شهید ثالث (دومین شهید محراب)
- شناسه خبر: 82292
- تاریخ و زمان ارسال: 20 اردیبهشت 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

به مناسبت صد و هشتاد و یکمین سالگرد شهادت شهید ثالث
(روایت سینه به سینه)
صالح شهیدی
حاج ملامحمدتقی برغانی (دومین شهید محراب) مثل همیشه قبل از خروسخوان با وضو از خانه خود در انتهای بنبست شهیدی (خیابان مولوی) همجوار با منزل اخوان بهشتیها بود، او برای ادای فریضه نماز صبح از جلوی خانههای فرزندانش آرامآرام به سوی شاهد معبود مثل همیشه دعا میخواند و میرفت؛ تا از پل چوبی رودخانه فصلی ارنزک(ارنجک) گذشت. از پشت درختان توت هرات و نارون در زیر نور مهتاب بدون فانوسکش از جلوی محله قملاق و مسجد صالحیه مثل همیشه میگذرد، پنجاه قدم بالاتر به درگاه مسجد خود میرسد. مسجدبان منتظر در را باز میکند و چراغ موشی و پیهسوز در دو سوی محراب از پشت ستونهای چهارگوش ضخیم دو متر در دو متر با طاقهایی که هنوز هم مستحکم و پابرجاست، نور ضعیفی در فضای وسیع با سقف کوتاه، سایهروشنهای خفیف لرزانی را پدید آورده بود. و اما بعد …
شیخ شجاع با شایعاتی که در رفت و آمد افراد ناشناس که در شبهای آخر به هنگام نماز صبح شنیده بود توجه و تعجبی نمیکرد! برای انسان شهادتطلبی چون او قابل اعتنا نبود. عجب که خود نیز اشباح متحرکی را با کلاههای مشکوک در آن سوی رودخانه چند شب قبل از ضربت خوردن مشاهده کرده بود. و حتی مریدان و مستمعین منبر یومیه بعد از موعظه که با سبّ و لعن شیخیه و بابیه خاتمه مییافت عواقب هولناکی را تصور میکردند؛ که اتفاقا در همان سحرگاه خونین 19 ذیقعده به وقوع پیوست و جان خود را بعد از 3 روز تشنگی که قادر به باز کردن لب و دهان پرگوهرش نبود فدای عقیده و ایمانکرد. بنا به اعتراف قاتل اعدامی که گفت «سر از سجده بلند کردند گفتند باباجون مگه من چه کردم» با زوبین به دهان و دندانش فرو کردیم و از پشت ستونهای پهن و سایههای تند و تاریک به درون قنات از مسجد خارج و به از همان دهانه قنات حلال آب فرار کردیم. سپس شیخ نیرومند با فریاد و نالهکنان با دو دست روی دهان و بینیاش که خون فوران میکرد به سرعت خود را به آستانه مسجد رساند که فرش و حصیرها و در دیوار مقدس مسجد آلوده نگردد.
آری با همین سرعت و سادگی، رسانه و بلندگوی ضدتبلیغات اسلام راستین، افشاگر ماهیت تفرقهافکنان آل عبدالعزیز سعودی رهبر وهابیان حنبلی بابیگری و افول شیخیگری را با تکفیر شیخ احمد احسایی در عراق و ایران خاصه (قزوین، اصفهان، کرمان و کرمانشاه) بیاعتبار کرد و حتی فرزند ارشدش هم بر علیه اعتقادات هپروتی پدرش اعلامیه داد و در ادامه به دستگیری و نقشه فتنهگرانی که تا براندازی حکومت قاجار و ترور نافرجام ناصرالدین شاه هم کشیده شد؛ که بعد از فاجعه قتل امیرکبیر مهمترین آرزوی استعمارگران روس و انگلیس بود که هر موضوع و جریانی را با هزینههای هنگفت و نامرئی بزرگنمایی میکردند تا منجر به تفرقه و دشمنی گردد و اتحاد مردم را بر هم زند؛ خاصه از طریق انشعاب در مذهب و مرام که دیگر این سیاستها برای ملت ایران نخنما و پوسیده شده است. آری خون شهید محراب هنوز هم میجوشد.
زیرنویس 1: برگرفته از شجره خانواده شهیدی صالحی
زیر نویس 2: مجلس موعظه در مسجد شهید ثالث







