قزوین؛ شهری که مزهها برایش گردشگر میآورند
- شناسه خبر: 86818
- تاریخ و زمان ارسال: 24 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
سالهاست نام قزوین با کاروانسراها، کاخها، مسجدها و دژهای تاریخی گره خورده است. هرگاه سخن از گردشگری این شهر به میان میآید، نخستین تصاویری که در ذهن شکل میگیرد، سعدالسلطنه، سردر عالیقاپو، مسجد جامع و قلعه الموت است. گویی قزوین فقط برای دوستداران تاریخ و معماری مقصدی جذاب است. اما اگر روایت گردشگران در سالهای اخیر، بهویژه در شبکههای اجتماعی را مرور کنیم، با تصویری متفاوت روبهرو خواهیم شد؛ تصویری که نشان میدهد برای بسیاری از مسافران، انگیزه سفر به قزوین نه یک بنای تاریخی، بلکه یک طعم است.
این تغییر، نشانه دگرگونی الگوی سفر در دنیای امروز است. گردشگران دیگر تنها برای دیدن آثار تاریخی راهی شهرها نمیشوند، بلکه به دنبال تجربههایی هستند که در هیچ جای دیگری تکرار نمیشود. در ادبیات گردشگری، این پدیده را «گردشگری خوراک» مینامند؛ جایی که غذا، نوشیدنی یا حتی یک برند غذایی، خود به جاذبه گردشگری تبدیل میشود.
قزوین، بیآنکه شاید برنامهریزی مشخصی برای آن انجام داده باشد، امروز نشانههای روشنی از این نوع گردشگری را در خود دارد. مرور تجربههای منتشرشده از سوی گردشگران نشان میدهد نام این شهر بیش از هر چیز با چند طعم گره خورده است؛ قیمهنثار، بستنی سنتی پرخامه، بستنی پسته و حتی پیتزایی که نامش از مرزهای استان گذشته است.
شاید تا چند سال پیش کمتر کسی تصور میکرد یک پیتزافروشی بتواند مقصد سفر باشد، اما امروز پیتزای آمالفی به یکی از شناختهشدهترین برندهای غذایی قزوین تبدیل شده است. بسیاری از مسافران، بهویژه از تهران و شهرهای اطراف، در برنامه سفر خود نام این رستوران را قرار میدهند. برای برخی، مقصد اصلی همین پیتزاست و بازدید از سعدالسلطنه یا بازار سنتی، به برنامهای جانبی تبدیل میشود. این اتفاق نشان میدهد یک کسبوکار خصوصی چگونه میتواند در شکلگیری جریان گردشگری نقشآفرین باشد.
در کنار آن، بستنی حاج اسلام و پسران جایگاهی ویژه در حافظه گردشگران پیدا کرده است. این بستنی تنها به دلیل قدمت یا طعم متفاوتش شناخته نمیشود؛ بلکه ویژگی دیگری نیز آن را به سوغاتی محبوب تبدیل کرده است. بافت متراکم و شیوه تهیه آن باعث شده در میان مسافران این باور شکل بگیرد که نسبت به بستنیهای معمولی دیرتر آب میشود و به همین دلیل بسیاری آن را برای خانواده و دوستان خود تا تهران و شهرهای اطراف میبرند. کمتر گردشگری را میتوان یافت که پس از گشتوگذار در قزوین، بدون توقف در این بستنیفروشی شهر را ترک کند.
در سالهای اخیر، بستنی پسته عارف نیز به یکی از نامهای آشنا برای گردشگران تبدیل شده است. بسیاری از مسافران تجربه چشیدن این بستنی را در صفحات شخصی خود روایت میکنند؛ برخی از کیفیت و طعم آن مینویسند و برخی آن را با نمونههای شهرهای دیگر مقایسه میکنند. همین گفتوگوها، فارغ از اینکه همراه با تعریف یا نقد باشند، نشان میدهد این برندها دیگر فقط یک واحد صنفی نیستند، بلکه بخشی از هویت گردشگری قزوین شدهاند.
اما اگر قرار باشد تنها یک خوراک، سفیر قزوین باشد، بیتردید قیمهنثار در صدر قرار میگیرد. کمتر گردشگری را میتوان یافت که به قزوین سفر کرده باشد و تجربه خوردن این غذای اصیل را در برنامه خود قرار نداده باشد. قیمهنثار امروز دیگر فقط یک غذای محلی نیست؛ نمادی از فرهنگ، ذائقه و مهماننوازی قزوینیهاست و بسیاری، سفر به این شهر را با طعم زعفران، خلال پسته، بادام و گوشت معطر آن به یاد میآورند.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، این است که بخش عمده این شهرت نه با تبلیغات رسمی، بلکه از طریق تجربه گردشگران شکل گرفته است. یک عکس از بستنی، یک روایت از طعم قیمهنثار یا یک پیشنهاد برای امتحان کردن پیتزای آمالفی، بارها در شبکههای اجتماعی بازنشر میشود و همین روایتهای مردمی، دیگران را برای سفر به قزوین ترغیب میکند. این همان سرمایهای است که بسیاری از شهرها برای دستیابی به آن هزینههای سنگین تبلیغاتی میکنند.
شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار معرفی بناهای تاریخی، به «گردشگری خوراک» نیز بهعنوان یکی از مزیتهای رقابتی قزوین نگاه کنیم. شهرهایی که توانستهاند هویت غذایی خود را به بخشی از برند گردشگری تبدیل کنند، نشان دادهاند که یک غذای اصیل یا یک برند محبوب، گاهی به اندازه یک بنای تاریخی در جذب مسافر اثرگذار است.
قزوین همچنان شهر تاریخ است؛ اما تاریخ، تنها دلیل سفر به این شهر نیست. امروز بخشی از گردشگران، مسیر خود را با طعمها انتخاب میکنند؛ طعمهایی که گاهی ماندگارتر از تصویر یک بنای تاریخی در ذهن مسافر باقی میمانند. شاید آینده گردشگری قزوین، نه در انتخاب میان تاریخ و خوراک، بلکه در پیوند هوشمندانه این دو نهفته باشد؛ پیوندی که میتواند هم میراث فرهنگی شهر را زنده نگه دارد و هم اقتصاد گردشگری آن را رونق ببخشد.








