آیا پردههای تردید کنار زده شده است؟
- شناسه خبر: 79220
- تاریخ و زمان ارسال: 23 اسفند 1404 ساعت 07:30
- بازدید :
ولیا… حسینزاده
در جهان سیاست، همواره میان ادعا و واقعیت فاصلهای قابلتأمل وجود داشته است. بسیاری از سیاستمداران و صاحبان قدرت، برای تثبیت جایگاه خود در افکار عمومی، چهرهای انسانی و بشردوستانه از خود ترسیم میکنند. آنان با تکرار مفاهیمی چون «حقوق بشر»، «آزادی» و «صلح جهانی»، میکوشند حمایت جامعهی جهانی را بهدست آورند. اما مرور تاریخ نشان میدهد که این شعارها، در بسیاری از موارد، بیش از آنکه از سر باور و تعهد باشد، پوششی برای منافع سیاسی و اقتصادی بوده است.
قانون در جنگ؛ اخلاقی فراموششده
مطالعهی تاریخ تعدادی از جنگهای جهانی و منطقهای نشان میدهد که حتی در سختترین میدانهای نبرد، قوانین و چارچوبهای اخلاقی جنگ مورد توجه بوده و نقض آنها موجب واکنش منفی جامعهی جهانی میشد. فرماندهان نظامی و رهبران سیاسی، در صورت تخطی از اصول انسانی، باید پاسخگو میبودند. اما امروز، این اصول بیش از هر زمان دیگری بویژه از سوی رژیم صهیونیسم و آمریکا قربانی سیاستورزی قدرتمداران شده است.
ترامپ؛ از مدعی صلح تا شریک تجاوز
در همین چارچوب، دونالد ترامپ پیش از ورود به کاخ سفید، خود را رئیسجمهوری صلحطلب و مدافع حقوق بشر معرفی کرد. سخن از تفاهم، مردمسالاری و آزادی میزد و خود را ناجی ملتها جلوه داد. با این حال، تجربه نشان داد که ادعاهای او بیش از آنکه بر مبنای وجدان انسانی باشد، ابزاری برای فریب افکار عمومی بود.
همراهی مستقیم ترامپ در جنگ دوازدهروزه و نیز نقش آشکار او در تحمیل جنگی تازه و غیرقانونی علیه ایران، پرده از چهرهی واقعی وی برداشت. ادعای صلحطلبی رئیسجمهور آمریکا در بوتهی آزمون فرو ریخت؛ و امید آن بخش از جامعهی ایران و جهان که چشم به وعدههای او دوخته بودند، به یأس بدل شد.
در برخی کشورها نیز ـ بهویژه در جایی که میان حاکمیت و بخشی از جامعه فاصله و شکاف وجود داشت ـ گروههایی چشم امید به او دوخته بودند تا شاید با تکیه بر حمایت وی، آزادی و دموکراسی را تجربه کنند اما غافل از این بودند که ترامپ صرفا به دنبال منافع آمریکا و شخص خود میباشد.
در ایران نیز بخشی از جامعه که نسبت به رفتارها و رویکردهای حاکمیت انتقادهایی بهحق داشته و دارند و از اصلاح اساسی امور ناامید شده بودند؛ نگاه خود را به اقدامات ترامپ دوخته بود. اما همراهی مستقیم وی در جنگ دوازدهروزه و سپس تحمیل جنگی دیگر ـ غیرقانونی، ناموجه و قلدرمآبانه ـ به ایران، ادعاهای دروغین او را بر باد داد.
جنایتی که وجدان بشریت را لرزاند
در نخستین ساعات تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران در نهم اسفندماه، یکی از اهداف مورد حمله، مدرسهای دخترانه در میناب بود که منجر به شهادت بیش از ۱۷۰ دختر معصوم و بیگناه شد. همین یک جنایت کافی بود تا بسیاری از کسانی که به ترامپ خوشگمان بودند، از خواب غفلت بیدار شوند و دریابند که آزادی و دموکراسی را نمیتوان در سایهی گلولهی بیگانه جست.
نقض آشکار حقوق بشر در سایهی سکوت جهانی
تنها در چند روز نخست این جنگ نابرابر، تعدادی از بیمارستان و مراکز درمانی، مرکز هلال احمر، مدرسه، منزل مسکونی، بنای تاریخی و زیرساختها هدف قرار گرفت. فهرستی طولانی از جنایاتی که آشکارا قوانین بینالمللی جنگ را نقض میکند، اما با سکوتی سنگین از سوی همان نهادهایی مواجه شد که مدعی پاسداری از حقوق بشرند.
ضرورت همبستگی ملی
امروز، زمان آن است که پردههای تردید از برابر چشمان جامعه کنار رود. آنان که عدالت و آزادی را در بیگانگان جستوجو میکردند، باید دریابند که دموکراسیِ صادرشده از لولهی تفنگ بیگانه آن هم در چهرههایی همچون ترامپ و نتانیاهو هرگز جز ویرانی و تحقیر و در نهایت تجزیه ایران بزرگ، به بار نخواهد آورد.
در شرایط کنونی، هرچند نقد و گلایهی بهحق از حاکمیت همچنان وجود دارد، اما هنگامیکه دشمن حتی ابتداییترین اصول انسانی و قوانین جنگ را رعایت نمیکند؛ وظیفهی ماست که در کنار یکدیگر بایستیم و میهن را از گزند دشمن مصون نگه داریم. اختلافات و مطالبات داخلی را میتوان پس از پایان جنگ، با عزمی جدیتر و خواستی روشنتر دنبال کرد.
سخن پایانی
تجربه نشان داده است کسانی که به عهد و قانون پایبند نیستند، بهراحتی وعدههای خود را نیز زیر پا میگذارند. آنان نمیتوانند و نمیخواهند پیامآور آزادی و دموکراسی باشند. تاریخ بهروشنی گواهی میدهد که «منجیان دروغین»، روزی مورد نفرت همان مردمی قرار میگیرند که زمانی فریب شعارهایشان را خوردند؛ همانگونه که در عراق ، لیبی، سوریه و … چنین شد.




