بررسی جایگاه عبدالعزیز مراغی در تاریخ موسیقی ایران
- شناسه خبر: 63492
- تاریخ و زمان ارسال: 5 مرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

محمدرضا مقدم
مقدمه
در تاریخ موسیقی نظری ایران، بازخوانی و تحلیل رسالات کهن یکی از روشهای مهم برای درک ساختارهای فکری و هنری گذشته به شمار میرود. در همین راستا، رسالهای از «عبدالعزیز بن عبدالقادر مراغی»، فرزند نظریهپرداز برجسته قرن نهم هجری، به تازگی با تصحیح و تحقیق استاد حسین میثمی و مصطفی عبادی، توسط انتشارات دایرهالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شده است. این متن، در ادامه سنت مکتب منتظمیه، در عین پایبندی به مبانی پدر، با نوآوریهایی در حوزههای نغمهپردازی، ایقاع، و حتی سازسازی همراه است.
از جمله نکات برجسته در این رساله، معرفی دو شعبه نغمهای تازه، دو دور ایقاعی نو، و ابداع سازی به نام «ترویح» است؛ سازی مرکب از دو قانون که از سوی مؤلف، بهمنزله تجربهای نو در توسعه دامنه صوتی معرفی شده است. افزون بر این، عبدالعزیز با ارائه دستگاههایی چون «شد خواب» و «شد روح» نیز بر تمایل خود به تنوعبخشی به نظام مدال آن دوره تاکید کرده است.
این گفتوگو با «مصطفی عبادی» تلاش دارد برخی جنبههای مهم این رساله را برای مخاطب امروز روشن سازد؛ از جمله مفاهیمی چون ادوار نغمگی و ایقاعی، نسبت میان سنت و نوآوری در اندیشه عبدالعزیز، و اهمیت چنین آثاری در روند بازسازی حافظه موسیقایی ایران.
در روزگاری که منابع نظری موسیقی ایرانی کمتر مورد توجه قرار میگیرند، نشر اینگونه متون میتواند پلی میان گذشته و امروز ایجاد کند؛ پلی که نه فقط برای پژوهشگران، بلکه برای هنرمندان نیز الهامبخش خواهد بود.
¡ در ابتدا بگویید چطور با رساله «نقاوهالادوار و تصانیف» آشنا شدید و چه چیزی در آن توجه شما را جلب کرد؟
بنده پیشتر از طریق کتاب فهرست نسخ خطی موسیقی تألیف زندهیاد دکتر محمدتقی مسعودیه با این رساله آشنا بودم، هرچند آشناییام صرفا در حد نام و برخی مشخصات ظاهری آن بود. تا آنکه در سال ۱۳۹۸، نسخه شماره ۳۶۴۶ کتابخانه نور عثمانی به صورت اتفاقی و از طریق یکی از دوستان مطلع که به منابع کتابخانههای ترکیه دسترسی داشتند، در اختیارم قرار گرفت.
نخستین نکتهای که توجه مرا به خود جلب کرد، تاثیر ژرف میراث علمی و هنری عبدالقادر مراغی بر آثار فرزندش بود. با آنکه این رساله در سرزمین عثمانی و در عصر اقتدار این سلسله نگاشته شده، اما به زبان فارسی تألیف شده است؛ نکتهای که به روشنی گویای نفوذ گسترده زبان و ادب فارسی و نیز استمرار سنت علمی مکتب منتظمیه ـ شاخه موسیقی ـ در حوزه فرهنگی عثمانی است.
¡ روند تصحیح این رساله چقدر طول کشید؟
فرایند تصحیح این رساله با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بود. در نخستین گام، پس از مطالعه اجمالی فایل نسخه، تصمیم گرفتم موضوع تصحیح را با جناب آقای دکتر میثمی در میان بگذارم. ایشان با استقبال از این پیشنهاد، پروژه مشترک تصحیح و چاپ رساله را پذیرفتند و کار بهصورت مشترک آغاز شد. در ادامه، با آغاز همهگیری کرونا، روند پیشرفت پروژه به دلایل مختلف در مقاطعی کُند شد و در مجموع، فرایند کار تا مرحلهی انتشار نهایی، نزدیک به پنج سال به طول انجامید.
¡ در این مدت با چه چالشهایی روبهرو بودید؟
یکی از مهمترین چالشهای این مسیر، دسترسی به سایر نسخ خطی موجود از این رساله بود. از جمله مهمترین آنها، نسخهای از رساله در کتابخانه سلطان احمد ثالث است. خوشبختانه جناب آقای دکتر میثمی فایل نسخه مذکور را که از نظر تاریخی قدیمیتر از نسخه کتابخانه نور عثمانیه به شمار میرود، در اختیار من قرار دادند. تصمیم بر آن شد که نسخه موجود در مجموعه سلطان احمد به عنوان «نسخهی اساس» (مادر) در نظر گرفته شده و در مقابله و تصحیح با نسخه نور عثمانیه استفاده شود.
با این حال، کیفیت بسیار پایین اسکن نسخه اساس و نیز اختلافات متنی میان دو نسخه، روند مقابله و تصحیح را دشوار ساخت. با وجود این، مراحل کار به تدریج پیش رفت و به انجام رسید. در خلال این فرایند، از کتاب نقاوهالادوار، چاپشده توسط دکتر Ferdi Koç در ترکیه (نزدیک به یک دهه پیش)، نیز بهره گرفته شد. بخش دوم کتاب، که شامل آثار آهنگسازیشده توسط عبدالعزیز است، از میان مجموعهای گسترده از نسخ خطی موسوم به ادوار سلطانی گردآوری شده است. این مجموعه از منظر فنی بسیار ارزشمند و در نوع خود کمنظیر است، اما تصحیح دقیق آن بهواسطه پیچیدگیهای ساختاری و تنوع نگارشها، کاری دشوار و چالشبرانگیز به شمار میرفت.
¡ مخاطب امروز با خواندن این رساله چه تصویری از موسیقی قرن نهم هجری به دست میآورد؟
در این رساله، سرفصلهای اصلی و کلیدی مباحث نظری موسیقی به تفصیل تشریح شدهاند؛ از جمله مباحث مربوط به فواصل، نظام کوکها، ساختار ادوار نغمگی و ایقاعی (ریتمیک)، سازشناسی و نیز اصول تألیف و آهنگسازی. این نکته نشان میدهد که سنت مکتوب موسیقی در آن دوران نهتنها مبتنی بر سنت شفاهی، بلکه دارای پشتوانهای نظری و تحلیلی بوده است که جایگاه موسیقیدان را بهمثابه اندیشمند نیز تثبیت میکرد.
¡ جایگاه عبدالعزیز مراغی را در تاریخ موسیقی ایرانی چطور ارزیابی میکنید؟
بیتردید عبدالقادر مراغی را باید بزرگترین عامل در تکوین و شکوفایی مکتب موسیقایی منتظمیه دانست. نقش عبدالعزیز، فرزند او، در انتقال و تداوم این مکتب در سرزمینهای غربی جهان اسلام، به ویژه در گستره امپراتوری عثمانی، نقشی تأثیرگذار و انکارناپذیر است.
¡ آیا او توانست از زیر سایه پدرش، عبدالقادر مراغی، بیرون بیاید؟
گرچه عبور از سایه سنگین شخصیتی چون عبدالقادر که در زمره بزرگترین نظریهپردازان موسیقی جهان اسلام جای دارد آسان نمینماید، اما عبدالعزیز با تکیه بر دانش و ذوق موسیقایی خود، توانست جایگاهی درخور در دربار عثمانی به دست آورد. حضور او در این امپراتوری، نه تنها به انتقال آموزههای مکتب منتظمیه انجامید، بلکه زمینهساز تداوم حیات آن در بستری متفاوت و بینافرهنگی شد. به جرأت میتوان گفت اگر هجرت عبدالعزیز به قلمرو عثمانی صورت نمیگرفت، احتمالا دامنهی نفوذ و گسترش مکتب منتظمیه در این منطقه به این سطح از فراگیری نمیرسید.
¡ چه تفاوتهایی میان نگاه عبدالعزیز و عبدالقادر به نظریه موسیقی وجود دارد؟
بر پایه محتوای رساله مورد نظر، تفاوت بنیادین یا ساختارشکنی خاص میان دیدگاههای موسیقایی عبدالقادر مراغی و فرزندش عبدالعزیز مشاهده نمیشود؛ با این حال، نشانههای روشنی از نوآوری و خلاقیت عبدالعزیز در گسترش ابعاد نظری مکتب منتظمیه به چشم میخورد. وی با معرفی دو شعبه نغمهای با عنوانهای «شعبه صفا» و «شعبه شاهی»، و همچنین با ابداع دو دور ایقاعی با نامهای «وتدُ الصَّدر» و «وتدُ المحزون»، از گرایش خود به بازآفرینی ساختارهای پیشین و افزودن بر آنها پرده برمیدارد. عبدالعزیز همچنین با معرفی شدود یا دستگاههایی چون «شَدّ خواب» و «شَدّ روح» که آنها را ابداع شخصی خود میداند، نقشی چشمگیر در توسعه گفتمان نظری موسیقی و تنوع بخشی به نظام مُدال آن عصر ایفا کرده است. این نوآوریها در عین وفاداری به چهارچوبهای مکتب منتظمیه، نشان از ظرفیت عبدالعزیز در احیاء و بازسازی سنت موسیقایی پدر دارد، بیآنکه صرفا در سایه عبدالقادر باقی بماند.
¡ در این کتاب به ساز تازهای اشاره شده که عبدالعزیز ساخته است. درباره آن اطلاعات بیشتری دارید؟
در متن رساله، عبدالعزیز به سازی با نام «ترویح» اشاره کرده که بنابر ادعای خود او، سازی ابداعی و تازه وارد به شمار میآمده است. بر پایه توصیفات ارائهشده در رساله، ترویح از ترکیب دو ساز قانون تشکیل شده که به صورت پشت به پشت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ شیوهای که امکان وسعت صوتی بیشتری را برای نوازنده فراهم میکرده است. عبدالعزیز در شرح این ساز، به جزئیات فنی قابل توجهی پرداخته و اطلاعات دقیقی درخصوص ساختار بدنه، مکانیزم گوشیها، نحوه سیمکشی و الگوی کوک آن ارائه کرده است. این دقت در توصیف، بهگونهای است که خواننده میتواند با اتکا به آن، تصویری نسبتا روشن از شکل، عملکرد و کاربرد این ساز جدید در ذهن ترسیم کند. ذکر چنین جزئیاتی نشان از نگاه تجربی و در عین حال تحلیلی مؤلف دارد و اهمیت رساله را فراتر از مباحث نظری، در حوزه سازشناسی نیز برجسته میسازد.
¡ شما در مقدمه به «ادوار نغمگی» و «ادوار ایقاعی» اشاره کردید. این مفاهیم برای مخاطب امروزی چه اهمیتی دارند؟
واژگان به کار رفته در این رساله، برای مخاطبانی که با موسیقی کهن ایران و ادبیات رایج در رسالات موسیقایی آشنایی در سطح متوسط دارند، اغلب روشن و قابل درک است. از جمله مفاهیم بنیادینی که در متن آمده، «ادوار نغمگی» است؛ اصطلاحی که اشاره به توالی منظم و طبقهبندی شدهای از نغمهها و فواصل موسیقایی دارد. این مفهوم را میتوان تا حدودی با «مُد» در موسیقی امروز مقایسه کرد، هرچند تمایزهای نظری و تاریخی میان این دو وجود دارد. در کنار آن، «ادوار ایقاعی» به دستهبندی انواع الگوهای ریتمیک و مترهای رایج در موسیقی قدیم ایران میپردازد. آشنایی با این ساختارها به پژوهشگران و موسیقیدانان معاصر امکان میدهد تا سیر تکوین و تحول مفاهیم بنیادین ریتم و نغمگی را در بستر تاریخی پنج سده اخیر موسیقی ایرانی دنبال کنند. به بیان دیگر، این مفاهیم نهتنها به شناخت بهتر از گذشته میانجامند، بلکه روشن میسازند که چگونه طی روندی تدریجی، موسیقی ایران به جایگاه امروزی خود رسیده است.
¡ چرا انتشار چنین متونی برای پژوهشگران و هنرمندان امروز اهمیت دارد؟
همانطور که عرض کردم، واکاوی گذشته میتواند ما را در مسیر نوآوریهای ریشهدار آینده قرار دهد. با کنکاش در آراء اسلاف، میتوانیم افقهای متفاوت و روشنی را برای آینده هنری خود رقم بزنیم. بهعنوان مثال، اگر موسیقیدانان جوان با ادوار ایقاعی گذشته که در رسالات و متون کهن موسیقی ایرانی مستتر است آشنا شوند، میتوانند آثاری نو خلق کنند که با الهام از آن ادوار و در تلفیق با موسیقی امروز، افقهای تازهای را برای موسیقی ایران بگشاید. همچنین در زمینههایی چون محاسبه فواصل، سازسازی و دیگر شاخهها نیز این کنکاش میتواند ثمربخش باشد.
¡ ضمن تشکر از همراهی شما، اگر بخواهید مخاطبان را به خواندن این رساله تشویق کنید، چه ویژگی خاصی از آن را برجسته میکنید؟
ویژگی خاص این رساله نسبت به بسیاری از متون کهن، فهم آسانتر و درک روشنتر از محتوای آن است. برای خوانندهای که با موسیقی ایرانی آشنا باشد، این رساله میتواند بسیاری از گرههای مفهومی، به ویژه در زمینههایی همچون استخراج فواصل، ریتم، دستهبندی مقامات و… را به شیوهای سادهتر و قابل فهمتر بگشاید.






