شکلی دیگر از مُردن در آستانه مِهر!
- شناسه خبر: 43009
- تاریخ و زمان ارسال: 27 شهریور 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

امید مافی
دخترک در پیادهرو گریه میکند. طفل معصوم دهانش را بر شیشه مغازه لوازمالتحریر فروشی گذاشته و ها میکند. اشک و آه یکی شده تا دخترکی هشت ساله در حسرت کیف، دفتر، مداد، پاککن، تراش، خودکار و جامدادی بماند. کمی آنسوتر پدری با بلوز خاکستری به دیوار یله داده، به فرزندش خیره شده و شکل جدیدی از مُردن را تجربه میکند. پدر کارگر خط تولید کارخانهای در حوالی قزوین است و حقوق کارگریاش برای نشاندن گلخندهها بر لبان دخترکش کفایت نمیکند. پدر از دخترش میخواهد امسال کیف، مدادرنگی، دفتر صد برگ و تراش رومیزی نخرد تا شاید گرانی ارزان و تورم تحملپذیر شود. او به دخترکش وعده میدهد در طول سال تحصیلی فکری برای کیف نو و لوازمالتحریر نو خواهد کرد. دختر اما کوچکتر از آن است که معنی تورم را بداند و مرهمی بر زخمهای بیپایان پدرش بگذارد.
حالا دیگر شهریور یادآور روزهای رنگی و بازار داغ لوازمالتحریر نیست. حالا دانشآموزانی که با شور و شوق لیستی از مایحتاج سال تحصیلی تهیه کردهاند، دست خالی به خانه برمیگردند تا از حفرهای تاریک به زندگی نگاه کنند و در آستانه رسیدن مِهر خالی از شعف به روز اول مدرسه بیندیشند.
مردی تقریبا ۳۵ ساله که همراه دو دخترش برای خرید آمده میگوید: کودکیهایم را به خاطر دارم، آن زمان پدرها با دست باز برای اول مهر خرید میکردند و خبری از گرانی نبود؛ اما امروز ما پدرها باید با کلی استرس بچههایمان را برای خرید بیاوریم و با اوقات تلخ به خانه برگردیم. این رسمش نیست!
بله رسمش نیست که پدر با قد و قامتی استخوانی در پیچ خیابان خودش را نفرین کند و روزگار را لعنت که اینگونه پیش بچههایش شرمسار شده و لیست دخترانش را یک در میان میخرد تا شوق و ذوق لابهلای هیاهو گم شود و لبخندها یک در میان محو شوند.
فروشنده لوازمالتحریر در خیابان نادری میگوید: نرخ لوازمالتحریر مانند بسیاری از اقلام و کالاهای موجود در بازار به نرخ ارز بستگی دارد، کاغذ مورد نیاز لوازمالتحریر تماماً وارداتی است و کارهای صحافی آن داخل کشور انجام میشود؛ مواد اولیه برخی کالاها مانند خودکار و قلم نیز وارداتی است اگرچه پاک کن از مواد اولیه پتروشیمی داخلی تهیه میشود اما آنهم با افزایش قیمت مواجه شده است.
او تصریح میکند: قدرت خرید مردم به شدت کم شده و برای تهیه لوازمالتحریر ساده ایرانی باید بیش از یک میلیون تومان هزینه کنند. این البته منهای قیمت کیف است که قیمتش سر به فلک گذاشته و به کالایی دور از دسترس بدل شده است.
مِهر پشت در است و کودکی که بغض دارد اما مداد گُلی ندارد پلک برهم گذاشته، شاید به خواب رود تا ماه به دیدارش بیاید و از پیراهنش کیف و مداد رنگی و خطکش فلزی درآورد و به دستش دهد. آن وقت لابد تبسم سراغ لبهایش را خواهد گرفت و ترنم سال تحصیلی جدید در تلاطم آخر شهریور سراغش را خواهد گرفت!






