قزوین؛ شهری تاریخی
- شناسه خبر: 88121
- تاریخ و زمان ارسال: 12 مرداد 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

قسمت چهارم
علی مرادی
تحولات شهری قزوین در اوایل دورهی قاجار با تغییر در بخشی از باغات غربی جعفرآباد آغاز شد. فضای بخشی از باغات و میدان بزرگ با مسجد سلطانی (شاه، النبی) و بازار پر شد. افتتاح روابط تجاری با روسیه تزاری بهصورت ظرفیت جدیدی از توسعه، قزوین را متحول کرد و سبب شد که بر روی خرابههای ساختار سیاسی ـ حکومتی شهر صفوی بناهای جدیدی که عمدتاً در رابطه با امر تجارت مانند: بارانداز و بارگیری و خریدوفروش و سایر فعالیتها و نهایتاً محلات مسکونی تجار و کسبه بود، احداث شد. ولی در بخش حکومتی و بخش مردمی شهر تغییر اساسی حاصل نگشت و همان ساختار فرسوده و در برخی موارد مخروبهی شهر صفوی باقی ماند. بهطوریکه حیاطها و باغات مخروبه بجا مانده از این دوران محل استقرار حکام و فرمانروایان قاجار بود، مانند عمارت موزه فعلی بهعنوان فرمانداری و عمارت عالیقاپو بهعنوان نظمیه، مدارس ـ مساجد ـ امامزادهها تجدید بنا شد. مرکز شهر کمافیسابق خیابان دولتی (سپه) مقابل عمارت عالیقاپو که محل زندگی اعیان و اشراف و شاهزادگان وابسته به طبقهی حاکم بود، تشکیل میداد. حصار شهر که بعد از دورهی صفویه خرابشده بود در این دوره با دیوارها و برجهای گلی و هفت دروازه آجری که دو نمونه بسیار نفیس آنها در حال حاضر به نام دروازههای تهران قدیم و درب کوشک باقیمانده است، تجدید شد. (1) از مهمترین بناهایی که در دوران قاجار در قزوین ساخته شد، مسجد سلطانی (النبی) بود. بنا بر تاریخ مندرج در کتیبههای مسجدشاه، ساخت این مسجد در 1220 و 1221ق. خاتمه یافت. بنا به پیشنهاد عالم ربانی حاج ملاّ عبدالوهاب قزوینی (دارالشفائی) (2) به فتحعلی شاه قاجار، مسجد سلطانی کامل شد و مجتهد عالیمقام خود بهعنوان اولین متولّی این مسجد از جانب شاه انتخاب شد.
از اواسط دوره ناصری، اهمیت شهری قزوین نسبت به گذشته، بازهم بیشتر شد. توسعه روابط با کشورهای خارجی، موقعیت ویژهیی را برای قزوین بر سر راه ارتباطی با این کشورها ایجاد کرد. عبور سفرا و فرستادگان کشورهای اروپایی مرتبهی سیاسی ـ تجاری شهر را ارتقاء داد و قزوین تبدیل به شهری با موقعیت ویژه جغرافیایی بر سر راه اروپا و روسیه شد، که مناسبترین و نزدیکترین راههای منتهی به پایتخت از آن میگذشت. احداث راه شوسه بهصورت مستقیم بر شهر قزوین تأثیر گذاشت. از همینرو یکی دیگر از مهمترین بناهایی که در این ایام ساخته شد مهمانخانهی قزوین بود. مهمانخانه در مجموعهی دولتی واقع بود. علاوه بر مهمانخانه، بناهای دیگری همچون چاپارخانه و تلگرافخانه و گمرکخانه و کارخانه کالسکهسازی در این مجموعه قرار داشت. مهمترین حاکم قزوین در دورهی ناصری آقا باقر سعدالسلطنه بود، در اواخر حکومت ناصرالدینشاه، سعدالسلطنه از محترمین و مقربین دربار ناصری بود. سرمایهگذاری اقتصادی او در شهر اقدامات عمرانی بزرگی را به همراه داشت. دوران حکومت او مقارن با شکوفایی بازرگانی ایران بود. سعدالسلطنه در این فرصت اقدام به ساخت وسیعترین سرای شهر که شامل چندین حیاط با حجرات و انبارهای متعدد و شترخانی وسیع بود، کرد. از ساخت سرای سعادت (سعدالسلطنه) میتوان به رونق بازرگانی قزوین در دورهی ناصری پی برد. در این دوره سازمان محلات، ساختار شهر را تشکیل میداد و گذرها نقش ارتباطی داشتند، ولی بعدها که خیابانها، سازماندهی شهر را عهدهدار شدند وضعیت تغییر کرد. به مفهومی دیگر نظام اجتماعی محلات که کالبد محلات را ایجاد میکرد بهنظام دسترسی شهر بر اساس خیابان استحاله یافت که معنای محله در آن مفهومی مجازی بیش نبود. (3)
نزدیکی به پایتخت، رفت و آمد جهانگردان و وجود شخصیتهای سرشناس قزوینی در تهران، باعث شد قزوین از تأثیر افکار و اندیشههای تجدد دور نماند. این عوامل قزوین را به یکی از شهرهای پیشتاز در انقلاب مشروطه مبدل ساخت. در این بازهی زمانی درست در سال 1323ق. یکی از وقایعی که انعکاسی وسیعی در قزوین داشت و باعث تسریع وقوع انقلاب شد، توهین وزیر اکرم (4) حاکم قزوین به «سید جمالالدین قزوینی» از روحانیون برجسته و بزرگ قزوین بود. این مسئله باعث تحولاتی در تشدید مخالفت مردم با حکومت بوده است. در سال 1325ق. که مخالفین مشروطه، جمع کثیری از هموطنان آذربایجانی را به خاک و خون کشیدند، احرار قزوین به نشانهی اعتراض به این عمل جنایتکاران و ابراز همدردی با آنها، شهر را تعطیل کردند و مجلس سوگواری برپا نمودند. پس از مطرحشدن نظریهی «مشروطهی مشروعه» توسط شیخ فضلا… نوری، در قزوین نیز همانند تهران دودستگی پدید آمد و شهر دستخوش حوادث جدیدی شد. نقش قزوین در حوادث مشروطه آنچنان مهم است که کسروی مورخ معتبر مشروطه این شهر را جزو چهار کانون اصیل مشروطهخواهی دانسته است. این چهار کانون عبارتاند از: تهران و تبریز و گیلان و قزوین. در جنبوجوش مشروطهخواهی در شهر قزوین «میرزا حسن شیخالاسلام» معروف به «رئیس المجاهدین» نقش اساسی و محوری داشت. نهضت مشروطهخواهی در قزوین به نام رئیس المجاهدین پیوند خورده است. (5)
در سال 1295خ. جمعی از آزادیخواهان با هدف نجات کشور و از بین بردن رجال ایرانی طرفدار سیاست انگلیس و روس، انجمن مخفی به نام کمیتهی مجازات تاسیس کردند. محمدحسین سیفی مشهور به عمادالکتاب (متولد 1245خ. در قزوین) نیز عضو این کمیته بود و وظیفهی نوشتن شبنامهها و بیانیههای کمیته را بر عهده گرفت. در این شبنامهها، علت ترور مقتولین و شمّهای از خیانتهای آنان و نام نفر بعدی که قرار بود توسط انجمن به قتل برسد، نوشته میشد. سرانجام اعضای کمیتهی مجازات از جمله عمادالکتاب در تاریخ 19 مرداد سال 1296خ. دستگیر شدند. عمادالکتاب از سال 1304خ. در دفتر مخصوص رضاشاه به سمت فرماننگار مشغول خدمت شد و پس از یازده سال نوشتن در دفتر مخصوص شاهی در تیرماه 1315خ. در سن هفتاد سالگی درگذشت.
با پیروزی انقلاب بلوشویکی در شوروی، انگلیسیها که از سرایت این انقلاب به مستعمراتشان و بهویژه هندوستان به هراس افتاده بودند، بهمنظور مقابله بانفوذ کمونیسم، قوای نظامی خود را وارد خاک ایران کردند. بخش عمدهی این نیروها در تاریخ 26 شعبان 1336ق. برابر با 16 خرداد 1297خ. به فرماندهی ژنرال دنسترویل در قزوین مستقر شدند و اردوگاه مجهزی در شهر ایجاد کردند.
با پایان سلسلهی قاجاریه و آغاز دورهی پهلوی اول احداث ادارات، کارخانهها، سبزهمیدان و احداث خیابانها در مقابل بازار، وارونگی بافت شهری (انتقال از درون محلات به کنار خیابان) و سرانجام فرسودگی شهر کهن را رقم زد. در همین خصوص گلریز در مینودر مینویسد: «در نتیجه تحولاتی که پیشآمد و خرابیهایی که به منظور خیابانها صورت گرفت دو دروازه باغشاه و رشت فدای بیاطلاعی متصدیان امور شد و سایر دروازهها هم بر اثر غفلت از میان رفتند[…]». (6) با لغزیدن مرکز شهر از انتهای خیابان دولتی (7) (سپه) به گراندهتل [در پیغمبریه] و سبزهمیدان فعلی و فرمانداری دورهی پهلوی (عمارت چهلستون)، تأسیس مدارس و تعلیمات جدید، تغییر کاربریهای بناهای قدیمی به ادارات و… و قسمتی به احداث ابنیه و فضاهای جدید شهری برمیگردد همانند احداث گاراژها و سینماها و هتلها. در ادامه تحولات اواخر قاجار تحت تأثیر سبکهای اروپایی ادامه یافت. تجددطلبی در معماری و شهرسازی و تجهیز و توسعهی شهر جهت زندگی شبانه، احداث خیابانهای سراسری در امتداد شبکههای برونشهری و مبادی ورودی جدید شهر شامل ایستگاه راهآهن و احداث فضاهای سبز شهری و ایجاد مراکز تفریحی در شهر از مضامین این گسترش است. به یاری تغییر فرش کف معابر (از سنگفرش به آسفالت) و ایجاد پاتوقهای شهری (قهوهخانهها و…) سینماها و تئاترها و یا نصب تابلوها و مبلمان جدید شهری و احداث بناهای دولتی با نمای آراسته به نقشمایههای باستانی، سیمای شهری جدید، نوید آغاز دورهای بهکلی متفاوت با گذشته کهن را تبلیغ میکرد. در قزوین این سیما عمدتاً در یک خیابان شرقی ـ غربی به نام خیابان پهلوی شکل گرفت. در این دوره اقلیتهای مذهبی همچون ارامنه، آسوریها، یهودیها و زرتشتیها در مدیریت فضای جدید شهری مشارکت چشمگیری پیدا کردند، و در قزوین نقش اقلیتی که از روسیه مهاجرت کرده بود نیز قابلتوجه بود. در بخش فرهنگ و انتشارات، شهر قزوین یکی از مراکز مهم نشر و چاپ و روزنامه و سایر تولیدات فرهنگی بود و در ارتباط با مراکز تبریز و گیلان و تهران فعالیت میکرد. این فعالیتها غالباً در چاپخانه اتحاد، متصل به سر درب عالیقاپو که از پشتبندهای اصلی این عمارت محسوب میشود، متمرکز بود. این مرکز در شمال محور خیابان صفوی مشرف به فضای تاریخی مقابل سردر عالیقاپو قرار داشت و نمونهای از یک فضای پرتحرک شهری بهحساب میآمد. (8)
منابع:
1ـ همان، ص238.
2ـ مرحوم حاج ملاعبدالوهاب پس از گذشت سالیان دراز و کسب مدارج علمی و کسب درجات عالی روحانی از عراق به قزوین بازگشته و در سال 1230ق. عازم زیارت بیتا… الاحرام شده است. مرحوم حاج ملأ عبدالوهاب در پایان عمر به نجف اشرف مشرف گشت و آنجا ساکن شد و به سال 1264ق. درگذشت. شرح ارتحال عجیب این عالم ربانی را تنکابنی در قصص العلماء آورده است: «مرحوم حاج ملاعبدالوهاب قزوینی را وفاتی عجیب دست داد. به زیارت نجف رفت و مریض شد و در زمان احتضار گفت: مرا به مرقد حضرت علی علیهالسلام برید و پس از طواف در مقابل ضریح آن حضرت بگذارید. بر طبق نظر و دستور او عمل کردند و همانجا وفات یافت[…]».(دبیرسیاقی، 1373، 39).
دبیرسیاقی، سید محمد، (1373)، عالم ربانی حاج ملا عبدالوهاب قزوینی، نشریه وقف میراث جاویدان، تابستان 1373، شماره 6، ص 36تا44.
3ـ پرهیزکاری، ص164.
4ـ میرزا صالحخان کلانتر تبریزی معروف به وزیر اکرم که از سال 1320 تا 1324ق. حاکم قزوین بود.
5ـ نورمحمدی، مهدی، (1382)، قزوین در انقلاب مشروطیت، قزوین: حدیث امروز.
6ـ گلریز، ص 20.
7ـ خیابان دولتی در دورهی پهلوی اول به سپه تغییر نام پیدا کرد.
8ـ مجابی، ص278.











