رازهای پنهان سعدالسلطنه
- شناسه خبر: 53781
- تاریخ و زمان ارسال: 1 اسفند 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

آرزو سلخوری
سعدالسلطنه، نگین تاریخی قزوین، سالهاست که میتوانست به قلب تپنده فرهنگی، اقتصادی و گردشگری شهر تبدیل شود، اما به نظر میرسد این مجموعه با وجود پتانسیل عظیمش، در پیچوخم سوءمدیریت، تصمیمات نادرست و بهرهبرداری نامناسب گرفتار شده است، فضایی که میتوانست نمادی از هویت شهری باشد، اما حالا به صحنهای برای درگیریهای مدیریتی و اقتصادی بدل شده است.
اخیراً محمودی کلایه، مدیر نوسازی و بهسازی شهرداری قزوین، در نشست خبری و پستی اینستاگرامی، ابعاد تازهای از مشکلات سعدالسلطنه را فاش کرد؛ او نهتنها به وضعیت بحرانی این مجموعه اشاره کرد، بلکه برخی عوامل پشتپردهای را که تاکنون کمتر درباره آنها صحبت شده بود، آشکار ساخت. این گزارش به بررسی وضعیت فعلی سعدالسلطنه، چالشهای پیش روی آن و آیندهای که در انتظارش است، میپردازد.
قرارداد ۲۸ سالهای که به بنبست رسید
سرنوشت امروز سعدالسلطنه به قراردادی بازمیگردد که در سال ۱۳۸۶ میان سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری قزوین و صندوق احیا منعقد شد، طبق این قرارداد، سه سال نخست برای مرمت و بازسازی و ۲۵ سال باقیمانده برای بهرهبرداری در نظر گرفته شد اما این توافق، به جای تبدیل سعدالسلطنه به مرکز اقتصادی و فرهنگی قزوین، به مجموعهای پر از فضای متروکه، پروژههای نیمهتمام و حجرههایی با وضعیت نامشخص تبدیل شده است.
بر اساس اطلاعات منتشر شده، ۸۰ درصد از فضای سعدالسلطنه بلااستفاده مانده یا کاربری نامناسب دارد. این در حالی است که مساحت کل فضای مسقف این مجموعه ۱۱ هزار و ۵۰۰ مترمربع است و ۹ هزار و ۳۰۰ مترمربع آن بهرهبرداری اقتصادی ندارد.
محمودی کلایه در سخنان خود تاکید کرده که این وضعیت به دلیل چند عامل به وجود آمده است:
ـ عدم تکمیل مرمت برخی بخشها، که موجب رها شدن فضاها در حالت نیمهمخروبه شده است
ـ واگذاری رایگان حجرهها و شبستانها به افراد خاص، که عملاً باعث کاهش درآمدهای مجموعه شده است
ـ عدم پرداخت اجارهبها از سوی برخی بهرهبرداران که در قالب قراردادهای غیرشفاف، بدون حسابرسی دقیق، از این مجموعه استفاده کردهاند.
این وضعیت باعث شده صندوق احیا طی سالهای اخیر بارها از سازمان نوسازی شکایت کند و این 2 نهاد که باید در راستای احیای سعدالسلطنه همکاری میکردند، درگیر منازعات حقوقی شوند.
چرا سعدالسلطنه در حال نابودی است؟
سعدالسلطنه نهتنها یک مرکز تاریخی است، بلکه میتواند یکی از مهمترین قطبهای اقتصادی و فرهنگی قزوین باشد. اما مشکلات مدیریتی باعث شده تا این مجموعه از یک سرمایه فرهنگی و اقتصادی، به یک پروژه ناموفق تبدیل شود.
محمودی کلایه در پست اینستاگرامی خود فاش کرد که بسیاری از فضاهای مجموعه، از جمله حمامهای تاریخی و سراهای قدیمی، یا اصلاً مرمت نشدهاند یا در وضعیتی قرار دارند که امکان بهرهبرداری از آنها وجود ندارد، این فضاها نهتنها از جذابیت گردشگری قزوین کاستهاند، بلکه سرمایهای معطل ماندهاند که میتوانست منبع درآمدی پایدار برای شهر باشد.
اما بحران سعدالسلطنه فقط در ضعف مرمت خلاصه نمیشود، محمودی بدون پردهپوشی، برخی افراد را متهم کرد که با ادعای حمایت از هنرمندان و فرهنگ، مانع از اجرای مزایدههای شفاف و جذب سرمایهگذاران واقعی شدهاند. به گفته او، برخی با استفاده از عناوینی مانند «هنرمند» و «حجاببان»، فضا را در اختیار گرفتهاند، اما در عمل، نه کمکی به رونق فرهنگی مجموعه کردهاند و نه اجازه دادهاند روند احیا و بهرهبرداری اقتصادی به درستی انجام شود.
اقدامات جدید، اما آیا کافی است؟
با افزایش اعتراضات به وضعیت سعدالسلطنه، سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری قزوین در ماههای اخیر اقداماتی را برای بهبود شرایط مجموعه آغاز کرده است:
ـ واگذاری حمامهای تاریخی، سرای قهرمانی و سرای بهشتیان به سرمایهگذاران جدید
ـ ایجاد کافهکتاب ویژه دختران شهر، در پاسخ به یکی از مطالبات جامعه
ـ مزایده و مرمت گرمابه رضوی و حیاط خدماتی برای ایجاد کاربریهای فرهنگی و گردشگری
ـ تبدیل سراهای قهرمانی و بهشتیان به بوتیکهتل و کافهرستوران
بر اساس گزارشها، طی پنج سال گذشته، این پروژهها ۴۵ میلیارد تومان درآمد برای شهرداری قزوین ایجاد کردهاند این در حالی است که درآمد سعدالسلطنه در سالهای قبل از آن، سالانه تنها ۳ میلیارد تومان بوده است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این اقدامات گرچه گام مثبتی به شمار میآیند، اما هنوز کافی نیستند.
آیا سعدالسلطنه احیا میشود یا همچنان در برزخ باقی میماند؟
سعدالسلطنه مجموعهای است که با مدیریت درست، میتواند به نمادی از احیای بناهای تاریخی در کشور تبدیل شود اما این اتفاق زمانی رخ خواهد داد که میان حفظ هویت فرهنگی و بهرهبرداری اقتصادی، تعادلی منطقی برقرار شود.
اگر همچنان قراردادهای غیرشفاف، واگذاریهای نامشخص و سوءاستفاده از فضاهای عمومی ادامه پیدا کند، نمیتوان به آیندهای روشن برای این مجموعه امید داشت؛ مدیریت شهری قزوین باید در قبال این بنا، سیاستی شفاف و برنامهای مدون برای حفظ و توسعه آن ارائه دهد.
اگرچه طرحهایی مانند واگذاری گرمابهها و ایجاد کافهکتاب در مسیر درستی حرکت میکنند، اما مسئله اساسی، ایجاد نظارت دقیق بر بهرهبرداریها، شفافسازی قراردادها و جلوگیری از اختصاص فضاها به افراد خاص بدون حسابرسی مشخص است.
آیا تغییرات کافی است؟
اگر چه اقدامات جدید در نوسازی سعدالسلطنه امیدوارکننده است، اما سوالات اساسی همچنان باقی است. آیا این اقدامات به تنهایی میتوانند مشکلات تاریخی مجموعه را حل کنند؟ باید بررسی کرد که آیا این تحولات به درستی به نیازهای واقعی جامعه پاسخ خواهند داد یا خیر.
همچنین، بحثهای مطرح شده در مورد موانع اجتماعی و اقتصادی، از جمله واگذاریهای غیراصولی و حمایتهای غیرشفاف، نیازمند پاسخگویی بیشتری است. تحلیل اقدامات انجامشده و پاسخهای مدیر سازمان نوسازی نشاندهنده تغییرات بنیادینی در سیاستهای اجرایی و بهرهبرداری از مجموعه سعدالسلطنه است. با این حال، اعتراضات و نقدهای مختلف به این سیاستها، بهویژه در زمینه واگذاریهای تجاری و کاهش فضای هنری و فرهنگی، همچنان مطرح است. در مجموع، نیاز به ایجاد تعادل میان منافع اقتصادی و حفظ هویت فرهنگی سعدالسلطنه بهطور جدی احساس میشود.
آیندهای مبهم برای سعدالسلطنه
سعدالسلطنه به عنوان یک نماد فرهنگی و تاریخی برای قزوین، نیازمند مدیریت هوشمندانهتر و برنامهریزی دقیقتر برای بهرهبرداری از فضاهای موجود است، بدون شفافیت و پاسخگویی به مشکلات گذشته، نمیتوان به آیندهای روشن و پایدار برای این مجموعه تاریخی امیدوار بود.
یک گنج فراموششده در دل قزوین
سعدالسلطنه، اگرچه امروز گرفتار بحرانهای مدیریتی است، اما هنوز هم فرصت آن را دارد که به یک قطب گردشگری، فرهنگی و اقتصادی تبدیل شود این مجموعه میتواند جایی باشد که گردشگران داخلی و خارجی را به قلب تاریخ قزوین ببرد، محلی برای نمایش صنایعدستی و هنر بومی باشد و در کنار آن، به عنوان منبع درآمدی پایدار برای شهر عمل کند.
اما اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، ممکن است چند سال بعد، این مجموعه به یک ویرانه تاریخی بیاستفاده تبدیل شود؛ جایی که روزگاری قلب تپنده قزوین بود، اما حالا در سایه سوءمدیریت، تبدیل به فرصتی از دسترفته شده است.








