
تلخیهای کوچک ویرانگر
نفیسه کلهر اولین بار که به عنوان گزارشگر به خانه امن بهزیستی (محلی برای نگهداری موقت زنان و دختران آسیبدیده و در معرض آسیب) رفتم، انتظار مواجهه با فاجعه بغرنجی را داشتم؛ به خیال تهیه گزارشی جانکاه از آنچه بر افراد مقیم این خانه گذشته بود، به آنجا رفتم. اما وقایع مطابق با انتظاراتم پیش نرفت. مریم نام مستعار دختری است که ده سال پیش در آن خانه امن روبرویم نشست، از نظر روحی آشفته بود، بی تمرکز، پر اضطراب، ناخنهایش را میجوید، صورتش پر از جوش و پوستش تیره رنگ بود. گره موهایش نشان میداد مدتهاست از فرط حال...









