از مظلومیت تا محبوبیت
- شناسه خبر: 79489
- تاریخ و زمان ارسال: 24 اسفند 1404 ساعت 07:52
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
شهادت شهید خامنهای و شهید بهشتی از یک منظر بسیار شبیه بهم و قابل تأمل است. هر دو با هزینه آبرو بخاطر ایستادگی بر اصول، زمانی که در شرایط ناحقی از نظر محبوبیت بودند؛ خدا با مزد شهادت، محبوبیتشان را به صورتی مضاعف و تصاعدی برگرداند.
شهید بهشتی با مقاومت در برابر انحراف بنیصدری که به 12 میلیون رأیش غره شده بود و امام را هم اطاعت نمیکرد؛ روز به روز از محبوبیتش کاسته میشد.
منافقین در چنین شرایطی بنا بر ماهیت نفاقشان علیرغم نداشتن کمترین اعتقادی حتی به بنیصدر، پشتیبانش شدند تا این افتراق بیشتر شود و شد؛ تا جایی که پس از ارتحال مرحوم طالقانی منافقین شعار میدادند که: بهشتی بهشتی طالقانی را تو کشتی!!
شهید بهشتی به هر مجلس و محفلی که برای سخنرانی میرفت 4 ـ 5 نفر عامل منافقین ـ برنامهریزی شده ـ در جمع حاضر میشدند و تا شهیدبهشتی میخواست سخنرانی را شروع کند این 4 نفر بلند میشدند و شعار میدادند و مجلس را بهم میزدند.
مردم در این شرایط متحیر و بیتحلیل شده بودند. منافقین از موضع اعتراض، تخریب میکردند و بنیصدر در موضع فرمانده کل قوا و رئیس قوه مجریه با سکوت و گاهی تایید، میدان را برای آنها امن میکرد.
مردم در غبار فتنه نمیتوانستند حق را از باطل تشخیص بدهند. جالب اینکه شهید بهشتی در این انبوه مظلومیت رئیس قوه قضاییه بود. یعنی مظلوم اما در اوج قدرت مادی و هرگز از این قدرت در مقابله با این تروریستهای شخصیت استفاده نکرد.
امام فرمود: هیچکس از مسئولین حق ندارد علیه دیگری سخن بگوید وگرنه هرچه به هر که دادم پس میگیرم. همسر شهید پس از شهادت ایشان گفت: در خانه خواستیم در مورد بنیصدر حرف بزنیم شهید بهشتی فرمود: شرعا حرام است چون امام فرمان سکوت دادند. اما بنیصدر و منافقین این قید را نداشتند و ایشان را تخریب میکردند؛ تا جایی که شهید مستاصل خدمت امام رسید و گلایه کرد. امام فرمود: این کسانی که در حسینیه شعار میدهند «روح منی خمینی» اگر مرگ بر من هم بگویند تفاوتی ندارد. مهم تکلیف است. و شهید بهشتی باز به تکلیف عمل کرد؛ تا جایی که در قله قدرت قضایی در دره بدبینی و سوءظن توده مردم قرار گرفت. تا انفجار دفتر حزب که تکهتکه شد و به خدا پیوست.
امام مقاوم و دلیر در میان هایهای گریه مردمی که در حسینیه حاضر شده بودند به عزاداری برای بهشتی، فرمود: «مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان بر من معلوم بود. و آنچه من راجع به ایشان متاثر هستم این است که شهادت در مقابل او ناچیز است؛ و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود.» (صحیفه امام ج 14 صفحه 518 تا 519)
بهشتی پس از شهادتش محبوب دلهای مردم و دست دشمنانش رو شد. آنها فرار کردند و بهشتی هر روز شناختهشدهتر. تا جایی که گفتند شاخص عقیدتی اسلام در انقلاب شهید مطهری بود و مقیاس سیاسی شهید بهشتی.
*
(بخشی از مظلومیت شهید خامنه ای متوجه جناحهای اصولگرا و اصلاحطلب بود که سانسور کردم .زیرا امروز تفرقه، بازی در زمین آمریکا و اسرائیل است.)
در قضایای زن ـ زندگی ـ آزادی عملکرد ناصوابی که یک مساله کوچک را تبدیل به جنبشی فراگیر کرد؛ نهایتا منجر به مظلومیت ایشان شد. و در قضایای دی ماه برای حفظ نظام بعد از یک هفته تخریب اغتشاشگران، دستور مقاومت و برخورد با تخریبکنندگان داده شد. فتنه خاموش شد اما گرد و غبار آن، چهره مظلوم ایشان را پوشاند.
روزی که دیگر تکلیفی به زمین مانده نداشت و تمام آبرویش را هزینه نظام کرد؛ شهادتش از طرف خدا پذیرفته شد. و به دست شقیترین حاکمان جهان به شهادت رسید. از آن روز، لحظه به لحظه چشم مردم حیرتزده ساکت، باز شد. تازه فهمیدند چه کسی را از دست دادند و کرور کرور به محبوبیت حاصل از مظلومیتشان اضافه شد. این را از مقایسه تصاعدی راهپیمایی مردم در 22 دی و سپس 22 بهمن و روز قدس، میدانداری این روزها و شبهای جنگ به خوبی میتوانیم دریابیم.
شهید خامنهای در مظلومترین موضع محبوبیت و هزینه آبرو، همراه با خانواده و در دفتر کارش شهید شد. تا در بالاترین موقعیت محبوبیت یک رهبر در دنیای معاصر قرار بگیرد.
با این تفاوت که عمق مظلومیت شهید بهشتی را امام خمینی بازگو کرد. اما کسی تاکنون نتوانسته مظلومیت شهید خامنهای را فریاد بزند.
*


