راز موفقیت در حذف فیزیکی و شکست در تحقق اهداف بنیادین
- شناسه خبر: 82308
- تاریخ و زمان ارسال: 20 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

حیدر ولیزاده
سالهاست که در تهران، دمشق، بیروت، غزه و حتی قطر، کوالالامپور و دبی، صداهای انفجار و گلولههایی که به سوی فرماندهان مقاومت شلیک میشود، به یک قاعده ثابت تبدیل شده است. از ترور دانشمندان هستهای ایران در مقابل منازلشان تا انفجار هزاران پیجر در لبنان، از عملیات به اصطلاح «خشم خدا» پس از حادثه مونیخ تا حملات ترور در قلب پایتختهای منطقه. رژیم صهیونیستی در طول عمر کوتاه و پر از جنایت خود نشان داده است که ترور را نه به عنوان یک ابزار استثنایی، بلکه به عنوان یک راهبرد همیشگی در دستور کار خود قرار داده است.
سوالی که در اذهان نقش میبندد این است: چرا رژیم صهیونیستی در ترورهای فرامرزی خود نسبتا موفق عمل میکند؟ راز این موفقیت تاکتیکی چیست؟ آیا این ترورها با دامنه گستردهای که داشتهاند به اهداف خود رسیده و یا حتی نزدیک شدهاند؟ و صرفا هدف رژیم صهیونیستی از این ترورها حذف افراد بوده و یا اهداف بنیادین دیگری داشتهاند؟
پاسخها را باید با دقت تحلیلی و تاریخی بررسی کرد. در مورد موفقیت این ترورها باید ترور را در ذات بنیادین رژیم صهیونیستی جستجو کرد. اسرائیل که بر پایه اشغال و خشونت بنا گردیده، ترور نیز از نخستین ساعات حیات این رژیم، نه به عنوان یک تاکتیک، بلکه به عنوان یک راهبرد مادر در هسته امنیت ملی آن تعریف شده است. یک مقام پیشین سیا این حقیقت را چنین خلاصه کرده است: «ترور، بخشی از سیاست ملی اسرائیل است». در پاسخ سوالهای بعدی باید گفت که هدف اسرائیل از ترورها، صرفا حذف فیزیکی افراد نبوده است؛ بلکه این رژیم با ترور به عنوان یک استراتژی به دنبال شکست قاطع جبهه مقاومت و یا سازش و تسلیم این جبهه بوده است که این هدف بنیادین هم هرگز در دسترس آنان نبوده است. در ادامه مقاله به صورت مبسوط به این پرسشها پاسخ خواهیم داد.
راز موفقیت تاکتیکی: اهداف، دلایل و هزینههای راهبرد ترور
برای درک موفقیت نسبی رژیم صهیونیستی در عملیاتهای ترور، باید به سه مؤلفه اساسی توجه کرد: اهداف استراتژیک، سرمایهگذاری سازمانی، و نوآوری تکنولوژیک.
الف) اهداف: چرا اسرائیل ترور را انتخاب میکند؟
اسرائیل ترور را نه صرفا به عنوان یک اقدام تلافیجویانه، بلکه به عنوان ابزاری «تهاجمی»، «پیشگیرانه» و «بازدارنده» تعریف میکند. بر این اساس میتوان گفت که اسرائیل ترور را به عنوان آخرین حربه و ابزار در مقابله با یک سازمان یا کشور نمیداند بلکه آن را نخستین ابزاری میشناسد که باید در شرارت آنان مورد استفاده قرار گیرد و به طور معمول نیز، بهرهگیری از سایر ابزارهای مقابله در کنار و یا پس از انجام ترورها صورت گرفته است به مانند گسترش عملیات جنگی در میدانهای نبرد. یک مقام پیشین موساد این رویکرد غیرانسانی و ضد حقوق بشر را چنین توجیه کرده است که «انجام ترور، بسیار اخلاقیتر از راهانداختن یک جنگ تمامعیار است، زیرا با حذف چند فرد کلیدی، میتوان از کشته شدن هزاران سرباز و غیرنظامی جلوگیری کرد». بر اساس این منطق، موساد محاسبه و ادعا کرده است که حذف ۲۰ تا ۲۵ درصد از اعضای یک سازمان میتواند منجر به فروپاشی آن سازمان شود.
ب) سرمایهگذاری: ساختار پیچیده ترور
راز دوم در ساختار پیچیده و حرفهای نهادهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نهفته است. این امر نیز به نوبه خود طبیعی است چرا که کشوری که بر پایه ترور و حذف بنا شده است اکثر هزینهها و ساختارها را در این جهت سوق میدهد. بر این اساس در دل موساد، واحدی به نام «قیصریه» مسئول عملیاتهای ویژه و مخفی است. در دل این واحد، تیمی به نام «کیدون» یا «سرنیزه» فعالیت میکند. این تیم حدودا ۴۰ نفره از افرادی تشکیل شده است که اغلب دارای پاسپورتهای دوم (اروپایی یا آمریکایی) هستند و در مهارتهایی مانند رانندگی حرفهای، رزمی و جعل هویت آموزش دیدهاند. «ویکتور استروفسکی» مامور سابق موساد نیز در کتاب «راه نیرنگ» میگوید که «موساد» از جوخههای تروری سود میجوید که نام سازمانی و رمزی آنان «کیدون» است.
با این حال، فراتر از عوامل میدانی، رونن برگمن، روزنامهنگار اسرائیلی و نویسنده کتاب پرفروش «برخیز و اول بکش» فاش میکند که پیچیدگی این عملیاتها فراتر از تصور است. او گزارش میدهد که برای حذف یک مبارز فلسطینی در کرانه باختری (۱۹۹۹)، فرماندهان اسرائیلی یک نیروی مشترک متشکل از 9 سازمان و یگان امنیتی مجزا را گرد هم آوردند. آمار منتشر شده توسط برگمن نشان میدهد که تا سال ۲۰۰۰، اسرائیل حدود ۵۰۰ عملیات ترور انجام داده بود و تا زمان انتشار کتاب در سال ۲۰۱۸، ۸۰۰ عملیات دیگر به آن افزوده شده بود.
ج) هزینه: بیتفاوتی نسبت به قوانین بینالملل
اسرائیل برای این موفقیت هزینههای گزافی پرداخته، اما مهمترین هزینه آن نادیده گرفتن حاکمیت ملی کشورها و قوانین بینالملل بوده است. در جریان عملیات پس از حادثه مونیخ، موساد در سال ۱۹۷۳ در لیلهمر نروژ دچار یکی از بزرگترین شکستهای خود شد؛ جایی که یک گارسون مراکشی به نام احمد بوشیکی را با یک زن باردار نروژی اشتباه گرفته و او را به ضرب گلوله کشتند. با این حال، حتی این فاجعه نیز نتوانست اراده اسرائیل برای ادامه این مسیر را متوقف کند. از این رو با ادامه این مسیر ترور، رژیم صهیونیستی به لحاظ نقض حاکمیت ملی دیگر کشورها و قوانین بینالمللی یکهتاز است و در چشم جهانیان به دستگاه تروریستی بدل شده است.
تاریخچه ترورهای اسرائیل: از بنگوریون تا جنگ رمضان ۲۰۲۶
سابقه ترور در گفتمان امنیتی اسرائیل به پیش از تاسیس این رژیم بازمیگردد. گروههای شبهنظامی صهیونیستی مانند لِهی و ارگون، از همان ابتدای پیدایش جنبش صهیونیستی ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی بریتانیا و میانجیگران سازمان ملل را در دستور کار داشتند. در ادامه به بخشی از این ترورها اشاره میشود:
ـ ۱۹۴۸/ ترور کنت برنادوت: کنت فولکه برنادوت، دیپلمات سوئدی و میانجیگر سازمان ملل، پس از ارائه طرح صلحی که برای فلسطینیان نسبتا مساعد بود، به دستور ایزاک شامیر (یکی از رهبران لهی که بعدها نخستوزیر اسرائیل شد) ترور شد.
ـ ۱۹۷۲-۱۹۷۹/ عملیات «خشم خدا»: پس از حادثهای که برای ۱۱ ورزشکار اسرائیلی در المپیک مونیخ توسط گروه «سپتامبر سیاه»، رخ داد گولدا مایر ماموریتی را برای رهگیری و حذف عاملان تصویب کرد. در این عملیات ۹ نفر در سراسر اروپا ترور شدند.
ـ ۱۹۹۲/ ترور سید عباس موسوی: دبیرکل حزبا… لبنان در جنوب لبنان توسط هلیکوپترهای اسرائیلی ترور شد.
ـ 2004/ ترور شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز رنتیسی: بنیانگذار حماس بر روی ویلچر هدف موشک قرار گرفت و چند هفته بعد جانشین او نیز ترور شد.
ـ 2010/ ترور محمود المبحوح در دبی: فرمانده رده بالای حماس با حضور ۲۶ مامور با پاسپورتهای جعلی اروپایی در دوبی ترور شد و به شهادت رسید.
ـ 2020/ ترور محسن فخریزاده در تهران: پدر برنامه هستهای ایران در حومه تهران ترور شد، پیش از این نیز چندین دانشمند هستهای ایران توسط رژیم صهیونیستی ترور شده بودند.
ـ ژوئیه 2024/ ترور اسماعیل هنیه: رهبر سیاسی حماس که در مراسم تحلیف رئیسجمهور ایران شرکت کرده بود، در تهران ترور شد.
ـ 2024/ عملیات پیجرها در لبنان: هزاران دستگاه پیجر و بیسیم متعلق به حزبا… که در زنجیره تامین دستکاری شده بودند، منفجر شدند.
ـ سپتامبر 2024/ ترور سیدحسن نصرا…: اسرائیل با حمله به مقر فرماندهی حزبالله لبنان در ضاحیه بیروت، دبیرکل این حزب را به شهادت رسانید.
ـ ژوئن ۲۰۲۵/ جنگ ۱۲ روزه با ایران: اسرائیل با همکاری آمریکا حملات تروریستی گستردهای را علیه ایران آغاز کرد. در این جنگ، جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان ایران به شهادت رسیدند.
ـ فوریه ۲۰۲۶/ جنگ رمضان: در دومین موج حملات تروریستی، اسرائیل استراتژی ترور خود را در همکاری با آمریکا ادامه داد و حضرت آیتا… خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و جمعی از فرماندهان نظامی و سران سیاسی را به شهادت رساند.
بررسی موفقیت یا عدم دستیابی به آن در ترورها
نکته کلیدی در بررسی عملیاتهای ترور اسرائیل، تفکیک میان «موفقیت تاکتیکی» (حذف فرد) و «موفقیت استراتژیک» (شکست جریان) است. بررسیهای مراکز معتبر نشان میدهد که اسرائیل در بخش اول تا حدود زیادی موفق بوده است، اما در بخش دوم و در برابر فرهنگ شهادت که هسته مرکزی مقاومت را تشکیل میدهد، با شکست راهبردی مواجه شده است. شهادت در گفتمان مقاومت، پایان راه نیست؛ بلکه آغاز فصل تازهای از مبارزه با انگیزهای مضاعف است. در ادامه به بررسی این شکست راهبردی میپردازیم:
الف) حزبا… لبنان: از شهادت رهبران تا بازسازی ساختار
برخلاف ادعای اولیه اسرائیل مبنی بر «تعطیلی» حزبا… پس از ترور سران این محور، جبهه مقاومت، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. حزبا… با وجود تحمل شهادت فرماندهان ارشد خود از جمله سیدحسن نصرا… و هاشم صفیالدین، نه تنها منحل نشد، بلکه ساختار خود را بازسازی کرد. این تداوم حیات، ریشه در فرهنگ شهادتی دارد که به پیروان حزبا… آموخته است «إنَّا للّهِ وَ إنَّا إلَیْهِ رَاجِعُونَ» (ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم). شهادت یک فرمانده، نه یک خلأ، که یک فرصت برای تثبیت ایمان و اراده جمعی تلقی میشود.
بر اساس گزارش رویترز، پس از آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، بازسازی حزبا… با سرعت زیادی آغاز شد. مهمترین تغییری که در بازسازی مورد توجه قرار گرفت و اجرا شد، جایگزینی ساختار فرماندهی سلسلهمراتبی با ساختاری غیرمتمرکز از واحدهای کوچک بود که «هر یک دانش محدودی از عملیات یکدیگر دارند» و این به حفظ محرمانگی عملیاتی کمک میکند.
آندریاس کریگ، مدرس مطالعات امنیتی در کینگز کالج لندن، این مدل جدید را «دفاع موزاییکی» توصیف میکند که یادآور ساختار اولیه حزبا… در دهه ۱۹۸۰ است: سلولهای کوچک و مستقل که انعطافپذیری بالایی دارند.
نتیجه این بازسازی در جنگ رمضان ۲۰۲۶ به وضوح قابل مشاهده بود. حزبا… توانست:
1ـ صدها موشک با اصابت دقیق و طی چندین عملیات به سمت رژیم صهیونیستی شلیک کند.
2ـ با پهپادهای فیبرنوری که از اختلال الکترونیکی مصون هستند، حملات منظمی و هدفمندی را علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان ترتیب دهد.
3ـ ساختار فرماندهی خود را چنان محکم کند که روزنامه هاآرتص اعتراف کرد: « حزبا… تبخیر نشده یا سالها به عقب پرتاب نشده بود، برعکس، بازسازی شده بود.»
یک مقام ارشد اطلاعاتی اسرائیل به تایمز اسرائیل گفت: «دستهای ما در لبنان بسته است. ما نمیتوانیم اپراتورهای پهپادها را در عمق لبنان هدف قرار دهیم». این اعتراف آشکار، ناتوانی اسرائیل در مهار یک حزبا… بازسازی شده را نشان میدهد.
ب) فرهنگ شهادت: موتور محرکه مقاومت در برابر ترور
برای درک شکست استراتژیک اسرائیل، باید به درونمایه اصلی مقاومت نفوذ کرد: «فرهنگ شهادت». این فرهنگ که ریشه در باورهای دینی و تاریخی ملتهای منطقه دارد، ترور را نه یک ضربه مهلک، بلکه یک کاتالیزور برای بیداری و اتحاد بیشتر تبدیل میکند.
حسن نصرا…، دبیرکل شهید حزبا…، در یکی از سخنرانیهای خود این حقیقت را به خوبی تبیین کرده بود: «ما به استقبال شهادت میرویم، همان گونه که شما به استقبال زندگی میروید. شهادت آرزوی ماست. وقتی یک فرمانده به شهادت میرسد، هزاران فرمانده جای او را میگیرند». این جمله، خلاصهای از جهانبینی مقاومت است.
در فرهنگ مقاومت، شهادت، پایان راه نیست؛ بلکه «رأس الحکمه مخافه ا…» (ترس از خدا سرآغاز حکمت است) و شهادت، نهایت این ترس و عشق است. خون شهدا، درخت مقاومت را آبیاری میکند؛ هر قطره خونی که بر زمین میریزد، دهها و صدها جوان را به میدان مبارزه میکشاند. همچنین در این فرهنگ، ترور، نماد ضعف دشمن است؛ همانطور که رهبران مقاومت بارها تاکید کردهاند، توسل دشمن به ترور، نشانه ناامیدی او از پیروزی در میدان نبرد و گفتمان است.
فرهنگ مقاومت، نسلهاست که از کربلا تا قدس امتداد یافته و به نیروهای مقاومت آموخته است که «إِنَّ الْحَیَاهَ عَقِیدَهٌ وَ جِهَادٌ» (زندگی، عقیده و جهاد است). در چنین فضایی، ترورهای هدفمند اسرائیل نه تنها بازدارنده نیست، بلکه انگیزههای مبارزه را دهها برابر افزایش میدهد.
موسسه بینالمللی مبارزه با تروریسم در تحلیل خود به صراحت تاکید کرده است که ترور رهبری یک سازمان تنها زمانی موثر است که سازمانِ هدف «گزینهای برای سازش به گونهای داشته باشد که به بقای خود ادامه دهد». اما در جایی که فرهنگ شهادت حاکم است و «سازش» معنایی جز خیانت ندارد، ترورها نه تنها سازمان را از بین نمیبرند، بلکه آن را در ادامه مسیر رهبران قاطع تر و مصممتر میکنند.
ج) ایران؛ از شهادت رهبران تا اتحاد ملی و حفظ توانمندیها
جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵ و جنگ رمضان ۲۰۲۶ با اهدافی از سوی اسرائیل و آمریکا آغاز شد که به صراحت اعلام گردید: تغییر نظام، ایجاد ناآرامیهای داخلی، نابودی برنامه موشکی و هستهای هدفهای اساسی این تهاجم هستند. اما هیچ یک از این اهداف محقق نشد. دلیل اصلی این شکست، ریشه در دو عامل داشت: اول، فرهنگ شهادت که مردم ایران را حول محور نظام متحد کرد؛ دوم، ساختار منسجم و مردمی نظام جمهوری اسلامی که با ترور فرماندهان از هم نمیپاشد.
1ـ شهادت رهبری معظم و اتحاد ملی؛ نه شورش و اغتشاش
هدف اسرائیل از ترور همزمان رهبری و فرماندهان ارشد، ایجاد خلأ قدرت و تحریک مردم به شورش علیه نظام بود. محاسبه غلط آنها این بود که گمان میکردند نظام جمهوری اسلامی مانند برخی رژیمهای وابسته، با حذف سران سیاسی و نظامی از هم میپاشد. اما واقعیت کاملا متفاوت بود.
پس از شهادت آیتا… علی خامنهای، آنچه رخ داد شورش و هرجومرج نبود؛ بلکه اتحاد، انسجام و حضور حماسی مردم در صحنه بود.
2ـ عدم نابودی توانمندی هستهای و موشکی
از نظر هستهای، وضعیت به گونهای بود که حتی مقامات اسرائیلی به شکست خود اعتراف کردند. یک افسر ارشد اسرائیلی به تایمز اسرائیل گفت که اگر ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران از طریق دیپلماسی خارج نشود، «همه کارهای ما در ایران یک شکست بزرگ خواهد بود». این اعتراف، نشان میدهد که حملات نظامی و ترور دانشمندان، نتوانسته است اراده ایران برای ادامه مسیر هستهای را بشکند.
از نظر موشکی نیز، ایران توانست، در طول جنگ، امواج متوالی موشک و پهپاد به سمت اسرائیل و پایگاههای آمریکایی در منطقه شلیک کند و بسیاری از تاسیسات آنها را نابود کند. تنگه هرمز را که شریان اصلی انرژی جهان است، تحت کنترل خود نگه دارد و هزینههای گزافی را بر اسرائیل تحمیل کند. روزنامه هاآرتص گزارش داد در حالی که یک پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران حدود ۳۰ هزار دلار هزینه دارد، رهگیری آن با سامانه Arrow-3 حدود ۳.۵ میلیون دلار هزینه دارد (نسبت ۱ به ۱۱۶.)
3ـ انتقال منظم قدرت
نظام جمهوری اسلامی ایران، برخلاف تصور دشمنان، دارای ساختاری نهادی و قانونی برای انتقال قدرت است. شهادت رهبری، نظام را دچار سرگردانی نکرد. مجلس خبرگان رهبری در زمان ممکن تشکیل جلسه داد و آیتا… سیدمجتبی خامنهای را به عنوان رهبر جدید برگزید.
بسیاری از تحلیلگران در گوشه و کنار دنیا بر این باورند که رهبر جدید ایران تفاوتی با رهبر شهید ایران ندارد و دقیقا اهداف قبلی را در مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت از محور مقاومت دنبال خواهد کرد این یعنی شکست در ترور شخص اول ایران. روزنامه تایمز اسرائیل گزارش داد که ترورها ممکن است «ساختار فرماندهی را مختل کند» اما «مدت کوتاهی دوام میآورد» و رهبران جدید «ممکن است مصممتر و کمتر محتاط باشند». به عبارت دیگر، اسرائیل با ترورهای خود، نه یک حریف ضعیفتر، که یک حریف سرسختتر و مصممتر را بر سر کار آورده است که با قاطعیت به دنبال ادامه راه شهدای مقاومت خواهند بود.
همانطور که جان آلمن، رئیس امنیت جهانی و ژئواستراتژی در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل تاکید میکند: «حتی قدرتمندترین نظامها نیز باید به شبکههای کاملی از حامیان متکی باشند که آنها را حمایت میکنند. حذف یک فرد، سیستم را متوقف نمیکند». این گزاره در مورد ایران که نظامی مبتنی بر مشارکت مردمی و نهادهای مستقر است، با قدرت بیشتری صادق است.
4ـ «اثر شهید» در ایران
در فرهنگ سیاسی ایران، شهادت فرماندهان ارشد به جای تضعیف، باعث تقویت روحیه ملی و مذهبی میشود. این پدیده را میتوان «اثر شهید» به معنای واقعی کلمه نامید. ترور سردار سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نه تنها جبهه مقاومت را تضعیف نکرد، بلکه محبوبیت او را به اوج رساند و موجی از بیداری را در منطقه ایجاد کرد. ترورهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نیز همین الگو را تکرار کردند: مردم خشمگینتر، متحدتر و مصممتر از همیشه پشت سر نظام خود ایستادند.
همانطور که یک تحلیل در دانشکده اقتصاد لندن نشان میدهد، استراتژی تهاجمی ـ فعال اسرائیل ممکن است «تهدیدهایی را که اسرائیل با آن مواجه است را تغییر دهد، ولی آنها را حذف نمیکند»، و «کمبود مشروعیت بینالمللی اسرائیل را تشدید میکند.»
نتیجهگیری: شکست در جنگ هویتی
رژیم صهیونیستی بیتردید موفقترین بازیگر جهان در حوزه «ترور» است. بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، سلولهای خوابیده در کشورهای مختلف، و سازماندهی اطلاعاتی مبتنی بر همکاری با سرویسهای آمریکایی و اروپایی، این رژیم را قادر ساخته تا هر فرمانده و دانشمندی را در هر نقطهای از جهان هدف قرار دهد. جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵ با ایران و عملیات تهاجمی ـ تروریستی جنگ رمضان ۲۰۲۶، آخرین حلقههای زنجیره بلندی از ترورهای رژیم صهیونیستی بودند.
با این حال، تاریخ جنبشهای مقاومت در فلسطین، لبنان و ایران نشان داده است که «ایدهها با ترور منهدم نمیشوند» و فرهنگ شهادت، قویترین سپر در برابر ترور است. شهادت در این فرهنگ، پایان راه نیست؛ نقطه عطفی است که انرژی تازهای به پیکره مقاومت میدمد.
یوسی کوپرواسر، رئیس پیشین بخش تحقیقات اطلاعات نظامی اسرائیل، اذعان میکند: «ترورها به خودی خود توانایی سازمانها برای ایجاد آسیب و انجام حملات را به طور چشمگیری تغییر نمیدهند.»
اسرائیل در محاسبات خود فراموش کرده است که در فرهنگ مقاومت، «شهادت» یک بازدارنده نیست، بلکه یک شتابدهنده است. اگر امروز یک فرمانده به شهادت میرسد، فردا صدها جوان مشتاقانه به دنبال گرفتن پرچم او هستند. اگر امروز یک رهبر به شهادت میرسد، فردا رهبری دیگر با تلاش خستگی ناپذیر راه وی را ادامه میدهد.
از این منظر، ترورهای اسرائیل پتانسیل به شهادت رساندن افراد را داشتهاند، اما در هدف نهایی خود یعنی رساندن یک تفکر به بنبست و تعطیلی، به طرز فاجعهباری شکست خوردهاند. مادامی که ریشههای ظلم، اشغال، و نابرابری ساختاری پابرجا باشد، و تا زمانی که فرهنگ شهادت، خون تازه در رگهای مقاومت به جریان اندازد، درخت مقاومت پس از هر برش، شاخههای تازهتر و مقاومتری خواهد رویاند.
این، بزرگترین پارادوکس موفقیت اسرائیل است: هر چه در ترور ماهرتر عمل میکند، از صلح و امنیت واقعی دورتر میشود و دشمنانی قدرتمندتر و متحدتر میآفریند. شهادت، بنبست نیست؛ ایستگاه عزت است. و تا زمانی که این حقیقت در وجدان جمعی مقاومت زنده است، سلاح ترور هرگز به هدف استراتژیک خود نخواهد رسید.













