پستوهای خاموش؛ روایتهای زنده
- شناسه خبر: 67833
- تاریخ و زمان ارسال: 8 مهر 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نفیسه کلهر
چند وقتی است؛ زیاد در عتیقهفروشیها پرسه میزنم. چه آن حجرههای کوچک و خاموش در پستوهای بازارچههای قدیمی، و چه مغازههای پر زرقوبرق در گذرگاههای اصلی بازارهای مدرن. در این رفتوآمدها، هم شِم خبرنگاریام به کار آمده و هم حس و حالی تازه به دست آوردهام.
عتیقهفروشها، با آنکه اشیای گرانبها و کمیاب در بساط دارند، برخلاف بعضی از بازاریان، چندان اهل طمع نیستند. بیشترشان دوست دارند کالای ارزشمندی که به دست آوردهاند، به دست کسی برسد که قدرش را میداند، مشتاقش است و برایش شوق دارد. حتی گاه احساس کردهام دوست ندارند چیزی بفروشند، یا به هرکسی بفروشند، این را از ویترینهایی که در بعضی عتیقهفروشیها تا سالهای سال تغییر نمیکنند، میشود فهمید. اجناسی که مدام تمیز میشوند و رسیدگی میشود اما نه برای فروش! برای ادای رسم همجواری؛ مثل باغچه حیاط یا گلدان مقابل پنجره که مدام هرس میشود و آبیاری و غذارسانی…
بارها پیش آمده است که عتیقهفروشی از میان همان اشیایی که برایش عزیز هستند، چیزی را بیمنت هدیه دهند، من این رفتار را در هیچ صنف دیگری ندیدهام.
یا وسیلهای را نشانشان بدهم و پیشنهاد دهند تا برایم جلا بزنند، تعمیر کنند، زنگ و گرد سالیان را از آن بزدایند، بیآنکه در پی دریافت پولی باشند. بلکه دوست داشتند آن شیئی گرانبها با کیفیت بهتری وجود داشته باشد، این را میشود از رضایتشان وقتی شیئی را مرمت شده به من برمیگرداندند دید.
یک بار هم عتیقهفروشی که اهل مطالعه بود و مطلبی از من را درباره شهر خوانده بود، گلدانی را که پسندیده بودم به من هدیه داد و گفت: «به پاس زحماتتان برای تاریخ و هویت شهر» و عجیب آن هدیه بر جانم نشست.
عتیقهفروشی تنها خرید و فروش و دلالی کالا نیست؛ پشت آن مرام و سلوک خاصی است، معرفتی، شناختی، درکی از تاریخ. تاریخ، نه فقط به معنای سال و ماه و عددها؛ بلکه بالا و پایینی که از تاریخ پدید آمدن آن شئی بر او گذشته؛ نگهداریها، تعمیرها، تغییرها، ایدهها، مالکانش، داستانها و روایتهایی که در جان یک شیئی رسوب کرده و به آن هویت بخشیده. عتیقهفروش، خواه بداند یا نداند، با همین هویت سر و کار دارد و در این مجاورت، خود نیز به پختگی میرسد.
یادم هست یکی از مدیران پیشین میراث فرهنگی در مصاحبهای، بنای تاریخی را «محترم» خطاب کرده بود. عتیقهفروشها هم اشیاء را در همین مقام میدانند؛ آنان را «ارج» مینهند، حتی در نحوه دست گرفتن و برخورد با هر وسیله، میتوان این احترام را در رفتارشان دید. آن آهستگی و طمأنینهای که در حرکاتشان، نگاهشان و نظرشان هست، رابطهای ویژه میان آنان و کالای قدیمی میسازد.
اگر روزی قرار بود شغل دیگری داشته باشم، بیتردید عتیقهفروشی را انتخاب میکردم.








