجود اینکه مردم به پرهیز از مصرفگرایی تشویق میشوند، اما این حجم عجیب تبلیغات در جامعه و تازیانههای فضای مجازی فضای زیادی برای اندیشیدن باقی نمیگذارد. داود نادریفرد ادامه میدهد: میل به مصرفگرایی از ملزومات نظامهای سرمایهداری است. هرچه بیشتر مصرف کنید، بیشتر هزینه کنید، موجب انبساط خاطر سرمایهداران خواهید شد. اما خرید کردن در برخی افراد بیش از نیاز آنهاست. آدمهایی که حالشان خوب نیست و با خرید کردن احوال خود را بهبود میبخشند و جیب خود را خالی میکنند. بعضا برخی از فروشندگان ماهر نیز از این سردرگمی مشتریها استفاده کرده و اجناس خود را به آنها قالب میکنند. این جامعهشناس اذعان میدارد: چند سالی است که بلک فرایدی به صورت زودهنگام و از هفته اول نوامبر استارت میخورد. هرچند که وجه تسمیه این روز به دهه ۵۰ میلادی و به پلیس فیلادلفیا منتسب شده، اما تحقیقات زیادی درباره راستیآزمایی تخفیفهای ویژه مرتبط با جمعه سیاه انجام شده و نتیجه آنها هشدار به مصرفکنندگان درباره قیمتهای کالاهای به حراج گذاشته شده در این روز بوده است.
بسیاری از این تحقیقات نشان دادهاند قسمت اعظم معاملات جمعه سیاه، ماهها پیش از این حراجیها با قیمتهای مشابه یا حتی پایینتری عرضه شدهاند. نادریفرد تاکید میکند: بلک فرایدی غربی با بلک فرایدی ایرانی توفیر دارد. برپایی آدینه سیاه در غرب به بهانه پایان سال میلادی و شروع سال جدید است. بنابراین صاحبان فروشگاهها سعی میکنند با فروش اجناس به اصطلاح تهانباری، آن هم با قیمتهای نازل، خود را برای عرضه اجناس فصل جدید در سال جدید آماده و روند خرید مردم در آستانه سال نو میلادی را تسهیل کنند. مردم نیز با توجه به تخفیفاتی که از این فروشگاهها میگیرند میتوانند خرید ارزانتر و بهصرفهتری داشته و خود را برای سال نوی میلادی آماده کنند! اما آیا در ایران هم اینگونه است؟ حقیقت این است که فاصله چهار ماهه ایرانیها با عید نوروز سبب میشود که قاطبه خریدهای مردم به بهانه بلک فرایدی از دایره نیازهای شروع سال نو خارج باشد و از آنجا که بهانهای برای انجام این خریدها ندارند، صراحتا باید عنوان کرد: ترویج فرهنگ مصرفگرایی در جامعه تنها دستاورد برگزاری بلک فرایدی است. علت خردهگیری به این ماجرا نیز این است که در آستانه سال نوی خورشیدی نه تنها از تخفیفات این چنینی خبری نیست که مردم حتی مجبورند ملزومات خود را گرانتر هم تهیه کنند!
* این آدمهای جوگیر!
یکی از اصلیترین شکوههایی که از مشتریان تخفیفات بلک فرایدی ساطع میگردد اجناس بنجلی بوده که در این تاریخ به دستشان رسیده است. تنها دلیلشان برای خریدهایشان جذابیت بالای تخفیفاتی بوده که از سوی فروشندهها اعلام شده است. مثل زمان کوتاه عرضه کالا با قیمت ارزان!
محمد کهنهچی مخاطب روزنامه ولایت که سال گذشته دو دستگاه پاوربانک یکی از برندهای معروف را در بلک فرایدی خریداری کرده پس از زمانی کوتاه ملتفت میشود از عمر باطریهای آنها چیزی باقی نمانده و نه تنها این خرید سودی برایش نداشته که حتی متضرر هم شده و برخلاف سایر خریدهای آنلاینی که انجام داده، کسی بعد از بلک فرایدی پاسخگوی او نبوده است. بله یکی از روشهای رایج فروش در بلک فرایدیِ ایرانی فروش کالاهای بیکیفیت یا تاریخ مصرف گذشته است. اجناس غبار گرفتهای که سالهای سال در انبار فروشگاهها خاک خورده و بلک فرایدی بهترین زمان عرضه آنها به مشتریان جوگیرِ واله تخفیفات سیاه است.
امیرحسین برادران در یکی از پاساژهای معروف شهر فروشگاه دارد. او هیچ وقت خودش را درگیر این جور چیزها نمیکند و میگوید: حتی توی کشورهای دیگر همین جمعه سیاه هم چیزی جز تبلیغ شرکتهای تجاری و تشویق مردم به خرید بیشتر نیست. همه اینها برای این است که اجناس بیشتر و بیشتر فروخته شود وگرنه جنسهای ناب و آس در غرب هم این طور حراج جدی نمیخورد. حالا من کاری به کشورهای دیگر ندارم اما این حراجها در کشور ما متاسفانه اصلا واقعی نیست.
وی ادامه میدهد: همکارانم قیمتها را بالا میبرند و بعد رویش تخفیف میزنند. مثلا یک جنسی را که سه میلیون تومان است میزنند پنج میلیون تومان و بعد رویش تخفیف میزنند یا از توی انبار جنسهای به درد نخور را میآورند بیرون بعد تخفیف هفتاد درصد رویش میگذارند. یا همین برندهای ایرانی که روی جنسهایشان 10 یا 20 درصد تخفیف میگذارند، اینها واقعا حراج واقعی نیست که برایش این همه تبلیغات میشود.
* تخفیفهای ناحسابی!
یک استاد مدیریت بازرگانی نیز میگوید: تخفیف گرفتن در خون و فرهنگ ما ایرانیها ریشه دوانده است. خیلیهامان موقع خرید تا زمانی که به حساب خودمان از فروشنده «تخفیف حسابی» نگیریم از خریدمان راضی نمیشویم. دکتر اکبری میافزاید: این ویژگی در واقع رگ خواب مشتری ایرانی است و فروشندگان هم این را فهمیدهاند. بنابراین با کلیدواژه تخفیف «ویژه بلک فرایدی» تیرخلاص را به مشتری میزنند.
وی ادامه میدهد: پدیده بلک فرایدی و تخفیفهای شگفتانگیزش در اروپا بهترین بهانه برای فروش محصولات آخر سال یک فروشگاه است که روی دستشان باد کرده، اما بررسیها نشان میدهد حتی در همین کشورها، فروشگاهها با خط صعود بسیار ملایمی از چند ماه قبل از بلک فرایدی، رشد قیمت خود را شروع میکنند و در موقع بلک فرایدی فقط این اضافهشده قیمت را کاهش داده و به اسم تخفیف به مردم میدهند.
***
شهر در تسخیر موجسواران است و تخفیفات نارنجی در جمعه سیاه، چشمها را خیره کرده است. حقیقت اما این است که بلکفرایدی در این حوالی تنها مردم را به دام خریدهای غیرضروری میاندازد. به اینها اضافه کنید دامهای پهن شده کلاّشانِ اینترنتی را که از آشفته بازار جمعه سیاه سوءاستفاده کرده و جیبها را خالی میکنند تا علامت سوالی به فراخی بازارِ ملتهب پیش روی آن قرار گیرد. جز این است یعنی؟








