معمار اقتصاد مقاومتی؛ از خطمقدم جبهه تا ترسیم الگوی بومی پیشرفت
- شناسه خبر: 86335
- تاریخ و زمان ارسال: 17 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

مکتب اقتصادی که آیتا… العظمی سیدعلی حسینی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی بنیان گذاشت، تحریم را در پرتو اقتصاد مقاومتی و درونزا به فرصت مبدل کرد
آرش صالحی ـ رحلت جانسوز امام خمینی در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، ایران را در شوکی عمیق فروبرد، اما مجلس خبرگان، با درک هوشمندانه از شرایط، در روز سوم خرداد، سیدعلی خامنهای را بهعنوان رهبر جدید انقلاب برگزید. از آن روز تا شهادت، بیش از سیوهفت سال، دورانی پر از چالشهای بیرونی و توطئههای داخلی بر این کشور گذشت، اما او چون سکاندار کشتی طوفانزده، هرگز مسیر را گم نکرد. سیاستهای کلی نظام در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، همگی زیر سایه تدابیر او شکل گرفت. او که با اصل استقلال و عزت ملی میزیست، بارها در برابر زیادهخواهیهای قدرتهای جهانی، بر موضع خود ایستاد و جمهوری اسلامی را بهعنوان قدرتی تأثیرگذار در محور مقاومت، به اوج بازدارندگی رساند. بیانات عمیق او در خطبههای نماز جمعه، وصیتنامههای سیاسی و پیامهای سالانه، همواره چون چراغ راهی برای امت اسلامی میدرخشید. او نه فقط یک رهبر، که مرجعی اخلاقی و پدری مهربان برای نسلهای گوناگون بود و در دورانهای سخت تحریمها، با اعتماد به جوانان و طرح مفاهیمی چون «اقتصاد مقاومتی» کشور را از بحرانها عبور داد.
در میان تدابیر حکیمانه رهبر شهید، شاید هیچ موضوعی بهاندازه سیاستهای اقتصادی، سرنوشتساز و عمیق نبوده است. ایشان که طعم تلخ فقر را در کودکی چشیده بود، همیشه دغدغه اصلیاش، معیشت محرومان و توانمندسازی طبقات ضعیف بود. در این مسیر، طراحی و ابلاغ «سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی» در بهمنماه ۱۳۹۲، نقطه عطفی در اندیشه اقتصادی انقلاب محسوب میشود؛ پارادایمی که فراتر از یک راهبرد تدافعیِ کوتاهمدت، بهعنوان یک نظام اقتصادی جامع و الگوی بومیِ پیشرفت، ریشه در مبانی اسلامی و عقلانیت انقلابی داشت.
معماری نوین حکومت و میدان دفاع
با پیروزی انقلاب، بیمهری زمان نگذاشت این چهره خستگیناپذیر یک لحظه بیاساید. او که از اعضای کلیدی شورای انقلاب بود، مسئولیت تشکیل سپاه پاسداران را بر عهده گرفت و سپس، بهعنوان نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع، نقشی بیبدیل در سازماندهی ارتش و نیروهای مردمی ایفا کرد. اما تیر خلوت دشمن منافقین در ششم تیر ۱۳۶۰، در مسجد ابوذر، لحظهای سرنوشتساز رقم زد؛ بمبگذاری در دستگاه ضبط صوت، او را بهشدت مجروح کرد، اما اراده او، مانند کوه استوار ماند. در همان ماهها، با رأی قاطع بیش از ۹۵ درصد مردم، به ریاستجمهوری برگزیده شد و هشت سال مدیریت جنگ تحمیلی را بر عهده گرفت. در آن روزهای سخت، او که خود بارها از نزدیک شاهد رشادت رزمندگان بود، با حضور در جبههها، خط مقدم را از پشت میز ریاستجمهوری جدا نکرد و با صدور فرمانهایی کلیدی، معادلات دفاعی کشور را به سود ایران تغییر داد. دوره ریاستجمهوری او، دورانی از خودکفایی نظامی و سیاسی بود که در آن، چتر حمایت از محرومان و مستضعفان، همواره بر سر این انقلاب گسترده بود.
اقتصاد مقاومتی؛ ستون فقرات تحول
رهبر شهید، اقتصاد مقاومتی را نه یک شعار، که «ستون فقرات» معیشت کشور معرفی کرد و بر «درونزایی» و «برونگرایی» آن پای فشرد. ایشان با تکیه بر این اصل، مسئولان را به «جهش تولید» فراخواندند و آن را کلید حل معضلاتی چون بیکاری، تورم و وابستگی میدانستند. ایشان بارها تأکید میکردند که تحقق رشد اقتصادی هشتدرصدی و کاهش وابستگی به نفت تنها از مسیر تکیه بر توان داخلی و دانشبنیان کردن اقتصاد ممکن است. در این منظومه فکری، عدالت جایگاهی محوری داشت و هدف نهایی، ایجاد اقتصادی پویا و پیشرو بود که عزت ملی و امنیت پایدار را به ارمغان آورد.
عدالت، محور و نقطه ثقل تدابیر
برخلاف تصور برخی، رهبری شهید در برنامهریزیهای جزئی و اجراییِ دولت دخالت نمیکرد و آن را وظیفه قوه مجریه میدانستند؛ اما در ترسیم چارچوبهای کلان، بر «عدالتبنیان» بودن اقتصاد، پافشاری میکردند. ایشان سهم عادلانه کارگر از ارزش افزوده را یک اصل اساسی میخواندند و بر مهارتآموزی بهعنوان راهی برای افزایش این سهم، تأکید داشتند. همچنین، حمایت مشروط از تولید داخل، نمونهای عینی از این رویکرد است؛ جایی که برای حمایت از صنعت لوازمخانگی، جلوگیری از واردات محصولات کرهای را با هدف «فتح بازارهای خارجی» و مشروط به ارتقای کیفیت و جلوگیری از افزایش قیمت، تجویز کردند. این نشان میداد که حمایت، بدون نظارت و اصلاح، نهتنها راهگشا نیست، بلکه میتواند به انحراف کشیده شود.
مشارکت مردمی، کلید گشایش
از نگاه رهبر شهید، اقتصادِ بدون حضور مردم، محکوم به شکست بود. ایشان با استناد به سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی، بر خصوصیسازی واقعی و واگذاری امور به بخشهای تعاونی و خصوصی تأکید داشتند و معتقد بودند که توان مالی و فکری مردم، بزرگترین سرمایه کشور است. در این راستا، موضوع «امنیت سرمایهگذاری» و شفافیت قوانین، از اولویتهای ایشان بود تا سرمایهگذار با خیالی آسوده، به چرخه تولید وارد شود. شرکتهای دانشبنیان نیز بهعنوان یکی از مصادیق عینی این مشارکت مردمی و دانشبنیان، مورد حمایت ویژه ایشان بودند.
واقعبینی در کنار آرمانگرایی
در عین حال که رهبر شهید چشماندازهای بلندی ترسیم میکردند، به واقعیتهای تلخ اقتصادی نیز اشراف کامل داشتند. ایشان با صراحت از «گرانیها، بیثباتی بازار، تنزل ارزش پول ملی و فاصله طبقاتی» بهعنوان واقعیتهای تلخ یاد میکردند و در کنار آن، به ظرفیتهای عظیم زیرساختی و فعالیتهای امیدآفرین جوانان در حوزههای دانشبنیان بهعنوان واقعیتهای شیرین اشاره داشتند. این نگاه متوازن، نشان از درک عمیق ایشان از پیچیدگیهای اقتصادی و لزوم حرکت همزمان در دو جبهه «مقابله با موانع» و «بهرهگیری از فرصتها» داشت. ایشان موانع بیرونی را قابل مدیریت و تحریمها را فرصتی برای خوداتکایی میدانستند و در مقابل، از موانع درونی همچون کمکاری و بیدقتی بهعنوان سدهای بزرگتر یاد میکردند.
شهادت در اوج؛ عروج تا بینهایت
اما تقدیر الهی این بار با پیچیدهترین نقشهها، پایانی حماسی برای این عمر پربرکت رقم زد. در میان یکی از حملات هوایی سنگین دشمن که بر پایتخت سایه افکنده بود، او در محل کار خویش، مشغول هدایت آخرین تدابیر بود که صاعقه مرگبار موشکها، جان پاکش را در کنار جمعی از همراهان و حتی اعضای خانوادهاش، از این کالبد خاکی جدا کرد. خبر شهادت رهبری که سالها تکیهگاه مردم بود، چون زلزلهای ایران را لرزاند، اما این بار نه به معنای تزلزل، بلکه بهمعنای بیداری دوباره. سوگواره میلیونی در مراسم تشییع، آنقدر عظیم و باشکوه بود که حتی دشمنان را نیز به حیرت واداشت؛ دریایی از انسانها از هر قشر و سن، با سیل اشک و فریادهای «لبیک یا خامنهای»، نشان دادند که راه او، نه در شهادت، که با شهادت، جاودانهتر از همیشه ادامه خواهد یافت. در وداع با این رادمرد تاریخ، ایران نه یک رهبر، که یک مکتب را بدرقه کرد؛ مکتبی که از دل فقر و عرفان برخاسته بود و تا قلههای عزت و مقاومت پیش رفت. شهادت او، پایان قصه نبود، بلکه آغاز حماسهای بیپایان در تاریخ تشیع بود؛ حماسهای که هر بند آن، مهر تأییدی بر حیات جاوید انقلاب اسلامی و خط سرخ شهادت است.
شهادت، پایان یک دوره، آغاز یک حماسه
با عروج شهادتگونه این معمار کبیر، شاید برخی گمان کنند که مسیر اقتصادیِ ترسیمشده، با فراق ایشان به پایان رسیده است؛ اما حقیقت این است که با شهادت ایشان، این مسیر نهتنها متوقف نشد، بلکه در دل میلیونها انسانِ معتقد، ریشه دوانید و تبدیل به یک عزمِ ملیِ عمیقتر شد. ایشان که خود از دلِ محرومیت برخاسته بود و تمام عمر برای رهاییِ محرومان از چنگال فقر و وابستگی جنگیده بود، با شهادتِ خود، مسئولیت این راه را بر دوش همه ما گذاشت.
امروز، وقتی از «اقتصاد مقاومتی» سخن میگوییم، در واقع از میراث رهبری سخن میگوییم که نه با موشک و بمب، که با قلم تدبیر و اراده آهنین، معادلات جهانی را بر هم زد و نشان داد که یک ملت، اگر به داشتههای خود باور داشته باشد و از مواهب خدادادی جوانان مؤمن و انقلابیاش بهدرستی بهره گیرد، هیچ زور و زر و تزویری نمیتواند آن را از پای درآورد.
شهادت ایشان، فصلالخطاب این حقیقت بود که ارزشهای انقلاب، فراتر از یک شخص و یک دوره است. اینک وظیفه ما بهویژه نسل جوانِ ایران، این است که با عمل به تدابیر اقتصادیِ ایشان، با تولید، تلاش و خودباوری، نهتنها یادِ ایشان را زنده نگه داریم، بلکه ثابت کنیم که راهِ او، راهی است که به «تمدن نوین اسلامی» میانجامد؛ تمدنی که در آن، اقتصادِ قوی در خدمتِ عدالت و معنویت قرار میگیرد و ایرانِ عزیز، به الگویی برای جهان اسلام تبدیل میشود.
جمعبندی؛ میراثی برای امتداد راه
رهبر شهید، اقتصاد را نه یک دانشِ صرفاً فنی، که میدانِ آزمونِ اراده ملی و بلوغِ انقلابی میدانست. ایشان با ترسیم چشماندازی که در آن «اقتصاد مقاومتی» بهعنوان یک گفتمان فراگیر، جای خود را در لایههای مختلف حاکمیت و جامعه باز کرده بود، نشان داد که میتوان میان آرمانهای عدالتخواهانه و الزامات دنیای مدرن، پلی مستحکم ساخت. تأکید بر تولید دانشبنیان، حضور مردم در میدانِ اقتصاد، مبارزه با فساد و شفافیت، و در عین حال، واقعبینی نسبت به موانع و تنگناها، همگی در یک پارادایم منسجم گرد هم آمده بودند تا ایران را از یک اقتصاد تکمحصولی و وابسته، به اقتصادی چندوجهی، پویا و عزتمند تبدیل کنند.
اما شاید مهمترین میراث اقتصادی ایشان، نه در آمار و ارقام، که در نهادینه کردن یک باور عمیق بود: اینکه هیچ تحریمی نمیتواند اراده ملتی را که به «توان داخلی» ایمان دارد، شکست دهد. ایشان با تکیه بر این باور، جوانان و نخبگان را به میدان آوردند و زمینه شکوفایی استعدادهایی را فراهم کردند که امروز، در صنایع هوافضا، فناوری هستهای، زیستفناوری و صنایع پیشرفته، ایران را به یکی از قدرتهای منطقه تبدیل کرده است. این نگاه، فراتر از یک دوره تاریخی، بهعنوان یک «مکتب اقتصادی» مطرح است؛ مکتبی که در آن، عدالت، عزت، پیشرفت و استقلال، در هم تنیده شدهاند و نسلی پس از نسل، میتوانند از آن الهام بگیرند.
روحش شاد و راهش پررهرو.








