ورود دیر هنگام
- شناسه خبر: 75133
- تاریخ و زمان ارسال: 14 دی 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
یادداشت معقول آقای علیرضایی را خواندم. ضمن تایید کامل نیمه پایانی آن، به نظر میرسد اگر این یادداشت دو ماه زودتر نوشته میشد؛ میتوانست مانع به وجود آمدن نیمه اول آن باشد.
اگر چه آنکه امروز با ذوقزدگی، انتقاد از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قزوین را دفاع از خود میداند؛ آن روز مسلما علیرضایی را هم از ناسزا بیبهره نمیگذاشت. کما اینکه حتی بازدید معاون سیاسی ـ امنیتی استانداری از روزنامه ولایت را برنتابید. زیرا رییس سابق خانه تنها سلاحی که در دست دارد؛ هو کردن است و بدون استدلال، نتیجه خودخواسته را با فرکانس بالا اعلام کردن؛ که ویژگی سوپرانقلابیون بیمنطق میباشد.
این فرد باروحیه «یا همه چیز یا هیچ چیز!» که نخواست یا نتوانست در مراسم روز خبرنگاربا ارشاد همکاری کند؛ آن را چنان به باد استهزاء گرفت که صدایش تا اینترنشنال هم رفت.
اما در جشنوارهای که صفر تا صدش دست خودش بود و در آن به رئیس اتاق بازرگانی که کارفرمایش بود و هست؛ جایزه بهترین سرمقاله را داد!! هیچ اتفاقی نیفتاد. زیرا دیگران عاقل و صبور بودند و سخنی نگفتند که موجب اعوجاج و اغتشاش شود. اما در قبال درخواست صورت هزینههای آن جشنواره، نه گزارشی داده شد و نه حسابرسی و بازرسی شد.
آن روز اگر جناب علیرضایی مطلبی مینوشتند؛ از دو حال خارج نبود. با عنایت به معقول بودن ایشان، قطعا موضعگیری عادلانه شان یا منجر به توهین و ناسزا از سوی کسی میشد که بنا به دلایلی نمیخواهد در اقدامی با دیگری شریک باشد؛ و نتیجه مالی کارش را گزارش کند.
و یا حتما موضعگیری عادلانه آقای علیرضایی باعث تعدیل ایشان میشد؛ که ماجرا را به استهزاء و مضحکه مدیران ارشاد نکشاند.
در برههای از زمان، ایشان نیازمند حمایت تعدادی از خبرنگاران و روزنامهنگاران بود. با استفاده از اطلاعاتی که سالهاست به طور شفاف روی سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قابل استفاده همگان است؛ قصد ایجاد اختلاف بین روزنامه و هفتهنامههای محلی را نمود که خوشبختانه به خاطر عقلانیت هفتهنامهها این توطئه شکست خورد.
تنها مدیر مسئول «حدیث ما» نامهای البته محترمانه نوشت و پاسخی هم محترمانه از طرف ارشاد دریافت کرد و مساله تمام شد. اما رئیس سابق خانه مطبوعات که به سلاح اختلاف برای حضور در میدان نیاز داشت؛ با مسخره کردن مدیران ارشاد، به جای پاسخ منطقی و قانونی، سعی در ملوث نمودن موضوع نمود.
اگر آن روز شما این موارد معقول را متذکر میشدید؛ شاید میتوانست روند ماجرا را تغییر بدهد. نه اینکه ایشان هدایت بشود؛ بلکه مطلب امروزتان به سوی واقعیت هدایت میشد.
در مورد توزیع آگهیها این بندهی کمترین یادداشت محترمانهای نوشتم و ذکر کردم که اگر منظور عدالت است؛ باید منتقد توزیع بخش هنگفتی از آگهیها بود که به خارج از استان در واقع به هرز میرود. نه آن مقداری که به گواه دستورالعمل وزارت ارشاد باید حداقل تا 60 درصد به نشریات محلی داده میشد و از 40 درصد هم تجاوز نکرد.
رئیس سابق خانه مطبوعات به جای اینکه متذکر این بیعدالتی شود؛ به موضوعی که استعداد ایجاد اختلاف داخلی و تبدیل شدن ایشان به رابینهود را داشت؛ پرداخت.
در آن یادداشت نوشتم از مدیران ارشاد بخواهیم در جلسه مشترک ـ در چارچوب آئیننامه و دستورالعمل وزارت فرهنگ و ارشاد ـ تا میتوانیم مورد را به عدالت نزدیکتر کنیم. این را در جلسات هم گفتم اما ایشان مثل همیشه زد زیر میز که همهی کار باید به ایشان سپرده شود و ایشان هر گونه تشخیص داد عمل کند!
کاریکاتور رابینهود، در مطالبش فقط به مبلغ آگهی و نه مکانیزم آن اشاره میکرد. تا هوادار برای خودش دست و پا کند. پیروان ایشان همانهایی هستند که گوشت یخی را به نام خبرنگاران گرفتند و در بازار آزاد فروختند وپولش را خوردند. و یازده کارت هدیه را از کارخانهای به جای رپرتاژ آگهی گرفتند که بدهند به خبرنگاران و ندادند! ایشان البته فرار به جلو کردند و مدعی ارشاد شدند.
£
اقدام اداره کل ارشاد کاملا قانونی بوده و آن را نمیتوان در قالب اختلافات جناحی یا شخصی تعریف کرد. دستور اداره کل مطبوعات داخلی مشروط نمیباشد و ورود غیرقانونی ایشان به جلسه ارشاد و هیاهو و جنجال هم مشکلی را حل نکرد.
با ارعاب و انقلابیگریهای هنجارشکن و فاقد عقلانیت، نمیتوان برای همیشه حاکمیت ایجاد کرد.
یادداشت جناب علیرضایی اگر چه تقریبا محترمانه و کارساز بود؛ اما به دلیل ورود دیرهنگام آن، نباید بگذاریم به خلاف آنچه که مورد نظر جناب علیرضایی است؛ مورد سو استفاده قرار بگیرد.
£




