میان کوچههای خطکشیشده، باغی از سنت روییده است
- شناسه خبر: 69353
- تاریخ و زمان ارسال: 28 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
از کنار ساختمانهای «نهضت ملی مسکن تاکستان» عبور میکنم؛ ساختمانهایی که با دقت خطکش، طوری در کنار هم چیده شدهاند که در جامعه سنتی ایرانی چارهای جز کشیدن پردههای چند لایه روی تمام پنجره تا مرز دیوار باقی نمیگذارد.
تعجبی ندارد. حتی در بسیاری از مناطق گرانقیمت شهر مثل «سرتک»، «ملاصدرای شمالی» یا بخشهایی از «پونک»، همین روال تکرار شده است.
محلههایی که گویا تنها با هدف افزایش تراکم و درآمد طراحی شدهاند، بدون ذرهای خلاقیت یا بهرهگیری از الگوهای شهری کشورهای توسعهیافته یا حتی سنتهای شهرسازی خودمان.
اندک فضای سبز باقیمانده هم قربانی بندها و تبصرههای قانونی شده تا جایی که در گرانترین نقاط شهر باید با ذرهبین بهدنبال درخت گشت.
در همین مجموعه تاکستان، نمای برخی از ساختمانها ترک برداشته و فروریخته و وقتی میشنوم که فقط پنج سال از ساختشان میگذرد، باورم نمیشود.
اما میان این ساختمانهای نیمهبلند و فضای وسیع خالی، به مجتمع بزرگی میرسم که از نظر ساخت، نقشه، نورگیری و کیفیت مصالح، تفاوتی آشکار دارد؛ مجتمع «ماهسنگ» در میان بیابانی از بلوکهای بیکیفیت، درست شبیه باغ گلشن در کویر طبس میدرخشد.
****
در ابتدا تنها برای بررسی طرحهای محیطزیستی این پروژه آمدهام. بحران آب در کشور بیداد میکند و تکرار مدام «نقطه صفر آبی» اضطرابی به جانم انداخته که از شنیدن ساخت یک مجتمع با رعایت موازین محیط زیستی که مخازنی برای جمعآوری آب باران و شیوههای تصفیه آن دارد، آنچنان به وجد میآیم که نخستین بار در گرمای تابستان 45 کیلومتر میرانم تا به دیدن مجتمع مسکونی «ماهسنگ» بروم، به امید اینکه با معرفی آن بتوانم الگویی برای ساختمان سازیها و رفع مشکل جدی آب کشور معرفی کنم، اما آنچه میبینم، فراتر از انتظار است.
مجتمعی که با الهام از محلات سنتی بافت تاریخی قزوین ساخته شده؛ جایی که شهرسازی، کیفیت ساخت و زندگی انسانمحور دوباره معنا پیدا کرده است.
تصمیمات ملی برای اداره شهرها به صورت محله محوری
مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری قزوین در گفتگو با ولایت، یکی از رویکردهای نوین در اداره امور کشور در دولت چهاردهم را تقویت احساس مسئولیت برای به صحنه آمدن مردم و ایجاد حرکت عمومی میداند و اظهار میکند: حرکتی که زمینهساز بروز خلاقیتها و ورود مردم به ویژه جوانان به عرصه اداره امور محلی بشود.
اکرم نجفی میافزاید: برای تحقق این هدف طرح محله محور با شعار «از مردم و برای مردم» تدوین شده است.
وی با اشاره به اینکه نمونههایی از این طرحها در گذشته به شکل محدودتر در محلات کم برخوردار اجرا شدند، تصریح کرد: فارغ از برخی کاستیها و ضعفها، اما نتایج خوبی نیز داشتند و نظام برنامهریزی کشور را بر آن داشت که طرح مدیریت محله محور را به شکلی منسجمتر، سازماندهی شدهتر و گستردهتر در تمام محلات اجرا نمایند و از این طریق انسجام و همبستگی اجتماعی را که در گذر زمان و با تغییر سبک زندگی ضعیف شده، احیاء و تقویت نماید.
نجفی، مدیریت محله محور را یک رویکرد نوین در مدیریت شهری دانست که براساس آن توسعه و بهبود شرایط محله، از طریق فرآیند سازماندهی، هماهنگی، برنامهریزی، تصمیمگیری، اجرا و نظارت بر خدمات در محله با بهرهگیری از ظرفیتهای خود محله و با مشارکت فعال و مستقیم مردم و با همکاری نهادهای محلی نظیر مساجد، پایگاههای بسیج، شوراها و شهرداریها و تشکلهای مردمی انجام میشود.
این مسئول تاکید کرد: این رویکرد بر سه اصل خوداتکایی، مشارکتمحوری و استفاده از ظرفیتهای محلی استوار است و هدف این رویکرد ایجاد محلههایی پویا، ایمن و پایدار است.
نجفی مزایای این برنامه را اینطور برشمرد:
1ـ توجه به اجتماع محلی: به عنوان مهمترین رکن در حکمرانی و افزایش سرعت و تسهیل در پاسخگویی به نیازهای جامعه محلی
2ـ تقویت مشارکت مردمی: جلب مشارکت مردم به عنوان ذینفعان اصلی تصمیمات و برنامهها و تقویت حس تعلق به محله و ارتقا مسئولیت پذیری اجتماعی
3ـ بهرهگیری از ظرفیتهای محلی: کاهش هزینههای مدیریت شهری و افزایش کارایی
4ـ حل مسائل محلی با راهحلهای بومی: شناسایی نیازها و مشکلات توسط ساکنان محله و همافزایی امکانات و منابع برای پاسخ به نیازهای واقعی محله
5ـ ارتقاء کیفیت زندگی: بهبود زیرساختها و تقویت روابط اجتماعی
6ـ کاهش بار مدیریت متمرکز: واگذاری برخی مسئولیتها و اختیارات به نهادهای محلی
پروژههای نهضت ملی مسکن؛ یک گام فراتر از قبل
در همین راستا اولین مجتمع محله محور در نهضت ملی مسکن تاکستان در حال احداث است.
رییس اداره معماری بافتهای واجد ارزش و طرحهای اداره کل راه و شهرسازی استان قزوین در گفتوگو با ولایت در مورد ساخت و طراحی مجتمع مسکونی «ماهسنگ» اظهار کرد: این مجتمع توسط مهندسان باتجربه و قدیمی شهر ما طراحی شده است و علاوه بر آن ما در کمیته تخصصی معماری که اعضای آن از نمایندگان دانشگاهها و نماینده نظام مهندسی در رشتههای شهرسازی، معماری، سازه و تاسیسات هستند طرحها را بررسی میکنیم و کیفیت برای ما بسیار اهمیت دارد.
حسن حفاری با اشاره به اینکه اعضای این کمیته در طراحی نما، معماری و طراحی شهری صاحب نظران استان هستند، توضیح داد: به دنبال آنیم که به بهترین حالتی که امکانش باشد و سایت پروژه جواب بدهد، طرحها ارائه و تصویب شوند.
حفاری، درباره ساخت این پروژه ادامه داد: هرچند بعضی پروژهها تنها از نظر ضوابط بررسی میشوند، اما در این پروژه یک گام جلوتر برداشته شده و کیفیت بسیار مطرح است. ضوابط مباحث مقررات ساختمان در این پروژه سختگیرانه رعایت شده، نورسنجی، آسانسور، راه پله و… با کیفیت بالا تعریف شده و به طور کلی پروژههای نهصت ملی مسکن، نسبت به پروژههای مسکن مهر خیلی متفاوتتر و با کیفیتتر هستند.
او در رابطه با پروژه مجتمع مسکونی ماهسنگ ابراز کرد: موقعیت این پروژه و خدمات آن برای ما مهم بود و از آنجایی که در اطراف پروژه ماهسنگ خدماتی نبود، ما طرحی را انتخاب کردیم که بسیاری از این خدمات را در قالب محله دیده باشد؛ فضاهای مذهبی، درمانی، خدماتی، فضای سبز به عنوان حیاط مرکزی در این مجتمع پیشبینی شده است و این پروژه یک محله درونگرا است که تمام نیازها را در خودش تامین کرده است.
وی افزود: ورود و خروج کنترل شده، طوری در نظر گرفته شده که خودرو و افراد غریبه به فضای اصلی مجتمع وارد نشوند و فضای مناسبی برای بازی بچهها و مجتمع امنی برای ساکنان آن باشد.
حفاری با تاکید بر این موضوع که در پروژههای دیگر نهضت ملی مسکن هم تلاش شده همین کیفیت وجود داشته باشد، افزود: رویکردها نسبت به موقعیت متفاوت است و هر پروژه شاخصههای خاصی دارد.
این مسئول اشاره کرد: حتی برای نخستین بار صرفهجویی در آب در این مجتمع با احداث آبانبار پیشبینی شده، مخزنی برای جمعآوری آبهای سطحی که به عنوان آبهای خاکستری میشناسیم، تعبیه شده است تا برای آبیاری فضای سبز از آب شرب استفاده نشود.
بافتی نوساز شبیه محلههای قدیم
چهار هزار مترمربع زمین در مجتمع ماهسنگ واقع در نهضت ملی مسکن تاکستان، که 348 واحد در آن ساخته شده، جایی است نه فقط برای ساخت، که برای ساختن «محلهای نو». ساختمانها در بلوکهای چهار، پنج و شش طبقه طراحی شدهاند و مجتمعی ساخته شده که بهجای برجهای خشک و بیروح، به زندگی، همجواری و خاطره فکر کرده است.
خیابانکشی دور تا دور این مجتمع چهار هزار متری، این امکان را به خودروهای شخصی داده تا به سادگی وارد شوند، پارک کنند و خارج شوند، اما دسترسی آنها به محوطه مرکزی ممنوع است. هر واحد، پارکینگ خودش را دارد، ولی قلب این مجموعه، جای ماشین نیست.
این فضا یادآور میدانگاههای مرکز محلههای قدیم است؛ همانجایی که مردم را دور هم جمع میکرد.
پیرمردها مینشستند، بچهها بازی میکردند، جوی آبی روان بود و در جشنها و عزاها، محل آذین و تکیه بستن بود. مردم اینجا نذری میدادند و از حال هم خبردار میشدند.
چنین محلههایی امروز دیگر در شهرها غایباند، اما معماران، در مجتمع ماهسنگ از مجموعه مجتمعهای نهضت ملی مسکن تاکستان، یک گام فراتر رفتهاند؛ خودرو اصلاً اجازه ورود به مرکز را ندارد.
تصور کنید چند سال دیگر، وقتی درختها بزرگ شوند و سایه بیندازند؛ در مرکز این واحدها جایی ایجاد خواهد شد برای بازی بیخطر بچهها، برای نشستن آرام سالمندان، درست شبیه محلههای قدیمی جایی که زندگی در آن جاری است، بدون دود ماشین و صدای گوشخراش موتور.
«مرتضی میرزا حسینی»، دارای مدرک دکترای معماری، مرکز محلات تاریخی را گرههای شهری مینامد و در این باره توضیح میدهد: در محلههای تاریخی قزوین مانند «شیخآباد»، «پنبهریسه»، «آخوند»، «خندقبار»، «تنورسازان» و … هنوز میتوان ردپای گرههای قدیمی محله را دید؛ جایی که مسجد، حمام، سقاخانه، مغازه و درختی کهن کنار هم قرار گرفتهاند و میدانگاهی ساختهاند. این فضاها طی سالهای اخیر مرمت شدهاند، اما خاطره و کارکرد قدیمیشان همچنان زنده است.
این قزوینپژوه اشاره میکند: چنین گرههایی در هر محله معمولاً بیش از یکی بودهاند. گاهی دو، سه یا حتی بیشتر؛ تعداد آنها بستگی به جمعیت محله داشته و متناسب با گستره محله تعریف میشده است.
او در پاسخ به این سوال که این گرهها چه هستند و چرا اهمیت دارند؟ توضیح میدهد: در گذشته، راههای اصلی هر محله به این نقاط میرسیدند. همین باعث میشد که این فضاها محل تلاقی روزمره مردم باشند. مسجد، سقاخانه، حمام، مغازه، و حتی قبر یک پیر یا وجود درختی کهنسال، همه در کنار هم، فضای مکثی را شکل میدادند که در آن نه فقط کارهای روزمره، بلکه آیینها و مناسک محله نیز برگزار میشدند.
علاوه بر آن، «مرکز محلهها» فقط محل تردد یا نشستن نبودند، سالمندان با حضورشان نوعی امنیت ایجاد میکردند. نگاه ناظری که خود مانع خطا بود و البته در محلات سنتی، افراد محله همدیگر را میشناختند و غریبهای اگر میآمد به سرعت شناسایی میشد.
سردر بزرگ و اصلی مجتمع ماهسنگ نیز تنها مخصوص ورود و خروج انسان و دوچرخه است که ورود و خروجها با نظارت نگهبان و دوربین صورت میگیرد و در مسیرهای ماشینرو نیز تردد از طریق دربهای هوشمند انجام میشود تا احساس امنیت گذشته را به افراد منتقل کند.
الگوبرداری از محلات قدیمی
مهدی خطیبی، مهندس معمار طراح این پروژه که مطالعاتی نیز روی بافتهای تاریخی دارد، توضیح میدهد: از محسنات محلات سابق ما امنیت درون محلهای بود؛ محلات به مرفهنشین و فقیرنشین تقسیم نمیشدند بلکه در همه محلات، از همه طبقات اجتماعی در کنار هم همزیستی داشتند. اشراف، بازاریان، کارگران، باغداران، روحانیون، تحصیلکردهها و… در هر محلهای یافت میشدند؛ آن که ثروتمند بود و وضع خوبی داشت، برای محله آب انبار و مسجد و مکتب و حمام و… میساخت و به آن که توان و نیاز داشت کار میسپردند و به این بهانه رخت و لباس و غذا میدادند.
در محلات قدیمی برخلاف محلات جدید ارتباطات گرمتر بود و ساختار محله تاثیر زیادی در این ارتباطات داشت.
خطیبی ادامه میدهد: سعی کردم در طراحی فضاهای عمومی این مجتمع علاوه بر نگاهی به محلات تاریخی، از مطالعات جامعهشناسی دکتر بیدا میرحسینی نیز استفاده کنم.
درباره این مطالعات از میرحسینی دارای مدرک دکترای جامعهشناسی سوال میپرسم و او توضیح میدهد: من در رابطه با زندگی، انزوا و نبود فضاهای جمعی در ساختمانهای مسکن مهر، مطالعه کرده و به این نتیجه رسیده بودم که زندگی در انزوا، ارتباط انسان را با جامعه قطع میکند و هر کدام تبدیل به اتمی دور از هم میشویم و در این شرایط مسوولیت اجتماعی ایجاد نمیشود.
وی اظهار کرد: ما وقتی در قبال جامعه احساس مسؤولیت میکنیم که بتوانیم با مسائلش ارتباط برقرار کنیم و متقابلا دیگر انسانها هم در مقابل ما همین گونه رفتار و کنش را داشته باشند.
میرحسینی تاکید کرد: زمانی که فضاهای جمعی که امکان تعامل و گفت و گو را ایجاد میکنند، وجود نداشته باشد؛ امکان پیوند و همبستگی و همدرکی نیز ایجاد نمیشود و فکر میکنم لازم است در طراحی مجتمعهای مسکونی خصوصا طرحهای ملی این نیاز دیده شود.
از معابر باریک به میدانگاههای وسیع؛ مکانیزمی پنهان در طراحی سنتی
میرزا حسینی در مورد ورودی این مجتمع که از فضایی شبیه به دالان به محوطه اصلی میرسد، تصریح میکند: شاید جالب باشد بدانید که در شهرسازی سنتی تعریفی وجود دارد از تنگی و گشادگی؛ وقتی از کوچهای باریک وارد یک میدان باز میشوید، ناخودآگاه ذهن شما سبکتر میشود. یک تعدیل روانی در فضا رخ میدهد. انگار فضا خودش کمک میکند تا از فشار عبور و تنگنای کوچهها رها شوید و آماده معاشرت و گفتوگو شوید.
او ادامه میدهد: این همان چیزیست که در خانههای سنتی هم میبینیم. از دالان باریک ورودی عبور میکنید و ناگهان وارد حیاطی میشوید که پر از نور، صدا و زندگیست. در هر دو حالت، نوعی گذار ذهنی هم اتفاق میافتد؛ از بیرون به درون، از عبور به حضور.
حالا در مجتمع ماهسنگ شاهدیم که از مسیر تردد هر بلوک میشود به محوطه وسیع بزرگ مرکزی رسید و این گذر از تنگی و رسیدن به گشادگی که در محلات سنتی وجود داشته، در ماهسنگ هم دیده میشود.
او همچنین اشاره میکند به اینکه وقتی مردم در بافت تاریخی از خانههایشان از مسیر دالان بیرون میآمدند، از کوچههای باریک و تودرتو عبور میکردند، و در این فضاها به هم میرسیدند. گاهی برای خرید، گاهی برای نماز، گاهی برای یک سلام و علیک ساده. گرههای محله، میدانهای بینام اما پرکارکردی بودند که بسیاری از نیازهای روزانه و آیینی مردم در آنها رفع میشد.
این معابر در مجتمع «ماهسنگ» نیز دیده شده است، بین بلوکها معبرهایی تعریف شده که به میدانگاه اصلی راه دارد و درست مثل بافت قدیمی این معابر منشعب شده از مرکز مجتمع هستند.
تأمین مایحتاج در دل محله؛ بازگشت به بازارچههای محلی
یکی دیگر از ویژگیهای مهم محلات پویای تاریخی ما، تأمین نیازهای روزمره در همان بافت محله بود.
در محلات تاریخی قزوین، بازارچههایی کوچک در دل هر محله وجود داشت؛ جایی برای خرید نان، لبنیات، گوشت و دیگر اقلام مصرفی روزانه که زنان یا بچهها بتوانند بدون نیاز به رفتوآمدهای طولانی آن را تهیه کنند.
این بازارچههای محلی، نهتنها زندگی را آسانتر میکردند، بلکه از جنبههای مختلف شهری نیز سودمند بودند؛ باعث کاهش بار ترافیکی میشدند، زمان و انرژی شهروندان را حفظ میکردند و در عین حال، به مشاغل خرد و بومی رونق میدادند.
امروز با حذف این بازارچهها، خانوادهها برای کوچکترین خرید روزمره مجبور به مراجعه به مراکز خرید بزرگ و شلوغ هستند و همین موضوع ترافیک سنگین، آلودگی و فشار روی زیرساختهای شهری را بهدنبال دارد. اما در پروژه «ماهسنگ»، این الگو بهخوبی احیا شده است.
درب ورودی اصلی مجتمع ماهسنگ که صرفاً برای عابر پیاده و نهایتاً دوچرخه طراحی شده، پیش از آنکه به محوطه اصلی مجتمع وارد شویم، بنایی سهطبقه طراحی شده که عملکردی کاملاً محلهمحور دارد.
در طبقه اول، فروشگاههای مواد غذایی، نانوایی، قصابی و دیگر خدمات روزانه پیشبینی شده است و در طبقه دوم، یک مرکز درمانی برای خدمات پزشکی اولیه قرار دارد که این مراکز برای تامین نیازهای اهالی مجتمع و حتی مجتمعهای اطراف تعریف شده است، درست مثل بازارچهها در محلات قدیمی.
معماری در خدمت اقلیم؛ از باد کهک تا خورشید تاکستان
این برای نخستین بار است که در مجتمعی با این وسعت، تدبیری برای استفاده و ذخیره آب باران اندیشیده شده است، فضای سبز مجتمع مانند بسیاری از پارکهای بزرگ در شهرهای بزرگ، قرار نیست به بهانه بحران آب، خشک شود و آبیاریش متوقف شود، وجود مخزن بزرگی با حجم بالا برای ذخیره آب باران در نظر گرفته شده تا در آبیاری فضای سبز به کار رود.
در محاسبات طراحی این مجتمع حجم بارش سالیانه آب سنجیده شده و بر همین اساس این مخزن برای ذخیره در نظر گرفته شده است.
خطیبی، درباره طراحی این پروژه توضیح میدهد: برای راکد نبودن این آب، فوارههایی روی سطح زمین در نظر گرفتیم که برای نشاط بخشیدن به فضا، آب در فواصل زمانی معین به بیرون پاشیده شود و البته آب ریخته شده دوباره از سطح زمین به داخل مخزن جذب خواهد شد.
برآورد شده با این اقدام حدود سی درصد در آب مصرفی شهری، صرفهجویی میشود. از طرفی دیگر شمال شهر تاکستان، منطقهای است که در «کانال بادی لوشان» قرار گرفته و در معرض باد معروف «کهک» است، در سالهای اخیر با نصب توربینهای بادی، از این انرژی طبیعی بهرهبرداری شده است.
در این منطقه، باد حتی از خورشید نیز قدرتمندتر است و طراح پروژه معتقد است اگر معماری با در نظر گرفتن انرژیهای طبیعی همراه نباشد، این انرژیها نه تنها نمیتوانند سودمند باشند، بلکه ممکن است مخل آسایش باشند. به همین خاطر، ساختمانها با چرخشی حدود 45 درجه به سمت غرب طراحی شدهاند تا حداکثر بهرهگیری از جریان باد فراهم شود.
خطیبی معتقد است که برای نصب توربینهای بادی کوچک روی پشتبام این ساختمانها هم موقعیت خوبی وجود دارد تا باد بهعنوان منبعی پاک و تجدیدپذیر به خدمت گرفته شود.
او تاکید میکند: «باد در این منطقه سرمایهای طبیعی است. ما میتوانیم آن را در مقیاس محلی مهار و تبدیل به برق کنیم.»
در کنار باد، استفاده از انرژی خورشیدی نیز از اولویتهای طراحی این مجتمع بوده است.
وی همچنین پیشنهاد میدهد: دولت میتواند برای کاهش ناترازی انرژی در منطقه، توربینهای بیشتری نصب کند. اما همین مجتمع هم ظرفیت بالایی برای بهرهبرداری از انرژی خورشید دارد. پشتبامها باز هستند و سایهاندازی وجود ندارد و این یعنی موقعیتی عالی برای نصب صفحات خورشیدی.
به گفته او، نصب پنلهای خورشیدی نهتنها برق مورد نیاز ساکنان را تامین میکند، بلکه اگر مازاد تولیدی آن به شبکه برق سراسری فروخته شود؛ میتواند برای کل مجتمع درآمدزایی به همراه داشته باشد.
مدلی که در برخی خانههای طراحیشده توسط «تحکیم بنا» اجرا شده و سودآوری نیز داشته است.
مهندس خطیبی، معتقد است که درآمد حاصل از فروش برق مازاد، میتواند در طول زمان میلیاردها تومان سود برای ساکنان به همراه داشته باشد.
از نگاه او، نصب این صفحات روی بامهای مجتمع مزیتهای بیشتری هم دارد؛ نیازی به اجاره زمین برای احداث تأسیسات انرژی نیست ـ زمینی که میتواند برای کشاورزی استفاده شود ـ و همچنین این پنلها از آسیب دیدن زیرساختهای بام در برابر آفتاب شدید جلوگیری میکنند.
کشورهای پیشرفته؛ با الگوی محلات سنتی
خطیبی که از اولین معماران تحصیلکرده قزوین است و این مجتمع را با دانش روز و خرد گذشته طراحی کرده است، درباره این طراحی میگوید: محلههای انسانمحور، همان چیزی هستند که در بافتهای تاریخی و سنتی ما به وفور وجود داشتند؛ جایی که “انسان” مهمتر از خودرو و وسایل نقلیه موتوری است.
وی میافزاید: امروز در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز شاهدیم که چنین فضاهایی دوباره احیا شدهاند؛ کشورهایی که بافت تاریخی به قدمت ایران نداشتند و پیشینه آنان نهایتا به 200 سال قبل برمیگردد اما امروز اهمیت وجود محله در شهرهای بزرگشان درک شده و ساختارهای شهری محله محور شده است.
خطیبی تاکید میکند: کشورهایی که در آنها پرداخت شارژ محله درست مانند مالیات یا حق شارژ آپارتمان پذیرفته شده، چرا که محله به اندازه خانه اهمیت دارد. بسیاری جامعه شناسان نیز معتقدند که محله و شهر باید جایی برای نفس کشیدن باشند؛ جایی برای گذران بخشی از زندگی روزمره، برای پیادهروی، معاشرت، دوستی و برای احساس امنیت همه اعضای خانواده.
اما در شهرهای امروز ما، این فضاها نادیده گرفته شدهاند؛ محله، دیگر کارکرد اجتماعیاش را از دست داده و به کوچهای برای عبور خودروها تبدیل شده است.
خطیبی طراحی این سایت مسکونی را در قالب یک محله پایدار، انسان محور و طرفدار محیط زیست برمیشمارد و معیارهای طراحی را اینطور نام میبرد: پیاده محوری با ایجاد مسیر پیاده ایمن، فعال و سرزنده و متناسب با شرایط اقلیمی در کنار الویت بخشی به شبکه حمل و نقل دوچرخه سواری از اهداف ما برای حفظ سلامتی ساکنان این مجتمع بود.
وی همچنین وجود عملکردهای مورد نیاز روزانه در مرکز محله که شامل خدمات تجاری، اداری و خدماتی است و امکان دسترسی ساکنان به حمل و نقل همگانی انبوه و مرتبط بودن همه معابر مجموعه به مرکز اصلی را از دیگر عواملی میداند که در این مجتمع دیده شده است.
به گفته خطیبی سعی شده تا با ایجاد حس تعلق به مکان و برقراری پیوند بین انسان و محیط زندگی، در کنار نوگرایی که با استفاده از قابلیتهای معماری و شهرسازی گذشته، استفاده از عوامل طبیعی مانند آب باران در توانمندسازی مجموعه، همکاری و مشارکت با مدیریت شهری در نگهداری معابر و محوطههای مشاع و جمعآوری بازیافت ایجاد شده، معیارهای اصلی دفتر «تحکیم بنا» در طراحی این پروژه بوده است.
خطیبی تصریح میکند: تنها مشکلی که من در طراحی این مجتمع داشتم، ضوابط ساخت خانههای کوچک بود، در حالی که میدانستم طراحی این مجتمع مزایایی دارد که احتمالا با استقبال مواجه خواهد شد؛ مثل اتفاقی که در اصفهان افتاد و یک مجتمع کارگری ارزان قیمت به واسطه طراحی خوب و ساخت با کیفیت به یک مجتمع پرطرفدار تبدیل شد.
وی افزود: از این رو سعی کردم طراحی نقشهها طوری باشد که بتوان دو واحد کنار هم را تنها با برداشتن یک تیغه میانی به یک واحد بزرگتر تبدیل کرد؛ یعنی 2 واحد 75 متری میتواند به یک واحد 150 متری تبدیل شود.
خطیبی تاکید میکند: وجود پیمانکاری متعهد به من اطمینان به تعهد اجرای این جزئیات را داد. چرا که مهندس طراح این پروژه برای طراحی این مجتمع با هدف ساخت سکونتگاهی با استاندارد بالا و نه فقط تحویل چند ساختمان به نام مسکن آن را به اجرا رساند.
برادران خاکپور، پیمانکار اجرای این پروژه در گروه ماهسنگ هستند که دغدغههایی مشابه طراح دارند، این گروه نیز در مورد انگیزهشان از ساخت این مجتمع میگویند: شهرسازی ما در سالهای اخیر افول زیادی کرده است که باعث شد من تصمیم بگیرم، این پروژه را منطبق بر یک طراحی متفاوت اجرا کنم.
جدا از این، واحدهای خوش نقشه، نورگیر و دلباز، راهپلههای وسیع، مصالح مرغوب و… نشان از اهمیت کیفیت زندگی برای سازندگان این پروژه دارد.
با توجه به اینکه مالکان کلیه پروژههای نهضت ملی مسکن تاکستان، همگی مبالغ یکسانی برای خانهدار شدن پرداخت کردهاند، اما در مجتمعهایی زندگی میکنند که زمین تا آسمان با هم متفاوتند و این گاهی برمیگردد به انسانیت و دغدغهمندی سازندگان برای ساخت شهری بهتر، زندگی بهتر و مردمانی بهتر.
جامعهشناسان معتقدند مردم اگر که بدانند کیفیت زیستشان برای تصمیم گیرندگان مهم است، قطعا شهروندان بهتری برای شهر و کشور خواهند بود.
سرانجام
محلات، معابر، فضای سبز، گرهها و حتی خشت و آجرهای به کار برده شده در آن میتواند اهمیت زیادی در زندگی شهری داشته باشد؛ جایی باشد برای درنگ و تامل نه گریز و گذر. چرا که به اعتقاد جامعهشناسان «درنگ، نقطهای است که در آن خاطره شکل میگیرد.»
اما در بسیاری از محلات جدید ـ مثل محله سرتک در شمال شهر قزوین با آن ارقام نجومیش ـ هیچ جایی برای درنگ وجود ندارد. محله به لطف بندهای قانونی متعدد، هیچ فضای سبزی ندارد، نه جایی برای بازی بچهها هست، نه سکوهایی برای گپ سادهی پیرمردها.
در نقطه مقابل، پروژه مسکونی ماهسنگ در نهضت ملی مسکن تاکستان، با طراحی مدرنی که از سنت الهام گرفته، تصویر متفاوتی از سکونت ارائه داده است. اینجا، فضاهای مشاع فقط برای عبور نیستند، بلکه برای «بودن» و «زیستن» طراحی شدهاند، معماری در خدمت اقلیم است، انرژیهای تجدیدپذیر به کار گرفته شدهاند و محلهای شکل گرفته که همه اعضای خانواده در آن احساس امنیت و آرامش میکنند.
خوب است شهرسازان به خاطر داشته باشند که ساخت محلات قدیمی، تصادفی یا حاصل اتفاق نبوده؛ بلکه حاصل قرنها آزمون و خطا و تجربهی زیستهی مردماند و معماریای که به جای نقشهکشی پشت میز، در دل زندگی روزمره و جمعی شکل گرفته است. اما متاسفانه به ندرت پیش میآید که معماران از این خرد استفاده کنند.
مجتمع ماهسنگ الگوی خوب و نمونهای از تلاش برای ساخت یک محله است؛ جایی برای زندگی است که ای کاش شهرهای ما نیز منطبق بر اصولی برآمده از تلفیق علم روز و سنت و فرهنگ غنی پیشینیانمان با در نظر گرفتن انرژیهای طبیعی و مطابق با محدودیتها، ساخته میشدند تا فضای بهتری برای زندگی باشند و شهروندان احساس تعلق بیشتری به محله و شهر داشته باشند.









