آیا خبر، کالای اقتصادی است؟
- شناسه خبر: 84301
- تاریخ و زمان ارسال: 17 خرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
در متون کلاسیک برای تفهیم ماهیت خبر گفته میشد که خبر کالاست. این قیاس برای توضیح این اصل مهم بود که خبر باید مورد نیاز و پسند مخاطب قرار بگیرد. خبر باید نو باشد. برای خبر کهنه و فیک و تقلبی مشتری پیدا نمیشود. و اعتبار و سپس مخاطب که بزرگترین و بلکه تنها سرمایه یک بنگاه خبری است؛ بعد از انتشار چند خبر نادرست که مورد نیاز مردم هم نباشد؛ از دست میرود.
اینکه صدا و سیما خودش را ملزم میداند که فقط قشر خاصی از مردم را در این رسانه مطرح کند و درباره همانها فقط سریال و فیلم بسازد؛ عکسالعملش این میشود که هر فیلم و سریالی خارج از صدا و سیما تولید میگردد؛ در اکثر صحنهها از سیگار و اخیراً مشروب و جملات اروتیک و رقص و حتی حرکات جنسی استفاده میشود.
معنای این جملات این نیست که صدا و سیما همهی واقعیت را باید نشان بدهد تا بقیه آن را نشان ندهند. خیر! افراط در القای یک واقعیت، در جای دیگر بهعکس خودش تبدیل میگردد. این بحث مهم در این مقاله که موضوعش نیست؛ حقش ادا نمیشود. شاید روزی مفصل به آن پرداختم.
*
اخیراً چالشی به نام کمپین «نه به خبر رایگان» ایجاد شده است که از ابعاد مختلف قابل نقد و بررسی است. اولا، اینکه در متون کلاسیک گفتهاند؛ خبر کالاست؛ و مفید و جذاب بودنش برای مشتری رسانه که همان مخاطب باشد؛ گفته شده است. خبر اگر سفارشدهنده داشته باشد و کالایی باشد که نه مخاطب، بلکه منبع دیگری سفارش داده باشد؛ دیگر نه خبر است و نه در چارچوب رسالت رسانه متعهد.
رسانه اگر به مخاطبش متعهد نباشد؛ اگر نماینده افکار عمومی نباشد؛ اگر نیاز مخاطب را ارضا نکند و از این نظر خبرش کالایی باشد که سفارشدهنده پولش را بدهد؛ در خوشبینانهترین برداشت، تبدیل به روابط عمومی فلان اداره میشود. اکنون و در واقعیت، بسیاری از رسانهها به اجبار نیاز، که همیشه هم مشروع نیست؛ به روابط عمومیِ شخصیتها و سازمانها تبدیل شدهاند.
دوم اینکه میگویند کار رسانهای صرف چون اقتصادی نیست؛ نه تنها سود ندارد؛ بلکه هزینههایش را هم در نمیآورد. پاسخ روشن است. بسیاری از فعالیتها سود ندارد. یا طرف از روی علاقمندی به انجامش، ادامه میدهد؛ یا رهایش میکند و میرود دنبال یک کار شرافتمندانه دیگر که اقتصاد زندگیاش را هم بچرخاند.
اگر امر دایر شود به حفظ شرافت یا نان، معلوم است که هر انسان شریفی حکم به حفظ شرافت میدهد. شاید گفته شود روزنامه ولایت به واسطه آگهیهای دولتی نیازی به مساعدت مالی ندارد. در حالی که در ماههای فروردین و اردیبهشت سال جاری روزنامه ولایت با زیان سنگین منتشر شد. و اگر وضع به همین منوال باشد؛ قطعاً روزنامه در ماههای آتی به تعطیلی کشیده خواهد شد.
*
هیچ هنرمند حقیقی در زمینههای مختلف موسیقی، خوشنویسی، نقاشی، مجسمهسازی و حتی فیلمسازی، به خاطر پول به طرف این فعالیتها نرفته است. البته در بسیاری از مواقع یک اثر هنری ارزش مادی هم پیدا میکند. اما هرگز هیچ هنرمندی که اولویت اولش پول باشد؛ اصلاً قادر به خلق یک اثر هنری نمیشود. تصور کنید که یک شاعر برای درآمد چاپ کتاب شعرش، بنشیند و خیالپردازی کند و شعر بگوید!! روزنامهنگاری هم همینطور است.
مشتری روزنامه مخاطب است نه سفارشدهنده. اگر برعکس باشد؛ چه مشکلاتی پیش میآید؟
مشکل اول اینکه مخاطب خبر را آگهی میبیند و نه خبر. بنابراین باید به سختی قانع شود که این خبر ـ آگهی درست است. تبلیغاتی که پول پشتوانهاش باشد؛ در برخورد اول مانع دفاعی در مخاطب ایجاد میکند. تفاوت آن این است که خبر را مخاطب درست میداند. مگر عکسش ثابت شود. اما آگهی را اغراقآمیز و غلط، مگر عکسش ثابت شود! به همین دلیل تعداد مخاطبین رپرتاژ آگهیها همواره بسیار کمتر از تعداد خوانندگان خبر است.
مشکل دوم: اگر روزنامهنگار آگهی را به جای خبر به خورد مخاطب بدهد؛ قطعا اعتبارش از بین میرود و یک پایه از سه پایهی بر پایی رسانه، میلنگد و لذا رسانه سقوط میکند.
میگویند در آن صورت رسانه ورشکسته میشود. پاسخ روشن است. این همه شغلی که برای بهره مالی به وجود آمده. مشروع هم هست. میتواند جایگزین شود. شرافت مهمتر از شغل است. حتی یک بنگاه اقتصادی که کارش فقط سودآوری است؛ اگر آب قاطی شیر کند یا از 500 گرم پنیرش 300 گرم آب باشد هم شرافتش لکه دار است. دزدی، دزدی است. چه پزشکی که بیماری را که نیاز به جراحی ندارد؛ در مطبش به خاطر پول جراحی میکند. یا گاوداری که به خاطر پایین بودن قیمت شیر، آب قاطی آن میکند. یا روزنامهنگاری که خبر درست و غلط را بدون پرداخت پول انتشار نمیدهد.
اشکال سوم: فرضاً در مورد خبر «پل جمهوری اسلامی» بین شهرداری و محیط زیست و سازمان گردشگری اختلاف باشد. شهرداری میگوید: توسعه شهری نیاز به احداث پل دارد. محیط زیست میگوید: از بین بردن باغات سنتی محیط زیست شهر را به خطر میاندازد. و سازمان گردشگری و میراث فرهنگی میگوید: باغات سنتی ثبت جهانی شده است و نباید تخریب شود. رسانه کدام تحلیل را باید منتشر کند؟ هر کدام پول بیشتری داد؟ آن وقت دیگر آن رسانه مثل پزشکی نیست که بیماری را به خاطر پول به اتاق عمل هدایت میکند؟
*
از طرفی البته سازمانهای اداری هم نباید به انتشار رایگان عملکرد خود عادت کنند. یکی میگفت مجتهد ما قبل از اعزام به روستاها گفته بود: شما برای امام حسین(ع) روضه بخوانید و مطالبه پول نکنید. خدا خودش کمک میکند. یک روحانی بعد از روضه خوانی از منبر پایین آمد و نگاه به چپ و راست کرد و دید خبری نیست. به بزرگ مسجد گفت: مجتهد ما به ما گفت پول نگیرید. به شما هم گفت پول ندهید؟! سازمانهای اداری هم قطعاً باید زحمات خبرنگاران و روزنامهنگاران را به شکلی جبران کنند. بدون آنکه به شرافت شغل خبرنگاری خدشه وارد شود. خبرنگاران و روزنامهنگاران خود نیز باید در این امر تلاش کنند. در یک مصاحبه اقتصادی به صورت خانوادگی شرکت نکنند که صندلی کم بیاید! و در یک مصاحبه اجتماعی بدون کارت هدیه از تعداد انگشتان یکدست هم کمتر حضور داشته باشند.
معنای «نه به خبر رایگان» نباید تایید و تکوین و توجیه وضع موجود باشد.
