زبان تصویر در شهر، دچار لکنت شده است
- شناسه خبر: 62747
- تاریخ و زمان ارسال: 25 تیر 1404 ساعت 07:21
- بازدید :

با گسترش تبلیغات محیطی، بنرهای مناسبتی، تابلوهای فرهنگی و شعارهای شهری آنچه بیش از همه در معرض آسیب قرار گرفته، کیفیت ارتباطی این پیامهاست؛ مفاهیمی که یا به ابتذال کشیده شدهاند یا در بینظمی محتوایی گم شدهاند.
این پدیده، بهویژه در سالهای اخیر و در جریان حوادث و بحرانهای ملی و منطقهای، نمود بارزتری یافته است؛ از انتشار نمادهای خالی از معنا تا تکرار بیوقفهی پیامهای بیمخاطب و بیاثر.
همهی این موارد نشاندهندهی فقدان یک سیاست ارتباطی مبتنی بر سواد بصری و مدیریت حرفهای محتوا در فضای عمومیاند.
برای واکاوی دقیقتر این بحران، به سراغ «فرانک ایلشاهی»، پژوهشگر و مدرس حوزهی سواد رسانهای و طراحی گرافیک رفتیم.
در این گفتوگوی تخصصی، دربارهی چیستی سیمای شهری، اصول طراحی پیامهای محیطی، نسبت گرافیک و روان جامعه و راهکارهای خروج از بحران تصویر در شهرها سخن گفتیم.
این گفتوگو، دعوتی است به تاملی دوباره دربارهی تصویری که شهر از ما نشان میدهد، و ما از شهر.
ـ در ابتدا لطفاً بفرمایید منظور از «سیمای شهری» یا «هویت بصری شهر» چیست و چرا این مفهوم برای مدیریت شهری امروز اهمیت فزایندهای یافته است؟
سیمای شهری، در معنای گسترده، به مجموعهای از ویژگیهای بصری یک شهر اطلاق میشود که به شکلدهی هویت و تجربهی زیستی شهروندان کمک میکند.
این ویژگیها شامل عناصر طبیعی و ساختهشدهای مانند ساختمانها، خیابانها، فضای سبز، مبلمان شهری، تابلوهای تبلیغاتی، رنگبندی معابر، نورپردازی و حتی نحوهی تعامل مردم با محیط است.
در واقع، سیمای شهری نمایانگر زبان دیداری شهر است؛ زبانی که پیامهایی را به مخاطب منتقل میکند و در شکلگیری حس تعلق، غرور محلی و هویت جمعی نقش کلیدی دارد.
امروزه با رشد سریع شهرنشینی و افزایش تبلیغات محیطی، اهمیت این زبان دیداری دوچندان شده است؛ چراکه کیفیت آن مستقیماً بر سلامت روانی شهروندان، جذابیت گردشگری و حتی تصمیمهای سرمایهگذاری اثرگذار است.
هرگونه آشفتگی یا ناهماهنگی در این فضا میتواند به انزوای فرهنگی، کاهش کیفیت زندگی و تخریب سرمایهی اجتماعی منجر شود.
– سواد بصری دقیقاً به چه معناست و چرا در مدیریت شهری اهمیت دارد؟
سواد بصری، شاخهای از سواد رسانهای است که به توانایی تفسیر، تحلیل، تولید و نقد پیامهای دیداری میپردازد. این مفهوم، فراتر از درک سطحی تصاویر است و شامل شناخت نسبت میان نمادها، رنگها، فرمها و متن در زمینهای فرهنگی و اجتماعی میشود.
در فضای شهری، سواد بصری نهفقط برای مخاطب، بلکه برای طراحان، مدیران شهری و تصمیمگیرندگان نیز حیاتی است.
متاسفانه در بسیاری از شهرهای ما از جمله قزوین، این سواد بهاندازهی کافی نهادینه نشده است.
نتیجه، پیامهایی است که گاه بیمعنا، آشفته یا حتی آسیبزا برای روان و فرهنگ عمومیاند.
سواد بصری، اگر بهدرستی به کار گرفته شود، ابزاری است برای گفتوگوی اجتماعی، آموزش فرهنگی و ارتقای زیبایی محیط نه صرفاً وسیلهای برای تکرار شعارهای کلیشهای.
– ضعفهای عمده در طراحی و مدیریت تابلوهای شهری چیست و این ضعفها چگونه بر تجربهی روزمرهی شهروندان اثر میگذارد؟
این ضعفها را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
1ـ عدم مخاطبشناسی: پیامهایی طراحی میشوند که ارتباطی با سن، فرهنگ یا دغدغهی مخاطب ندارند؛ نتیجهاش بیتفاوتی یا حتی دلسردی است.
2ـ ضعف طراحی گرافیکی: رنگهای ناهماهنگ، فونتهای ناخوانا، چیدمان شلوغ یا تصاویر بیکیفیت؛ پیام را به مانعی بصری تبدیل میکنند.
3ـ فقدان انسجام فرهنگی: پیامهایی که با تاریخ، زبان و ارزشهای محلی همخوان نیستند، احساس طردشدگی و بیگانگی ایجاد میکنند.
4ـ تکرار و ابتذال: استفادهی بیرویه از شعارهای دستوری و کلیشهای، باعث کاهش اعتبار پیام و بیاعتمادی نسبت به نهادهای متولی میشود.
این ضعفها در زندگی روزمره، به شکل خستگی روانی، نادیدهگرفتن پیامها و کاهش مشارکت اجتماعی بروز مییابند.
– اصول و قواعد کلیدی طراحی پیامهای محیطی چیست؟
طراحی پیامهای شهری باید مبتنی بر مجموعهای از اصول علمی و زیباشناختی باشد:
وضوح و سادگی: پیام باید در کمتر از ۳ ثانیه قابلدرک باشد.
خوانایی: رنگها و فونتها متناسب با نور و فاصلهی مخاطب انتخاب شوند.
تناسب با محیط: طراحی باید با بافت فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی منطقه هماهنگ باشد.
هماهنگی بصری: تعادل میان تصویر، رنگ، فضا و فرم ضروری است.
هدفگذاری ارتباطی: مشخص باشد که پیام آموزشی، هشداردهنده یا انگیزشی است.
پایداری زیستمحیطی: مواد و ساختارها کمترین آسیب را به محیط وارد کنند.
قابلیت بهروزرسانی: پیامها باید انعطافپذیر و قابل تطبیق با شرایط جدید باشند.
– دربارهی نظارت بر محتوای تابلوهای شهری چه نکاتی حائز اهمیت است؟
نظارت، حلقهای کلیدی در مدیریت سیمای شهری است که اغلب نادیده گرفته میشود. برای ارتقای کیفیت پیامها چند مورد را پیشنهاد میکنم که در دستور کار قرار گیرد:
ـ ایجاد شورای تخصصی با حضور طراحان، ارتباطگران، روانشناسان و فرهنگپژوهان
ـ تدوین دستورالعملهای مشخص برای طراحی و محتوای پیامها
ـ برخورد قانونی با موارد غیرحرفهای یا توهینآمیز
ـ آموزش مستمر مدیران و مجریان تبلیغات شهری
ـ راهاندازی سامانههای مشارکت مردمی برای پایش محتوای محیطی
– چه راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدتی برای بهبود سیمای شهری وجود دارد؟
در کوتاهمدت:
بازنگری فوری آییننامههای تبلیغات شهری
تشکیل شورای محتوای شهری با اختیار تصویب یا رد طرحها
آموزش کاربردی مدیران شهری و پیمانکاران
کمپینهای آگاهیبخشی دربارهی زیبایی و معنای فضاهای عمومی
در بلندمدت:
گنجاندن سواد بصری در آموزشهای رسمی مدیریت شهری
حمایت از پژوهشهای فرهنگی و بصری بومی
توسعهی زیرساختهای هوشمند تبلیغات محیطی
جلب مشارکت فعال نهادهای مدنی و شهروندان
ـ آیا ظرفیت استفاده از هنر عمومی در سیمای شهری نادیده گرفته شده است؟ نقش هنرمندان مستقل را چگونه میبینید؟
قطعاً بله. در بسیاری از شهرهای دنیا، از هنرهای شهری مانند نقاشی دیواری، چیدمانهای محیطی، مجسمهسازی و نورپردازی تعاملی برای انتقال پیامهای فرهنگی و تقویت هویت محلی استفاده میشود. اما در اغلب شهرهای ما، نگاه به هنر، ابزاری، موسمی و غیرساختاری است.
هنرمندان مستقل میتوانند با نگاه خلاق و مشارکتی، فضاهایی خلق کنند که زیبا، معنادار و در ارتباط با حافظهی جمعی باشند. حذف آنان از فرآیند تصمیمسازی، یعنی محرومکردن شهر از زبان احساس و تخیل.
– در شرایط بحران (مثل سیل، جنگ یا حملات سایبری)، پیامهای محیطی چه نقشی دارند و چه نکاتی باید رعایت شود؟
در بحرانها، پیامهای محیطی نباید صرفاً هشداردهنده یا تبلیغاتی باشند؛ بلکه باید آرامبخش، اعتمادساز و مبتنی بر واقعیت باشند.
نوع تصویر، رنگ، مکان نصب و حتی لحن جملهها، میتواند سطح اضطراب یا آرامش شهروندان را تعیین کند.
در بحرانهای اخیر ـ مثلاً در جریان حمله به زیرساختهای کشور یا دورههای ناآرامی ـ شاهد پیامهایی بودیم که نهتنها مؤثر نبودند، بلکه با اغراق و شعارزدگی، بیاعتمادی مردم را بیشتر کردند.
در اینجا سواد بصری نقشی حیاتی پیدا میکند: برای ساخت پیامهایی واقعی، انسانی و مؤثر نه گمراهکننده یا تهدیدزا.
– جمعبندی شما برای مدیران شهری و فعالان فرهنگی چیست؟
سیمای شهری، آیینهای است از فرهنگ، هویت و سلامت اجتماعی؛ نباید اجازه داد این آیینه با پیامهای سطحی، تحمیلی یا توهینآمیز تیره شود.
اگر شهر را رسانهای زنده بدانیم، باید سواد رسانهای را در مدیریت آن جاری کنیم، سواد و دانشی که به پیامها معنا میدهد و به شهروندان احترام میگذارد.
شهر، رسانهای تعاملی است؛ احترام به این رسانه یعنی احترام به شهروندان و آیندهی شهر.







