رویای ملتها یا تجارت فیفا؟!
- شناسه خبر: 85601
- تاریخ و زمان ارسال: 6 تیر 1405 ساعت 07:30
- بازدید :

هیوا مافی
تصمیم فیفا برای افزایش تیمهای جام جهانی شاید جنجالیترین تصمیم تاریخی این نهاد باشد. اتفاقی که طرفدارانش آن را دموکراتیزه شدن فوتبال مینامند و مخالفانش از آن به عنوان تجاریسازی بیش از حد یاد میکنند. اما حقیقت، جایی میان این دو نگاه قرار دارد.
از یک سو جام جهانی ۴۸ تیمی پیامی روشن دارد: فوتبال دیگر در انحصار چند کشور خاص نیست. سالها بود که کشورهای کوچک آسیا، آفریقا و حوزه کارائیب برای رسیدن به جام جهانی باید از سد غولهایی عبور میکردند که فاصلهشان با آنها چند دهه توسعه فوتبالی بود. حالا اما فرصت بیشتری در اختیار این کشورها قرار گرفته است. فرصتی برای دیده شدن، رشد کردن و ساختن رویا. نتایج اولیه نشان داده که فاصله سنتی میان قدرتها و تیمهای کوچک کمتر شده و تیمهای کوچک در بسیاری از مسابقات موفق شدهاند غولهای فوتبال را متوقف کنند و حتی آنها را به دردسر بیندازند. اما هر انقلابی هزینه دارد. مهمترین انتقاد به جام جهانی ۴۸ تیمی، کاهش احتمالی کیفیت مسابقات است. وقتی فاصله امکانات، زیرساخت و سرمایهگذاری فوتبالی میان برخی کشورها بسیار زیاد است، طبیعی است که بخشی از بازیها یکطرفه شود. جدیتر از آن، نحوه توزیع سهمیههاست. اروپا همچنان قویترین قاره فوتبال جهان است، اما در سیستم فعلی ممکن است تیمی مانند ایتالیا پشت درهای مسابقات بماند، در حالی که در آمریکای شمالی، عملا بخش بزرگی از کشورها شانس بالایی برای صعود پیدا کردهاند. کونکاکاف ۶ سهمیه مستقیم و دو سهمیه پلیآف دریافت کرده است. رقمی بالا نسبت به تعداد تیمهای مدعی این منطقه. در مقابل، رقابت در اروپا همچنان فوقالعاده دشوار باقی مانده است. به زبان ساده ممکن است تیمی با سطح فنی بسیار بالا در اروپا حذف شود اما تیمی ضعیفتر از منطقهای دیگر به جام جهانی برسد. افزایش تعداد مسابقات یعنی فشار بیشتر بر بازیکنان. امروز بسیاری از ستارههای بزرگ سالانه بیش از ۶۰ مسابقه انجام میدهند. اضافه شدن بازیهای بیشتر در جام جهانی میتواند خطر مصدومیتها و افت کیفیت فنی را افزایش دهد.جام جهانی ۴۸ تیمی نه کاملا اشتباه است و نه کاملا بینقص. این فرمت جدید رؤیاهای بیشتری خلق میکند، ملتهای بیشتری را وارد جشن جهانی فوتبال میکند و شانس شگفتی را افزایش میدهد. در عین حال، خطر افت کیفیت، بیعدالتی در سهمیهبندی و فرسودگی بازیکنان را نیز به همراه دارد. باید پذیرفت که فوتبال جهان تغییر کرده و وارد مرحله تازهای شده است. اما شاید مهمترین سوال این نباشد که ۴۸ تیمی خوب است یا بد؟ سوال اصلی این است: آیا فوتبال میتواند در عین بزرگتر شدن، روح خودش را نیز حفظ کند؟




