مجرد بودن، مجوز مسئولیتی بیپایان نیست
- شناسه خبر: 86281
- تاریخ و زمان ارسال: 17 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

نگار موحد
گاهی در خانوادهها، تقسیم مسئولیت نه بر اساس عدالت، بلکه بر پایه یک پیشفرض نانوشته شکل میگیرد؛ «تو که مجردی، کاری نداری.» همین یک جمله، برای بسیاری از زنان و مردان مجرد بالای ۳۰ یا ۴۰ سال، آغاز سالها مسئولیتی است که پایانی برای آن متصور نیست.
در بسیاری از خانوادههای ایرانی، زمانی که پدر یا مادر سالمند میشوند یا بیماری مزمنی پیدا میکنند، نگاهها ناخودآگاه به سمت فرزند مجرد میچرخد. او باید بیمار را به پزشک ببرد، ساعتها در بیمارستان کنار تختش بماند، نسخهها را تهیه کند، دارو بخرد، هزینههای درمان را پرداخت کند، امور خانه را سامان دهد و در تمام ساعات شبانهروز در دسترس باشد. گویی مجرد بودن، نه یک وضعیت خانوادگی، بلکه نوعی تعهد دائمی برای انجام همه کارهایی است که دیگران فرصت یا تمایل انجامش را ندارند.
واقعیت این است که بسیاری از این زنان و مردان، زندگی خود را نه از سر انتخاب، بلکه در سایه همین مسئولیتها به تعویق انداختهاند. سالهایی که میتوانست صرف ساختن آینده، تشکیل خانواده، پیشرفت شغلی یا تجربه زندگی شخصی شود، در رفتوآمد میان خانه، داروخانه، درمانگاه و بیمارستان سپری شده است. با این حال، کمتر کسی از آنان میپرسد خودشان چه میخواهند یا چه بهایی برای این سالها پرداختهاند.
در فرهنگ ما، احترام به پدر و مادر و مراقبت از آنان، ارزشی اخلاقی و انسانی است؛ ارزشی که کمتر کسی آن را انکار میکند. اما همین ارزش، زمانی که تنها بر دوش یک نفر گذاشته شود، از یک فضیلت به نوعی بیعدالتی تبدیل میشود. مسئولیتی که باید میان همه فرزندان تقسیم شود، گاه به بهانه تأهل، داشتن فرزند، اشتغال یا فاصله مکانی، به یک نفر واگذار میشود؛ کسی که تنها تفاوتش با دیگران، مجرد بودن است.
نکته قابل تأمل اینجاست که بسیاری از این مراقبان، خود نیز با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. هزینههای درمان سالمندان روزبهروز افزایش یافته و حقوق بازنشستگی بسیاری از خانوادهها پاسخگوی مخارج دارو، آزمایش، تجهیزات پزشکی و ویزیت نیست. در چنین شرایطی، فرزند مجرد علاوه بر مراقبت جسمی، بار مالی خانواده را نیز به دوش میکشد؛ مسئولیتی که معمولاً دیده نمیشود و کمتر مورد قدردانی قرار میگیرد.
در سوی دیگر ماجرا، فرسودگی خاموش مراقبان قرار دارد. خستگی ناشی از شبهای طولانی بیمارستان، نگرانی دائمی برای وضعیت والدین، فشار اقتصادی و احساس تنهایی، به مرور سلامت جسم و روان این افراد را نیز تهدید میکند. بسیاری از آنان سالها نقش مراقب را ایفا میکنند، بیآنکه فرصتی برای استراحت، سفر، تفریح یا حتی رسیدگی به زندگی شخصی خود داشته باشند.
شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه خانوادهها به این موضوع تغییر کند. تأهل یا تجرد، نباید معیار تقسیم مسئولیت باشد. پدر و مادر، متعلق به همه فرزندان هستند و مراقبت از آنان نیز باید میان همه تقسیم شود؛ نه آنکه یک نفر بار اصلی را به دوش بکشد و دیگران تنها از دور نظارهگر باشند یا در زمان بروز مشکل، او را مقصر بدانند.
جامعه امروز ایران با پدیده سالمندی جمعیت روبهروست و در سالهای آینده، شمار خانوادههایی که نیازمند مراقبت از والدین سالمند هستند، افزایش خواهد یافت. اگر از امروز درباره تقسیم عادلانه مسئولیت، حمایت از مراقبان خانوادگی و به رسمیت شناختن نقش آنان گفتوگو نکنیم، با نسلی از مراقبان فرسوده، تنها و خسته روبهرو خواهیم شد؛ نسلی که سالهای جوانی و میانسالی خود را صرف مراقبت از دیگران کرده، اما کمتر کسی مراقب حال خودشان بوده است.
شاید سادهترین و در عین حال مهمترین تغییر، از درون خانواده آغاز شود؛ جایی که به جای گفتن «تو که مجردی، خودت انجام بده»، این پرسش مطرح شود: «چطور میتوانیم این مسئولیت را با هم تقسیم کنیم؟» همین تغییر نگاه، میتواند هم از بار یک نفر بکاهد و هم کرامت و آرامش را به خانواده بازگرداند.


