پوزخند اجباری بر ویرانههای امید!
- شناسه خبر: 90078
- تاریخ و زمان ارسال: 7 شهریور 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
حیرتآور است. دلار از مرز دویست هزار تومان عبور میکند و انگار هیچکس از این عبور تاریخی شگفتزده نیست. عددها روی تابلوها بالا میروند و زندگی آرامآرام از پلههای توان مردم پایین میآید. هر روز اسکناسها سبکتر میشوند و سفرهها سنگینتر از دیروز نفس میکشند. ما اما همچنان باید با هر جانکندنی زنده بمانیم، مبادا زبانمان لال این چرخ اقتصادی باشکوه از حرکت بازایستد!
چرخها میچرخند اما معلوم نیست برای چه کسی و به قیمت له شدن چه کسانی. آنقدر از صبر و حلم و تحمل گفتهاند که گوییا خلقا… قطعات یدکی یک ماشین فرسودهاند.
حقوقها جا میمانند و قیمتها بیاعتنا به تقویمها و جیبهای توده هر روز جلوتر میدوند. نان گران میشود، اجاره قد میکشد و دارو از قفسه داروخانهها به رویایی دستنیافتنی تبدیل میشود. آنوقت از مردم انتظار میرود همچنان لبخند بزنند و به آینده امیدوار بمانند. پول مردم را بیارزش میکنند و بعد از خودشان انتظار دارند ثابت کنند که هنوز فقیر نشدهاند. چه تناقض تلخی. چه داستان پارادوکسیکالی. برخی محض رضای حسابهای شخصی خود جیب مردم را خالی میکنند و همان مردم را بابت خالی بودن جیبشان سرزنش میکنند. انگار فقر دیگر نتیجه سیاست و اقتصاد نیست. بل اتهامی است که باید برای اثبات بیگناهیاش سند و مدرک ارائه کنیم. مردم هر صبح با حساب و کتاب تازهای از خواب بیدار میشوند و هر شب با شکست چند محاسبه به خانه برمیگردند. همین دیروز میشد با یک درآمد معمولی زندگی را اداره کرد اما امروز همان درآمد گاهی فقط از کنار زندگی عبور میکند. خانه رویا شده، سفر تجمل، درمان دغدغه و آرامش کالایی کمیاب. نسلهایی که باید آینده را بسازند، حالا بیشتر وقتشان را صرف زنده ماندن در امروز میکنند و دوره میکنند شب را و روز را هنوز را. در چنین حیص و بیصی رویاها نیز پیش از تولد ورشکسته میشوند و آدمها کمتر از فردا حرف میزنند، چرا که فردا دیگر عدد مشخصی در ذهنشان ندارد. هر بار که قیمت ارز بالا میرود، بخشی از امنیت روانی جامعه پایین میآید. هر صفر تازه، فقط یک رقم روی کاغذ نیست. هر صفر تازه تکهای از امید یک خانواده است. با این همه از مردم خواسته میشود شکیبا باشند، سازگار باشند و تاب بیاورند.
اما شکیبایی اگر قرار باشد جای سیاستگذاری درست را بگیرد، دیگر فضیلت نیست و عین فرسودگی است.
جامعهای که مدام از آن میخواهند سختتر جان بکند، سرانجام روزی از نفس میافتد.
اقتصاد سالم آن نیست که مردم را وادار کند با فقر سازگار شوند. اقتصادی سالم آن چیزی است که امکان زندگی شرافتمندانه را فراهم کند. قرار نیست شهروندان برای اثبات موفقیت یک نظام اقتصادی، هر روز فقیرتر شدن خود را انکار کنند. قرار نیست سقوط قدرت خرید با چند جمله امیدوارکننده، از چشم مردم پنهان بماند. مردم قیمتها را میبینند، سفرههایشان را لمس میکنند و فاصله میان درآمد و زندگی را با تمام وجود حس میکنند. در چنین عرصاتی آنچه امروز بیش از همیشه نیاز داریم، نه توصیه به حلم که پاسخگویی و راهحل است. دلار هر عددی که بشود، مهمتر از آن این است که ارزش زندگی انسانها چه میشود. چرخ اقتصاد اگر قرار است بچرخد باید برای مردم بچرخد، نه اینکه مردم زیر چرخهای آن، هر روز کمی بیشتر جان بکنند و کمی بیشتر فرو بچکند. همین و تمام.


