سفر به روستای «زرگر» با مردمانی از نژاد رومانی
- شناسه خبر: 36819
- تاریخ و زمان ارسال: 21 خرداد 1403 ساعت 07:30
- بازدید :

رومینا اسماعیلیپور
مردم، اغلب زبان رومانیایی را از فهرست زبانهای رومی فراموش کردهاند. زبانهای رومی شامل فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی و پرتغالی هستند که بسیار قابل توجه میباشند. اما، رومانیایی به همه اینها مرتبط میشود.
با وجود داشتن کلمه رومی، «Roman» رومانیایی یک زبان رومی مستقل نیست. از نظر جغرافیایی توسط بالکان از سایرین جدا شده است و به لطف همسایگان اسلاوی خود، تأثیر قابل توجهی از اسلاوها دارد.
24 میلیون نفر زبان بومیشان رومانیایی است و تقریباً 4 میلیون نفر زبان رومانیایی را به عنوان زبان دوم خود صحبت میکنند. رومانیایی زبان رسمی مردم رومانی است. در رومانی، 93 درصد از مردم رومانیایی را به عنوان زبان اول خود صحبت میکنند. اکثر کلمات رومانیایی از ریشه لاتین یا رومی میآیند. برخی میگویند تا 72 درصد از کلمات رومانیایی ریشه لاتین دارند و حدود 10 تا 15 درصد از واژگان رومانیایی از زبان اسلاو میآید.
قبل از اینکه رومیان این سرزمین را فتح کنند، مردم داکی در منطقهای که رومانی امروزی است زندگی میکردند. هنگامی که رومیها در سال 106 پس از میلاد بر داکیها پیشی گرفتند، زبان لاتین خود را به زور به آنها تحمیل کردند.
اما زبان رومانی چه ارتباطی با ایران و در قیاس کوچکتر با استان قزوین و کمی دقیقتر، یکی از روستاهای کوچک اطراف این استان میتواند داشته باشد؟
آیا تا به حال آوازهی روستایی در ایران که مردم آن، اصالتی اروپایی دارند و به زبانی غیر از فارسی و زبانهای محلی ایرانی مسلط هستند، به گوش شما رسیده؟ روستای زرگر، یکی از جاهای دیدنی قزوین است که مردم آن به غیر از زبان فارسی و ترکی قزوینی، به زبان رومانو صحبت میکنند!
روایتهای بسیاری درباره اصالت اهالی این روستا و چگونگی رسیدن این قوم به داخل فلات ایران وجود دارد که در این گزارش با آن بیشتر آشنا خواهیم شد.
زرگر در ۲۲ کیلومتری شهر آبیک و در جهت غربی آن قرار دارد. شهر قزوین با فاصله ۵۱ کیلومتر از روستای زرگر آبیک، در جهت شمال غربی این روستا واقع شده است و تاکستان نیز در غرب زرگر قرار دارد.
از ریلهای راهآهن که میگذرم به زمینهای وسیع و مملو از گندمزار میرسم که در زیر تابش نور خورشید میدرخشند و بیشباهت به زنجیرهای باریک طلا که در وزش ملایم نسیم، خود را آرام به اطراف تاب میدهند نیست.
پس از عبور از این زمینها به تابلویی میرسم که حضور میهمانان را به روستای زرگر خوشآمد میگوید.
روستا خلوت است. برخلاف تصاویری که از آن در فضای مجازی به چشم میخورد؛ چندان فضای سرسبزی ندارد. خانهها به سبک مدرن ساخته شدهاند و کمتر خانهای به سبک و سیاق قدیم در آن دیده میشود.
کوچهها و خیابانهایش اسم ندارند و وقتی به دنبال نشانی و یا آدرس میگردم، عابرین با مسجد و یا مغازهی فلانی سعی میکنند راه را نشانم بدهند.
طبق تحقیقات انجام شده ریشهی اجدادی مردم بومی روستای زرگر کماکان مشخص نیست. حضور مردمان روستایی در چند کیلومتری قزوین که به زبانی غیر از فارسی و ترکی، مسلط هستند، تاکنون معمایی بوده که کسی موفق به حل کردن آن نشده است.
یکی از مهمترین سوالها پیرامون اصالت اهالی روستای زرگر آبیک این است که چگونه میشود قومی در یکی از روستاهای کشور زاد و ولد کنند که هم ایرانی هستند و هم وضعیت ظاهری و جسمانی آنها مانند رنگ چشم، قد و هیکل با معیارهای اروپایی تطابق دارد؟ تاکنون پژوهشهای مختلفی درباره ادغام قوم ایرانی و اروپایی در روستای زرگر قزوین انجام شده است؛ اما هیچ کدام به نتیجه قطعی نرسیدهاند و نیاز به بررسی بیشتر دارند.
از افسانه تا واقعیت مهاجرت رومانیها به زرگر
برخی اعتقاد دارند که اجداد این قوم در گذشتههای دور به ایران مهاجرت کردند. طبق این گمانهزنیها، گفته میشود که عدهای از این افراد کوچنشین در نهایت به روستای زرگر رسیدند و به دلیل آب و هوای خوش، این منطقه را برای سکونت دائم خودشان انتخاب کردند.
مشخص نیست که اقوام رومانو از چه سرزمینی آمده و به چه علت در جهان پخش شدهاند؛ اما طبق این روایت، گفته میشود که رومانوها طایفهای با سبک زندگی عشایری بودند که قرنها قبل از مرزهای شمالی ایران به کشور ما وارد شده و در مناطق مختلف پخش شدند. آنها به تدریج یک جانشینی را انتخاب کردند و نوادگان آنها در حال حاضر در روستای زرگر آبیک زندگی میکنند.
روایتی دیگر میگوید که رومانوها اصالتا ایرانی هستند و به خاطر شجاعت و دلیری، بهعنوان سربازان قزلباش شاه عباس صفوی انتخاب میشدند. برخی نیز بر این باور هستند که زرگرها افرادی جنگجو و دلیر بودند و در هیچ زمانی با حکومتهای وقت، سر سازگاری نداشتند. به همین دلیل، حاکمان مختلف برای مصون ماندن از خطر، این قوم را در دنیا پخش کردند. البته مشخص نیست که چه حکومتی، در چه زمانی و از کدام کشور این تصمیم را گرفته است.
روایتی دیگر نیز درباره روستای زرگر وجود دارد که در آن از پیرمردی از اهالی روستای زرگر صحبت میشود که به گفته بسیاری از ریشسفیدان روستا، تمام حساب و کتابهای خود و کارهای نوشتاریاش را به زبان روسی انجام میداده است!
وجود چنین شخصی در این منطقه، معمایی به معماهای گذشته اهالی روستا اضافه کرده است. پس از فوت این پیرمرد، دیگر اثری از استفاده از زبان روسی در زرگر دیده نشده و به مرور، استفاده از زبان رومانو در میان مردم رایج شده است. برخی از اهالی روستا بر این باور هستند که اصالت آنها به غیر از روسیه به کشورهای رومانی و یونان برمیگردد. آنها اعتقاد دارند که اجدادشان از این کشورها به روستای زرگر مهاجرت کردهاند.
صحبت کردن به زبان رومانی باعث شده تا فرضیه داشتن اصالت ایتالیایی در بین بومیان این روستا قوت بیشتری بگیرد.
برخی از بومیان این منطقه، داستان سرگذشت سربازان رومی در چند هزار سال پیش را تعریف میکنند؛ این سربازان (۴۰۰ نفر) به گفته مردم زرگر در زمان جنگ میان ایران و رم به دست حاکم ایران اسیر میشوند؛ اما پادشاه به دلیل ورزیده و قوی بودن اندامهای سربازان، آنها را عفو میکند. در نهایت این سربازان، به نزدیکی قزوین میآیند و در اینجا ساکن میشوند.
در یک روایت دیگر آمده است که زرگرها به احتمال زیاد همان کولیهای اروپایی هستند که در گذشته سر از روستایی در اطراف قزوین سر درآوردهاند و برای همیشه در این ده ماندگار شدهاند.
چرا روستای زرگر؟
برای علت زرگر نامیده شدن این روستا نیز داستانهایی وجود دارد که در آن گفته میشود که زمانی که برای اهالی این روستا شناسنامه میگرفتند، زنان این منطقه به پیشهی ساخت زیورآلات مشغول بودند؛ به همین دلیل، نام روستا را زرگر گذاشتند.
پیشینهی ورود رومانوها به ایران
طبق بررسیها و تحقیقات انجام شده توسط همایون زرگر، محقق زرگری به نظر میرسد که رومانوها طی سه دوره وارد ایران شدهاند.
اولین بار در زمان حکومت بهرام گور، ۳۰۰۰ رومانو وارد ایران شده و به تدریج در نواحی مختلف ایران پراکنده شدند. دسته دوم که شامل هنرمندان، نویسندگان، زرگران، درودگران و آهنگران رومانیایی میشدند، در زمان سلطنت شاهپور اول به منظور احداث پل به ایران آمدند و دسته سوم در زمان حکومت نادرشاه افشار برای معماری، صنعتگری و طلاسازی به ایران مهاجرت کردند.
نقش مردم رومانی ایران در به قدرت رسیدن ساسانیان
همایون زرگر میگوید: من روی زبان رومانو کار کردم و از نظر تاریخی مطالعات زیادی درباره تاریخچه روستا انجام ندادم؛ اما پژوهشگرانی بودند که در این زمینه مطالعاتی را انجام داده بودند و چند سال پیش یافتههای آنها را دیدم. مستندترین روایت تاریخی از رومانوها این است که آنها مهاجرانی از هند و منطقه کشمیر بودند که در دوره ساسانیان به دلایلی از وطنشان مهاجرت میکنند. علت حرکت آنها از نظر تاریخی مشخص نیست؛ اما آنچه مسلم است این هست که ایل بزرگی بودند و تعدادی از آنها در مسیر مهاجرت، به ایران میآیند و دسته دیگری به اروپا میروند.
اسنادی نشان میدهد آنها پس از ورود به ایران در به قدرت رسیدن ساسانیان در ایران نقش داشتند و بعدها هم در دربار ساسانی نفوذ پیدا کردند. در صحبتهایی که با استادان تاریخ دانشگاه تهران داشتم آنها هم این نکته را رد نکردند که ایل رومانوها که در قدرت گرفتن ساسانیان در ایران موثر بودند، میتواند همان ایلی باشد که از هند به ایران آمده بود.
روستای زرگر قزوین، مرکز اصلی استقرار رومانوهای ایران
طبق نوشتههای درج شده در کتاب عالمآرای نادری و همچنین کتاب تاریخ جهانگشای نادری، تمام رومانوهایی که در ایران زندگی میکردند، با خواسته و میل خود در این سرزمین ماندگار شدند.
همایون زرگر میگوید: مرکز اصلی اقامت رومانوها در ایران همین روستای زرگر بوده و تعدادی از آنها بعدها به مناطق دیگری در کشور مهاجرت کردهاند. در اردبیل سه ده است که تعدادی از رومانو زبانها آنجا ساکن شده بودند؛ البته طبق آخرین اطلاعاتی که دارم، ساکنان این دهها در حال حاضر به کلی زبان رومانو را فراموش کردهاند و ترکی صحبت میکنند.
پراکندگی مردم رومانو در ایران
بخش دیگری از رومانو زبانهای ساکن ایران در روستای قشلاق زرگرها در شهریار ساکن هستند؛ اما طبق مستندات موجود، گروهی از آنها نیز به استان فارس و خوزستان مهاجرت کرده بودند. همایون زرگر میگوید:
در سال ۷۰، در سفری به فارس پیرزنی را دیدم که به طور پراکنده در صحبتهایش از کلمات زبان رومانو استفاده میکرد و آنجا بود که متوجه شدم در میان گروهی از عشایر هنوز این زبان رایج است. اما چون آن گروه در کوچ بودند، نتوانستم آنها را پیدا کنم.
طبق یافتههای به دست آمده در مطالعات همایون زرگر روی زبان رومانو، این زبان در مقطعی تحت تاثیر زبان ترکی رایج در میان ترکهای شاهسون قرار داشته و به همین علت، تعدادی از کلمات شاهسون وارد زبان رومانو شدهاند. همین شواهد، به علاوهی دیگر مستندات موجود، به ما نشان میدهند رومانوهای ساکن در منطقه آبیک قزوین، بازماندگان گروهی هستند که در دوران صفویه وارد ایران شدهاند.
۶ قرن از مهاجرت رومانوها به ایران میگذرد
احمد فرجی نیز در دایرهالمعارف شهرستان شهریار در مقالهای به این موضوع اشاره کرده است و میگوید:
زرگرها با استقرار در روم شرقی که ترکیه کنونی است، بهعنوان نیروی قزلباش به ایران پیوستند. بعضیها بر این باور هستند که زرگرها ۶۰۰ سال پیش از سمت آناتولی به دلیل ییلاق و قشلاق به ایران آمدند و در دوره صفویه در این مناطق مستقر شدند و تاکنون موفق شدهاند که زبان زرگری را که به نوعی زبان رومی نامیده میشود، حفظ کنند.
سرگذشت برادران مهاجر رومانی به زرگر
گرنوت ویندفوهر (پروفسور آلمانی) گزارشاتی درباره زبان زرگری در ایران دارد که مطابق با گفتهی بسیاری از بزرگان روستای زرگر است. در این گزارش آمده است که سه برادر طلاکار به نامهای احمد، سیفا… و زبدالملک توسط نادرشاه در سالهای ۱۷۳۷ تا ۱۷۴۷ از روم و امپراتوری عثمانی به ایران آورده شدند و زمینهای روستای زرگر کنونی به عنوان چراگاه قشلاقی و خمسه زنجان به عنوان چراگاه ییلاقی به این سه برادر واگذار شد؛ زیرا آنها بسیار با استعداد بودند و مهارت بالایی داشتند. احمد در زرگر، سیفا… در باقرآباد و زبدالملک در قره قباد ساکن شدند. آنها از مالیات و سربازی معاف بوده و تا زمان حکومت احمدشاه یعنی از (م۱۹۰۹ تا م۱۹۲۵) بهطور رسمی تحت حمایت دولت بودند.
احمد، سیفا… و زبدالملک در دوره حکومت رضاشاه، چراگاه ییلاقی خود را رها کردند و در چراگاه قشلاقی ماندگار شدند. طایفه زرگرها در سفرنامه میرزا محمدحسین حسینی فراهانی نیز توصیف شدهاند؛ سفرنامهای که به دستور ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۸۸۵م، هنگام سفر به قزوین به رشته تحریر درآمد.
پراکندگی زبان رومانی در ایران چگونه است؟
زبان زرگری تنها زبانی است که ویژگی اصلی زبان هندو آریایی خود را حفظ کرده است. زبان این روستا اولین بار در سال ۱۹۷۰ توسط گرنوت ویندفوهر، پروفسور آلمانی، مورد مطالعه قرار گرفت.
وی میگوید: زبان زرگری، نوعی زبان رومانی اروپایی است که شباهت زیادی به گویش مردم دره ماریزا در جنوب بلغارستان دارد. مدتها پس از ویندفوهر، سه پژوهشگر ایرانی روی این زبان مطالعه کردند. این مطالعات نشان داد که زبان زرگری علاوه بر روستاهای همجوار زرگر، باقرآباد ترک، زرگریهای ساکن آبیک، در قشلاق زرگرها در استان البرز، در شهریار و قوچان نیز تکلم میشود.
زبان زرگری، زبانی رمزی در جنگ ایران و عراق
به گفته یکی از اهالی این روستا که به نسبت دیگران از تاریخچه روستای زرگر آگاهتر است، هیچکس به غیر از زرگرها متوجه زبان رومانی رایج در میان آنها نمیشود. وی میگوید که در زمان جنگ ایران و عراق، آنها برای صحبت پشت بیسیم از این زبان استفاده میکردند تا عراقیها متوجه حرفهای آنها نشوند.
فرهنگ مردم روستای زرگر
مردم زرگر بسیار مهماننواز و بامحبت هستند؛ به همین دلیل در زمان صحبت با غریبهها، آرام و شمرده صحبت میکنند تا غیر رومانوها هم متوجه صحبت آنها بشوند.
با هرکس که در روستا مشغول صحبت میشوم با اصرار فراوان برای ناهار به منزلشان دعوتم میکند.
یکی از نوازندههای اهل زرگر برایم تعریف میکند: مردم روستای زرگر علاوه بر تفاوت زبان در بخش موسیقی نیز تفاوتهای زیادی با سایر اقوام کشور دارند و موسیقی در بین اهالی این روستا از اهمیت بالایی برخوردار است.
مردم بومی زرگر برای استقبال از مهمانان خود، سنتهای مخصوصی دارند. آنها برای میهمان ارزش بسیاری قائل هستند و با سازی محلی به نام چوگور به استقبال آنها خود میروند. همینطور برای آنها «آیرانه سی» نوعی دوغ خنک شده با تکههای یخ که روی آن با کره پر شده است میآورند.
البته این فرهنگها کم و بیش به دست فراموشی سپرده شده و کمتر دیده میشود که افرادی در زرگر به آن پایبند باشند.
زنان و مردان زرگر، باوفاترین مردمان ایراناند
وفاداری در روابط عاطفی زناشویی در میان اهالی روستای زرگر بسیار پررنگ است؛ به حدی که بانویی که همسر وی فوت شده است، ازدواج مجدد نمیکند. همچنین ضمن در این روستا ازدواج مجدد مردان متاهل، عملی ناشایست تعریف میشود. تعصب و پایبندی به خانواده، یکی از قوانین مهم خانوادهها در روستای زرگر است. در این منطقه هیچ خانوادهای از هم نمیپاشد و آمار طلاق بسیار پایین است.
زن در بین اهالی روستای زرگر، جایگاه ویژهای دارد. آنها به زنان و دختران، احترام بسیاری میگذارند و زن در فرهنگ آنها، حکم ملکه خانه را دارد.
فراموشی تدریجی زبان رومانی در روستای زرگر
زبان رومانو در روستای زرگر اگرچه بین مردم همچنان جاری است و خیلی از زرگریها تلاش میکنند تا این زبان را از کودکی به بچههایشان بیاموزند اما کم نیستند بچههای نسل جدیدتر که به این زبان صحبت نمیکنند. هورا یکی از آنهاست، دختری ۲۸ ساله که میگوید: زبان رومانو را میفهمم اما نمیتوانم به این زبان صحبت کنم. در خانهی ما به زبان فارسی صحبت میکنند، ما هم از بچگی این زبان را یاد نگرفتیم، البته متوجه میشوم که چه میگویند اما خودم نمیتوانم جملهبندی و صحبت کنم.
آنطور که یکی از اهالی میگوید بسیاری از خانوادهها در روستای زرگر با بچههایشان به زبان رومانو حرف نمیزنند. این فاصله گرفتن از زبان مادری و جایگزینی تدریجی زبان فارسی در خانههای روستای زرگر درباره بچههای دهههای ۷۰ و ۸۰ جدی تر هم هست. از سوی دیگر، ازدواج با افرادی که بومی روستا نیستند و همچنین مهاجرتها هم تاثیرگذار بوده است.
به نحوی که در حین پرسوجو از اهالی برای صحبت و پیدا کردن اطلاعات روستا بارها به افرادی برخوردم که میگفتند ما بومی اینجا نیستیم و همسرمان زرگری است.
به اعتقاد محلیها بخشی از تغییرات زبان رومانو تحت تاثیر افرادی است که از شهرهای دیگر به روستا میآیند. آنها مدتی پس از سکونت در این روستا، زبان رومانو را یاد میگیرند اما چون نمیتوانند با ادبیات اصیل آن را صحبت کنند، خودشان در آن تغییراتی میدهند.
سفر فرانسوی و انگلیسیها به زرگر برای پیدا کردن مردمانی با گویش رومانی
در یکی از فیلمهای کوتاهی که از روستای زرگر و در بخش آرشیو مشاهده کردم اشاره شده بود که: نکته جالب درباره رومانوزبانها این است که آنها در جستوجوی افراد همزبان خود هستند. چند سال پیش بود که بعضی از جوانان روستای زرگر پیامی را به زبان رومانو در اینترنت منتشر کردند و گفتند ما در این نقطه از ایران به این زبان صحبت میکنیم و از افرادی که این زبان را میفهمند خواستند تا با آنها تماس بگیرند. بعد از انتشار این پیام بود که سه نفر روما، یک کانادایی، یک انگلیسی و یک فرانسوی به ایران آمدند. گفتند که سالها پیش یک بار در سفری به ایران آمده بودند تا بازمانده روماها را پیدا کنند و به دنبال آنها تا فارس و خوزستان رفته بودند اما مقر اصلی روماها یعنی همین روستای زرگر را پیدا نکرده بودند.
رومانو زبانهای پراکنده در جهان اگرچه هر کدام در کشوری ساکناند اما پرچمی با نماد یک چرخ برای تعریف هویت خودشان دارند.
تلاش برای ثبت زبان رومانی
یکی از جوانان روستای زرگر که با تعدادی از افراد در خارج از ایران در ارتباط است، میگوید: گروهی از رومانوهای ساکن کشورهای اروپایی، تلاشهایی برای ثبت زبان رومانو در یونسکو آغاز کردهاند. آنها میخواهند این زبان را بهعنوان شاخهای از زبانهای هند و اروپایی در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت کنند. کمترین نتیجه ثبت این زبان در فهرست میراث مورد حمایت یونسکو این است که شاید رومانوییها بتوانند توجه جهانی را برای حفظ این زبان جلب کرده و حمایتهایی برای صیانت و پیشگیری از نابودی از آن دریافت کنند.






