انتقادات انتصابی
- شناسه خبر: 69880
- تاریخ و زمان ارسال: 4 آبان 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
دیر زمانی است که نقد در این سرزمین به جای اینکه به ماهیت اعمال بپردازد؛ به فاعلین آن محدود شده است. و این اساسا خروج از مسیر نقدی است که باید به نتیجه اصلاحی برسد.
وقتی جلسات مختلف سیاسی را بررسی میکنیم متوجه میشویم بیشتر انتقاد منتقدین، ختم میشود به اینکه چرا فلانی را در فلان منصب گذاشتید و من را نگذاشتید. و اگر نخواهد مستقیما اعلام وجود کند؛ فرد دیگری را مثال میزند. که شرایط مشابه دارد.
جالب اینکه یک فرد رسانهای وایرال کرد که در استان فلان، مسئول همتراز رسانهای خودش در آن استان حکم روابط عمومی استانداری را گرفت!! ربط این خبر به استان قزوین چیست؟ ارزش خبری آن در چیست؟ غیر از اینکه چرا به من پست ندادید؟
*
همین چند روز قبل چند مدعی اصولگرایی جمله رئیسجمهور را استوری کردند که … قرار نبود این مطلب رسانهای شود اما رسانهای شد…. خود این چند نفر اضافه کردند که: قرار نبود مردم به پزشکیان رای بدهند و بدبخت شوند اما شدند.
صرفنظر از اینکه این جمله چقدر کممایه است؛ نویسنده این مطلب چرا توقع دارد مثلا شورای اطلاعرسانی استان موظف است او را در ترکیب این شورا قرار دهد؟
*
شما که اصل دولت و رئیسجمهور را قبول ندارید؛ در این جلسه چرا باید حضور داشته باشید؟
از آنطرف آن دیگری آمار میدهد که چند درصد از بخشداران یا فرمانداران یا مدیران (و اگر رویشان بشود آبدارچیان) از دولت سابقاند و آنان که پوستر به دست گرفتهاند؛ هنوز منتظر المنصبان در ستاد پزشکیان هستند و فرماندار و استاندار و مدیر کل سیاسی را نام میبرند که آیا شما پوستر به دست گرفتید؟
تو گویی درخت کاشته شده در انتخابات نه برای توسعه و نجات مملکت از مشکلات فعلی با دیدگاه اصلاحی و علمی بوده، بلکه برای این بوده است که میوهای بدهد و صاحبان آن میوه هم کسانی هستند که پای آن درخت صد البته زحمت کشیدند.
قبلا هم گفتهام که میوه انتخابات، انتصابات نیست. اگر 5 نفر در ستاد مرکزی انتخابات پزشکیان موثر بودهاند؛ قطعا یکی از آنها آذری جهرمی بوده است که هم جوان بود و هم سابقه وزارت و معاونت وزیر داشته است.
بسیاری از جوانان حضورشان در انتخابات به خاطر حضور ایشان بوده است. ایشان در کدام منصب که حقشان هم بوده منصوب شدند؟ و کدام گلایه را از رئیسجمهور و دولتش کردند؟
روشن است استاندار دولت پزشکیان بهشدت راغب است از نیروهای وفادار و زحمت کشیده دوران انتخابات استفاده کند. اما قطعا محدودیت و خط قرمز دارد.
اول اینکه نیروی زحمتکشی که پوستر دستش گرفته، توانایی و قابلیت چه کاری را دارد؟ تا خلاقیتی به خرج بدهد که از مدیر گذشته یک سر و گردن تشکیلات را بالاتر ببرد؟
دوم اینکه مدیر قبلی اگر صلاحیت و قابلیت فنی و مدیریت دارد و سازمانش را به پیش برده است؛ چه در دوران روحانی یا شهید رئیسی؛ چرا باید تغییر کند یا لااقل در سمتی دیگر از او استفاده نشود؟ مگر اصولگرا یا اصلاحطلب بودن ذنب لایغفر است؟ مگر کفر است که باید از همه سطوح مدیریتی رانده شود؟ اگر آنان در دولتشان چنین کردند و ما انتقاد کردیم که کار غلطی است؛ همان اشتباه را خودمان باید متقابلا انجام دهیم؟
در دولت خودِ دکتر پزشکیان وزیر اصولگرا وجود ندارد؟ چند وزیر از دوران شهید رئیسی باقی مانده است؟ کاری که رئیس جمهور به آن تن داده است؛ چگونه استاندار به آن بیاعتنا باشد و وقت و هزینه استان را برای یک دست کردن مدیریت تلف کند؟
سوم اینکه مگر استاندار به تنهایی قادر به انتصاب است؟ مدیری که اصولگرایان ایرادات بزرگی به او داشتند و استاندار هم میدانست؛ معرفی شد و چهار مرجع تشخیص که بیشترین سختگیریها را هم میکنند؛ تائیدش کردند. استاندار هم استقبال کرد. اگر من خبرنگار، اصولگرایانه نظام را قبول دارم؛ وقتی دادگستری ـ امنیت سپاه ـ وزارت اطلاعات و … شخصی را تایید کردند؛ لابد توجیه شدند و اشکالی ندیدند. بنابراین البته میتوانیم انتقاد کنیم و نظرمان را بگوئیم ولی دیگر نباید آن مدیر را به رسمیت نشناسیم.
برعکس این موضوع هم هست. استاندار و معاون استاندار و فرماندار افرادی را معرفی میکنند اما مراجع اربعه صلاحیتش را تایید نمیکنند. چه کار باید کرد؟
1ـ آیا این مراجع موظف هستند دلایل عدم صلاحیت را که گاهی احوال شخصیه است، به استاندار بگویند؟
2ـ آیا دلایل عدم تایید صلاحیت را باید منتشر کنند که آبروی مومنی که در مقطعی از نظر این مراجع اشتباه کرده است؛ ریخته شود؟!
3ـ آیا استاندار باید تمام مشکلات استان از اقتصادی و اجتماعی و مساله توسعه و بحرانها و غیره را کنار بگذارد و پاشنه کفش را بکشد با این اداره و آن سازمان دعوا کند که چرا صلاحیت این فرد را تائید نکردی؟
آیا به غیر از ریاست طور دیگری نمیتوان به دولت و مردم خدمت کرد؟
انصافا افرادی برای انتصاب توسط استانداری معرفی شدند که بسیار باسواد بودند و حتی میتوانستند کارآیی خوبی داشته باشند. اما صلاحیتشان تایید نشد. میشود با نظام جنگید که چرا اجازه نمیدهید هر کسی که من خواستم را نصب نمایم؟!
انتقادات را متوجه ماهیت عملکردها کنیم نه عزل و نصب آدمها. البته مطالعه و تجربه میخواهد.
o




