عبور قیمت مرغ از مرز ۱۵۰ هزار تومان!
- شناسه خبر: 74679
- تاریخ و زمان ارسال: 7 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
گزارش روز: پروین شهسواری
یک هفته است که قیمت مرغ، این کالای ساده و روزمره سبد خانوار، چراغ خاموش به حدود کیلویی ۱۵۰هزار تومان رسیده است.در شهریور ماه بود که جدال بین مرغداران و مسئولین مبنی بر قیمت پایین مرغ نسبت به استانهای همجوار مانند البرز و تهران را به صورت گزارشی در روزنامه کار کردیم البته که بعد از آن قیمت مرغ به حدود ۱۴۰ هزار تومان افزایش یافت و حالا به قیمت ۱۵۰ هزار تومان رسیده است. به میان مردم رفتم تا این گزارش را از نگاه مردم بنویسم.
مردم جلوی ویترین مرغفروشی ایستادهاند و نگاه میکنند؛ نه به مرغ، بلکه به عددی که روی ترازوی مغازهدار میزند. نگاههایشان خالی از حیرت است؛ انگار دیگر عادت کردهاند. فقط یک سوال تکراری و آزاردهنده در چهرهشان موج میزند: این بار به چه بهانهای؟
پیرمرد با چهرهای خسته، و با صدایی آهسته میگوید: دیگر حتی دنبال علت هم نمیگردیم. هر بار یک بهانه جدید مثل نهاده، ارز! قصه ما مردم یکی است: هر روز سفرههایمان کوچکتر و جیبهایمان تهیتر میشود.
به حرفهایش فکر میکنم، واقعا منِ خبرنگار هم دیگر دنبال پاسخ دلایل این گرانیها از مسئولین مرتبط نیستم چه دارند که بگویند!
یک جوانی که میگوید کارگر است میآید جلو و یک مرغ روی ترازو میگذارد میشود ۳۴۰ هزار تومان، او میگوید کارگرم، حقوقم سالی یک بار، کمی بالا میرود. اما مرغ، روغن، نان، دارو، لبنیات… سالی چند بار قیمتشان عوض میشود؟ حساب کنید ببینید این معادله چطور جور در میآید؟ ما داریم از قافله زندگی عقب میمانیم، فقط تماشاچی افزایش قیمتهایی هستیم که پایانی برایش نیست. مگر حقوق ما چند بار در سال افزایش دارد؟ مگر قدرت خرید ما چقدر است که هر هفته باید شوک قیمتی جدیدی را ببینیم؟ مرغ کالای اساسی است، نه کالای لوکس. گوشت که قیمتش یک میلیون ۲۰۰ هزار تومان است و نمیتوانیم تهیه کنیم حداقل مرغ را گران نکنید.
این سخنان شاید که نه، قطعا حرف تمامی مردمی است که نگران افزایش قیمتها آن هم بیحساب و کتاب هستند؛ آنها میخواهند بدانند چرا باید قیمتها ثبات نداشته باشند و هیچ مدیری هم پاسخگو نباشد؟ سخنان آنها تنها صدای یک نفر نیست روایت مشترک بسیاری از خانوادههایی است که هر ماه فشار معیشتی را بیشتر احساس میکنند.
در این بازار پرهیاهوی قیمتها اما سرد برای مردم، نگاهم به سمت مغازههای دیگر میچرخد. برنج، لبنیات … هر کدام قصه پرغصه خود را دارند.
مردم نگران و تسلیم در برابر عددهایی شدهاند که بیامان بالا میروند و زندگیشان زیر فشار تورم و گرانی سختتر میشود!


