پروانههای محبوس
- شناسه خبر: 66043
- تاریخ و زمان ارسال: 15 شهریور 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

نگاهی به مشکلات «بوچیاکاران دارای معلولیت» در استان
رویا بابائی ـ خبرنگار حوزه معلولان
عکاس: علیرضا نصری
«تنها یک قدم تا خانهنشینی». این روایت تلخ قهرمانان بوچیای قزوین است که در تنها سالن ورزشی ویژه جانبازان و معلولان، بیتوجهی و نبود هر امکاناتی را تحمل میکنند تا «تنها نقطه اتصالشان با دنیای بیرون از خانه» را حفظ کنند. سوال اینجاست: آیا گوش شنوایی برای فریاد این طیف مظلوم که چیزی بیشتر از حقوق شهروندی خود نمیخواهند وجود دارد؟
رشته ورزشی بوچیا ویژه شدیدترین انواع معلولیت و مهمترین بهانه برای حفظ ارتباط اجتماعی و پیشگیری از انزوای خانگی آنهاست. اما آنها بهجای دریافت حمایت و توجه، در سختترین شرایط و در سالنی که تهویه، نظافت و حتی مناسبسازیاش برای معلولان زیر سوال است، بدون مربی و دستیار و بدون سرویس رفتوآمد به تنها حلقه ارتباطی خود با دنیای بیرون از خانه چنگ زده و مانند کسی که گاهبهگاه طعم آزادی و قدم زدن در خیابان را میچشد همین یک جرعه ناچیز را هم قدردانی میکنند.
تهویه نیست، تنفس در سالن سخت است
مسعود، یکی از بازیکنان بوچیای قزوین میگوید: تهویه سالن ورزشی شهید بابائی به دلیل داشتن صدای زیاد که موجب اختلال در بازی میشود همیشه خاموش است و کولر یا سیستم سرمایشی دیگری هم ندارد و این موجب ایجاد بوی ماندگی و کمبود اکسیژن در فضای سالن شده که تنفس را سخت و سنگین میکند. از طرفی سانسهای تمرین فشرده و پشتسرهم است و حتی یک ربع با هم فاصله ندارد تا دستکم در فاصله بین سانسها هوا کمی تعدیل شود.
تنها یک قدم تا خانهنشینی
محسن، یکی دیگر از بازیکنان بوچیای قزوین، سالن بوچیا را به حلبیآباد حضور اجتماعی معلولان تعبیر کرده و میگوید: فاصله ما بازیکنان بوچیا با ایزولهشدن و خانهنشینی تنها یک قدم است و هر لحظه ممکن است قدرت بیرون آمدن از خانه را از دست بدهیم، با اینحال کسی به شرایط ما بهعنوان فرصتی برای توانمندسازی و به این ورزش به عنوان تنها نقطه اتصالمان با جامعه نگاه نمیکند تا با مهیا کردن شرایط به حفظ و دوام آن کمک کند.
۵ نفر ظرفیت حملونقل برای ۵۰ بازیکن ویلچری/ انزوای اجباری
به گفته محسن، رفت و آمد بازیکنان بوچیا به دلیل داشتن ویلچر بسیار سخت است. سازمان اتوبوسرانی هفتهای دو روز یک دستگاه میدلباس برای این منظور اختصاص داده که از ۳۵ تا ۵۰ بازیکن تنها برای۵ بازیکن و ویلچرهایشان ظرفیت دارد و بقیه توسط خانوادهها باید به سالن بیایند. این امکان در توان بسیاری از خانوادهها نیست و پس از مدتی خانواده به دلیل هزینههای زیاد رفتوآمد، مجبور به قطع آن و انزوای اجباری فرزند خود در خانه میشود.
او تأکید میکند: معضل حملونقل، اعزام به مسابقات را هم دچار مشکل کرده و هرجا بخواهیم برویم برایمان سخت است، چون قطار مناسب معلولان نداریم. بلیت هواپیما گران است، و در ماشین هم به دلیل وجود یک ویلچر برقی به ازای هر بازیکن با کمبود جا مواجهایم؛ و همه این مشکلات در مورد خانمهای بوچیاکار دو چندان است.
تنوع تلخ
مهدیه از دیگر بازیکنانی است که به دلیل مشکلات مالی پدرش، هفتهای یکبار توفیق حضور در ساعات تمرین را پیدا میکند. او اظهار میدارد: با اینکه این سالن ویژه جانبازان و معلولان است اما فضای آن با شرایط ما همخوانی ندارد. آبسردکن بالاتر از ارتفاع ویلچر است و دستمان از روی ویلچر به آن نمیرسد. بااینحال زیر آبسردکن یک سکوی ۳۰ـ۴۰ سانتی هم قرار دارد. سالن دیر به دیر نظافت میشود و توپها و فضای تمرین آلودگی بالایی دارد. بوفه ورزشگاه هم معمولأ تعطیل است و از آن طریق هم امکان تهیه آب و خوراکی فراهم نیست. توقع ما زیاد نیست. ما به یک کولمن آب هم قانعیم اما همان هم در ورزشگاه تأمین نشده است! اما سالن روبرویی برعکس سالن ما، هم مجهز است و هم هر روز نظافت میشود.
او بیان میکند: خیلی از ما برای آمدن به تمرین روزشماری میکنیم چون به جز اینجا جایی را برای رفتن نداریم. بوچیا تنها تنوع زندگی بسیاری از ماست. اینجا هفتهای دوبار و گاهی کمتر همدیگر را میبینیم و دلمان باز میشود اما جامعه و مسئولان نباید این مسأله را بهعنوان نقطه ضعف ما تلقی کنند و گمان کنند نیاز ما کمکاری آنها را توجیه میکند.
مچاندازی با زندگی/پای صحبت مادرها
همتی، یکی از مادرهایی که هفتهای چند بار فرزندش را برای ورزش به سالن شهید بابائی میآورد، میگوید: فرزندم را به جز بوچیا به کلاس مچاندازی هم میآورم که محل آن داخل یکی از اتاقهای انتهایی سالن است و به دلیل قرارگیری در انتهای سالن همین هوای معمولی هم به آن نمیرسد. بچهها مجبورند بیرون از اتاق در حاشیه فضای بازی داخل سالن تمرین کنند و چون همزمان با آنها ساعات بازی بسکتبال و فوتبال است بسیار در معرض خطر قرار دارند اما چارهای نیست.
او اظهار میدارد: از دبیر هیأت خواستهایم یا ساعت تمرین بچهها را تغییر دهد یا آن روز سالن را اجاره ندهد اما او میگوید: یعنی یک روز سالن را بخاطر یک تمرین یک ساعته این بچهها اجاره ندهم؟ در حالی که این سالن ویژه معلولان و جانبازان است، اگر آنها اینجا هم در اولویت نباشند پس به کجا بروند؟!
رسولی مادر یکی دیگر از بازیکنان هم بیان میکند: به من میگویند چون فرزندت ویلچری نیست و از عصا استفاده میکند سرویس رفتوآمد به او تعلق نمیگیرد و سرویس ویژه کسانی است که ویلچر برقی دارند. اما من چه کنم که بهزیستی به بچهام ویلچر برقی نمیدهد و در این شرایط مالی خودم هم توان تهیه آن را ندارم؟ و چرا باید بهزیستی بهعنوان متولی امور معلولان مسأله سرویس بچهها را از شهرداری مطالبه نکند؟
فراتر از فراموشی
مریم نیز بیان میکند: نبود امکانات، نبود رمپ، نبود توپهای مناسب و استاندارد، نبود دستیار یا رمپگیر همه از مشکلات ماست. رمپ سرویسبهداشتی استاندارد است اما چهارچوب پایین درهای سرویسها مانع ورود افراد ویلچری و عصایی محسوب میشود. در برخی روزها تعداد بازیکنان بوچیا به ۵۰ نفر هم میرسد اما تعداد واقعی علاقمندان به این ورزش و سایر رشتهها بسیار بیشتر است و نبود سرویس و عدم استطاعت مالی خانوادهها باعث شده تا این گروه نتوانند آنگونه که باید سراغ ورزش بیایند.
او ادامه میدهد: در ورزش بوچیا هر ۳ تا ۵ بازیکن باید فردی بهعنوان دستیار و رمپگیر در کنار خود داشته باشند تا توپهایشان را جمع کند و به رمپ زاویه بدهد، اما ما دستیار نداریم. البته همه هم نیاز به دستیار ندارند و ۲ دستیار برای کل تیم کافیست و باعث رشد و تخصصی شدن بازیکنان میشوند.
پروانههای محبوس
مریم بیان میکند: برخی از بچهها به کمک خانوادهها بازی میکنند و بچههای با شدت بالای معلولیت هم در صورت نبود رمپگیر، اصلا بازی نمیکنند اما آسیب نبود دستیار به همینجا ختم نمیشود. وقتی پای خانوادهها به داخل سالن باز میشود آنها ناخودآگاه وارد حواشی هم میشوند و از طرفی بچهها در حضور والدین نمیتوانند مستقل شوند. حضور آنها بچهها را از لذت چشیدن حس مستقل بودن حتی برای چند ساعت در هفته هم محروم میکند.
بیافق، بیانگیزه/بوچیاکاران را به مسابقات اعزام نمیکنند
تعدادی از بازیکنان بوچیا میگویند: ما سالی یکبار مسابقات لیگ و یک قهرمان کشوری داریم و هیأت وظیفه دارد اعزاممان کند اما نمیکند و همین عامل بیانگیزگی ما شده است. وقتی آزمونی برای سنجش مهارت و ارتقای توانمندی ما نباشد پس ما با چه افقی به این مسیر ادامه دهیم؟
به گفته آنها امسال و سال گذشته برخی از بازیکنان مقام کشوری آوردند اما هیأت نه تنها هدیهای به آنها نداد بلکه حتی یک بنر تبریک هم نزد تا موفقیت بچهها علنی شود.
چرخِ تبعیض!
احمد، یکی دیگر از بازیکنان بوچیا توضیح میدهد: بازیکنان بوچیا به ویلچر برقی نیاز دارند، اما خیلی از بچهها فاقد آن هستند. بهزیستی در دادن ویلچر برقی سلیقهای عمل میکند و گواه آن افرادی هستند که عضو تیم ملیاند اما ویلچربرقی ندارند! برای بهزیستی تفاوتی ندارد که ما برای قهرمانی ورزش میکنیم یا نه. من برای گرفتن ویلچربرقی چندبار از معاون توانبخشی بهزیستی وقت ملاقات خواستم اما حتی نتوانستم او را ببینم.
هیأت جانبازان و معلولان پول دارد یا ندارد؟
نایبرئیس هیأت ورزشهای جانبازان و معلولان استان قزوین، در پاسخ به علت نبود دستیار در کنار بازیکنان بوچیا میگوید: ما این کمک را از خود خانوادهها میگیریم چون هیأتهای ورزشی بودجه زیادی ندارند و نمیتوانیم به مربی دستمزد بدهیم.
اکرم سبکرو که از سال ۱۳۸۹ تاکنون به جز یک دوره، همواره نایب رئیس هیات ورزشهای جانبازان و معلولان قزوین بوده، در توضیح علت عدم رسیدگی به وضعیت سالن و تهیه سیستم تهویه، میگوید: بعد از آنکه درخواست یک زمین برای احداث یک مجموعه چند منظوره مختص ورزش معلولان در استان پس از چندسال محقق نشد، به فکر استفاده از داشتههای فعلی افتادیم و قرار است یک تحولاتی در سالن بدهیم. با آمدن رئیس فعلی هیأت رشتههای غیرفعال مثل مچاندازی و تیراندازی فعال شده و سال گذشته توانستیم دو اسلحه دست ۲ بگیریم.
سبکرو در تشریح منبع درآمد هیأت برای اعزام تیمها میگوید: رئیس هیأت، طی قراردادی تولید پسماند را از شهرداری برعهده گرفته که درآمد آن به هیأت تزریق میشود و با همین درآمدها تیم را از رتبه ۲۸ به رتبه ۷ کشوری ارتقا دادیم. سال گذشته هم هیأت بهعنوان هیأت برتر اقتصادی انتخاب و تجلیل شد.
او میگوید: قصد داریم این سالن را با ترکیب سالن و رختکنهای متعدد به یک پایگاه قهرمانی بدنسازی تبدیل کرده و خانه پاراوزنهبرداری تیم ملی معلولان را به قزوین منتقل کنیم تا میزبان رشتههای ملیپوشان دارای معلولیت باشیم.
مدیرکل بنیاد شهید همکاری نمیکند
سبکرو اظهار میدارد: مجتمع جهانآباد حائز همه شرایط ویژه معلولان است اما هیچوقت در اختیار معلولان قرار داده نشده. چندین بار خواستهایم با مدیرکل بنیاد شهید برای در اختیار گرفتن چند روزه این مجتمع نشست داشته باشیم که یکبار او در جلسه حاضر نشده، یکبار هم گفتند مجتمع برای یکسال در پیمان یک گروه تصویربرداری است.
کولر دست دوم اداره ورزش در راه سالن بوچیاست
دبیر هیأت جانبازان و معلولان در خصوص مشکل تهویه سالن بوچیا میگوید: اخیراً یکی از سالنهای ورزشی قزوین بهنام سالن پایگاه قهرمانی مجهز به کولرهای جدید شده و کولر این سالن توسط اداره ورزش به هیأت جانبازان و معلولان اختصاص یافته که به زودی در سالن قرار میگیرد و تهویههای سالن هم توسط برقکار در دست تعمیر است.
با سیلی صورت سرخ میکنیم
حسین فرزانه ادامه میدهد: هیأتها از نظر بودجهای بسیار ضعیفاند و ما اگر فقط بخواهیم مسابقات قهرمانی کشور ۱۴ رشتهای که داریم را برگزار کنیم متحمل هزینه زیادی میشویم اما به دلیل مشکلات مالی برخی تیمها را اعزام نمیکنیم و برخی دیگر را با نازلترین قیمتها اعزام میکنیم. ما با سیلی صورت سرخ میکنیم و چون ورزشهای جانبازان و معلولان بُعد تبلیغاتی ندارد، درآمدهای اسپانسری و مالی هم سمت ما نمیآید.
اجازه مناسبسازی نمیدهند
وی در پاسخ به علت عدم مناسبسازی سرویسهای بهداشتی میگوید: به دلیل مشترک بودن این سرویسها با سالن روبرویی به ما اجازه تعمیر نمیدهند اما یک سرویس بهداشتی برای استفاده بچههای معلول در داخل سالن، کنار دفتر هیأت وجود دارد که البته فاقد توالتفرنگی است.
وی در خصوص تعطیلی بوفه و ارتفاع آب سردکن گفت: بوفه در طول روز چند ساعت باز است و در مورد مناسبسازی ارتفاع آب سردکن هم باز به ما اجازه اقدام نمیدهند. چون اداره ورزش این سالن را بهعنوان سالن مسابقاتی نگهداشته و هرگونه تعمیر آن ۱۸ مرحله مکاتبه و پیگیری دارد.
وی در خصوص رضایت از حمایت اداره ورزش از هیأت، بیان میکند: حمایت اداره ورزش خوب نیست و نمیتوان گفت مدینه فاضله است اما توانشان همین است و ما برای حفظ همین بودجه کم مجبوریم مدارا کنیم.
ورزشگاه معلولان الوند به معلولان نرسید
فرزانه بیان میکند: سالن شهید بابایی تنها سالن ویژه معلولان و ورزش بوچیا در استان است و سایر شهرستانها فاقد همین سالن هستند. البته در الوند چند سال پیش یک ورزشگاه ویژه معلولان ساخته شد اما به افراد تندرست اجاره داده میشود و معلولان از آن سهمی ندارند و بچههای دارای معلولیت ساکن الوند برای ورزش بوچیا به قزوین میآیند. ما تلاش کردیم این سالن در اختیار هیأت قرار داده شود اما همکاری نکردند.
مدیرکل بهزیستی با هیأت ارتباط نمیگیرد
مدیرکل قبلی بهزیستی، هم در بحث بودجه هم سایر مسائل با ما همکاری خوبی داشت اما هرچه تلاش میکنیم مدیرکل جدید با هیأت ارتباط نمیگیرد. تخصیص بودجه به ورزش معلولان وظیفه بهزیستی و حق شهروندی معلولان است اما مدیرکل جدید بهزیستی از وقتی آمده با ما هیچ همکاری نداشته و تلاشها و پیامهایمان برای نشست و گفتگو با وی بیپاسخ مانده است.
***
از توانمندی افراد دارای معلولیت در حوزه ورزش صحبتهای زیادی میشود اما در واقع این شرایطی است که برای ورزش معلولان استان تدارک دیده شده و بوچیا تنها یک مشت از خروار مشکلات موجود در حوزه ورزش معلولان استان است.
حوزهای که پشت بیتوجهیهای عمیق و چندین ساله پنهان شده و باید دید آیا تیم مدیریتی جدید استان برای این درد، دوایی خواهد داشت یا خیر؟











