آسمان را دیدم که دل دانشمند را نشانه کرده بود
- شناسه خبر: 37177
- تاریخ و زمان ارسال: 26 خرداد 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

عباس غلامی
نشان
بشویید یکسر
با شراب
دفتر دانش ما را
آسمان را دیدم
که دل دانشمند را
نشان کرده بود
پر پیداست که سید محمد حکاک سالیانی بس دراز با خواجه شیراز و اشعار دل آویزش نه فقط آشنا بوده بلکه به جان و دل با آنها زیسته و در کوچه پس کوچههای غزلهای روانش گشته و گشته و گشته و چشمانش را به تماشای گلها و ریاحینش نوشاک بخشیده و دماغش را از عطر روحنواز بوستان بهشتیاش آکنده کرده و گوشهایش را از شور و سرور عاشقان مست و شیدا و شوریدهاش تغذیهها کرده و دستانش را به نوازش برگهای لطیف درختان کنار جویباران مصفایش با اسرار ملکوتیان به نیایش واداشته است.
آری! به راستی که پیداست و پر پیداست و پر پیداست؛ و سرانجام این عاشقانه زیستش در آن بوستان غیبیِ شاه شوریده سرانِ پارسی را با انتشار دفتر اشعاری مهر تایید نهاده است: دفتر اشعاری با نام «شعر سپید حافظانه» که طرحوارهها و سپیدگونههای شاعرِ قزوینیِ گشاده سینه، آن را طی سالهای هزار و سیصد و هشتاد و چهار تا هزار و سیصد و نود و دو، در خلوت خویش و در حضرتِ قُدسینه حافظ آن را نجوا و زمزمه کرده و در سکوتی اهورایی نگاشته و نوشته است.
سید محمد حکاک خود شیواتر و گویاتر از هر کس دیگری بر ناصیه سپید و روشن «شعر سپید حافظانه» در ذیلِ «یادداشت» میگوید:
«آنچه در این دفتر آمده است برگردان و اقتباس شعر حافظ است به شعر سپید. هر شعری برگردان و اقتباس بیتی و به ندرت دو بیت از حافظ. تعبیر برگردان و اقتباس به معنی آن است که آنچه از این جانب است برگردان یا ترجمه کامل شعر حافظ نیست بلکه غالباً همراه است با تصرفی در لفظ و مضمون و احیاناً معنی (و نه مقصود)، البته با التزام به حفظ روح کلی شعر خواجه. نیاز به ذکر ندارد که تعبیر حافظانه که در عنوان دفتر آمده است به معنی حافظانه بودن خود شعر بنده نه بلکه، مشعر بر نسبت داشتن آن است با شعر حافظ؛ نسبت برگردان و اقتباس.»
حکاک در مجموع یکصد و سه بار با اقتباس و برگردان ابیات خواجه شیراز میل و گرایش خویش به گوی زدن در میدان شعر مردافکن سپید را با شجاعتی در خور ستایش آشکار و هویدا کرده است و با آن که این نخستین دفتر دربرگیرنده تنها اشعار سپید اوست که به همت «انتشارات سایهگستر» در سال هزار و چهارصد و دو چاپ و منتشر شده، اما مخاطب آشنا با شعر و ادب پارسی به طور کلی و با شعر سپید بهگونهای خاص، در مییابد که شاعر با توجه به مطلبی که در دیباچه «شعر سپید حافظانه» بیان کرده از پسِ برگردان و اقتباس به نیکی و به شایستگی برآمده، و این خود گواهی است صادق بر آن که وی به درکی ژرف از اشعار حافظ نائل آمده است. و اینک به ذکر چند نمونه از آن برگردانها و اقتباسها بسنده میکنیم:
دوست
فضای سینهام
از دوست
آنسان پر شد
که فکر خویش
آسان
خانه خالی کرد
«چنان پر شد فضای سینه از دوست
که فکر خویش گم شد از ضمیرم.»
تسلیم
سر
بر آستانه تسلیم
بسای
ستیزه
سود ندارد
که روزگار بستیزد
«بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ!
که گر ستیزهکنی، روزگار بستیزد»
سایه سرو
در سایه آن سرو بلند
ساعتی
اگر
منِ سوخته
بیاسایم
ای خدا
چه شود؟
«یارب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گرمن سوخته یک دم بنشینم چه شود»
پست
آنجا که
به یاد لب او مینوشند
پست آن مست که
خبر از خویشش هست
«در مقامی که به یاد لب او مینوشند
سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش»
البته دکتر سید محمد حکاک پیش از این نیز با انتشار اثری محققانه با نام «فلسفه زندگی از نظر حافظ» تأمل ورزیهای فراوانش در خصوص شعر حافظ را به روشنی در برابر دیدگان مخاطبانش اثبات کرده بود. اثری که در آن جا نیز این استاد مبرز گروه فلسفه دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، در ضمن بررسیهایش در فلسفه زندگی از منظر حافظ، مهر تأییدی بر این بیت اندیشمندانه و فاخر خواجه نهاده بود که فرموده:
«کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند»
فلسفه زندگی از نظر حافظ نیز در سال هزار و سیصد و نود و نه به همت انتشارات سایهگستر و با همکاری بنیاد ملی نخبگان در دسترس عموم علاقهمندان حافظ شیرازی و دوستداران حکمت و فلسفه قرار گرفته بود.
اما پیش از انتشار شعر سپید حافظانه و قبل از نشر فلسفه زندگی از نظر حافظ، سید محمد حکاک سه مجموعه شعر با نامهای«همهمه حیات»، «وسیعتر از تنهایی» و «ستاره باران» را نیز در کارنامه شعریاش دارد .
«همهمه حیات» نام مجموعه اشعاری است از حکاک درباره حضرت مهدی موعود که شامل چندین غزل و رباعی و دوبیتی است، به انضمام دو مثنوی با نامهای «عصاره خلقت» و «شهر محبت.»
نکته جالب توجه در این دفتر شعر، آوردن چهار شعر آزاد در کنار یازده شعر سپید است.
«سر سبحانی» نام یکی از رباعیات زیبای حکاک است در این دفتر شعر:
«در سینه دوست سر سبحانی هست
در قامت او جلال ربانی هست
ای مرده دلان! حیات اگر میجویید
در ساغر او شراب روحانی هست»
«وسیعتر از تنهایی» نیز عنوان دفتر اشعاری است از حکاک که این شاعر فیلسوف در آن تنها در قالبهای آزاد و سپید طبع آزمایی کرده و این اثر را در سال هزار و سیصد و نود و سه منتشر نموده است. «بنیاد عاشقی» نامی است که وی بر دومین سپید سرودهاش در این دفتر نهاده است:
تا
سلسله از پای
برنگیری
پا در این سلسله
نتوانی نهاد
این
بنیاد عاشقی است.
و اما «ستاره باران» نامی است که سید محمد حکاک بر مجموعه اشعار دیگری از خویش نهاده، که تماماً دربرگیرنده اشعار سنتی و عروضیِ اویند، و وی در این دفتر هیچ شعر آزاد و سپیدی را منتشر نکرده است.
ستاره باران، نام یکی از رباعیات زیبای شاعر است که آن را در پشت جلد این اثر نیز میبینیم:
«ای ماه نشان لطف او را داری
ای مهر شعاع حسن او میباری
ایگونه عجب ستاره باران شدهای
گویی ز درخت عشق داری، باری»
«ماییم و …» عنوان رباعی لطیف دیگریست که در همین دفتر آمده است:
«ماییم و دلی که نور میخواهیمش
ماییم و سری که شور میخواهیمش
ماییم و یکی دیده محبوب طلب
کز دیدن غیر کور میخواهیمش»
«مرتضی امیری اسفندقه» از شاعران سرشناس معاصر، پس از خواندن اشعار لطیف و زیبای سید محمد حکاک در مجموعه اشعار «ستاره باران» مطلبی را خطاب به ایشان نوشته است که عیناً آن را نقل میکنیم (بیکاست و افزا:)
«به نام خدا
استاد ارجمند جناب آقای سید محمد حکاک! سلام
مجموعه «ستاره باران» سرشار از بارقههای شعر بود.
آشنایی طبع حضرتعالی با موسیقیهای شعر «موسیقیهای چهارگانه» مثال زدنی است.
معانی موجود در ستاره باران، همان معانی و مبانیِ متون ناب عرفانی است، مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی.
رسیدن به طرز و طرح و تراشِ خاص سخن، آرزوی هر شاعر صاحب قریحه و ذوقی است. در بسیاری در آناتِ ستاره باران، آن طرز فردی به چشم میآید .
هیچگونه غلط وزنی و موسیقایی در این مجموعه به چشم نیامد.
از آشنایی با شما و طبع شعر شما خوشحال و خوشوقتم.
با درود و دعا.
م.ا.اسفندقه»
خدا را شاکرم فرصتی دست داد تا به بهانه انتشار واپسین دفتر اشعار سید محمد حکاک با نام «شعر سپید حافظانه» توفیق آنرا یافتم به معرفی اجمالی آثار ادبی ایشان بپردازم.
و منا… التوفیق






