بازگشت به خویشتن
- شناسه خبر: 88727
- تاریخ و زمان ارسال: 24 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
امیر رجبی
در شهری که روزگاری نامش با شعر، اندیشه و روزنامهنگاری گره خورده بود، امروز روشن ماندن چراغ یک تحریریه کوچک، خود به خبری امیدوارکننده تبدیل شده است. در روزگاری که بسیاری از رسانههای محلی با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند و مرجعیت خبر آرامآرام به شبکههای اجتماعی واگذار میشود، حفظ همان حداقلهای حرفهای در یک روزنامه، یک پایگاه خبری یا یک تحریریه مستقل، بیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، نوعی ایستادگی فرهنگی است.
قزوین، شهری که عارف قزوینی را در حافظه تاریخی خود دارد و نسلهای مختلفی از نویسندگان، خبرنگاران و روزنامهنگاران را پرورش داده است، بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در وضعیت رسانهای خود نیاز دارد. پرسش اینجاست که روزنامهنگاری قزوین چگونه به نقطهای رسیده که گاه تاثیر یک صفحه مجازی یا یک اینفلوئنسر، از سالها فعالیت یک رسانه محلی بیشتر است؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها در گسترش شبکههای اجتماعی یا تغییر ذائقه مخاطبان جستوجو کرد. مساله، عمیقتر از آن است؛ ما با بحرانی به نام «بحران هویت رسانه» روبهرو هستیم.
کافی است سری به بعضی نشستهای خبری بزنیم؛ نشستهایی که گاهی پیش از آغازشان، تیترها در ذهن نوشته شدهاند و پرسشها هرگز مجال طرح پیدا نمیکنند. در چنین فضایی، خبرنگار به جای آنکه نماینده افکار عمومی باشد، به شنوندهای خاموش تبدیل میشود؛ شنوندهای که قرار است چند جمله را ثبت کند، چند عکس بگیرد و سالن را گاها با کارت هدیه ترک کند. نتیجه روشن است؛ نشست خبری، آرامآرام از محلی برای طرح مطالبات عمومی، به مراسمی تشریفاتی تبدیل میشود؛ مراسمی که در آن، کمتر نشانی از دغدغههای مردم و پرسشهای واقعی جامعه دیده میشود.
البته نباید از انصاف دور شد. روزنامهنگاری در ایران و بهویژه در شهرهای کوچکتر، سالهاست که با مشکلات اقتصادی، نبود امنیت شغلی و محدودیتهای فراوان روبهروست. بسیاری از فعالان رسانه، بیش از آنکه دغدغه قلم داشته باشند، ناچارند نگران معیشت و آینده حرفهای خود باشند. وقتی خبرنگار برای گذران زندگی مجبور است چند شغل را همزمان تجربه کند، طبیعی است که فرصت کمتری برای مطالعه، تحقیق و گزارشنویسی داشته باشد. با این همه، تقلیل بحران رسانه به مشکلات مالی، ساده کردن مساله است.
واقعیت تلخ این است که بخشی از رسانههای محلی، خواسته یا ناخواسته، در مدار روابط عمومیها، نهادهای مالی و مراکز قدرت قرار گرفتهاند؛ تا جایی که گاهی مرز میان رسانه مستقل و بلندگوی تبلیغاتی، چندان روشن نیست. از سوی دیگر، نهاد صنفی که باید پناهگاه روزنامهنگاران و مدافع استقلال رسانه باشد، خود گرفتار روزمرگی و مناسباتی شدهاند که فاصلهای آشکار با دغدغههای واقعی اهالی رسانه دارد.
این سخنان به معنای نادیده گرفتن تلاشهای فعالان این حوزه نیست. هنوز هم در قزوین روزنامه و رسانههایی وجود دارند که با کمترین امکانات، چراغ تحریریههای خود را روشن نگه داشتهاند؛ رسانههایی که هنوز به اصول اولیه کار حرفهای، از ویرایش و گزارش گرفته تا گفتوگو و نقد، پایبند ماندهاند. حفظ و تقویت این سرمایهها، نه لطف به یک فرد یا یک مجموعه، بلکه احترام به حافظه فرهنگی و رسانهای یک شهر است.
پیشکسوتان مطبوعات نیز بخشی از همین حافظهاند. پاسداشت آنان نباید تنها به چند مراسم مناسبتی محدود شود. جامعهای که تجربه و اعتبار نسلهای پیشین خود را نادیده بگیرد، ناچار است بسیاری از مسیرهای رفته را دوباره از ابتدا طی کند.
آلبر کامو نوشته بود: «هر نسلی، بیتردید خود را مأمور بازسازی جهان میداند.» شاید رسالت نسل امروز روزنامهنگاران قزوین نیز همین باشد؛ نه بازسازی جهان، بلکه بازسازی اعتماد، اعتبار و جایگاه رسانه.
سالها پیش، دکتر علی شریعتی هم از «بازگشت به خویشتن» سخن گفت؛ بازگشتی که به معنای بازگشت به گذشته نبود، بلکه دعوتی بود برای بازشناسی هویت و بازگشت به ریشهها. شاید روزنامهنگاری قزوین نیز امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین بازگشتی نیاز داشته باشد؛ بازگشتی به اخلاق حرفهای، به مسئولیت اجتماعی، به شرافت قلم و به دغدغه مردم.
خبرنگار حرفهای، صرفا کسی نیست که خبر یک مراسم یا نشست را منتشر کند. او باید نبض شهر را بشناسد، رنج مردم را ببیند، نسبت به محیط اطراف خود حساس باشد و بتواند آنچه را دیگران نمیبینند، روایت کند. رسانه، زمانی معنا پیدا میکند که زبان مردم باشد؛ نه پژواک صاحبان قدرت و نه اسیر مناسبات روزمره.
اصلاح این وضعیت، پیش از هر چیز، از خود ما آغاز میشود؛ از خود روزنامهنگاران، از خود اهالی قلم و از نهادهایی که مسئولیت هدایت این مسیر را بر عهده دارند. رسانه قزوین، امروز بیش از هر زمان دیگری به تعریف دوباره استانداردهای اخلاقی و حرفهای نیاز دارد؛ استانداردهایی که در آن، شایستگی، دانش، استقلال، احترام به پیشکسوتان و مسئولیت اجتماعی، جایگزین روابط شخصی و نگاههای سلیقهای شود.
قزوین، با همه پیشینه فرهنگی و تاریخی خود، سزاوار رسانههایی پویا، مستقل و حرفهای است؛ رسانههایی که مردم بتوانند بار دیگر به آنها اعتماد کنند و آنها را مرجع روایت حقیقت بدانند.
شاید نخستین گام برای رسیدن به آن روز، از همین نقطه آغاز شود؛ از بازگشت به خویشتن.




