علل پرخاشگری نوجوانان و جوانان
- شناسه خبر: 60149
- تاریخ و زمان ارسال: 13 خرداد 1404 ساعت 07:30
- بازدید :

ا. امیردیوانی
الف ـ پرخاشگری چیست؟
«پرخاشگری» به مفهوم ترساندن سایرین یا نادیده پنداشتن حقوق آنان است و از مصادیق آن میتوان از سخن گفتن قبل از اتمام حرفهای دیگران، بلندبلند، تهاجمی و یورشآمیز صحبت کردن، خیره نگریستن به طرف مقابل، کنایه و تهمت زدن، سرزنش و خوار شمردن، ابراز خشم، خویشتن را برتر دانستن و آزرده کردن سایرین به قصد جلوگیری از رنجش خویش را نام برد! هدف پرخاشجویان، زیر پا نهادن حقوق افراد دیگر است و بس!
پرخاشگری نمادین
زمانی که رابطهای صمیمانه برای کسی خاتمه مییابد، رشته عشق و اشتیاقش گسسته میشود و یا زندگی زناشوییاش با یأس و نومیدی درآمیخته میگردد. در چنین وضعی امکان دارد چنین شخصی به پرخاشجویی متوسل شود. به طور مثال تصاویری را که نمایانگر یادبودهایی از چنین مواردند، پاره کند یا هدیهای را که پذیرفته بود، از میان ببرد. میکوشد خاطرههای شیرین پیشین را از ذهن بزداید یا حتی در پندار خود برای شخص مورد نظر، بیماری، تصادف یا مرگ آرزو نماید.
دگرگونی موضوع پرخاشجویی
در اینگونه پرخاشگری پوشیده، عزم و نیت امر پرخاشجویانه بر ما پنهان است یا مثلا حالتی واژگونه و یا جابهجا شده را داراست. زیرا مساله پرخاشگری مقلوب به نظر میآید. احتمال دارد از این دیدگاه رفتار مادرانهای که مواظب اغراقآمیز و بیحد از بچه است، به گونهای عدم پذیرش قلب شده تعبیر شود.
مادر جوانی که بعد از طی یک دوره همراه با کامیابی بالندگی اجتماعی و شغلی، در حال حاضر بر اثر وجود کودک به شدت از همه چیز گسسته و در منزل ماندنی شده است، قادر نیست به رنج حاصل از کف رفتن عدم وابستگیاش به آسانی غالب آید. حال اگر رابطه زناشویی وی هم به ارتباطی از خود بیگانهساز تبدیل شود رهایی از آن رابطه بر اثر وجود کودک به امری مشکلآفرین بدل میشود. تمام این عوامل ممکن است دست به دست هم داده و وی را در بُعد انکار بچه برانگیزانند. امری که تعارضآمیز است و حتی تصور آن به خاطر وجدان آگاه شخص و اخلاق متداول در اجتماعات انسانی مجاز، محسوب نمیشود. در چنین شرایطی امکان دارد بر اثر ساز و کار جابجایی انگیزهها و احساسها، اشکال مورد قبول رفتار مادرانه، شدت یافته و با غلظت فزون متجلی شود تا میل انکار کودک حتی به وسیله خود مادر نیز دیگر ادراک نشود. به دیگر سخن، این فرایند در خودآگاه مدار آشکارا جریان پیدا میکند. وی تنها حالتی از ناخشنودی و عدم اعتماد را در خویش حس میکند. در اینجا وی به نوعی ناخوداگاه از وجود خطری که بر سر استقلال و خودشکوفاییاش دارد، آگاه و مطلع میشود و میل دور کردن بچه از خویش شکل گرفتن آغاز میکند که در ظاهر تنها شیوه برگشت و برقراری شرایط گذشته است.
«از بدو آفرینش آدم و از آن زمانی که دست «قابیل» به خون «هابیل» آلوده شد، وجود کردار پرخاشجویانه در بشر پدیدار شد. اساسا این حالت، واکنشی است که انسان در برابر سختیها از خود مینمایاند. یکی از مواردی که سبب پیدایش پرخاشجویی میشود، محرومیت و ناکامی است. پرخاشگری که حاصل محرومیت است، احتمالا متوجه شخصی یا اشخاصی است که آن را ایجاد کردهاند و یا اینکه به سمت جانشینان آنها سوق داده میشود. بیتردید شیوع پرخاشجویی در بین پارهای افراد جامعه، موجب تشویش شمار زیادی از خانوادهها و مسئولان جامعه شده است. توسعه مداوم این بازتاب، پیامد محرومیت انسان، بر زندگی فردی و اجتماعی افراد اثرات منفی نهاده و آرامش و حس ایمنی اشخاص را مورد تهدید قرار داده است. البته ذکر این مورد ضروری است که رفتار پرخاشجویانه گاه به منزله ابزاری جهت دفاع و دفع خطرهای شناخته شده است اما چنانچه مهار نگشته و به مسیرهای راستین هدایت نشود، همین ابزار سبب بروز صدمات جبرانناپذیری میشود.
عوامل پرخاشجویی از منظرهای متفاوت
1ـ پرخاشگری بازتابی هیجانی: هیجانها، بر هم کنشهای عمومی و نیز واکنشهای عملی ویژهای را پدیدار میسازند. ممکن است هنگام خشنودی، خنده به لب آوریم، موقع ترس، خود را کنار بکشیم و زمان خشمگینی، پرخاشجوی گردیم. از لحاظ اجتماعی در دورانی که سلاحهای هستهای در دسترس بسیاری از کشورهاست، امکان دارد کمترین عمل پرخاشگرانه به بروز فاجعهای بیانجامد. از نظر فردی هم عده زیادی، دستخوش پندارهای پرخاشجویانه میشوند. راهکار کنار آمدن آنها با این اندیشهها، اثر چشمگیری بر تندرستی ایشان و بر ارتباط بین فردیشان مینهد.
2ـ پرخاشجویی، واکنش در قبال محرومیت: اگر آدمی از کوشش در راه دستیابی به آرمانی باز بماند. از وی کردار پرخاشجویانه سر میزند و رفتاری از خویش مینمایاند که به مانعی که (شیئی یا شخصی) باشد، برخورد کرده و از رسیدن وی به هدفش بازداشته و لطمه وارد میکند. دلیل چنین پرخاشجویی، شکست و ناکامی است.
3ـ پرخاشگری رفتار تقلیدی: ممکن است پرخاشجویی به مثابه رفتارهای دیگر انسان آموخته شود. پرخاشجویی را میتوان از طریق مشاهده یا تقلید فرا گرفت و هرچه فزونتر تقویت شود احتمال رخدادش بیشتر میشود. واکنش شخص به یادگیریاش به رویارویی با موقعیتهای پرفشار بستگی دارد. امکان دارد فرد سرخورده در مواجهه با درماندگی، از سایرین یاری بجوید، گوشه عزلت اختیار کند و یا پرخاش بجوید. جهت چیرگی بر مانع، پشتکار فزونتری بکار گیرد، بادهگساری کرده یا مواد مخدر مصرف کند و یا اینکه پرخاش آورد. این موضوع بسته به این است که شخص در قبال سرخوردگی چه چیزی آموخته باشد.
انواع پرخاشجویی
در بیشتر کتابهای نگاشته شده در مورد ابراز وجود، بین این سه شیوه پاسخدهی تمایز گذاشته میشود، ولی تنها شماری از نظریهپردازان میان پرخاشگریها تفاوت قائل هستند. «باس» و «پری» (1992) پرسشنامهای تحت عنوان پرسشنامه پرخاشجویی تنظیم کردهاند که حاوی چهار عمل (بخشهای فرعی) پرخاشگری است.
1ـ پرخاشجویی جسمانی: موقعی که به حد کافی برانگیخته شوم، امکان دارد طرف مقابل را بزنم. چنانچه برای گرفتن حقم ناچار به خشونت شوم، به این عمل مبادرت میورزم.
2ـ پرخاشگری کلامی: وقتی با دیدگاه دوستانم مخالفم، مخالفتم را خیلی صریح به آنان میگویم. در صورتی که از دست سایرین ناراحت شوم، نظرم را دربارهشان ابراز میدارم.
3ـ خشمناکی: بعضی اوقات حس میکنم مانند بشکهای باروت، آماده انفجارم.
4ـ دشمنی: بعضی اوقات به شدت رشک میورزم. هنگامی که سایرین برخورد شایستهای با من دارند به خود میگویم او از من چه میخواهد.
هر کدام از این عناصر، جنبهای از پرخاشجوییاند. پاسخهای جسمانی و کلامی، معرف مولفههای ابزاری یا رفتاریاند، خشم هم نمایانگر جنبه هیجانی یا عاطفی پرخاشجویی است و خصومت معرف عنصر شناختی آن است.
در پی توصیف ویژگیهای پرخاشجویی، اینک به بررسی علل پرخاشگری نوجوانان و جوانان میپردازیم.
ب ـ علل پرخاشگری نوجوانان و جوانان
نوجوانان و جوانانی از لحاظ روانی، وضع مختلی دارند و اغلب نسبت به بزرگسالان و حتی همسالانشان احساس بدبینی و بدگمانی میکنند. به این سبب به منظور حفاظت روحی از خویش به پرخاشگری و خشونت متوسل میشوند. نیاز به قدرت، در زمره عوامل پرخاشجویی و خشونت در عهد جوانی و نوجوانی است. چهبسا پسران و دخترانی هستند که حس میکنند در بسیاری از معضلات حیات تحت فشار و تحمیلاند. زمانی که پدر و مادر اینان، اشخاص سلطهجو، خشن و مربیان سرد و بیعلاقه و همسالانشان هم پرخاشساز باشند، تنها وسیلهای که جهت دفاع از خویشتن و به دست آوردن حس قدرتمندی شخصی برایشان بر جای میماند، این است که به خشونت و پرخاشگری روی آورند. این گروه از جوانان و نوجوانان، از خشونت سود میجویند تا ابراز قدرت کنند.
خلاصه اینکه پرخاشجویی یک رفتار فراگرفتنی است و جوانان و نوجوانان ما آن را در محیط زندگی میآموزند و خودشان به منبع پرخاشجویی بدل میشوند. در حالی که این روند، تغییرپذیر است. برای کسانی که از پرخاشجویی به منزله شیوهای جهت پاسخگویی به نیاز قدرت شخصی بهره میبرند، شمار راهکارها به حد وفور است. پیشرفت تحصیلی در مدرسه، اقسام گوناگون فعالیتهای فرهنگی و ورزشی، اشتغال به امور پاره وقت و تلاشهای اجتماعی نظیر ارایه خدمات و ایفای نقشهای افتخاری در ردیف این شیوههاست.
هنگامی که هواداران تیمهای ورزشی گرد هم جمع میشوند امکان پیدایش رفتار پرخاشجویانه در آنها افزون میشود. خلاصه اگر اینها، پسر باشند. پژوهشها حاکی از آنند که پسرها بیشتر از دختران، پرخاشجویی و بالاخص پرخاشگری بدنی دارند.
در کشور ما بیشتر، هواداران تیمهایی فوتبال هستند که ضمن بازی، پرخاشجویی لفظی و در پی آن پرخاشگری جسمانی دارند. نمود این پرخاشجویی انبوه تماشاگرانی است که بعد از بازی تیمهای مورد علاقهشان روانه خیابانها میشوند و شیشههای اتوبوسهای شرکت واحد را میشکنند. بر پایه پژوهشهای انجام یافته، هواداران تیمهای فوتبال موقعی که بین انبوه تماشاگران قرار میگیرند، به سبب احساساتی چون تلقین، تحریکپذیری، تندخشمی و همچنین عدم مجازات، به پرخاشجویی اقدام میورزند. کارشناسان به منظور پیشگیری از اینگونه کردارهای پرخاشجویانه توصیه میکنند که باید امکان تخلیه هیجانی افراد نه تنها در داخل خانه که به وسیله حکومت امکانپذیر است. از همین روی، الفاظی همانند «تماشاگرنما»، «ویرانگر شهری» و «اوباش» نمیتواند جوانان و نوجوانانی از این دست را از عملکردهای زشت و پلیدشان باز دارد.
مواردی که موجب پرخاشگری جوانان و نوجوانان میشود:
تجاوز به مالکیت فرد: یعنی زمانی که فردی بدون اجازه و با زور و قلدری و یا پنهانی، وسایل و متعلقات جوان و نوجوان را برمیدارد و در امور شخصی او دخالت میکند.
حمله جسمی: مثل هل دادن، کتک زدن، پرت کردن اشیاء و فشار دادن
طرد کردن: وقتی جوان یا نوجوان تمایل ندارد دست به کاری بزند، اما پدر و مادر و اطرافیان وی با زور و اصرار وی را مجبور به عملی میکنند.
یکی از علل پرخاشجویی جوانان و نوجوانان پسر، افزایش هورمون «تسترسترون» (معروف به هورمون پرخاشگری) در دوران بلوغ است. با افزایش ترشح این هورمون، جوان و نوجوان به برانگیختگیهای جنسی مبتلا میشود که ناتوانی در ارضاء آن ممکن است به پرخاشگری بیانجامد. کاهش میزان قند خون به عنوان عامل دشمنی و تمایلات پرخاشجویانه عمل میکند.
پدر یا مادری که در خانواده پرخاشجویی میکند، سرمشقی برای جوان و نوجوان خود میشود. اینان با مشاهده و تقلید کردار پرخاشگرانه پدر و مادر، این عمل را فرا میگیرند و از آن جهت چیرگی بر ناکامیها و کنار آمدن با موقعیتهای دشوار زندگی، سود میبرند.
والدینی که از روشهای پرورشی خودخواهانه همچون تنبیه بدنی، دستورهای مستقیم بدون توجیه کردن آنان: (تو باید چنین کنی، چون خواست من است)، تهدید (اگر این کار را انجام ندهی، از بیرون رفتن خبری نیست) و محرومیت (حق نداری دوستت را به خانه بیاوری چون من از او بدم میآید) و امثال آن استفاده میکنند، امکان پرخاشجویی فرزندشان را افزون میسازند.
ضمنا در این خانوادهها، روابط صمیمانه میان اعضا سست است. افراد خانواده احساس محبت و اشتیاقشان را به صورت کلامی و غیرکلامی به همدیگر نمایان نمیسازند. در نتیجه احساس طرد شدگی و دوستداشتنی نبودن رفتار پرخاشجویانه را تا اندازه چشمگیری میافزاید.
در میان علائم متعدد پرخاشگری کودکان و نوجوانان، نشانههای ذیل را میتوان نام برد: فحش دادن، پرتاب اشیا، لگد زدن، جنگ و ستیز، شکستن اشیا و ضربه زدن، حمله به دیگران، دروغگویی، بر هم زدن نظم، برانگیختگی بیش از حد، فرار از خانه و مدرسه، نگاههای تند و خشن، بر هم فشردن دندانها، جیغ زدن و …
جمعبندی علل پرخاشجویی
افزون بر عوامل پیش گفته، علل زیر را هم نمیتوان نادیده انگاشت:
ـ صدمات و آسیبهای دستگاه مغز مانند ضایعهها و ضربههای مغزی، تخریب نواحی مغزی (قشر مخ)، ساختمان شبکیه و اشکال در عملکرد دستگاه اعصاب
ـ اختلال شنوایی و بینایی
ـ تحریک هیپوتالاموس
ـ اختلال در ترشح غدد
ـ عوامل موروثی که مردان را از لحاظ جسمی نیرومند کرده، رفتار خصمانه و پرخاشجویانه را موجب میشود.
علل محیطی (روانی ـ اجتماعی) متعدد هستند از جمله:
ـ ناکامی و وجود مانع برای ارضای نیازهای مختلف در جوانان و نوجوانان
ـ فراگیری رفتارهای پرخاشجویانه از طریق مشاهده صحنههای درگیری و کشتار در تلویزیون، سینما و …
ـ تنبیه شدید والدین در دوران کودکی فرد
ـ رفتار متضاد پدر و مادر و اولیای مدرسه
ـ جدایی والدین از هم
ـ غیبت زیاد و طولانی یکی از آنان
ـ وجود جو نامساعد در خانواده و نابسامان بودن خانواده
ـ پرخاشجو بودن پدر یا مادر یا هر دو و یا مربیان آموزشگاه
ـ آزار و اذیت همسالان در دوران کودکی
ـ عدم آگاهی از آداب رفتار با سایرین
ـ ترس و دلهره زیاد در خانه و مدرسه
ـ موفقیت در رسیدن به خواستها از کودکی بر اثر پافشاری و پرخاشجویی
ـ تبعیض و بیعدالتی در مورد جوان و نوجوان در مدرسه
ـ احساس ناامنی در جوان و نوجوان
ـ بیارزش شمردن شخص و تحقیر او در خانه و مدرسه
ـ واگذاری کار فراوان و دادن تکالیف زیاد از حد
ـ دخالت فراوان در امور مربوط به نوجوان و جوان
ـ ممانعت از فعالیتهای ایشان
ـ شنیدن داستانهای خشونتآمیز
ـ فقر اقتصادی خانواده
ـ اعتیاد والدین یا یکی از آنان
ـ رفتار تهدیدآمیز مربیان و سایر کارکنان مدرسه
ـ نداشتن برنامه منظم و عدم استفاده صحیح از اوقات فراغت
ـ وجود جو نامساعد و استبداد در آموزشگاه
چهسان از بروز پرخاشگری جلوگیری کنیم؟ (توصیههای مفید)
ـ برای حل مشکلات از شیوههای غیرستیزهجویانه استفاده شود. برای نیل بدین مقصود، بحث کردن، روش مناسب و سالمی است. ولی به شرط آن که کار به خشونت کشیده نشود.
ـ به فرزندان بیاموزیم که عصبانیت، گرهگشا نیست.
ـ به کودکان، نوجوانان و جوانان، خویش عشق و توجه دائمی داشته باشیم.
ـ نشستهای بدون گلاویز شدن و کتککاری فراهم سازیم.
ـ از قوانین جسمی همچون کتک زدن و یا هر نوع تنبیه جسمی خودداری ورزیم. اگر برای مهار فرزندانمان به کمک احتیاج داریم، در زمینه آموزش مهارتهای والدینی تلاش کنیم.
ـ استفاده از تلویزیون، تماشای فیلم و بازیهای ویدئویی را برای فرزندانمان محدود کنیم، وانگهی برای صحبت کردن و یا تحدید تماشای موضوعات خشونتبار به همراه فرزندانمان تلویزیون تماشا کنیم.
ـ در صورتی که پرخاشجویی ناشی از علل تَن کِردشناسی (فیزیولوژیکی) است، مراجعه به پزشک و استفاده از شیوه دارودرمانی ضروری به نظر میآید.
ـ اگر پرخاشجویی به عوامل روانی ـ محیطی مربوط باشد، لازم است از روان درمانی و رفتار درمانی استفاده شود و لذا رجوع به روانپزشکان، روانشناسان، مشاوران راهنمایی و … ضروری میباشد.
ـ باید عوامل موثر در پرخاشجویی نوجوان و جوان را دریافت و آنگاه به اصلاح و مداوای آن اقدام ورزید.
ـ وجود غریزه پرخاشگری تا حدی ضرورت دارد و بنابراین، هدف از میان بردن آن نیست، بلکه تعدیل این رفتار و سوق دادنش به سمت اعمال مناسبتر است.
ـ فراهم کردن زمینه تخلیه فشارهای روانی و هیجانی از طریق ترتیب دادن برنامههای سالم تربیتی، ورزشی، هنری و … در خانه و مدرسه لازم است.
ـ آگاه کردن کودک، نوجوان و جوان پرخاشجویی در خانه و مدرسه از پیامدهای کردار پرخاشگرانه و ناهماهنگ بودن آن با معیارهای جامعه ضروری است.
ـ والدین و اولیای مدرسه باید از تنبیه بدنی، تحقیر و رفتار پرخاشگرانه با کودک و نوجوان در آموزشگاه خودداری ورزند.
ـ از لحاظ زمانی ممکن است این اختلال در دوره کودکی شروع شود و در دوره بلوغ تداوم یابد. بنابراین در صورتی که به موقع رفع نشود، امکان دارد فرد به شخصیتی ضداجتماعی بدل شود.
ـ رفتار پرخاشجویانه در بین پسران بیشتر از دختران بوده، از نسبت 4 به 1 تا 12 به 1 در نوسان است.
ـ مداوای کردار پرخاشجویانه ساده نیست، لذا ضروری است هماهنگی لازم بین خانه، مدرسه و جامعه برقرار شود. پس گذشته از هماهنگی والدین و اولیای مدرسه، برنامهریزی جهت فقرزدایی در جامعه، برقراری عدالت اجتماعی و گسترش سطح سواد و فرهنگ جامعه توسط مسئولان و مدیران کشور نیز ضروری به نظر میرسد.
ـ تقویت اعتقادات مذهبی و تاکید بر رعایت ارزشهای اجتماعی و اخلاقی هم از سایر مواردی است که باید مورد توجه والدین و اولیای مدرسه قرار گیرد.
ـ برنامهریزی در جهت آموزش خانوادهها در مدرسه و دعوت از مشاوران و روانشناسان برای بحث در مورد پرخاشجویی و اختلالهای رفتاری جوان و نوجوان برای خانوادهها و دانشآموزان امری ضروری میباشد.
گفتنی است که در تدوین و نگارش این مقاله، افزون بر دانستههای شخصی، از منابع موثق فارسی و انگلیسی نیز سود جستهام.








