مردم را به کجا رساندند که …
- شناسه خبر: 78668
- تاریخ و زمان ارسال: 9 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
سید عبدالعظیم موسوی
پیش جمله فوق ترجیعبند مباحثات روز است؛ جایی که یکی از طرفین نمیخواهد نتیجه معقول بحث را بپذیرد. اما سیاست و منطق و اقتصاد و ریاضی احساس ندارد. بنابراین این جمله هر کجا، از جمله در مناظرات و مباحثات کارآیی داشته باشد؛ ذرهای در نتیجهای که در واقعیت اتفاق میافتد؛ تاثیر ندارد.
مثلا میگویند دولت، تعداد جانباختگان را با ذکر نام و نامخانوادگی و کدملی اعلام کرده است. پس چرا اعداد نجومی را که رسانههای بیگانه اعلام کردند و از قضا بعضا از فرط شرمندگی عقبنشینی هم کردند! باز تکرار میکنید؟! این چهل هزار نفر که میگوئید (که البته یک نفرشان هم زیاد است) کجاست که تکرار میکنید؛ تا فضای خشونت و خون رو به آرامی نگذارد؟
وقتی دیگر ریاضی، دفاع را به بنبست میرساند که حتی یک نفر هم بیشتر از 3117 نفر را نمیتوانی به اثبات برسانی؛ وقت اظهار این جمله است که: ببینید مردم را به کجا رساندند که در ذکر تعداد کشتهها نه تنها اغراق میکنند بلکه عقبنشینی هم نمیکنند و حتی زمانی که اثبات میشود مبالغه صورت گرفته است؛ حاضر نیستند به عدد حقیقی برگردند.
فردای نوزدهم دی شایعهای به صورت گسترده پخش شد که بسیجیها به خانهها مراجعه میکنند تا ماهواره را از روی پشت بامها جمعآوری کنند. وقتی حتی یک مورد از این اقدام مشاهده نشد؛ باز این جمله کارایی پیدا کرد.
£
گفتند هر جنازهای که تحویل میدهند یک میلیارد مطالبه میکنند یا اینکه اجازه دهند اعلام شود جان باخته، بسیجی بوده است!
این شایعه کوتاه به صورت حرفهای دو نکته مهم را در خود داشت. اول اینکه هر جنازه یک میلیارد تومان سود دارد؛ پس هر چه بیشتر بهتر. دوم اینکه به دلیل بالا رفتن آمار شهدای حافظ امنیت، به این صورت اعلام میشود که حکومت برای تبدیل جاوید نام به شهید از یک میلیارد درآمد چشمپوشی میکند.
در همان هفته اول بلافاصله در مصاحبه با معاونت سیاسی استانداری این سوال را مطرح کردیم و ایشان صراحتا گفتند: هر کس یک ریال بابت تحویل جنازه پرداخت کرده است؛ فیش آن را تحویل دهد یا حتی عکس آن را ارسال کند تا پیگیری شود. که حتی یک مورد هم وجود نداشت.
در بحثها وقتی این را اعلام میکردی و راه خروج بسته میشد؛ میگفتند: مردم را به کجا رساندند که به این شایعات دامن میزنند تا بلکه انتقام گرفته باشند.
این داستان در مورد فحاشی سلطنتطلبان و اعلام قرآنسوزی علی کریمی و سرشماری راهپیمایان 22 بهمن و تجمعات مونیخ و تورنتو هم تکرار شد.
اکنون در برابر دعوت صریح از آمریکا و اسرائیل به اجرای تحریمهای سنگینتر، بلکه حمله نظامی به ایران وقتی پای منطق لنگ میزند؛ دوباره به این پیش جمله پناه برده میشود که ببینید مردم را به کجا رساندند که حاضرند بیگانه به وطنشان حمله کند و بساط حکومت مثلا اسلامی را جمع کند.
همه نتیجهگیری از این بحث اصلا این نیست که حکومت گل و بلبل است و هیچ اختلاف و تخلف و اختلاسی در آن نیست. همه برای رضای خدا کار میکنند و مافیایی در کار نیست و بیعدالتی بیداد نمیکند. خیر.
جمعبندی این نوشتار این است که غلیان احساسات و ذکر جمله «مردم را به کجا رساندند» اگر چه مفری است برای عدم پذیرش منطق، اما این ترفند ذرهای واقعیت بیرون را تغییر نمیدهد. تحریم بیشتر که طرفداران رضا پهلوی خواستار آن شدند، سفره مردم را متلاشی میکند. این برای بیگانه و بیگانهپرست خوب است. چون بر اساس تضاد دیالکتیکی که شالوده تفکرشان است؛ این به شورش محرومان کمک میکند. اما به نفع مردم مظلوم و به فقر نشسته ایران نیست.
اینکه برای نپذیرفتن واقعیت بگوییم که: مردم را به کجا رساندند که دعا میکنند ترامپ به ایران حمله کند؛ کوچکترین تغییری در نتیجه جنگ ایجاد نمیکند. بمبی که به شهری فرود میآید نمیپرسد این خانواده جاوید نام است یا شهید؛ منهدم میکند.
آنچه جانهایی که باید گرفته شود و خونهایی که باید ریخته شود را میگیرد و میریزد؛ قدرت انتخاب و تفکیک ندارد که آخوند و حزبالهی و ساواکی و سلطنتطلب و مردم عادی را از هم جدا کند.
سیاست و منطق و اقتصاد و ریاضی احساسات ندارد و نمیپرسد آیا از سر منطق گفتید مردم را به جایی رساندند … یا از سر احساسات و تنفر؟





